سايت ائتلاف سياسی "همبستگی فراگير برای آزادی و برابری در ايران"
ایران در آستانه فصل تازهای از بحران و تغییر
Tue 30 06 2026
"يادداشت هفته"
يکشنبه ٧ تير ١٤٠٥ / ٢٨ ژوئن ٢٠٢٦
هفتهای که گذشت، بار دیگر نشان داد که جمهوری اسلامی ایران در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ چهار دهه اخیر خود قرار گرفته است. تحولات داخلی و منطقهای به گونهای در هم تنیدهاند که دیگر نمیتوان بحرانهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و امنیتی را جدا از یکدیگر تحلیل کرد. مجموعه این بحرانها تصویری از حکومتی را ترسیم میکند که بیش از هر زمان دیگری با چالش مشروعیت، کارآمدی و چشمانداز آینده روبهرو است.
در عرصه سیاست خارجی، ادامه تنشها در منطقه و تلاشهای دیپلماتیک برای جلوگیری از گسترش درگیریها نشان میدهد که جمهوری اسلامی همچنان میان دو راهبرد متضاد سرگردان است؛ از یک سو حفظ سیاست تقابل و گسترش نفوذ منطقهای و از سوی دیگر تلاش برای کاهش فشارهای بینالمللی و کاستن از هزینههای اقتصادی و امنیتی. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که این سیاست دوگانه نه تنها به کاهش بحران منجر نشده، بلکه هزینههای سنگینی را بر اقتصاد و جامعه ایران تحمیل کرده است.
در داخل کشور نیز بحران اقتصادی همچنان مهمترین دغدغه شهروندان است. تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، رکود تولید، گسترش فقر، بیکاری و مهاجرت گسترده نیروهای متخصص، تصویری نگرانکننده از آینده اقتصاد ایران ارائه میدهد. در چنین شرایطی، وعدههای تکراری مسئولان دیگر برای افکار عمومی قانعکننده نیست و شکاف میان جامعه و حاکمیت هر روز عمیقتر میشود.
همزمان، مطالبات آزادیخواهانه و عدالتطلبانه در میان اقشار مختلف جامعه همچنان زنده است. اگرچه فضای امنیتی مانع بروز گسترده اعتراضات شده، اما نارضایتی اجتماعی نه تنها کاهش نیافته، بلکه در لایههای مختلف جامعه انباشته شده است. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که سرکوب، جایگزین اصلاحات ساختاری نمیشود و هیچ حکومتی نمیتواند صرفاً با اتکا به ابزارهای امنیتی، بحران مشروعیت خود را حل کند.
در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز ضرورت دارد، شکلگیری گفتمانی دموکراتیک و آیندهنگر است؛ گفتمانی که بتواند میان آزادی، عدالت اجتماعی، برابری، رفع همه اشکال تبعیض و به رسمیت شناختن تنوع ملی، زبانی، فرهنگی و جنسیتی در ایران پیوند برقرار کند. تجربه دهههای گذشته نشان داده است که نه اقتدارگرایی مذهبی و نه تمرکزگرایی سیاسی، قادر به پاسخگویی به واقعیت پیچیده جامعه ایران نیستند. گذار دموکراتیک تنها زمانی میتواند پایدار باشد که همه شهروندان و همه ملیتهای ساکن ایران، فارغ از هویت ملی، زبانی، مذهبی یا جنسیتی، خود را در ساختار آینده کشور صاحب حق و برابر بدانند.
در سوی دیگر، نیروهای آزادیخواه، دموکرات و عدالتطلب نیز با مسئولیتی تاریخی روبهرو هستند. پراکندگی، رقابتهای فرساینده و غلبه منافع گروهی بر منافع عمومی، ظرفیت شکلگیری یک بدیل دموکراتیک و مورد اعتماد جامعه را تضعیف کرده است. جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به گفتوگو، همکاری و همگرایی نیروهایی نیاز دارد که بر سر اصول بنیادینی چون دموکراسی، حقوق بشر، عدالت اجتماعی، برابری شهروندان، جدایی دین از دولت، رفع هرگونه تبعیض و تضمین حقوق ملیتها و دیگر گروههای تحت ستم و تبعیض به توافق برسند.
تحولات هفته گذشته بار دیگر این واقعیت را یادآور شد که زمان، به سود حکومتهای گرفتار بحران حرکت نمیکند. ادامه وضعیت موجود، به معنای تعمیق بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و افزایش هزینههایی است که مردم ایران هر روز بیش از گذشته آن را میپردازند. در مقابل، چشمانداز عبور از این بنبست در گرو گسترش جنبشهای مدنی و اجتماعی، تقویت همبستگی نیروهای دموکرات و تکیه بر اراده آگاهانه مردم برای ساختن نظمی مبتنی بر آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و مشارکت برابر همه ساکنان این سرزمین است. آینده ایران نه در میدانهای جنگ و مداخله قدرتهای خارجی، بلکه در توان جامعه برای سازمانیابی، گفتوگو و ایجاد یک بدیل دموکراتیک و فراگیر رقم خواهد خورد
https://hambastegi.net/
|
|