logo





«زیرِ درختی عقیم» و «خونِ سیاوشان»

دوشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۷ مه ۲۰۲۱

رسول کمال

new/rasoul-kamal1.jpg
زیرِ درختی عقیم

زیرِ درختی عقیم
نشسته اند
مردانی بی حوصله
با
بویِ گندِ دهانشان
که
نعره می زنند
صلابت میهنی را
که
دزدانِ سبز پوش
بر سینه ی لباسشان
نه
میهنی
که
آیه ی مرگ را
وعده کرده اند
زیرِ درختی عقیم
زنانی
با لمبرهایِ سفید
و
دامنی کوتاه
و
پستانهایی بر آمده از
انتظارِ شهوت
که
شب را
به فریادی آرزو می کنند
در سوراخی
که
عاشقان کربلا
به فتح فریادی
لبیک می گویند
سورِ مست شان را
زیرِ درختی عقیم
میانِ انبوهی از فریب
نشسته اند
هرزه صفت هائی
با
سفید وُ سیاه عمامه ها
که
می فروشند بهشت را
و
گردن می زنند
سپیدایِ صبح را
زیرِ درختی عقیم
خاکِ مُرده را پاشیده اند
به خوابی هزار ساله
برایِ ما

11/05/2021
رسول کمال

این شعر را از این جا بشنوید


*******************

خونِ سیاوشان


از
شکیباییِ اندوهت
چه صنوبرها شِکُفت
بر خاکی
که
خونِ سیاوشانش
دریائی اشک
از چشمِ شقایق ها گریست
آه
ای زیبایِ من
منم آن
آرش تنها
با تیری در کمان
در گستره ی جهان
و
نعره ای
که
تمامیِ جانم نهفته در تیری
از انتقام
تو را
باز می ستانم دوباره
تو را
باز می نشانم دوباره
بر پیشانیِ آسمانِ آرزوها


12/05/2021
رسول کمال


این شعر را از این جا بشنوید


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد