عصر نو
www.asre-nou.net

گزارشی از گروه هفته‌نامه اشپیگل

کودکان مدرسه میناب به نمازخانه پناه بردند، سپس حمله دوم آغاز شد

تردیدی وجود ندارد که ارتش آمریکا مسئول این حمله بوده است
Fri 26 06 2026



بیش از ۱۰۰ کودک در حملات هوایی به یک مدرسه در میناب جان باختند. آیا این حمله یک اشتباه مرگبار ارتش آمریکا بود ــ یا اقدامی عمدی؟ بازسازی یک جنایت جنگی احتمالی.

عبدالله کاریانی‌پاک مقابل درِ ورودی مدرسه در انتظار دو پسرش ایستاده بود که موشک کروز به ساختمان اصابت کرد.

موج انفجار آن‌چنان شدید بود که او را از جا کند و به هوا پرتاب کرد. او بعداً این ماجرا را برای روزنامه واشنگتن پست بازگو کرد. کاریانی‌پاک آسیبی ندید. او به‌سوی ورودی مدرسه دوید.

«اما دیگر ورودی‌ای وجود نداشت؛ فرو ریخته بود.»

کاریانی‌پاک کارمند شهرداری شهر میناب در جنوب ایران است. او در روز ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ شاهد صحنه‌هایی هولناک شد. تصاویر ویدئویی نشان می‌دهند که دود از ساختمان آسیب‌دیده مدرسه به هوا برمی‌خاست. بنا بر گزارش‌ها، نیروهای امدادی برای رسیدن به محل حادثه با دشواری روبه‌رو بودند. در جاده منتهی به مدرسه ازدحام شدیدی ایجاد شده بود. ظاهراً اصابت موشک برخی از مسیرهای خروج دانش‌آموزان از مدرسه را مسدود کرده بود.
این کارمند شهرداری از روی آوار بالا رفت و بیهوده تلاش کرد کودکانی را که در طبقه دوم گرفتار شده بودند نجات دهد.

او گفت: «سه دختر آن بالا بودند؛ گریان و زخمی.»

اما نتوانست به آن‌ها برسد. بعدتر، به گفته خودش در مصاحبه با واشنگتن پست، او را به سردخانه فراخواندند تا هویت دو پسرش را شناسایی کند. پسر کوچک‌ترش را تنها از روی کفش‌هایش شناخت.

حمله به مدرسه میناب در نخستین روز جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران، احتمالاً یکی از تکان‌دهنده‌ترین رویدادهای این درگیری بود. بر اساس اعلام مقامات ایرانی، بیش از ۱۶۰ نفر در این حمله جان باختند که بیشتر آن‌ها کودک بودند.

هنوز به‌طور قطعی روشن نشده است که چرا این حمله انجام شد و چه کسی مسئول آن بوده است.

حکومت ایران آمریکا را متهم می‌کند که مدرسه را هدف قرار داده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در ابتدا احتمال داد که خود ایرانی‌ها پشت این حمله بوده‌اند؛ فرضیه‌ای که کارشناسان آن را بسیار بعید می‌دانند. او بعدتر از آغاز یک تحقیق رسمی خبر داد که نتیجه آن هنوز اعلام نشده است. ترامپ هفته گذشته گفت که هیچ‌کس این کار را عمداً انجام نداده و تحقیقات همچنان ادامه دارد.



بسیاری از حقوقدانان بر این باورند که حملات هوایی آمریکا و اسرائیل علیه ایران نقض آشکار حقوق بین‌الملل بوده است. اما حمله به میناب پرسش دیگری را نیز مطرح می‌کند: آیا ارتش آمریکا مرتکب جنایت جنگی شده است؟

یک تیم از مجله اشپیگل (SPIEGEL) رویدادهای ۲۸ فوریه را بازسازی کرده است. این گروه از جمله ویدئوها و تصاویر موجود را بررسی و از طریق مکان‌یابی جغرافیایی (Geolocation) راستی‌آزمایی کرده و همچنین منابع ایرانی مختلف، از جمله گزارش‌های رسانه‌ای، پایگاه‌های اینترنتی و وب‌سایت‌های نهادها و سازمان‌های نزدیک به حکومت را مورد ارزیابی قرار داده است.

انجام تحقیقات میدانی در داخل ایران تقریباً ناممکن است، زیرا خبرنگاران اشپیگل ــ همانند بسیاری از رسانه‌های دیگر ــ ویزای ورود دریافت نمی‌کنند. محدودیت‌های گسترده اینترنتی جریان اطلاعات را مختل کرده و مکالمات تلفنی نیز اغلب تحت شنود قرار دارند.

با این حال، گزارش‌هایی از والدین، بازماندگان و نیروهای امدادی وجود دارد که در رسانه‌های ایرانی و بین‌المللی شرح داده‌اند در روز حمله چه بر آن‌ها گذشته است. البته همه این اظهارات احتمالاً در فضایی کنترل‌شده بیان شده‌اند تا روایت رسمی جمهوری اسلامی حفظ شود.

اشپیگل این گزارش‌ها را تا حد امکان با استفاده از ویدئوها، عکس‌ها، تصاویر ماهواره‌ای و دیگر منابع در دسترس عموم مورد بررسی و راستی‌آزمایی قرار داده است.

حدود ساعت ۱۰:۳۰ صبح، خبر وقوع انفجارها در پایتخت، تهران، به مدیر مدرسه در میناب می‌رسد. او از بیم جان دانش‌آموزان، به کادر آموزشی دستور می‌دهد با همه والدین تماس بگیرند و از آنان بخواهند فرزندانشان را از مدرسه ببرند. چند تن از بستگان دانش‌آموزان و نیز یک معلم بازمانده بعدها همین روایت را نقل کردند. به‌طور رسمی، خبرگزاری دولتی ایسنا در ساعت ۱۱:۱۴ اعلام می‌کند که مدارس تعطیل خواهند شد و بخشی از آموزش‌ها به‌صورت آنلاین ادامه خواهد یافت.

در حالی که معلمان مشغول تماس با والدین بودند، مدرسه هدف حمله قرار گرفت. یکی از معلمان به یاد می‌آورد که صدای انفجاری مهیب را شنیده است. شیشه‌های پنجره‌ها فرو ریختند و شکستند.

او در یک مصاحبه می‌گوید: «شعله‌های آتشی را دیدم که به سمت من می‌آمدند.» چند دانش‌آموز در معرض خطر سوختن قرار داشتند. «همه آن‌ها را در آغوش گرفتم. بعد دیگر هیچ صدایی نشنیدم. همه جا ساکت بود و دود همه‌جا را فرا گرفته بود.»

یکی از کارکنان هلال احمر در مصاحبه‌ای می‌گوید سه صدای انفجار شدید شنیده است. دفتر این سازمان امدادی تنها ۵۰۰ متر با مدرسه فاصله داشت. امدادگران بلافاصله به سمت محل حادثه حرکت کردند، اما جاده مسدود شده بود و آمبولانس‌ها در ابتدا نمی‌توانستند عبور کنند. جمعیت انبوهی در اطراف مدرسه گرد آمده بودند.

مرتضی بهادری، پدر یک دانش‌آموز کلاس سوم، می‌گوید: «همه تلاش می‌کردند فرزند خود را پیدا کنند. تمام فامیل ما آنجا بودند؛ خواهرم، برادرانم. حتی مردم روستاهای اطراف که صدای انفجار را شنیده بودند آمده بودند. همه در جستجوی عزیزان گمشده خود بودند.»



او خودروی خود را در ترافیک رها کرده و تا مدرسه دویده بود. در راه، کودکانی را دیده بود که غرق در گرد و خاک و زخمی از مدرسه خارج می‌شدند. اما پسرش آریا در میان آنان نبود.

مسئولان مدرسه تصمیم می‌گیرند بخشی از کودکان را به نمازخانه‌ای در طبقه همکف منتقل کنند. اما پیش از آنکه بازماندگان از آنجا نجات یابند، حمله دوم رخ می‌دهد.

