عصر نو
www.asre-nou.net

توبیاس تیم

تو تنها نیستی با رنج‌ها و با خطاهایت


Sat 4 07 2026



در لندن، یک نمایشگاه در جست‌وجوی راز موفقیت فریدا کالو، هنرمند بزرگ، است.

او نمی‌خواست مشهور شود؛ نقاشی‌اش را بی‌فایده می‌دانست و باور داشت که واقعاً کاری نکرده که شایسته توجه گسترده باشد. بارها نقاش فریدا کالو به نزدیکانش می‌نوشت که هنر او ارزشی ندارد.

امروز اما او به‌عنوان مشهورترین هنرمند زن جهان شناخته می‌شود؛ تقریباً همه دست‌کم چهره او را می‌شناسند: همان چهره‌ای که بی‌وقفه از خود نقاشی می‌کرد، همان مدل موی خاصش، گل‌هایی که در موهای بافته‌اش قرار می‌داد، و بیش از همه چشم‌های تیره‌اش که ابروهای پرقدرت آن‌ها را قاب گرفته‌اند. نگاه او نوعی اعتمادبه‌نفس را نشان می‌دهد که به‌سختی با آن کوچک‌انگاری و دست‌کم گرفتن توانایی‌های خودش که در نامه‌هایش دیده می‌شود، همخوانی دارد.

در موزه تیت مدرن لندن اکنون می‌توان دوباره در چشم‌های او نگریست و نگاهش را تجربه کرد.

حدود سی و چند نقاشی، طراحی و چاپ از فریدا کالو برای این نمایشگاه بزرگ از سراسر جهان گردآوری شده‌اند؛ از مجموعه‌داران خصوصی و موزه‌ها، و حتی از مکزیک، جایی که کالو در سال ۱۹۰۷ به‌عنوان دختر یک عکاس مهاجر آلمانی و مادری بی‌سواد و دورگه از اوآخاکا به دنیا آمد.

در لندن، از جمله یک بوم بی‌عنوان به نمایش درآمده است که کالو در ۲۰ سالگی آن را نیمه‌کاره رها کرد. در آن اثر، او خود را با جسارتی قابل توجه در مرکز ترکیب‌بندی قرار داده، درست زیر تصویر انقلابی مشهور مکزیک، پانچو ویلا.

اولین پرتره خودنگاره او نیز به نمایش گذاشته شده است؛ اثری که یک سال پیش‌تر، در ۱۹۲۶، برای دوستش نقاشی کرده بود، کمی پس از آنکه در یک سانحه اتوبوس به‌شدت آسیب دید. در این تصویر، کالو لباسی مخملی به رنگ قرمز تیره با یقه باز به تن دارد. در پس‌زمینه، امواجی تزئینی و ابری نوک‌تیز دیده می‌شود. گردن روشن و تقریباً سفید او بسیار کشیده است؛ شاید در این تصویر حتی بیش از حد کشیده، اما این اهمیتی ندارد، زیرا همان چشم‌ها هستند که توجه را می‌ربایند. او با نگاهی کنجکاو به ما می‌نگرد؛ هم دور و هم بسیار قاطع. آیا غمگین است؟ یا خوشحال؟ هیچ چیز قطعی نیست، و دقیقاً همین ابهام ما را وادار می‌کند بیشتر و دقیق‌تر نگاه کنیم.

کالو از همان ابتدا با ظاهر خود و با پرسش‌های مربوط به هویت بازی می‌کرد. او در عکاسی‌هایی که همراه پدرش انجام می‌داد، نه‌تنها لباس‌های ابریشمی شیک می‌پوشید، بلکه کت‌وشلوارهای او را نیز به تن می‌کرد. بعدها خود را در لباس‌هایی نشان می‌داد و نقاشی می‌کرد که بر ریشه بومی‌اش تأکید داشتند. در نمایشگاه تیت، در کنار عکس‌های بی‌شمار، برخی از لباس‌های شخصی او نیز به نمایش گذاشته شده‌اند.

همچنین یک گچ‌گرفتگی از بدن او نیز وجود دارد که باید به‌دلیل پیامدهای مادام‌العمر تصادف اتوبوس می‌پوشید. روی این گچ، تصویری از یک کودکِ متولدنشده نقاشی شده است (کالو چندین بار سقط جنین را تجربه کرد)، اما در کنار آن داس و چکش و ستاره سرخ نیز دیده می‌شود.

فریدا کالو هرگز فقط زن رنج‌کشیده و زخمی‌ای نبود که برخی می‌خواستند او را چنین ببینند؛ او در عین حال مارکسیستی متعهد بود، دوست و معشوقه لئو تروتسکی، و در پایان عمر نیز هوادار استالین. اما درباره این جنبه‌ها در این نمایشگاه چندان سخنی گفته نمی‌شود؛ باورهای سیاسی و فعالیت‌های او تا حدی کم‌رنگ شده‌اند.

در عوض، رنج و عشق، زخم و میل، در آثار او به‌گونه‌ای به نمایش درآمده‌اند که همیشه در یک تصویر با هم حضور دارند.

بیش از ۲۰ سال پیش نیز تیت نمایشگاهی جامع از آثار فریدا کالو برگزار کرده بود. آن زمان این یکی از نخستین نمایشگاه‌های بزرگ بود که به یک هنرمند زن، و آن هم یک زن آمریکای لاتین، اختصاص می‌یافت. اکنون برگزارکنندگان این پرسش را مطرح می‌کنند که چگونه کالو به چنین شمایل جهانی تبدیل شده است؛ شمایلی بسیار مشهورتر از زمان حیاتش.

برای پاسخ به این پرسش، گردآورندگان نمایشگاه به آثار اصلی بازگشته‌اند و در کنار آن، هنر هم‌عصران و همراهان او را نیز به نمایش گذاشته‌اند. در لندن همچنین پرتره‌های فریدا از سوی همسرش دیه‌گو ریورا نیز دیده می‌شود؛ کسی که اساساً به خاطر نقاشی‌های دیواری عظیمش مشهور بود.

در جست‌وجوی توضیحی برای این‌که چرا کالو پس از مرگش تا این اندازه زنده مانده است و چرا نسل‌های جوان نیز با او احساس همذات‌پنداری می‌کنند، مجموعه‌ای از آثار هنرمندان زنده نیز گردآوری شده است؛ هنرمندانی که در آثارشان اغلب به‌طور مستقیم به فریدا کالو ارجاع می‌دهند و گاهی حتی او را تقلید می‌کنند.

در این میان، با تصاویری روبه‌رو می‌شویم: «فریدا»ی کارتونی با ظاهر حاشیه‌نشین که روی گردنش خالکوبی «دیگو» دارد، یا مردان برهنه‌ای که در عکس‌ها یک نقاشی مشهور از کالو را بازسازی می‌کنند. در تیت مدرن، چندین سالن به این شاگردان و مقلدان هنری اختصاص یافته است — و این پرسش پیش می‌آید: چرا؟

مقایسه مستقیم این آثار با آثار الگو، دست‌کم اگر با احتیاط گفته شود، به سود هنرمندان پس از او نیست. تنها چند اثر از هنرمندانی مانند آنا مندیتا و کیکی اسمیت می‌توانند حتی تا حدی با هنر کالو قابل مقایسه باشند. به‌طور ناخواسته، این نمایشگاه بخشی از راز موفقیت فریدا کالو را نیز آشکار می‌کند: او مدام از دیگران تقلید نمی‌کرد، بلکه خود را به مرکز هنر خود تبدیل کرد.

بنابراین، بازدیدکننده نمایشگاه کالو بهتر است این بخش دوم را سریع‌تر پشت سر بگذارد تا نگاهش نسبت به آثار اصلی مخدوش نشود.

در عوض، دیدن نمایشگاه بزرگ دیگری که هم‌اکنون در تیت مدرن به یک هنرمند دیگر اختصاص دارد، بسیار ارزشمندتر است. این نمایشگاه به تریسی امین، هنرمند بریتانیایی، تعلق دارد؛ هنرمندی که زمانی هم‌زمان با دیمین هرست به شهرت رسید و بارها شکست‌خوردگی زندگی شخصی خود را به نمایش گذاشت: مستی، اعتیاد و احساس گم‌گشتگی.

اکنون می‌توان عمیق‌تر از همیشه در آثار تریسی امین و در نتیجه در زندگی او غرق شد. بسیاری از چیزهایی که در نگاه گذرا به یک اجرا یا نقاشی او سرد و بی‌احساس به نظر می‌رسید، در این مجموعه بزرگ معنای خود را پیدا می‌کند.

در فیلم‌های ویدئویی، امین از روابط آشفته، زخم‌ها و لذت‌های سرمستانه سخن می‌گوید؛ از سقط جنینی که او را به افسردگی عمیقی کشاند، افسردگی‌ای که پس از آن، تمام آثار پیشین خود را نابود کرد. و هنگام تماشا، ناخودآگاه میان او و فریدا کالو ارتباطی شکل می‌گیرد؛ کالویی که او نیز از طریق تصویر خود و بدن خود، عشق و رنج یک زن را روایت می‌کرد.

کالو بارها خود را در تختی نشان می‌داد که به آن زنجیر شده و زخمی است؛ اما تریسی امین تخت واقعی خود را به نمایش می‌گذارد: تختی که نشانه زندگی‌ای آشفته است، درهم‌ریخته، پر از لکه‌ها، ته‌سیگارها و بطری‌های خالی ودکا.

بالای این تخت، با نور نئون نوشته شده است: «من گریه نمی‌کنم، بلکه روحم گریه می‌کند.»

فریدا کالو در سال ۱۹۴۰ به همسرش دیه‌گو ریورا نوشت: «هر کاری کرده‌ام شکست بوده است.»

دست‌کم این ارزیابی کالو اشتباه بود.

تیت مدرن اکنون جای خوبی است برای این‌که انسان مطمئن شود تنها نیست — نه با رنج‌هایش، و نه با خطاهایش.

به نقل از هفته‌نامه دی سایت شماره 29 / 2026