شیون مهتاب
Tue 30 06 2026
منوچهر برومند سها
دیده :
بر شانه ی پگاه پرنیانسپید می تنید
و
مَحملِ فرصت:
به برق خیالی چشم می مالید.
زندانیان انتظار :
المِ شب شکن بدوش می کشیدند
تا
طرفه طراز ِآزادی رونمایی کند.
جانوسپار که به خیانت شتاب داشت:
. جامه ی دارا به تن کرده بود
و
باغِ سبزِ سراب می نمود.
رکاب کشیده بر تکاورفریب می تاخت.
آتش ِسفسطه به پرش مژگانی شعله ور شد.
سیاهی دود به سرخی آتش خزید و دامن کشان همه را در آغوش کشید.
دلقِ میان زرکش ِازرق سوخت .
تیر بارخون بارید
و
بر سینه یِ نیلی رنگ آسمان پرده یِ نقشی ماندنی از خون آشامی تاریخی نگاشت.
شیون مهتاب که در گوشِ باد و آب می دمید:
در گنبدِ گردون پیچید :
سپهر کجایی پسرم ؟!
سپهر کجایی پسرم؟!
سپهر کجایی پسرم ؟!
پاریس
بیست و ششم ژوئن دوهزاروبیست وشش میلادی
پنجم تیرماه هزاروچهارصدو پنج خورشیدی
|
|