یکی از کارکنان هلال احمر به وب‌سایت Middle East Eye می‌گوید: «تنها تعداد اندکی از کسانی که در آنجا پناه گرفته بودند، از حمله دوم جان سالم به در بردند.»
این رسانه همچنین اظهارات پدری را نقل می‌کند که می‌گوید دخترش از حمله نخست جان سالم برده بود، اما در نمازخانه و در جریان حمله دوم کشته شد.

بر اساس گزارش‌های همسو، معلمی به نام ندا صلحی‌زاده ابتدا فرزندان خود، نیلا و هامی، را نجات می‌دهد. سپس برای کمک به دیگران دوباره به ساختمان بازمی‌گردد. فرزند کوچکش، هامی، نیز به دنبال او می‌رود. هر دو در حمله دوم کشته می‌شوند.

به گفته علی فرهادی، سخنگوی وزارت آموزش و پرورش ایران، مدرسه در آن روز سه بار هدف قرار گرفت. اما پایگاه خبری «خبرآنلاین» از دو حمله سخن می‌گوید. شمار دقیق اصابت‌ها را نمی‌توان با قطعیت تعیین کرد. با این حال، تصاویر ماهواره‌ای، عکس‌ها و ویدئوها ابعاد ویرانی را آشکار می‌کنند.

از پنجره‌های بال شرقی ساختمان دود به هوا برمی‌خاست، اما بخش عمده مدرسه به‌کلی ویران شده بود. عکس‌ها و ویدئوها دیوارهای فروریخته را نشان می‌دهند و توده عظیم آوار ظاهراً چندین متر مربع را در بر گرفته است.

تقریباً تردیدی وجود ندارد که ارتش آمریکا مسئول این حمله بوده است. تحلیل‌های سازمان عفو بین‌الملل و پلتفرم تحقیقاتی بلینگکت (Bellingcat) نشان می‌دهد که در میناب از موشک‌های کروز «تام‌هاوک» استفاده شده است؛ سلاحی که تنها در اختیار آمریکا قرار دارد.

کریس لینکلن-جونز، کارشناس نظامی بریتانیایی و افسر پیشین توپخانه، تصاویر ماهواره‌ای و مستندات مربوط به ویرانی میناب را برای اشپیگل بررسی کرده است. او نیز به این نتیجه رسیده که از یک سلاح هدایت‌شونده دقیق استفاده شده است. به گفته او، ویژگی‌های محل اصابت با خساراتی که معمولاً موشک‌های تام‌هاوک بر جای می‌گذارند، مطابقت دارد.

اما پاسخ به این پرسش دشوارتر است که چرا آمریکا مدرسه را هدف قرار داده است.

در نشانی واقع در بلوار رسالت میناب، سه مؤسسه آموزشی ثبت شده‌اند: پیش‌دبستانی «شجره طیبه»، دبستان دخترانه‌ای با همین نام و مدرسه پسرانه «رهپویان شهدای خلیج». نام این مدرسه پسرانه را می‌توان به‌طور تقریبی «پیروان شهدای خلیج فارس» ترجمه کرد.
تصاویر ماهواره‌ای، اطلاعات موجود در یک پایگاه اینترنتی مشاغل و همچنین اظهارات یکی از پدران دانش‌آموزان نشان می‌دهد که این ساختمان دست‌کم از سال ۲۰۱۶ به‌عنوان مدرسه مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

ساختمان مدرسه در مجاورت مستقیم یک پایگاه دریایی متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار دارد. در وب‌سایت مدرسه نیز در توضیح نشانی آمده است: «پشت تیپ آصف»؛ یگانی مهم در حوزه موشکی.

اینکه آیا مدرسه بخشی از این پایگاه نظامی بوده است یا خیر، همچنان محل اختلاف و بحث است.

دست‌کم از سال ۲۰۱۶، چنان‌که رسانه‌های نزدیک به حکومت ایران نیز گزارش کرده‌اند، دیگر هیچ ارتباطی میان این ساختمان ــ که از آن زمان به‌عنوان مدرسه مورد استفاده قرار می‌گرفت ــ و پایگاه نظامی وجود نداشته است.

در واقع، تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهند که این دو محوطه در آن دوره از یکدیگر جدا شده‌اند. در اکتبر ۲۰۱۳ هیچ مانع داخلی در این مجموعه دیده نمی‌شود، اما سه سال بعد دیواری بخش مدرسه را از سایر قسمت‌ها جدا می‌کند. در سال ۲۰۱۸ دیوارهای حیاط با رنگ‌های شاد و نقاشی‌های کودکانه تزئین شده‌اند؛ همان‌گونه که در تصاویر کنونی مدرسه نیز دیده می‌شود. همچنین به نظر می‌رسد موانع و کنترل‌های بیشتری در مسیرهای دسترسی ایجاد شده باشد.

با این حال، تحقیقات اشپیگل نشان می‌دهد که مدرسه از نظر سازمانی و نیز در ساختار فعالیت روزمره خود تا زمان حمله همچنان با پایگاه نظامی مرتبط بوده است. این مدرسه بخشی از یک مجموعه آموزشی شامل بیش از ۵۰ مدرسه و کودکستان بود که توسط نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اداره می‌شد.

نام نیروی دریایی سپاه به‌طور منظم در کنار نام مدرسه ذکر می‌شد. وزارت امور خارجه ایران و رسانه‌های دولتی نیز خود تصاویری از تابلوی ورودی مدرسه منتشر کرده‌اند که در آن، نیروی دریایی سپاه به‌عنوان بخشی از نام رسمی مدرسه درج شده است.

منابع ایرانی مدعی‌اند که پایگاه نظامی «سیدالشهدا» در میناب سال‌ها پیش تخلیه شده بود. اما دریادار برد کوپر، فرمانده نیروهای ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، در ۱۹ مه در برابر کنگره آمریکا اظهار داشت که ارتش آمریکا بر این باور بوده که این محل در زمان حمله همچنان یک پایگاه فعال سپاه پاسداران بوده است.

تحقیقات اشپیگل نیز نشان می‌دهد که این پایگاه نظامی تا زمان حملات ماه فوریه، به احتمال بسیار زیاد فعال بوده است. تمامی تأسیسات شناخته‌شده موجود در این مجموعه ــ از جمله مدرسه، بیمارستان و یک مجتمع فرهنگی ــ به نیروی دریایی سپاه پاسداران تعلق داشته‌اند. همچنین در اطلاعیه‌های رسمی تا همین اواخر از فرمانده این پایگاه نام برده می‌شد و فرماندار میناب نیز در روز حمله اعلام کرده بود که تأسیسات متعلق به «تیپ آصف» در این پایگاه هدف حمله قرار گرفته‌اند.

به احتمال زیاد در آن زمان «تیپ موشکی شانزدهم آصف» در این محل مستقر بوده است. گفته می‌شود این یگان یکی از مهم‌ترین تیپ‌های موشکی نیروی دریایی سپاه پاسداران به‌شمار می‌رود. به دلیل استقرار آن در نزدیکی تنگه هرمز، ظاهراً نقشی حیاتی در راهبرد دفاعی و موشکی ایران ایفا می‌کند. از جمله مأموریت‌های این یگان، کنترل رفت‌وآمد کشتی‌ها در این آبراه راهبردی است.

این فرضیه قابل قبول به نظر می‌رسد که آمریکایی‌ها مدرسه را به اشتباه یک هدف نظامی تشخیص داده باشند. همچنین ممکن است مدرسه در نتیجه حمله به یک هدف مجاور به‌عنوان خسارت جانبی (Collateral Damage) ویران شده باشد، هرچند با توجه به استفاده از سلاحی بسیار دقیق مانند موشک تاماهاوک، این احتمال چندان قوی به نظر نمی‌رسد.

کریس لینکلن-جونز، کارشناس نظامی بریتانیایی، این حادثه را ناشی از یک اشتباه فاجعه‌بار می‌داند. به اعتقاد او، تصمیم‌گیرندگان احتمالاً تصور می‌کردند که با یک هدف مشروع نظامی روبه‌رو هستند.

او می‌گوید حملات مکرر به یک نقطه نشان می‌دهد که مدرسه عمداً مورد اصابت قرار گرفته است. با این حال، وی نتیجه می‌گیرد:

«گمان می‌کنم این تصمیم بر پایه اطلاعات نادرست یا منسوخ گرفته شده باشد.»

آستانه تشخیص جنایت جنگی در حقوق بین‌الملل بشردوستانه بسیار بالاست. حمله به یک هدف غیرنظامی تنها زمانی جنایت جنگی محسوب می‌شود که آگاهانه و با علم به ماهیت غیرنظامی آن انجام شده باشد.

یانینا دیل، استاد امنیت جهانی در دانشگاه آکسفورد، می‌گوید:

«ارتش آمریکا باید مدرسه را به‌طور عمدی و با آگاهی از این‌که آن ساختمان یک مدرسه است، هدف قرار داده باشد.»

برای اثبات جنایت جنگی، وجود قصد و آگاهی قابل اثبات ضروری است؛ به بیان دقیق‌تر، باید ثابت شود که عاملان حمله از ماهیت غیرنظامی هدف اطلاع داشته‌اند.

اثبات چنین موضوعی بسیار دشوار است. اما این بدان معنا نیست که حمله الزاماً قانونی بوده است. در یک عملیات از پیش برنامه‌ریزی‌شده علیه یک ساختمان، معمولاً فشار زمانی وجود ندارد. بنابراین لازم بود با دقت بسیار بیشتری بررسی شود که آیا اطلاعات موجود به‌روز بوده‌اند و آیا نشانه‌های استفاده غیرنظامی از ساختمان نادیده گرفته نشده‌اند.

جمهوری اسلامی نیز این حمله را برای اهداف خود به کار می‌گیرد.

در یکی از ویدئوها، از دختر کوچکی به نام نیکا در برابر دوربین می‌پرسند:

«چرا گریه می‌کنی؟»

او در کنار دختری کمی بزرگ‌تر مقابل بقایای مدرسه ایستاده است. مصاحبه‌کننده دست‌بردار نیست و از کودکان می‌خواهد توضیح دهند کدام همکلاسی‌های خود را از دست داده‌اند و به کدام‌یک بیش از همه علاقه داشته‌اند. این ویدئو در اواسط ماه مارس در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. این تنها نمونه از چنین تصاویر و مصاحبه‌هایی نیست.

ویدئوهای متعددی وجود دارد که در آن‌ها خبرنگاران رسانه‌های ایرانی از کودکانی که زنده مانده‌اند درباره مرگ خواهران، برادران و دوستانشان سؤال می‌کنند. در این مصاحبه‌ها هیچ توجهی به آسیب‌های روحی ناشی از حمله هوایی و پیامدهای روانی آن برای کودکان دیده نمی‌شود.

قرار است حمله به مدرسه میناب در حافظه جمعی جمهوری اسلامی ماندگار شود. تحقیق مستقل در محل حادثه تقریباً ناممکن است و اطلاعات موجود تقریباً همواره به‌صورت گزینش‌شده و کنترل‌شده به افکار عمومی می‌رسد.

قرار است ساختمان ویران‌شده مدرسه در میناب به یک موزه ملی تبدیل شود و این حمله در آینده به بخشی از برنامه‌های آموزشی مدارس بدل گردد.

اما سازمان‌های حقوق بشری نیز خواستار روشن‌شدن حقیقت شده‌اند و یک کمیسیون وابسته به سازمان ملل کار خود را آغاز کرده است.

یانینا دیل، کارشناس حقوق بین‌الملل، می‌گوید:

«پیش از هر چیز، ایالات متحده موظف است روندها و سازوکارهای داخلی خود را در این مورد بررسی کند.»

