logo





نیچه: فلسفه بعنوان ماجراجوئی

چهار شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۰ - ۱۳ اکتبر ۲۰۲۱

فرهاد قابوسی

توجه اهل فلسفه در اروپا به نوشته های نیچه نماد سقوط فلسفه به ورطه ای بود که منجر به "پایان فلسفه" غرب ("پایان متافیزیک" هیدگر) و "فلسفه پست مدرن" اروپا همچون «غیرفلسفه » یا ادبیات فلسفی و "ساختار شکنی فلسفه" شد. همچنانکه فلسفه کلاسیک غرب در این میانه جز مابعدالطبیعه "عقل محض" نبود. میان پرده هیدگر («دفترهای سیاه») نشان داد که چون فلسفه اروپا را نجاتی از چنگ ادبیات و تاویل کلام نیست، سرنوشت فرهنگ اروپا در سایه چنین فلسفه ای که واقعیت را فدای کلام ساخته است، جز فاشیسم و نازیسم نمی توانست باشد. همچنانکه فلسفه پست مدرن انعکاس ادبی شدن فلسفه کلاسیک به دست نیچه و ابهاماتی بود که افاضات کلامی هیدگر بر آن افزوده بودند. در نتیجه این نزول، فلسفه بعنوان تحلیل منطقی اندیشه تنها در "فلسفه علمی" منطقیون نظیر راسل، کارناپ و ویتگنشتین منعکس ماند.

علت این نزول تاریخی را که زمینه در ذات مابعدالطبیعی فلسفه یونانی داشت، می بایستی در ماجراجویی فلسفی نیچه یا پرداختن نیچه به فلسفه از سر ماجراجویی جستجو کرد.
ماجراجویی فلسفی نیچه در بیان ژورنالیستی تفلسف او منعکس شده است، که "فلسفه" را در «چنین گفت زرتشت» مشابه شاعران از منظر حیوانات سروده و در «مرد را ببین» همچون ژورنالیست ها به کلمات روزمره ای چون "دینامیت" آراسته است: "من دینامت هستم". درحالیکه فلسفه نه شعر و بیان روزمره، بلکه تحلیلی منطقی است که بواسطه اتکاء منطق به تجربه می بایستی بیانی مستمر باشد. به سخن دیگر، ماجراجویی نیچه در فلسفه همان بی بندو باری منطقی نیچه است که هم در فقدان رعایت تحلیل منطقی موضوعات فلسفه و هم در نقد غیر منطقی اش از فلاسفه پیشین منعکس شده است. و گرنه غیر از دیگران من نیز بیشتر و اساسی تر از او نظرات فلاسفه پیشین را انتقاد کرده ام، با این تفاوت که انتقاد من متکی بر استدلال منطقی بوده است (1).

اما زمینه تجربی ماجراجویی فلسفی نیچه کدامست؟ زمینه تجربی این ماجراجویی در تحصیلات نیچه در زبان یونانی و آشنایی او با فلسفه توام با سروده های ماجراهای اسطوره «تراژدی (آوای بز)» یونان نهفته است. از اینروست که نیچه فلسفه را نتیجه منفی ماجرای تراژدی یونانی پنداشت و اروپای معاصر خود را همچون ماجرایی منعکس از اسطوره های یونانی یافت.

ماجراجویی یا بی بند و باری منطقی نیچه در فلسفه را می توان حتی از ارزیابی منطقی نظرات طرفدارن نیچه نیز دریافت. وقتی که جورجیو کولی می نویسد" "نیچه همه چیز گفته است و ضد آنها را" (گفته است) (2). اما بیان یک نظر و ضد آن نظر یعنی تناقض نظر: و این تنها زمانی میسر است که بیان منطقی نباشد، چون منطق متوجه تشخیص صحت یک نظر و نه نقیض آن نظر است (3). به معنی دیگر تنها روایت ماجراجویانه فلسفه است که بواسطه فقدان منطق منجر به تناقض می شود.

در "ملاحظات نابهنگام" نیچه: "توده مردم را کپی مبهم مردان بزرگ" شمرده است (4). که بیانی ژورنالیستی و تصویری ماجراجویانه از اقتدار جنایت آمیز "مردان بزرگ" بشمار می رود، خصوصا که در «مرد را ببین» نمونه مردان بزرگ نیچه سزار بورژیا ،این هرزهِ هوس باز است. انگاری که مردان بزرگ نیچه همچون اساطیر یونانی از آسمان به زمین آمده، چون زئوس دایم در پی هوس بازی ولی با قتل و خونریزی "بزرگ" نشده اند. سخن در این بدیهه نیست که در محدوده شعور عامیانه قدیم یا در میان یونانیان وحشی ماقبل فلسفه چه تصوری از "مردان بزرگ" مطرح بوده است. بلکه در اینست که در انتهای قرن نوزده شخص مدعی فلسفه چه می اندیشیده است. بادقت در این ظرایف منطقی بینش نیچه است که علت ارزیابی فلاسفه ای چون سانتایانا را از بینش ماجراجویانه نیچه بعنوان "تجدیفات کودکانه" می توان دریافت (5).

همچنانکه بدون درک ماجراجویی فلسفی نیچه نمی توان اشراف پرستی، آریازدگی و نژادپرستی نیچه را توضیح داد (6).

حواشی و توضیحات:

بنگرید به رساله های متعدد فلسفی من در همین نشریه نظیر:

https://asre-nou.net/php/view.php?objnr=46493
https://asre-nou.net/php/view.php?objnr=31807

https://asre-nou.net/php/view.php?objnr=31720
https://asre-nou.net/php/view.php?objnr=29652
https://asre-nou.net/php/view.php?objnr=25120
https://asre-nou.net/php/view.php?objnr=24875
https://asre-nou.net/php/view.php?objnr=42441
https://asre-nou.net/php/view.php?objnr=45681
https://asre-nou.net/php/view.php?objnr=45858
https://asre-nou.net/php/view.php?objnr=46405
https://asre-nou.net/php/view.php?objnr=50116
https://asre-nou.net/php/view.php?objnr=50209

(2)
Giorgio Colli „Nach Nietzsche“: „Nietzsche hat alles gesagt und das Gegenteil von allem“.
(3)
یادآوری می کنم که اضداد مقولاتی ناظر بر ساختارهای طبیعی نظیر بار مثبت و منفی عناصر مادی هستند ولی تناقضات منتسب به بیان غیر منطقی نظرات اند. یعنی اضداد نتیجه بیان تجارب ما از طبیعت اند ولی تناقضات کیفیت ساختار منطقی بیان ما را می رسانند.
(4)
Unzeitgemäße Betrachtungen: „Die Massen scheinen mir nur in dreierlei Hinsicht einen Blick zu verdienen: einmal als verschwimmende Kopien der großen Männer, ...“.

(5)
G. Santayana: The Ethics of Nietzsche.
“The German Mind: A Philosophical Diagnosis”, (Thomas Y. Crowell Co., 1968), a work originally titled “Egotism in German Philosophy”.

(6) درمورد آریازدگی، اشراف پرستی و نژادپرستی نیچه بنگرید به رساله من و منابع یاد شده در آن:

https://asre-nou.net/php/view.php?objnr=46493



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد