logo





ملت گرایی و ملت سازی عوامل جلوگیری از برابری و آزادی عمومی

جمعه ۷ آبان ۱۴۰۰ - ۲۹ اکتبر ۲۰۲۱

فرهاد قابوسی

مفاهیم تعریف نشده و مقولات غیر قابل تعریف "ملت" و "ملیت" از وسایل مهم سیاست تحکیم قدرت اقلیت مسلط بر اکثریت اند. در مقالات پیش در باره "ملت" و معرفت شناسی "علم" جامعه شناسی توضیح داده ام که تحقیقات میدانی جامعه شناسی و تحلیل های منطقی منعکس شده در استدلالات بندیکت آندرسن و موریس گودولیه ثابت کرده اند که "ملت" و ملیت" نه در واقعیت و تجربه بلکه تنها در مخیله و تصورات مردم جایسازی شده اند. و برخلاف جعلیاتی نظیر "دولت، ملت (اتا، ناسیون)" ایجاد دولت نیازی به وجود "ملت" ندارد (1).

به سخن دیگر هرگاه مفاهیم متداول در موارد واقعی اجتماعی و مباحث جامعه شناسی را معرفت شناسانه تحلیل کنیم، که آیا متضمن زمینه ای تجربی اند و عملکرد اجتماعی شان چگونه است: به ساختار سوء استفاده گر مفاهیمی چون "ملت" و "ملیت" پی خواهیم برد.

از آنجایی که دولت بعنوان معاصر آن عملا نماینده اقلیت صاحب سرمایه و حاکم است؛ از یکسو تبلیغ "ملت" و همگرایی مردم بخشی از وسایل کنترل جامعه، جلوگیری از مخالفت مردم با ناروایی های اقلیت حاکم و تحکیم قدرت دولتی محسوب می شود. و از سوی دیگر خصوصا میان مهاجران مستمسکی برای فرار از واقعیت تلخ غربت و ایجاد هاله ای ذهنی برای توجیه و تسکین بازندگی امکانات از دست رفته بکار گرفته می شود. لذا "ملت گرایی" و "ملت سازی" وسایل فرهنگ دولتی و وابستگان آن جهت امتناع برابری اجتماعی و آزادی مردم در سراسر جهان بشمار می روند.

تجارب تاریخی نشان می دهند که تمرکز گرایی اقلیت حاکم جهت تحکیم قدرت به انواع گوناگون در تاریخ جلوه کرده است. اگر که صفویه جهت تحکیم قدرت خویش مذهب شیعه را مستمسک تمرکز "ملی" ایران قرار دادند، مستمسک پهلَوی ها در تسلط استبداد سلطنتی ملی استمرار شاهنشاهی دوهزارو پانصد ساله و تخیلات اساطیری شاهنامه شد.

کمااینکه در فقدان مالیخولیای همبستگی ملی در رویارویی و تجربه واقعیت، مردم چه مهاجر و حاضر مستقیما به حل مسائل اجتماعی روی می آورند و با همگرایی تجربی و منطقی، تشکیل انجمن های اجتماعی و احزاب، اما بدون عنعنات باز دارنده "ملی"، متوجه ضرورت برابری اقتصادی منتهی به آزادی اجتماعی می شوند. چون هرچه فرضیات مسئله مورد حل کمتر باشند، حل مسئله آسانتر و اساسی تر خواهد بود. درحالیکه فرضیات غیر قابل اثبات "ملی" نه تنها با انحراف زاویه نظر عملا مانع توجه به نابرای اجتماعی بعنوان اساس قیود اجتماعی است. بلکه مانع تشخیص مسائل اساسی ضروریات برابری و آزادی اجتماعی واقعی و راه حل ممکن آنهاست.

همچنانکه نه تنها این نظر که "در دموکراسی بعضی ها آزادتر از دیگران هستند" انعکاس حقیقت تسلط اقلیت حاکم بر "آزادی" اکثریت و کنترل دومی وسیله اولی در دموکراسی های "ملی" است. بلکه بیان اینکه "آزادی" در آمریکای شمالی بعنوان نماد دموکراسی یا آزادی عمومی: "آزادی انتخاب میان همبرگر و چیزبرگر است" نماد واقعیت "آزادی" مردم در عین تسلط اقلیت سرمایه دار بر مردم است. به سخن دیگر تبلیغ همبستگی "ملی" و "ملیت" در جوامع سرمایه داری و یعنی در جهان معاصر غیر از تحمیق عمومی جهت کنترل "ذهن اجتماعی" نیست. چون آزادی بدون فرصت استفاده از آن معادل عدم آنست. و فرصت استفاده از آزادی زمانی میسر است که کار برای تامین دوام حیات روزانه امکان چنین فرصتی را به اکثریت مجبور به تامین حیات روزانه را بدهد.

به این معنی فرصت استفاده از آزادی و یعنی آزادی واقعی تنها در سایه برابری مالی و امکانات برابر زندگی فرهنگی و یا از بین رفتن قیود کار نامعادل میسر است. وگرنه "آزادی" و دموکراسی عملا تنها در اختیار اقلیت می ماند که فرصت و وسایل استفاده از آن را در اختیار دارند. همچنانکه اقلیت های حاکم و صاحبان سرمایه همچنانکه به تجربه می بینیم، جهان وطنی اند و جز جهت تامین نیاز های شخصی اهمیتی برای سنت های "ملی" قائل نبوده اند.

کمااینکه با استیلای نئولیبرالیسم سرمایه داری بر جهان بعنوان عنصر اساسی تعیین سرنوشت مردم در سراسر جهان که هیچ مرزی را نمی شناسد، مقولاتی نظیر "ملت" و "ملیت" ناشی از سرمایه داری قدیم رنگ باخته و جز جهت تامین نیازهای نئولیبرالیسم جهت کنترل بازارهای عمومی سرمایه داری نقشی بازی نمی کنند.

تا جائیکه منافع نئولیبرالیسم ایجاب کند، چون کنترل دولت های کوچک ساده تر است، "ملت" ها همچنانکه در بالکان یا آفریقا شاهدیم، ساخته و پرداخته می شوند. به همین ترتیب اگر نیاز تحکیم سرمایه داری نئولیبرالیستی و کنترل منابع مالی ایجاب کند، کشورها به بهانه دموکراسی، همچنانکه در آلمان دیدیم، متحد می شوند.

یاد آوری این حقیقت تاریخ ایران جهت عبور از تخیلات تمرکز گرای "ملی" نیز مهم است که پیشرفته ترین عصر تعالی فرهنگی ایران، از ابن سینا و خوارزمی تا ملاصدرا، نه در سایه امپراطوری ماقبل اسلام و نه بعد از تمرکز دولت صفوی، بلکه در دوران ایران "ملوک الطوایفی" ایجاد شد.
(1)
B. Anderson, „Imagined Community “, (revised Ed.) London, Verso;
M. Godelier, “Stamm, Ethnie, Staat”, Lettre International, 91.



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد