logo





نخستین ماده پیمان جهانی حقوق بشر در آینده ای نه چندان دور:
آب، هوا و خوراک پاک، حق اولیه همه انسان ها است.

يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ - ۰۱ اوت ۲۰۲۱

انور میرستاری



گفتاری زیستگاهی از انور میرستاری
europerse@gmail.com
نخستین ماده پیمان جهانی حقوق بشر در آینده ای نه چندان دور:
آب، هوا و خوراک پاک، حق اولیه همه انسان ها است.

از من خواسته شده بود تا در باره حزب سبز بلژیک و اساسنامه آن که چندی است به زبان پارسی برگردانده ام، در یکی از نشست های «همسازی ملی جمهوری خواهان سوسیال دموکرات و لائیک ایران» سخن بگویم. اما من پیشنهاد کردم که پیش از آن در دو نشست جداگانه در باره وضعیت جهانی زیستگاه به طور عام و مشکلات زیستگاهی ایران به طور خاص، با هم گفتگو کنیم که خوشبختانه از سوی رئیس نشست و شنوندگان مورد پذیرش قرار گرفت. آن چه که شما در زیر می خوانید، چکیده ای از این دو نشست است.

نشست ۱: مسائل جهانی زیستگاهی

*کم آبی و کاهش آب های زیر زمینی، چاه های عمیق و خشکاندن دریاچه ها و رودخانه ها...
*گرم شدن زمین به اندازه بیش از دو درجه. تولید دی اکسید کربن و دیگر گازهای گلخانه ای،
* آب شدن یخچال هایی که در طی میلیون ها سال در قطب شمال زمین ذخیره شده اند،
آلودگی آب، هوا و خاک،
* استفاده از مواد شیمیایی برای از بین بردن علف های هرز که خاک و آب را آلوده و حشرات و حیوانات و ماهی ها را از بین می برند،
* استفاده از مواد پلاستیکی و کیسه های پلاستیکی در فروشگاه ها که تا به امروز قابل بازیافت نیستند،
* آشامیدن نوشابه های شیمیایی و رنگین توام با مواد قندی مصنوعی و سرطان زا،
تغییرات شیمیایی در جنسیت خوراکی ها،
* پسماندها یا زباله ها به طور عام و پسماندهای رادیو اکتیو نیروگاه های اتمی به طور خاص،
* عدم جدا سازی پسمانده ها،
* افزایش روز افزون جمعیت و بالا رفتن تصاعدی میزان مصرف سوخت و انرژی،
* افزایش روز افزون مصرف خوراکی ها مانند گوشت، پوشاک،
* گسترش ساختمان سازی، جاده سازی، صنعت اتوموبیل سازی و هزاران موارد دیگر،
* ایجاد جنگ ها برای فروش اسلحه و کشتن انسان ها و از بین بردن موجودات زنده و آلوده ساختن زیستگاه ها با بمباران های شیمایی و هسته ای،
* آلوده کردن زمین، آب های رودخانه ها، دریاها و اقیانوس ها،
* ریختن مواد روغنی سوخته کشتی ها در آب های بین المللی،
* مسمومیت و رادیو اکتیویته شدن ماهی ها و جانوران دریایی که خوراک انسان ها هم هستند.
* ویرانگری زیستگاه با صنعت گردشگری. هواپیماها، کشتی ها، کامیون ها و قطارها با جا به جا کردن میلیون ها مسافر و میلیون ها تن بار، آلودگی به بار می آورند،
* از بین رفتن انواع و نسل های خیلی از حیوانات و حشرات،
* نابودی جنگل ها و مراتع و تبدیل آن ها به ساختمان سازی، سد سازی، کارخانجات و ادارات و آپارتمان ها، جاده ها و خیابان ها…

سبب همه این مشکلاتی را که بر شمردم، تنها و تنها انسان است. هر چه تعداد جمعیت زمین بالا می رود، به همان نسبت همه این بدبختی ها هم افزایش می یابند. با دو برابر شدن جمعیت در جهان، تمام مصارف بشریت مانند اتوموبیل، خانه و آپارتمان، مدرسه، بیمارستان، جاده، هواپیما، کشتی، کفش و لباس، گوشت و انواع مواد غذایی، آب و برق، پوشاک بچه، دارو و درمان، بنزین و گازوئیل و گاز و جنگل تراشی و کوه خواری و معادن خواری، گورستان… بالا می روند.

