الکساندر کلوی
در کتابی درخشان، جودی دنچ از شکسپیر، تئاتر و زندگی سخن میگوید
Sun 5 07 2026

بازیگر انگلیسی، جودی دنچ (Judi Dench) (که بسیاری او را با نقش «M» در فیلمهای جیمز باند میشناسند)، در گفتوگویی با برندن اوهیا از شکسپیر، تئاتر و زندگی میگوید؛ گفتوگویی که نشان میدهد همراهی با ویلیام شکسپیر چگونه میتواند یک عمر را غنا ببخشد.
«شاعرِ شاعران، کسی که پس از خداوند بیش از هر انسان دیگری آفریده است.»
این سخن دیترش شوانیتس، استاد برجسته ادبیات انگلیسی دانشگاه هامبورگ، در سال ۲۰۰۶ است. او ویلیام شکسپیر را با این عبارت توصیف کرد.
اگر کسی بخواهد همه چیز را درباره شکسپیر بداند و در عین حال مایل نباشد راه چندان دوری را طی کند، کافی است راهی مونیخ شود و سالها خود را در کتابخانه شکسپیرِ گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه مونیخ ــ بزرگترین مجموعه آثار و پژوهشهای مربوط به شکسپیر در اروپا ــ محبوس کند. اما اگر حاضر باشد تمام عمرش را وقف این کار کند، باید به ایالات متحده سفر کند و خود را در کتابخانه فولجر شکسپیر (Folger Shakespeare Library ) در خیابان ایست کپیتول، بر فراز تپه کنگره در واشنگتن، حبس کند تا هر آنچه تاکنون درباره نمایشنامهنویس عصر الیزابت نوشته شده است، مطالعه کند.
اما اگر هدف، شناختن زندگی و درک ژرفای یک عمر حضور در تئاتر باشد، کافی است کتاب دلنشین و سرشار از گفتوگو «شکسپیر؛ مردی که اجارهخانه را میپردازد» را به دست بگیرد.
زندگی با شکسپیر
البته واژه «گفتوگو» برای توصیف این کتاب اندکی نارساست. طی چهار سال، جودی دنچ ــ متولد ۱۹۳۴ و دارنده تقریباً همه افتخارات و جوایز ممکن در عرصه تئاتر و سینما ــ با همکار بازیگر خود، برندن اوهیا، که سیوشش سال از او جوانتر است، ساعتهای طولانی به گفتوگو نشست.
این گفتوگوها در خانه دنچ انجام شد؛ خانهای در شهرستان ساری در جنوب انگلستان که از دههها پیش محل زندگی اوست و در سال ۱۶۸۰ ساخته شده؛ یعنی تنها ۶۴ سال پس از مرگ شکسپیر.
دختر و نوه دنچ نیز ناگزیر شنونده این گفتوگوها بودند، زیرا فضای دیدارهای دو دوست قدیمی سرشار از شوخی، خنده و سرزندگی بود. سرانجام این اندیشه شکل گرفت که گفتوگوها ضبط، ویرایش و به صورت کتاب منتشر شوند. اوهیا بیش از هر چیز کوشیده است شادابی مکالمهها و طنز خاص دنچ حفظ شود؛ طنزی که گاه کنایهآمیز، گاه کودکانه، همیشه مسری و گاهی نیز بیپروا و هزلآمیز است.
جودی دنچ نزدیک به شصت سال در مهمترین صحنههای تئاتر انگلیسیزبان در نمایشنامههای شکسپیر ایفای نقش کرده است. این کتاب بسیار فراتر از ادای احترام یک بازیگر پرکار تئاتر و سینما به شکسپیر است. این اثر در حقیقت اعلام عشقی به زندگی است؛ زندگیای که نه تنها از رهگذر شکسپیر تأمین معاش کرده، بلکه به واسطه او ژرفتر، غنیتر و پرشورتر شده است.
ترکیب تجربه عملی صحنه، تحلیل نقشها و بررسی نمایشنامهها، در قالب این گفتوگوها، راهی متفاوت و سرشار از بینش برای شناخت شکسپیر پیش روی خواننده میگذارد؛ بینشهایی که تنها به شکسپیر محدود نمیشوند.
خاطراتی از صحنه و پشت صحنه
تقریباً همه تراژدیها و کمدیهای شکسپیر در این کتاب، در قالب گفتوگویی بسیار سرگرمکننده میان پرسش و پاسخ مرور میشوند. گفتوگوهایی که گاه از اشارهای کوتاه آغاز میشوند و به روایتهایی مفصل از فاجعههای روی صحنه یا پشت صحنه میانجامند.
دنچ از همکارانی یاد میکند که هنگام بازی عملاً او را نادیده میگرفتند و پس از پایان اجرا، با خونسردی میگفتند:
«ما اصلاً نمیتوانیم با بازیگرهای کوتاهقد کار کنیم.» (و خود دنچ نیز چندان قدبلند نیست.)
او از روزگار گذشته شهر استراتفورد سخن میگوید، از ماجرای عجیب رابطهاش با کرمها، و انبوهی از خاطرات و حکایتهای شنیدنی نقل میکند. نامهای بزرگی چون جان گیلگود و کنت برانا بارها در کتاب ظاهر میشوند. شگفتانگیزتر آنکه دنچ بخشهای نسبتاً طولانیای از نمایشنامههای شکسپیر را از حفظ نقل میکند؛ حتی از نمایشنامههایی که هرگز در آنها بازی نکرده است.
ستایش از دو کارگردان بزرگ
دنچ بیش از همه از دو کارگردان با احترام و ستایش یاد میکند:
پیتر هال (۲۰۱۷-۱۹۳۰)، بنیانگذار رویال شکسپیر کمپانی در سال ۱۹۶۰ و مدیر بعدی تئاتر ملی لندن؛ و جان بارتون (۲۰۱۸-۱۹۲۸)، که سالها از مهمترین چهرههای همان گروه بود.
دلیل این ستایش روشن است: هر دو با نهایت احترام به زبان شکسپیر، موسیقی کلام او و آمیزه تصاویر شاعرانه، قدرت بیان و والایی شعر توجه داشتند.
در مقابل، دنچ از تجربه همکاری با فرانکو زفیرلی نیز سخن میگوید؛ کارگردانی که رومئو و ژولیت را بیش از هر چیز از منظر زیبایی بصری و شکوه صحنه اجرا میکرد. همین ویژگی، دنچ را مسحور کرده بود. او هنوز با شور فراوان از لباسهای باشکوه و دکور خیرهکننده با حالوهوای جنوب ایتالیا در اجرای اولد ویک یاد میکند.
همین پیوند میان تجربه عملی تئاتر، تحلیل نقشها و خوانش نمایشنامههاست که این کتاب را به اثری تبدیل کرده است که هم طراوتبخش است و هم روشنگر و دریچهای متفاوت برای فهم شکسپیر میگشاید.
کتابی که خواننده را به تماشای شکسپیر میکشاند
این اثر بیتردید یکی از دلنشینترین، گیراترین و بهترین کتابهایی است که تاکنون درباره شکسپیر نوشته شده است. نویسنده مقاله توصیه میکند که اگر امکانش وجود دارد، کتاب به زبان اصلی خوانده شود؛ زیرا هرچند کریستا شوئنکه ترجمهای بسیار درخشان ارائه کرده است، اما بسیاری از بازیهای زبانی و موسیقی کلام شکسپیر اصولاً ترجمهپذیر نیستند.
و اگر کسی پس از خواندن این کتاب، بیدرنگ برنامه اجراهای رویال شکسپیر کمپانی در استراتفورد-آپون-ایون، تئاتر ملی لندن، گلوب یا تئاتر رویال هایمارکت ــ که این روزها اجرای تحسینشدهای از اتللو را روی صحنه دارد ــ را بررسی نکند و برای خود بلیت نخرد، دیگر خودش مقصر است.
به نقل از سایت نشریه استاندارد اتریش
(الکساندر کلوی، ۲۷ ژوئن ۲۰۲۶)

کتاب: جودی دنچ، «شکسپیر؛ مردی که اجارهخانه را میپردازد»
گفتوگو با برندن اوهیا
ترجمه آلمانی: کریستا شوئنکه
۵۲۸ صفحه، ۲۵٫۷۰ یورو
انتشارات دورلمان، زوریخ، ۲۰۲۵
|
|