بیانیه تحلیلی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
امضای تفاهمنامه پایان جنگ، توافقات ابتدایی و مذاکرات ۶٠ روزه برای تحقق صلح پایدار
Wed 24 06 2026
امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا سایه جنگ را از سپهر میهن دور کرد و با استقبال مردم و جریانهای میهندوست کشور روبهرو شد. برجام زمانی امید به بازگشت دیپلماسی و حل مسالمتآمیز تنشها را در اذهان مردم زنده کرد، اما آن امید به سرانجام نرسید. امید است تفاهم کنونی آغازی نو برای حل اختلافات از طریق گفتوگو و پرهیز از جنگ باشد تا بار دیگر چشمانداز جهانی عاری از جنگ تقویت شود.
پیشزمینه این تفاهم، افزون بر تابآوری ایران در جنگ ۴۰ روزه و همبستگی مردم که اهداف اولیه جنگ آمریکا و اسرائیل را ناکام گذاشت، افزایش هزینههای ادامه جنگ برای ایران، منطقه و اقتصاد جهانی بود. خطر گسترش جنگ، اختلال در هابهای انرژی، بحران تأمین انرژی و پیامدهای پیشبینیناپذیر اقتصادی و امنیتی، ادامه درگیری را برای همه طرفها دشوار و پرهزینه ساخت.
با این حال، امضای تفاهمنامه بدون شکلگیری نیروی توافق و غلبه آن بر نیروهای خواهان تداوم جنگ، در عرصه ملی و بینالمللی، امکانپذیر نبود.
در داخل کشور، آقای پزشکیان، به عنوان رئیس قوه مجریه و موافق حل تنش میان ایران و آمریکا، با مقاومت گسترده مخالفان مذاکره روبهرو بود. این جریانها، شامل جبهه پایداری، جریان نزدیک به سعید جلیلی و انجمن حجتیه، در مجلس، قوه قضائیه و شورای عالی امنیت ملی از نفوذ قابل توجهی برخوردار بودند و از طریق رسانهها، مجلس و تجمعات سیاسی، با دوقطبیسازی جامعه و تحریک افکار عمومی علیه مسئولان مذاکره، بهویژه آقای عراقچی، تلاش کردند روند تفاهم را متوقف کنند.
آقای پزشکیان با ایجاد اجماع در ساختار تصمیمگیری مسیر تفاهم را هموار کرد. سیاست موسوم به «وفاق» که پس از انتخابات دستاورد محدودی داشت، در این مقطع توانست همگرایی لازم برای پیشبرد مذاکرات را فراهم آورد. پذیرش مذاکرات مستقیم در مرحله پس از تفاهم نیز گامی تعیینکننده برای ورود به گفتوگوهای تخصصی و مذاکرات شصتروزه بود. نامه اخیر آقای مجتبی خامنهای نشان میدهد که این تصمیم، با وجود اختلافنظرها، در نهایت در چارچوب اجماع نظام اتخاذ شده است.
مخالفت سعید جلیلی تنها به یک رأی منفی در شورای عالی امنیت ملی محدود نبود؛ او بهعنوان نماینده رهبر پیشین تا آخرین مراحل با تفاهم مخالفت کرد و جریان نزدیک به او نیز در عرصه سیاسی، رسانهای و پارلمانی برای متوقف کردن مذاکرات فعال بود. همزمان، چهرههایی مانند حسین ثابتی بهعنوان نمایندگان نسل جدید مخالفان مذاکره، در مجلس و رسانهها کوشیدند افکار عمومی را علیه روند گفتوگوها بسیج کنند و با طرح ضرورت تصویب تفاهمنامه در مجلس، مانعتراشی کنند. از این رو، مخالفت با تفاهم نه یک اختلافنظر محدود در شورا، بلکه جریانی سازمانیافته در عرصه عمومی بود که در برابر پیشبرد مذاکرات صفآرایی کرده بود.
با وجود این، مخالفان تفاهمنامه تضعیف شدهاند، اما از میان نرفتهاند و همچنان میتوانند در روند مذاکرات و اجرای توافق نقش بازدارنده و تخریبی ایفا کنند.
در سپهر منطقهای و بینالمللی نیز موازنه نیرو به سود توقف جنگ و دیپلماسی تغییر کرد. کشورهای منطقه، حتی امارات، بحرین و کویت که در مقاطعی همدلی بیشتری با آمریکا و اسرائیل نشان داده بودند، با مشاهده خطر گسترش جنگ و پیامدهای اقتصادی و امنیتی آن، خواهان توقف درگیری و حل اختلافات از طریق مذاکره شدند و برای جلوگیری از تداوم جنگ، فشارهای معینی نیز بر دولت ترامپ وارد کردند. اکثریت کشورهای اروپایی نیز ادامه جنگ را به زیان امنیت و اقتصاد خود ارزیابی کرده و بر حلوفصل سیاسی بحران تأکید داشتند؛ حتی بحث بازنگری در تحریمهای اروپا علیه ایران نیز مطرح شد. افزایش بهای انرژی، فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ، تابآوری ایران در برابر حملات آمریکا و اسرائیل و ناکامی در تحقق اهداف اعلامشده نظامی، نشان داد که راهحل نظامی به بنبست رسیده است. چین و روسیه نیز از آغاز تجاوز، خواهان توقف جنگ و حل بحران از راههای سیاسی بودند.