به نطرم تنها چاره نجات زمین و بشریت و همه موجودات زنده، کاهش میزان جمعیت جهان از راه کنترل شدید زاد و ولد است.

چگونه می توان تعداد جمعیت را کم کرد و در عین حال در آسایش و آرامش و امنیت زندگی کرد؟

پیش از پاسخ به این پرسش بد نیست بدانیم که میزان تولید سالانه کره زمین برای زندگی موجودات زنده، از جمله انسان، محدود است و چندین سال است این تولیدات کفاف مصرف بشری را نمی کنند و ما هر سال، چند ماه از ذخیره میلیون ها سال پیش زمین مصرف می کنیم. مانند جمهوری اسلامی که بودجه سالانه اش کفاف مصرف بی حد و حساب آن را نمی کند و خزانه ملی را سال به سال خالی می کند. این مصرف بی رویه و بدون حساب و کتاب بشر، تهدید بزرگی برای هستی و کره زمین است.

اما شیوه کاهش جمعیت زمین:

اگر هر زن و شوهری بیش از دو بچه داشته باشند، منحنی جمعیت، افزایش تصاعدی را نشان خواهد داد، یعنی ۸ میلیارد جمعیت کنونی تا چند سال دیگر به دو برابر خواهد رسید که بسیار نگران کننده است. اگر هر خانواده تنها دو بچه داشته باشند، منحنی تغییرات میزان جمعیت به صورت خط افقی ثابت در خواهد آمد، یعنی جمعیت کره زمین زیاد یا کم نخواهد شد. تعداد جمعیت همان ۸ میلیارد خواهد ماند و تقریبا با مرک طبیعی دو نفر سالخورده، دو نوزاد جای آنان را خواهند گرفت. اما اگر هر خانواده تنها و تنها یک بچه داشته باشند، تعداد جمعیت به شدت کاهش پیدا خواهد کرد و پس از سه یا چهار نسل به نصف خواهد رسید.

ازدواج جوانان در سنین بالای ۲۵ سالگی، بر خلاف ازدواج های در سنین ۹ تا ۱۵ سالگی، کمک بزرگی به پایین آمدن تعداد جمعیت است. به عنوان مثال در جامعه ای که میانگین سال ازدوج ۱۸ سال باشد، در طی ۸۰ سال، ما شاهد ۴ نسل خواهیم بود که هر نسل خودش شامل میلیاردها آدم است. در صورتی که اگر میانگین ازدواج ۲۵ سال باشد، ما در ۸۰ سال شاهد سه نسل خواهیم بود که در تنظیم جمعیت موثر است.

همان طوری که در نخستین جمله ام گفتم، خطر بزرگی که جهان را تهدید می کند، کم آبی است. خیلی از کارشناسان، جنگ های آینده را بر سر آب پیش بینی می کنند و اگر توجه کنیم، این جنگ ها در بین خیلی از کشورها، هم اکنون جریان دارد. مثلا سودان و اتیوپی بر رودخانه نیل سدهای بزرگی زده و مانع رسیدن آب رودخانه به مصر می شوند یا ترکیه بر روی رودخانه های دجله و فرات سد می زند و عراق با کمبود آب روبرو می شود یا برنامه سد سازی افغانستان بر رودخانه هیرمند که بلوچستان ما را دچار خشکسالی و بی آبی می کند. (این سخن رانی پیش از خیزش مردم خوزستان و اعتراض به بی آبی آنان با شعار العطش بود.)

باید به انرژی های پاک مانند انرژی های خورشیدی، گازی و بادی و… روی آورد و از انرژی های آلوده کننده مانند ذغال سنگ و فسیلی دست کشید.

در پایان این بخش سخنانم می خواهم بگویم که روزی بشر به جایی خواهد رسید که در نخستین ماده پیمان جهانی حقوق بشر خواهد نوشت: «آب، هوا و خوراک پاک، حق اولیه همه انسان ها است.»

نشست ۲: سخنانی کوتاه و فشرده در باره ناگواری های زیستگاه در ایران

* نخستین سخن از گرفتاری های زیستگاهی در ایران، یادآوری و گرامی داشت نام زیستگران یا کنشگران محیط زیستی است که سال ها است در زندان های جمهوری اسلامی به سر می برند و بعضی از آنان مانند دکتر امامی در زیر شکنجه کشته شده اند. ایران تنها کشوری در جهان است که مبارزان زیستگاهی را دستگیر، زندانی، شکنجه می کند و حتی می کشد.

* سخن دوم این که مافیای خودکامه رژیم، از شکارچیان خارجی به ویژه از روس ها پول گرفته، به آنان اجازه شکار نامحدود و بی حساب و کتاب در ایران را می دهد. بدین وسیله نسل های حیوانات کوهی و شکاری کشور ما رو به نابودی هستند. مبارزه و مقاومت شکاربانان و جنگلبانان در برابر این تهاجم ها سودی ندارد و تا کنون چندین نفر از این انسان های دوستدار زیستگاه، در حین انجام وظیفه به وسیله شکارچیان کتک و تیر خورده و زخمی و گاهی هم کشته شده اند.

* مشکلات زیستگاهی در ایران به طور خاص و به عنوان زیر مجموعه ای از مشکلات جهانی به طور عام، بسیار گسترده تر و بدتر و خطرناکتر از خیلی کشورهای دیگر است.

* کمبود اب یا بی آبی که سال ها است زیستگران و کارشناسان هشدار می دادند، امروز که با هم سخن می گوییم، در تمام شهرهای خوزستان گریبان شهروندان ما را گرفته است و مردم شعار عطش، عطش و تشنه ام می دهند. یعنی حتی برای خوردن هم، آب نیست. این امر تنها منحصر به خوزستان ما نیست. چندی پیش در رسانه ها دیدیم که زنان روستاهای دشت مغان، با سطل و کوزه و پارچ به دست، جاده مشکین شهر به اردبیل را بستند.

* آلودگی هوا در سرتاسر ایران، به ویژه در شهرهای بزرگ چشم گیر است. در تهران نفس کشیدن، عملن ناممکن شده است. هزاران نفر بیماری تنفسی و بیماری های دیگر مانند انواع سردردها و سرطان ها را گرفته اند. آلودگی هوا چشمان مردم تهران و شهرهای بزرگ دیگر را می سوزاند. کارکنان و ساکنان تهران که بامدادان با لباس پاک و پیراهن های سفید بر سر کار می روند، غروب ها با پیراهن سیاه و روغنی و چرکین و با سر درد و چشمان سرخ به خانه های خود بر می گردند.

* ساخت نیروگاه های انرژی اتمی برای تولید انرژی و برق در ظاهر و تولید بمب های هسته ای در واقعیت و تولید اورانیوم از مواردیند که چندین سال است در برنامه حکومت اسلامی ایران قرار دارند. با شعار انرژی اتمی حق مسلم ماست، کشور ما را به ورشکستگی اقتصادی و فساد مالی و تحریم جهانی کشانده اند. این کار امنیت منطقه و جهان را به خطر انداخته است.

* یک نیروگاه هسته ای حتی اگر برای تولید برق در ایران باشد، به هیچ وجه از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نیست و با توجه به وجود انرژی های فراوان دیگر مانند نفت و گاز، انرژی های بادی، آبی و خورشیدی… ما نیازی به این انرژی که خطرناک و سرطان زا و مرگبار و گران قیمت است، نداریم.

* در معادنی که برای استخراج اورانیوم به کار برده می شوند، پس از پایان کار و برنامه خود، سنگ های معدنی با بقایای اورانیوم یا خود معدن ها را بدون پوشاندن مواد اورانیوم، رها کرده و سبب پخش مواد رادیو اکتیو در منطقه می شوند که بسیار خطرناگ و مرگ بار است. نمونه اش در دشت مغان روی داد که مردم روستاهای نزدیک به یکی از این معادن رها شده، همگی سرطان گرفتند و پزشکی که در اردبیل پرده از این کار برداشت، به دست عوامل سپاه تحت نام رابطه همجنسگرایی کشته شد.

* استفاده از پارازیت های بسیار قوی برای جلوگیری از پخش امواج تلویزیون های اپوزیسیون و کشورهای خارجی نیز بسیار خطرناک و سرطان زا است. دولت ایران این پارازیت ها را از روسیه خریداری می کند.

* جنگل تراشی و بریدن درختان و تبدیل این جنگل ها به خانه سازی و ویلا سازی پولداران، برداشت بی رویه سنگ های کوه ها و فروش خاک های حاصلخیز کشور به کشورهای عربی به زیستگاه ایران زیان های زیادی می رسانند و در اکوسیستم و وضعیت جوی منطقه اختلال بزرگی را به وجود می آورند. تبدیل کشتزارهای سنتی مانند برنجزارها به باغ های کیوی یا کشت درختانی مانند سیب که به آب زیادی نیاز دارند، سبب شده اند که آب های رودخانه ها کفاف آن ها را نمی کنند و لاجرم چاه های عمیق یا آرتزن زده می شوند که آب های زیر زمینی را بیرون می کشند و سفره های آبی یا سطح آب های زیرزمینی پایین می روند و چند سال دیگر همه این چاه ها هم خشک خواهند شد. گویا تا به امروز حدود ۸۰۰ هزار چاه عمیق در کشور وجود دارد.

* سد سازی های ریز و درشت بر روی همه رودخانه ها سبب خشک شدن دریاچه هایی مانند ارومیه شده اند. با انحراف آب رودخانه های بزرگ از مسیرهای طبیعی و تاریخی آن ها و هدایت به شهرهای دیگر سبب شده اند که کشاورزی ما دچار مشکلات جدی شوند. نتیجه این ندانم کاری ها، خشک شدن رودخانه های زاینده رود، کرخه و کارون و دریاچه ها و مرداب ها… شده است. ما در روزهای گذشته شاهد مرگ هزاران ماهی در رودخانه کرخه از بی آبی شدیم و گاو میش های خوزستان از تشنگی تلف می شوند. از بین بردن جنگل ها و کندن کوها سبب سیل های شدیدی می شوند که نمونه اش را در گرگان، ترکمن صحرا یا در بلوچستان دیده ایم.

* تمام زباله های شیمیایی و فاضلاب های گیلان و مازندران به دریای خزر می ریزند و موجب آلودگی شدید دریا شده اند به طوری که دیگر نسل های ماهی های سفید و ازون برون رو به انقراض اند و گوشت ماهی های موجود هم به مواد شیمیایی آلوده هستند. خاویار که از صادرات ایران بود، امروزه دیگر نایاب شده است. در دریای خزر که مهمترین مرکز توریستی ایران بود، دیگر نمی توان شنا کرد زیرا ایران و کشورهای همسایه آن را آلوده کرده اند و چشم کسانی که آب تنی می کنند، می سوزد و بدنشان به روغن سیاه آلوده می شود و خحارش می گیرد.

* مرداب بندر انزلی که زمانی عمق زیادی داشت و راه رفت و آمد روستاهای پیرامونی شهر از راه آبی با قایق بود، کاملن خشک شده و امروز یک چکه آب در آنجا وجود ندارد و می توان فوتبال بازی کرد.

* ریزگردها، آلودگی هوا در اثر خشکاندن دریاچه ها، سوخت های خارج از استانداردهای بین المللی گازوئیل و بنزین، لاستیک های صاف، لنت های از کار افتاده و روغن سوزی های اتوموبیل های فرسوده، دود بی اندازه کارخانه ها، کمبود وسایل نقلیه عمومی مانند قطار، از دیگر بلایا و آفت های زندگی انسان ها، حیوانات، حشرات و گیاهان در ایرانند.


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد