از فردای اعتراضات خیابانی، مردم جان به لب رسیده در اقصی نقاط خاک میهنمان از خانه ها بیرون زده و به کف خیابان ها آمدند. مخاطب من، حالا اگر یادش باشد، در سال ۱۴۰۱ بعداز قتل دولتی «مهسا امینی» در گشت ارشاد، و در پس امواج خروشان انسانی، خواننده نسل جوان «شروین حاجی پور» کمبودها، محرومیت های اقشار مختلف جامعه را در ترانه «برای...» مجموع کرد و برای آن آهنگ ساخت و با صدای حزینی خواند. در خارج از کشور، هزاران نفر از هموطنان ما به کف خیابان ها آمدند و با شور شوق و حسرت و اشتیاق برای بدست آوردن یک زندگی بهتر، ترانه «برای...» را خواندند. در واقع می توان گفت که ترانه«برای...» هچون سرود رهایی برای مردمان در بند میهنمان بود. توماج صالحی ترانه سرا و خواننده «رپ » میهنی در کوران تظاهرات مسالمتآمیز خیابانی سرانجام به چنگ نیروهای امنیتی افتاد، بازجویی پس داد، شکنجه شد، همچون «ویکتور خارا خواننده انقلابی سوسیالیست «شیلی » دستش را، همان دستی که با آن گیتار مینواخت، شکستند. همانگونه که در بازجویی ها دست هنرمند ما توماج صالحی را شکستند.
در خیزش اخیر، خیزشی که خاک ایران را در نوردید، هزاران نفر به کف خیابان ها آمدند. طرفه اینکه اینبار نیز جمعیت هشت میلیونی در خارج از کشور همآهنگ و یکدست از خانهها بیرون زدند و برغم محدودیت های زمانی، برغم اختلاف ایده ها در پاریس، لندن، سوئد، برلین، لوس آنجلس و شمار دیگری از شهرها و همچنین، کانادا، استرالیا، آمریکا به خیابانها آمدند. آنها بر آن شدند که صدای جوانان وطن باشند که با دست خالی بهشکل مسالمتآمیز به تظاهرات خیابانی می پرداختند. اما در داخل، نیروهای انتظامی و بسیجی و امنیتی بیرحمانه دست به کشتار آنها زدند و تظاهرات خیابانی را با استفاده از سلاح های جنگی سرکوب کردند. هزاران نفر را کشتند و زخمی کردند و روانه بیمارستان ها کردند. حتی سعی کردند با یورش وحشیانه به بیمارستانها با استفاده از گاز اشک آور زخمیها را از داخل بیمارستان ها بیرون کشیده و به بازداشتگاه ها ببرند که در اغلب اوقات با مقاومت امدادگران و خانواده مجروحان روبرو شدند.
خیزش انقلابی که در آغاز از بازارهای تهران شروع شده بود و در رابطه با تورم اقتصادی بروز کرده بود،, بهسرعت جنبه سیاسی بهخود گرفت حکومت ولایی را مورد هدف قرار داد. حاکمیت را زیر سوال قرار داد جدایی دین از دولت و دموکراسی و برابری به خواست اصلی معترضان تبدیل گردید. معترضان خواستار برکناری رهبری و برچیدن بساط حکومت ج.ا شدند. در جنبش زن زندگی آزادی بیشتر از۱۲۵ شهر به کف خیابان ها آمده بودند. اینبار اما بیشتر از۱۹۵ شهر و روستا. ج.ا اینبار هزاران نفر را در مقابل چشمان شگفت زده مردم جهان به قتل رسانید. سراسر خاک ایران به کشتارگاه تبدیل کرد. تو گویی سربازان رایش سوم در اردوگاههای نازی ها اسیر کشی راه انداخته اند. هر جنبندهای که از کوچه و خیابان می گذشت، توسط سرکوبگران با گلوله های جنگی از پای در می آمد. از کشته ها پشته ها ساختند، گورستان ها مملو از اجساد جوانانی بود که جهت شناسایی اقوامشان به « تماشا» گذاشته بودند .
باری، مخاطب من، کشتار معترضان درست بعد از قطع انترنت «اینترنت» انجام گرفت . حاکمیت میخواست جنایت علیه بشریت را بهدور از چشم مردم جهان انجام دهد که به شنیع ترین وجهی هم انجام داد. از سوی دیگر بر آن شد که با کشورهای آمریکا و اروپا برای حفظ و بقای خود از در مذاکره براید.
اما بهرغم محدودیت ها و تنگناهای موجود در برابر رژیم کودک کش، آن چیزی که در حال و حاضر برای مردم ایران دارای حائز اهمیت است، جان هزاران اسیری است که هم اکنون در بازداشتگاهها در بند هستند و در انتظار سرنوشت نامعلوم خود بهسر می برند. از ظواهر امر پیداست که دست اندرکاران قوه قضائیه در تدارک یک قتل عام وسیع هستند. به همانگونه که در سال «۶۰ » اتفاق افتاد، به همانگونه که در سال« ۶۷ » اتفاق افتاد.
باری، در میهنمان از فردای روی کار آمدن حکومت ج.ا، بر تعداد بازداشتگاه ها و زندان ها افزوده شده است. همانگونه که شاهد هستیم، در جای جای سرزمین ما«چوبههای های دار» برافراشتهاند. از سوی دیگر، افزایش زندان ها، خانههای امن، بیان آشکار نارضایتی اقشار مختلف جامعه است. فقر و تنگدستی، فشار فزاینده اقتصادی، همراه با تورم سرسام آور اکثریت مردم ایران را مستأصل کرده است. مردم به تجربه دریافته اند که هیچگونه امیدی برای آینده متصور نیست، نه چشم انداز روشنی نه یک روزنهای.از یک طرف خرج های نجومی در رابطه با تسلیحات هستهای و موشکی و نظامی، ازطرف دیگر تورم افسارگسیخته و پایین رفتن ارزش ریال، عدم توانایی اقشار مختلف جامعه بویژه مردمانی که درآمد سالیانه آنها بیش از بیش رو به افول نهاده است. سطح زندگی شان حدوداً به صفر رسیده است. اکثریت فریب به اتفاق مردمان اعماق ناتوان هستند که از پس مخارج کمر شکن روزانه برآیند. فقر بیداد میکند . حاکمان و دیگر ایادی رژیم در حال چپاول باقیمانده ثروت جامعه هستند .
حاکمیت هیچگونه اعتراضی را بر نمی تابد. زندانها مملو از نیروهای مترقی است که سالهاست در دادگاه های فرمایشی به اتهامات واهی به حبس های طولانیمدت محکوم شده اند. وکلا، مدافعان حقوق بشر، مدافعان حقوق زنان، فعالان مدنی، فعالان کارگری، سندیکاهای کارگری، اهل قلم، هنرمندان اقلیتهای مذهبی و قومی، همه و همه سالهاست که در زندان بهسر میبرند.
در چنین شرایطی است که هرچند گاه زمانی که کارد به استخوان مردم میرسد، از خانهها بیرون می زنند و به کف خیابان می آیند. و هر بار بیشتر از قبل مرگ حکومت ولایی را فریاد می زنند .
میدانیم و به وضوح دیدیم که در دهههای اخیر در ادامهی اعتراضات و جنبش ها و اعتراضات پیشین، حاکمیت برای مهار کردن مردم دست به سرکوب و بازداشت آنها زد. ما، نمونههای زیادی در جنبش« سبز» و بعد از اعتراضات سال ۹۶ ، ۹۸و بویژه خیزش انقلابی زنان میهنمان « زن زندگی آزادی » دیدیم، در همه حال شاهد سرکوب مضاعف مردم ایران بودیم، اما، این بار حاکمیت، در مقابل مقاومت مردم که شکل سراسری پیدا کرده بود، دست به یک تهاجم وسیع زد .ارگان های سرکوبش را به خیابان آورد و دست به کشتار وسیع زد .
اکنون، زندانهای ایران مملو از بازداشتی هایی است که در انتظار محاکمه «غیابی پشت درهای بسته دادگاههای فرمایشی» هستند و رژیم یحتمل کمر به قتل آنها بسته است. اگر مردم ایران از یک سو و مردمان آزاده جهان از سوی دیگر و بالاخره جامعه جهانی به موقع نجنبد، این هراس وجود دارد که قوه قضائیه بار دیگر چون سالهای ۶۰، ۶۷ دست به «قتل عام» بازداشتی ها بزند. قوه قضائیه تحت قوانین مذهبی که منطبق با قوانین قرون وسطایی است، به بهانه این که بازداشت شدگان جملگی «محارب» هستند، بخواهد آنان را پشت درهای بسته در دادگاهزهای فرمایشی به اتهامات واهی محکوم نماید، بدون آنکه به آنان فرصت دفاع دهد، بدون آن که اجازه دهد، متهمان به انتخاب خودشان « وکیل مدافع» داشته باشند. حکم اعدام آنها را در در دادگاههای «سه دقیقه ای» صادر کرده و محکومان را به دار بیاویزد. تجربه تلخ سال۶۰ و همچنین سال۶۷ هنوز از خاطره ها محو نشده است.
وجود گور های دستهجمعی در«گورستان خاوران» و دیگر نقاط کشور نمونه بارزی از اقدامات ضد بشری است که حاکمیت در سالهای اختناق انجام داده است . اکنون بیم آن می رود که یک بار دیگر رژیم دست به چنین اعمالی بزند. تصفیه وسیع، به این معنا که نه تنها بخواهد بازداشتگاه ها را از زندانیان اخیر با استفاده از شیوه ناپدید سازی تخلیه کند، بلکه بخواهد به نحوی زندانیان سیاسی -عقیدتی سابق را هم از سر راهش بردارد. از این رو ، از جامعه مدنی، فعالان حقوق بشر، گروه ها و سازمان ها سیاسی و،سندیکاهای کارگری، انتظار می رود در یک هماهنگی کامل جلوی این چرخه خشونت را بگیرند. در این رابطه طی فراخوانی به وجدان های آگاه بشری، از سازمانهای حقوق بشری، بخصوص از دیوان بینالمللی دادگستری که بهنام «دادگاه بینالمللی» شناخته می شود، - این دیوان از ارکان اصلی سازمان ملل متحد است که به موجب منشور و اساسنامه اش فعالیت می کند و از مباحث مطرح در امور سازمان ملل متحد است .
در اینجا لازم به یادآوری است که در رابطه با رویدادها و وقایع جاری در نوارغزه و متعاقب آن کشتار بیسابقه مردمان فلسطینی توسط دولت فاشیستی اسرائیل , دیوان بینالمللی دادگستری/ ICJ/ عالی ترین نهاد قوه قضائیه سازمان ملل / خطر محتمل / نسل کشی را در/ نوار غزه/ باز شناخت و دستور داد که یک سری اقدامات پیشگیرانه انجام شود . در همین رابطه به درخواست آفریقای جنوبی ،دیوان بینالمللی دادگستری، در تاریخ ۲۳ ماه دسامبر سال۲۰۲۳ در چارچوب کنوانسیون پیشگیری و مجازات جنایت نسلکشی سال۱۹۴۸، مسوولیت بررسی این پرونده را به عهده گرفت. یک ماه بعد، برای تصمیم گیری در مورد / غزه/ قضات/ لاهه/ بر اعتبار استدلال های ارائه شده توسط/ پورتوریا/ یعنی وجود خطر واقعی و قریب الوقوع تحت عنوان/ آسیب جبران ناپذیر / برای مردم فلسطینی محصور در/نوار غزه/ صحه گذاشتند.
حال زمان آن رسیده است که با کمک وجدان های جهانی ، جهت آزادی زندانیان سیاسی -عقیدتی از یک سو و آزادی بودن هیچ قید و شرط جمیع بازداشت شدگان خیزش انقلابی اخیر با مراجعه به دیوان بینالمللی دادگستری و درخواست کمک از دیوان بینالمللی دادگستری/لاهه/ در چنین شرایط استثنایی و از تشکیل دادگاههای فرمایشی پشت اتاق های دربسته، جلوگیری به عمل آورد و اجازه نداد مقامات و قضات قوه قضائیه بار دیگر چون سالهای ۶۰ و۶۷ دست به کشتار جوانان وطن بزنند.
پاریس ،بیستم ماه ژانویه سال ۲۰۲۶.
محسن حسام