علیرضا کیانی

غفلت از یک اصالت

در نسبت سنجی فعالیت دانشجویی و سیاست ورزی

خب، با این وضعیت چه باید کرد؟ یعنی در وضعیتی که ما درگیر یک کل به هم پیوسته ای هستیم که حقوق دانشگاهی و دانشجویی ما را زیر پا می گذارد و مسئولین دانشگاه را نیز، ماشین امضای خود ساخته است و از آن طرف، اعتراض را هم به حق، حق مسلم خود می دانیم، از چه راهی باید وارد شویم و چه را طلب کنیم و چه را رد کنیم؟ به تعبیری فنی تر، چه استراتژی ای را باید تدوین و تنظیم کرده و بر اساس آن چه تاکتیک هایی را سرلوحه ی فعالیت هایمان قرار دهیم؟



"سکوت" برای "اعتراض"
در پاسداشت هفته دانشجو

شبکه دانشجویی گرامیداشت هفته دانشجو

عده ای شاید بگویند که به جای این کار باید مردم را دعوت به فریاد و خروش کنیم. ما مخالفتی با آن نداریم. اگر فراخوانی از داخل ایران برای یک اقدام اعتراضی بود، ما هم وظیفه داشتیم آنرا حمایت کنیم. اما وقتی همه را در داخل کشور مجبور به سکوت کرده اند، ما میتوانیم سکوت را نماد اعتراض کنیم. شاید با سکوت جمعی بتوانیم دیگران را بیدار کنیم. گاهی شیوه اعتراض دارای مهمترین نقش نیست، بلکه تحقق، فراگیری و انجام کنش جمعی اهمیت دارد.



همایِ آزاد

دانشجویِ کشور من دهانش پر خون است

دانشجویی که من از آن سخن میگویم، قطعاً آنقدر فهیم هست که محصول رنج و دشواریهای خود را به ارزانی از دست ندهد و تمام و کمال قدر بداند و بکار بندد. او میتواند آهسته بیاید و آهسته برود که مبادا گرفتار دندان و پنجه های تیز گرگها شود. او میتواند با همه ی هوش سرشاری که دارد، خود را به ندیدن و نفهمیدن بزند و ایّام تحصیلش را به سلامت و اَمن و اَمان سپری کند تا روزگار خود و عزیزانش متلاطم نگردد.