به گفته او، این کار حتی اکنون و در حالی که درگیری هنوز پایان نیافته، امکان‌پذیر است.

برای دولت واشنگتن، مسئله فقط محدود کردن خسارت سیاسی نیست. ایالات متحده قواعد بنیادین حقوق جنگ را به‌عنوان استانداردی الزام‌آور به رسمیت می‌شناسد و این قواعد از طریق «قانون جنایات جنگی» (War Crimes Act) در حقوق داخلی آمریکا نیز وارد شده‌اند. بنابراین تخطی از آن‌ها می‌تواند پیامد کیفری داشته باشد.

پس از حمله، امدادگران ساعت‌ها در میان آوار به جستجوی بازماندگان پرداختند. شایعه‌ای پخش شده بود مبنی بر این‌که از زیر آوار نمازخانه صدای کودکان شنیده می‌شود.
عبدالله کاریانی‌پاک، کارمند شهرداری، می‌گوید:

«حتی یک کودک هم که از آنجا بیرون آوردیم زنده نبود.»

در شبکه‌های اجتماعی ویدئوهایی منتشر شده است که نشان می‌دهد مردم در محل حادثه وسایل شخصی کودکان را جست‌وجو و شناسایی می‌کنند.

امدادگران از بوی خون در هوا سخن گفته‌اند؛ از اجسادی که بر اثر موج انفجار به بیرون پرتاب شده بودند. آنان می‌گویند در بسیاری موارد از قربانیان چیز زیادی باقی نمانده بود و نیروهای جست‌وجوگر هنگام آواربرداری تنها به بخش‌هایی از بدن انسان برمی‌خوردند.
در ویرانه‌های نمازخانه، گروه‌هایی از پیکرهای بی‌جان دختران و پسران پیدا شده بود.

در جریان عملیات امداد و آواربرداری، تقریباً هیچ تصویری به‌طور آشکار از کودکان کشته‌شده منتشر نشد. با این حال، در برخی ویدئوها می‌توان حضور آنان را حدس زد و در بعضی تصاویر نیز بخش‌هایی از اجساد دیده می‌شود.

پس از پایان جست‌وجوی بازماندگان و قربانیان، نهادهای رسمی و رسانه‌های ایرانی فهرست اسامی کشته‌شدگان را منتشر کردند. اشپیگل این فهرست‌ها را با یکدیگر مقایسه کرده و به این نتیجه رسیده است که اطلاعات آن‌ها تا حد زیادی با هم مطابقت دارند.

در سوم مارس، مراسم خاکسپاری دسته‌جمعی در میناب برگزار شد. تصاویر هوایی ده‌ها قبر تازه‌حفرشده را نشان می‌دهند.

در مراسم تشییع، تصویری از علی سالاری هفت‌ساله در دست مردم دیده می‌شد؛ عکسی که او را در کنار خواهرش ماهیا نشان می‌داد.

نام آرشا میرانی شش‌ساله نیز بر روی یکی از تابوت‌های کودکان دیده می‌شد که رسانه‌های ایرانی آن را به تصویر کشیده بودند.

آریا بهادری نه‌ساله ــ همان پسری که پدرش برای رسیدن به مدرسه خودرویش را در ترافیک رها کرده بود ــ در شامگاه روز حمله توسط یکی از عموهایش در میان کشته‌شدگان شناسایی شد.

در زمان برگزاری مراسم خاکسپاری جمعی، هنوز هویت همه قربانیان مشخص نشده بود. برخی از کشته‌شدگان نیز در نقاط دیگری به خاک سپرده شدند.

فاطمه طاهری‌فرد، مدیر مدرسه، در زادگاه خود، جیرفت، به خاک سپرده شد.

گروه نویسندگان: نیکلای آنتونیادیس، فرانچسکو کولینی، ماکس هِبِر، کریس کورت و آنا-زوفی اشنایدر.

به نقل از هفته‌نامه اشپیگل شماره 26 / 2026