logo





من شاعرم

دوشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۰ - ۰۷ ژوين ۲۰۲۱

رسول کمال

new/rasoul-kamal1.jpg
من شاعرم
شاعرم من
سُراینده ی سپیده وُ نور
آنجا که رنج است
آنجا که فقر
تباهی
آنجا که می کُشد
انسان
انسانی دیگر را
شعر من فریادی ست
در گوشِ جهان
من شاعرم
شاعرم من
ایستاده بر قله هایِ عصیان
و
ندارم پیوندی
با جیرجیرِ زنجیر
بر دست وُ پایِ انسان
عشق را
من سُرودم
و
دوستی را
چراغی
بر مرگِ محتومِ سیاهی
غم واژه ای نیست
در کلامم
چرا که عطر باران
و
غمزه ی آفتاب را
ترانه ای برایِ زیورِ زندگی
نه خدایی
نه دوزخی
هرچه هست
انسان است
که
می بافد زرین ریسمان زندگی را
من شاعرم
شاعرم من
نه دروغین پیامبری که
جهانت را می آلاید
از وحشتِ مرگ
سروده هایم را تو بخوان
تا بامدادانِ سپیده
رُخ بگشاید
بر وهمِ باور تو

04/06/2021
رسول کمال



این شعر را از این جا بشنوید


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد