logo





«با تو بودن» و «شهرِ من»

چهار شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۰ - ۰۶ اکتبر ۲۰۲۱

رسول کمال

new/rasoul-kamal1.jpg
برای اسفندیار و فلور

تو را
من
در کجایِ تنهاییِ خویش
با هزار سبدِ اندوه
در آرزویِ شبی
یا
آواز خنده هایِ صبحِ کوچه هایمان
به مقراضِ یک آرزو
یا
در انتظارِ یک پرچینِ گُل
آوازی بخوانم
کجا میشود آیا
مهربانی را
میانِ دستانی یگانه
به وسعتِ یک عشق
فریادی کنیم

24/09/2021
رسول کمال


این شعر را با صدای شاعر از این جا بشنوید


*****

شهرِ من


شهرِ من
خالی از شرجی وُ شور
نه درختی مانده
نه آفتاب وُ نه آبی
و نه
خرمائی بر شاخه ی نخل
و نه
در هر رگِ چاهش نفتی
شهر من
خالی از شرجی وُ شور
مردمانش پیِ یک قطره ی آب
وقتِ سرما که رسید
با چراغِ حسرت
زیرِ تن پوشِ یه خاک
از شبِ تب زده ی یک فریاد
واسه کارون وُ بندر
غزلِ تنهایی
واسه نخلهایِ پریشان
همه تابوتِ سیاه
شهر من
خالی از شرجی وُ شور
نه درختی مانده
نه آفتاب وُ نه آبی باقی
و نه
خرمائی بر شاخه ی نخل

03/10/2021
رسول کمال


این شعر را با صدای شاعر از این جا بشنوید


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد