logo





دوباره آبان

پنجشنبه ۶ آبان ۱۴۰۰ - ۲۸ اکتبر ۲۰۲۱

رسول کمال

new/rasoul-kamal1.jpg
آنجا
که خون می لغزید
بر دیوار سینه ها
آنجا
که خنده اشکی شد
نشسته بر گونه ها
آنجا که
ایکاش
برگهایِ زردِ درختان
آوازی می خواندند
برایِ رقصِ ما
و
نم نمِ نگاهِ آفتاب
چتری میشد
برایِ شرمِ بوسه ها
آنجا
که حسرت را
جاریِ خنده آرزویی بود
کاش
رُفته گرها جارو نمی کردند
قدمهایِ سبزِ ما را
در باغِ نیمِ سردِ آبان
آنجا
که جوانی را رقصی می خواستیم
بر شاخسار سبز فردا
نه تن پوشِ سیاهی
که
نبودیم وارثش ما
آه
ای وای
آنجا
که کاش نبود آبان....
باور کن
در سوگِ آن برگ ریزانِ خزانی
این بار
با تخم دانه هایی از ایمان
برای همه باغچه ها
آمده ایم
تا بکاریم
هزاران سروها
برای فردا

19/10/2021
رسول کمال

این شعر را با صدای شاعر از این جا بشنوید


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد