logo





روایت

يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۴۰۰ - ۰۵ سپتامبر ۲۰۲۱

حسن حسام

hasan-hesam03.jpg
طاعون؛
روح خداوندگار بود
نشسته در ماه
به روزگاری تاریک!
پس به ناگهان؛
در تلاطمی توفان زا
به هیئت انسان درآمد
و بر زمینِ زخمیِ ایران، هبوط کرد
با هزاران هزار، عمامه
سیاه، سفید
سیاه، سفید
سیاه، سفید
سیاه، سفید.....
***
تشنگانِ خون و جنون
تا رمق داشتند ،
در ضیافت کشتار
مستانه، نوش کردند
از خون ِ بی شماران
در جنگ
جوخه ی آتش
طنابِ دار
و؛
اوراد ِهزارساله
قی کردند!

***

چهل چِلّه ی کامل،
کهکشانی از هَزاران
بی صدا شدند
و هِزاران هِزار جسد ،
در ماتمِ مادران ِسیاه پوش،
پوسیدند
***
طاعونزاد،
تا کار را تمام کند،
یله بر اریکه ی خون
به مرگ فرمان داد
همزادی بزاید،
انسانخوار
ومرگ؛
پیچیده در رِدای ِمَرَض،
میدان گرفت ،
دست افشان!
کوبه ی درها چنان کوفت،
که خانه ها یکسر
به ماتم نشستند
چندان که گورو کفن
نایاب شد
در حکمرانی طاعونیان
اندردیاراسیران!
30/08/2021 پاریس
ــــــــــــــــــ
هَزاران = بلبلان

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد