logo





سیرخون!

چهار شنبه ۳۰ تير ۱۴۰۰ - ۲۱ ژوييه ۲۰۲۱

شهریار حاتمی

new/shahryar-hatami1.jpg
لب کارون
چه گلبارون شد از خون
دلدارت این بار به پا ایستاده است
و شمشاد های باغ تو غرق در خون
نغمه ی خوش دیگری سر داده اند
نخل های بی سرت
تجاوز دشمن را
دوباره به گواهی ایستاده اند

ای خاک تشنه
کی عطش ات فرو می نشیند
می دانم،
می دانم که آب کارون ات هم تشنه است
آسمان ات هم باران اش را دریغ می کند
و خاک در چشمان منتظرت می پاشد

از همان روزهای سخت
که خاک هویزه و سوسنگردت سیرخون شدند
عطش را پاداش مقاومت ات گرفتی
شهر خرم ات به تباهی نشست
و آبادان ات به ویرانی
دشمن اما هم چنان در خاک تو جولان می دهد

آنان که جام زهر فرو خوردند
هنوز تلخ کام اند و در اندیشه ی انتقام
کام شان را با خون تو شستشو می دهند
تا تلخی هلاهل را فرو بکاهند
می بینم ات که با جام های هلاهل در دست
میزبان شان شده ای

در پشت سدهای تو خشمی خروشان است
بجوش و سرریز کن
بشکن دیواره ی عظیم سد را
بشکن!
بشکن تا خاک تشنه ی تو
از چرک بیگانه پاک شود

شهریار حاتمی
استکهلم ۳۰ تیر ۱۴۰۰



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد