کاترین شلتون
چگونه تعقیب ساحران در تاریخ توانست گسترش یابد
Fri 3 07 2026

در محاکمات جادوگری، نشانههای ادعایی جادوگری بر بدن متهمان نیز بهعنوان مدرک تلقی میشد.
در سدههای شانزدهم و هفدهم، دهها هزار انسان—بهویژه زنان—به اتهام جادوگری کشته شدند. در این میان، نهتنها کلیساها بلکه حاکمان دنیوی، تغییرات اقلیمی و رسانههای نوظهور آن زمان نیز نقش داشتند.
بر اساس برآوردها، میان ۴۰ تا ۶۰ هزار نفر در اروپا بهعنوان جادوگر تحت تعقیب قرار گرفته و اعدام شدند—عمدتاً در قرون شانزدهم و هفدهم. علل باور به جادوگران و نیز تعقیب آنان بسیار متنوع است و شباهتهای شگفتانگیزی با جهان امروز ما نشان میدهد. در این میان، نقش کلیسا اغلب بیش از حد برآورد میشود.
عرصه موضوع در این نوشته:
مسئولیت تعقیب جادوگران از عوامل گوناگونی تشکیل شده است
نقدهای اولیه بر تعقیب جادوگران
نازیها اسناد دادگاههای جادوگری را گردآوری میکنند
نقش مردم: در بحرانها انسانها به دنبال قربانی میگردند
چاپ بهعنوان محرک باورهای غلط
مسئولیت تعقیب جادوگران از عوامل گوناگونی تشکیل شده است
مسئولیت تعقیب جادوگران بر عهده یک نهاد واحد نیست، بلکه حاصل برهمکنش مشروعیتبخشی کلیسایی و اعمال قدرت دولتی است.
یکی از پایههای نظری این روند، فرمانی موسوم به «فرمان جادوگران» از سوی پاپ اینوسنت هشتم در سال ۱۴۸۴ است. در این فرمان تصریح میشود: جادوگران وجود دارند و باید تعقیب شوند. یکی از نیروهای محرک این تعقیب، راهب دومینیکنی، هاینریش کرامر است. او در سال ۱۴۸۶ کتاب «چکش جادوگران» (Malleus Maleficarum) را مینویسد—مجموعهای از قواعد که محاکمات جادوگری را نظاممند میکند و با استفاده از فرمان پاپ، ظاهری رسمی به آن میبخشد. نمونه شهر بامبرگ نشان میدهد که این نوشتهها چگونه زمینهای مساعد مییابند—هم از نظر حقوقی و هم الهیاتی. در اینجا صدها حکم اعدام صادر میشود؛ از جمله افرادی چون نایب اسقف، فریدریش فورنر، یا یوهان گئورگ دوم فوکس فون دورنهایم که حتی در زمان خود به «سوزاننده جادوگران» شهرت داشت.
با این حال، به گفته تاریخدان ریتا فُلتْمر از دانشگاه تریر، نمیتوان مسئولیت را به یک نهاد خاص نسبت داد. در قرن شانزدهم، اصلاح دینی آغاز میشود و دیگر «یک کلیسا» وجود ندارد، بلکه سه کلیسا شکل میگیرد. برای نمونه، اصلاحگر دینی مارتین لوتر نیز به وجود جادوگران باور داشت و معتقد بود که آنان آسیب میرسانند.
علاوه بر این، اجرای حقوقی این محاکمات اغلب بر عهده دستگاه قضایی دنیوی است. روند محاکمات جادوگری بسته به محل متفاوت است. برای این منظور، شهرها، اسقفنشینها یا دولتها دادگاههای ویژهای تشکیل میدهند—هیئتهای کوچکی که بدون هیچ نظارت بیرونی، بهتنهایی محاکمات را اداره میکنند، چنانکه تاریخدان یوهانس دیلینگر توضیح میدهد.
همچنین فرمانروایان محلی نیز این محاکمات را پیش میبرند: در کشمکشهای دوران اصلاح دینی، آنان میکوشند سرزمینهای خود را یکدست کنند و مخالفان را تعقیب میکنند—کسانی که از نظر آنان جادوگران نیز در شمارشان هستند.
نقدهای اولیه بر تعقیب جادوگران
از همان آغاز، در اردوگاههای مختلف مذهبی—چه پروتستان و چه کاتولیک—نقدهایی نسبت به روند محاکمات جادوگری مطرح میشود. برای مثال، کشیش یسوعی فریدریش اشپه با کاربرد شکنجه مخالفت میکند. همچنین حقوقدان و فیلسوف، کریستیان تومازیوس، علیه تعقیب جادوگران مبارزه کرده و از یک نظام کیفری انسانی دفاع میکند. نوشتههای او نقش مهمی در پایان یافتن تعقیب نظاممند جادوگران در آلمان در قرن هجدهم ایفا میکند.
نازیها اسناد دادگاههای جادوگری را گردآوری میکنند
این تصور که تنها کلیسای کاتولیک مسئول محاکمات جادوگری بوده، در قرن نوزدهم شکل میگیرد. صدراعظم آلمان، اوتو فون بیسمارک، کلیسای کاتولیک را خطری برای امپراتوری پروسیِ مبتنی بر پروتستانیسم میدانست. تصورات منفی درباره کلیسای کاتولیک در جریان «نبرد فرهنگی» (Kulturkampf) با انگیزههای سیاسی مورد استفاده قرار میگیرد.
ناسیونالسوسیالیستها در قرن بیستم این راهبرد را ادامه میدهند—در قالب عناصر موسوم به «نقد کلیسا». در اینجا نیز تاریخ محاکمات جادوگری بهطور سیاسی مورد بهرهبرداری قرار میگیرد، چنانکه یوهانس دیلینگر میگوید. هدف این است که کلیسا از نظر تاریخی بدنام شده و اقتدار آن تضعیف شود. از همین رو، هاینریش هیملر بین سالهای ۱۹۳۵ تا ۱۹۴۴ در قالب «مأموریت ویژه جادوگران» بهطور نظاممند اسناد محاکمات جادوگری را گردآوری و تحلیل میکند.
نقش مردم: در بحرانها انسانها به دنبال قربانی میگردند
انگیزههای پشت محاکمات جادوگری تا حدی نه مذهبی، بلکه دنیوی بودند:
در آغاز قرن شانزدهم، تغییرات عمیق اقلیمی رخ میدهد که به «عصر یخبندان کوچک» معروف است. این دوره حدود ۱۳۰ سال به طول میانجامد و اوج آن میان سالهای ۱۵۷۰ تا ۱۷۰۰ قرار دارد. در نتیجه، زمستانها طولانیتر و سردتر، و تابستانها خشنتر و بارانیتر میشوند. این وضعیت برای کشاورزی پیشاصنعتی آن زمان پیامدهای فاجعهباری دارد. قحطیها افزایش مییابد، مواد غذایی پایه مانند غلات کمیاب میشود و مردم دچار گرسنگی میشوند. در نتیجه، آنان نسبت به بیماریها و همهگیریها نیز آسیبپذیرتر میگردند.
پدیدههایی مانند طوفانهای شدید، نابودی محصولات کشاورزی یا مرگ دامها برای مردم دوران پیشامدرن غیرقابل توضیح بود. یک توضیح بهظاهر قابلقبول: جادوگرانی که با نیروهای تاریک خود موجب خسارت و بدبختی میشوند. به گفته تاریخدان کای لهمان، این واکنش در تاریخ بارها دیده شده است: «به نظر میرسد در طول تاریخ بشر همیشه اینگونه بوده که انسانها به دنبال یافتن قربانیان (سپر بلا) میگشتهاند، مثلاً برای توجیه نابودی محصولات یا حتی شیوع طاعون.»
«هیستریهای جمعی» شکل میگیرند که خود به نوبهی خویش محاکمات جادوگری را تشدید میکنند—و این دو پدیده بههم پیوستهاند؛ امری که حتی برخی از معاصران آن زمان نیز تا حدی به آن پی برده بودند.
چاپ بهعنوان محرک باورهای غلط
با ظهور صنعت چاپ، تحولی اساسی رخ میدهد. در قرن پانزدهم، با اختراع یوهانس گوتنبرگ، فضای رسانهای بهشدت گسترش مییابد. کتابها و اعلامیهها (جزوهها) بهسرعت تکثیر و منتشر میشوند—و برای نخستینبار به تودههای وسیع مردم میرسند. این رسانهها به موضوع تعقیب جادوگران نیز میپردازند، از محاکمات، اعترافات و اعدامها گزارش میدهند. تصاویر و روایتهایی درباره اینکه چگونه جادوگران ظاهراً میتوانند وضعیت آبوهوا را تغییر دهند، گاوها را بکشند یا کودکان را به قتل برسانند، از طریق این ابزارهای ارتباطی جدید به افراد بیشتری منتقل میشود و به هر روستایی راه مییابد. این امر بیاعتمادی و خرافهباوری را تقویت میکند و در عین حال الگوهایی برای شکلگیری چنین روایتهایی فراهم میآورد. به گفته کای لهمان: «آیا در روستای ما هم کودکی بهطرزی مرموز نمرده است؟ یا ناگهان گاوی بیمار نشده؟»
به باور لهمان، بحران اقلیمی در ترکیب با رسانههای جمعیِ نوظهور آن زمان «نیروی محرکهای بسیار قوی» برای شکلگیری هیستری و تعقیب جادوگران بوده است. بنابراین، فشار برای این تعقیبها از سوی مردم نیز ناشی میشد—آنجا که این تصور گسترش مییافت که جادوگران «مقصر بدبختیهای ما هستند». در جاهایی که این فشار «از پایین» با حاکمانی که تمایل به تعقیب داشتند تلاقی میکرد، گاه به افراطگریها و فجایع منجر میشد. در مقابل، در مناطقی که حاکمان تمایلی به پاسخگویی به این فشار نشان نمیدادند، تعقیبها بهندرت رخ میداد—چنانکه در اشمالکالدن در ایالت هسن چنین بوده است.
به نقل از دویچلندفونک کلتور 18.04.2026
|
|