در آمریکا نیز افکار عمومی بهتدریج علیه ادامه جنگ تغییر جهت داد. افزایش هزینههای مالی جنگ، آثار تورمی، گرانی انرژی و نارضایتی شهروندانی که ایران را تهدیدی مستقیم برای امنیت خود نمیدانستند، دولت ترامپ را با فشارهای داخلی روبهرو کرد. همزمان، نزدیک شدن رقابتهای انتخاباتی، برگزاری جام جهانی فوتبال و ناکامی در دستیابی به اهداف نظامی، انگیزه حرکت به سوی راهحل دیپلماتیک را تقویت کرد. در سطح جهانی نیز افکار عمومی بیش از پیش با مردم ایران همدلی نشان داد و آمریکا و اسرائیل در معرض انتقادهای گسترده قرار گرفتند.
اسرائیل مهمترین مخالف تفاهمنامه ایران و آمریکا باقی مانده است. این کشور هم در سطح بینالمللی با انزوای بیشتری روبهرو شده و هم در افکار عمومی جهان با اتهام نسلکشی مواجه است. دولت نتانیاهو همچنان میکوشد با بهرهگیری از همه ابزارهای سیاسی و نظامی، روند تفاهم را با مانع روبهرو کند. ادامه حملات به لبنان و نقض مکرر تفاهمهای مربوط به آتشبس نیز نشان میدهد که این نگرانی بیپایه نیست.
همزمان، اختلافنظرهایی میان دولت ترامپ و دولت نتانیاهو درباره نحوه مدیریت بحران آشکار شده است. انتقاد ترامپ از عملکرد نتانیاهو در اجلاس جی۷ درباره حمله به لبنان، و واکنش تند دولت نتانیاهو، شکاف را آشکارتر کرد؛ تا جایی که جی.دی. ونس به نتانیاهو هشدار داد و یادآور این شد که ترامپ تنها رهبر قدرتمندی است که هنوز از اسرائیل حمایت میکند. این جدال علنی، بیش از هر چیزانزوای فزاینده اسرائیل در صحنه بینالمللی را مورد تایید قرار داد.
پایبندی به تفاهم نامه و توافق بر سر جزئیات توافق نهایی در ۶۰ روز مورد نظر، با توجه به اختلافات و تفاسیر متفاوت ایران و آمریکا و مواضع دائما متغیر ترامپ، امری قطعی و خالی از چالش نیست. پایان جام جهانی فوتبال و انجام انتخابات در ایالات متحده می تواند برای نیروی های طرفدار جنگ فرصت جدیدی برای آغازدوباره ی آن بحساب آید. از این رو لازم است تا ضمن تلاش برای توافق نهایی و صلحی پایدار، آمادگی برای دفاع از کشور در صورت شروع دوباره ی جنگ تقویت شود.
برای تبدیل آتشبس شکننده کنونی به صلحی پایدار، بازنگری در سیاستهای منطقهای ضروری است. ایران باید با تکیه بر دیپلماسی، همکاری منطقهای و پذیرش راهحلهای سیاسی، زمینه کاهش پایدار تنشها را فراهم کند. اسرائیل نیز باید از سیاستهای توسعهطلبانه، اشغالگرایانه و جنگمحور فاصله گرفته و به حقوق بینالملل، توافقهای پیشین و راهحل دو دولت پایبند باشد. تا زمانی که چنین تحولاتی رخ ندهد، آتشبس موجود شکننده خواهد ماند و زمینه برای بازگشت بحران همچنان وجود خواهد داشت.
از دیدگاه سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)، در شرایط کنونی و در آستانه مذاکرات شصتروزه، منافع ملی ایران ایجاب میکند که جمهوری اسلامی مذاکرات را با هدف دستیابی به صلحی پایدار، عادیسازی روابط با آمریکا و پایان دادن به خصومت ساختاری ادامه دهد و از گرفتار شدن در حاشیهها و تلاش برای راضی کردن مخالفان مذاکرات بپرهیزد. تجربه دو جنگ اخیر نشان داده است که انسجام اجتماعی یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی و موفقیت دیپلماسی است. از اینرو، همزمان با پیشبرد مذاکرات، آزادی زندانیان سیاسی، توقف اعدام، بازتاب صدای متکثر جامعه در رسانه ملی و بهرهمند شدن مردم از دستاوردهای اقتصادی توافق، میتواند پشتوانه اجتماعی لازم برای موفقیت این روند را فراهم آورد.
با موفقیت مذاکرات پیشرو، انتظار میرود جمهوری اسلامی ایران با اجرای اصلاحات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، بهرهگیری از دیپلماسی چند جانبه و بازسازی روابط بینالمللی، به مطالبات مردم پاسخ دهد، شکاف میان دولت و ملت را کاهش دهد، سرمایه اجتماعی را تقویت کند و زمینه را برای توسعه، آزادی، عدالت و ارتقای جایگاه ایران در نظام بینالملل فراهم سازد. تحقق این اهداف هدف در نهایت در گرو توانمندی جامعه مدنی و رضایت مردم خواهد بود.
هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
۳ تیر، ۱۴۰۵ برا بر با ۲۳ ژوئن ۲۰۲۶
|
|