دگردیسی فوتبال از یک بازی دوستانه تا ابزاری برای سرمایه
Wed 24 06 2026
الف خمیرانی

جهان را تب فوتبال در بر گرفته است. با پیروزی یک تیم چند روزی مردم یک کشور غرق شادی و سرور می شوند. پیروزی ها اما شادی پایدار با خود به همراه ندارند. در استادیومهای ورزشی امروزه می توان هم شادی را با رقص و آواز و شعار شنید و هم بغضهای در گلو مانده و چشمهای اشکبار را شاهد بود.
فوتبال زمانی ورزشی بود که در تحکیم دوستیها به کار گرفته می شد. در جهانِ معاصر اگرچه شعار دوستی هنوز بر زبان رانده و بر آن تأکید می شود، ولی در واقع ورزشیست که در خدمتِ سرمایه به کار گرفته می شود. فوتبال در جهانِ امروز نشان از گلوبالیسم (جهانیگرایی) را در خود دارد. همگام با سرمایه پیش می رود. بسیاری از طرفداران این ورزش مجبور نیستند خود را به تیم محل سکونت خویش محدود کنند. برتری یک تیم را حال می توان در بازار بورس نیز بازشناخت. برای نمونه تیمهای اسپانیا طی سال جاری در بازار بورس رتبه بالا و سودآوری داشتهاند. بر همین اساس بسیاری از سرمایهداران و کارشناسان اقتصاد و سیاست، بی آنکه اطلاعی از دنیای ورزش داشته باشند، تیم فوتبال این کشور را برنده مسابقات جهانی اعلام می کنند.
ورزش فوتبال تا رسیدن به موقعیت کنونی راه پُر فراز و نشیبی را پشتِ سر گذاشته است. به عنوان ارثیه معنوی جهان کهن، در میان مردم کشور چین، در دو هزار سال پیش از میلاد، نوعی از بازی با توپ به نام ts, uh-chüh (توپبازی با پا) مرسوم بود که به فوتبال شباهت داشت. از قواعد این بازی چیزی بر ذهن تاریخ به جا نمانده است. حدس زده می شود که سربازان آن را در تمرینات رزمی به کار می گرفتند. توپ در این بازی از چرم بود که داخل آن را با پرِ پرندگان و یا موی جانوران پُر می شد.
قواعدی چون دروازهبان و کاپیتان به جا مانده از قرن سوم تا هفتم میلادیست. پس از آن، بی آنکه علتِ آن آشکار باشد، تا سالها اثری از این بازی نبود.
در یونان قدیم، از نگارههای به جا مانده بر گلدان، آثاری از بازی با توپ دیده می شود، از چگونگی آن اما اطلاعی در دست نیست. در روم قدیم نیز همچون مردم اسپارت، توپ به عنوان یک وسیله ورزشی، شناخته شده بود. در قرن پانزدهم میلادی در فلورانس نوعی از فوتبال رواج داشت.
اگرچه انگلستان را زادگاه بازی فوتبال می دانند ولی همزمان با این کشور در فرانسه و ایتالیا نیز فوتبال بازی می شد. در انگلستان قرون وسطا شکلی از فوتبال رواج داشت که بین دو روستای همسایه برگزار می شد و زمین بازی بین دو این دو روستا در نظر گرفته می شد..
با کشف قاره آمریکا مهاجران اروپایی بازی فوتبال را با خود به آن سرزمین بردند و در گسترش آن کوشیدند.
نخستین قواعد بازی فوتبال را دانشجویان دانشگاه "کمبریج" انگلستان در سال ۱۸۴۸ تصویب کردند. عده بازیکنان بر اساس این مقررات می توانست بین پانزده تا بیست نفر باشد. در سال ۱۸۵۷ نخستین باشگاه فوتبال جهان در انگلستان بنیان گرفت که نقش محرکی در گسترش این بازی و همچنین تصویب قواعد جدید داشت. کُرنر و شوتِ آزاد در سال ۱۸۶۶ تصویب شد، در ۱۸۷۰ عده بازیکنان به یازده نفر تقلیل یافت. در ۱۸۷۱ دست زدن به توپ ممنوع شد و تنها دروازهبان مجاز به مهار توپ با دست شد. وی در همین سال مجبور شد که در محوطه دروازه بماند. در ۱۸۷۲ بزرگی توپ تصویب شد و در همین سال نخستین بازیها در سطح انگستان برگزار شد که برنده بازیها به دریافت جام قهرمانی دست می یافت. در ۱۸۷۲ داور به کار گرفته شد تا بیطرفانه بازی را قضاوت کند. در ۱۸۸۸ نخستین تیم حرفهای شکل گرفت و فوتبال به کار تبدیل شد. در ۱۸۹۱ در ایرلند پنالتی تصویب شد.
پس از انگستان، در سوئیس فوتبال رواج یافت. علت آن، حضور عده زیاد دانشآموزان انگلیسی بودند که در مدارس خصوصی آنجا درس می خواندند. در ۱۸۶۰ نخستین تیم فوتبال سوئیس شکل گرفت. در ۱۸۹۵ ده تیم سوئیسی در اتحاد با هم بازهای کشوری را برگزار کردند.
در آلمان فوتبال در سال ۱۸۷۴ از مدارس و پادگانهای نظامی شروع شد که آموزش مقررات و انضباط در آن نقش بزرگی داشت. پس از دانشآموزان و نظامیان، این بازی در میان کارگران از محبوبیت برخوردار بود. آنان در تعطیلات آخر هفته به آن مشغول می شدند. در ۱۹۲۰ انجمن فوتبال آلمان بنیان گرفت و این سالیست که فوتبال به عنوان یک رشته ورزشی در بازیهای المپیک پذیرفته می شود.
فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) در سال ۱۹۰۳ تشکیل شد. از نخستین مصوبههای آن، پوشیدن شورت ورزشی تا زانو و عدم استفاده از فلز در کفش ورزشی بود. قرار شد که توپ از چرم باشد و داور از هر مسابقه گزارشی بنویسد. در ۱۹۰۷ این فدراسیون آفساید را تصویب کرد.
در سال ۱۹۲۴ در اتریش نخستین باشگاه حرفهای فوتبال تأسیس شد. به روایتی دیگر از این پس فوتبالیست بودن به عنوان شغل پذیرفته شد. در سال ۱۹۵۴ فدراسیون بازیهای اروپایی فوتبال تشکیل شد. این سازمان نخستین بازیهای اروپایی را در شهر باسل سازماندهی کرد. بازیهای اروپایی از سال ۱۹۶۰ تا کنون بی وقفه برگزار می شود. از همین سالهاست که اندک اندک مدارس فوتبال تأسیس می شوند. یکی از کارهای صاحبان این مدارس امروزه این است که از کشورهای فقیر، کودکان فقیری را که استعداد بازی فوتبال دارند، در ازای پرداخت مبلغی ناچیز، از والدین آنان می خرند و با خود به اروپا می آورند. این کودکان در مدارس فوتبال آموزش می بینند و آنگاه به باشگاههای اروپایی فروخته می شوند. کودکان برزیلی از جمله این کودکان هستند که به وفور در مدارس فوتبال دیده می شوند. البته در این شکی نیست که در شرایط جدید هم کودک از فقر نجات می یابد و هم خانواده از یک نانخور. این سئوال اما باقی می ماند که آیا این کودکان "کودکی" نیز خواهند کرد؟
دامنه نفوذ فوتبال هر روز گستردهتر می شود. برای نمونه تنها در کشور آلمان بیش از شش میلیون نفر در بیش از ۲۷ هزار تیم فوتبال متشکل شدهاند. سیزده میلیون تماشاگر در سال گذشته بازیهای فوتبال را در استادیومهای این کشور دنبال کردهاند.
این نیز شاید جالب باشد که؛ بیشترین عده تماشاگران در بازیهای فوتبال تا کنون در بازی تیم برزیل با اروگویه در بازیهای جهانی سال ۱۹۵۰ دیده شده است که نزدیک به ۲۰۰ هزار نفر از نزدیک شاهد آن بودند.
فوتبال امروزه اگر چه در محله و روستا دیده می شود ولی تنها به بازی محدود نمی ماند. نشریات تخصصی، کتابهای ویژه، کانال تلویزیونی مخصوص، انجمنهای هوادران، بازیهای لاتاری، بازار بورس و اوراق قرضه، باشگاههای بزرگی که در آن بهترین بازیکنها به قیمتی کلان خریداری می شوند، استادیومهای عظیم، تیمها و مسابقات فوتبال جوانان، زنان، مدارس، دانشگاهها... و سرانجام به عنوان رشتهای دانشگاهی گسترش یافته است. و این گسترش همچنان ادامه دارد.
|
|