رومان کرائوسل
گشتوگذری در بازار تجارت هنر
پرفروشترین هنرمندان جهان
Thu 18 06 2026

در تالارهای حراج غولهای تجارت هنر، بار دیگر فضای خوشبینی حاکم شده است. اینکه رونق بازار پس از سه سال بحران تا چه اندازه دوام خواهد آورد، این شاخص هنری را مجله Manager Magazin چنین نشان میدهد:
در بازار هنر، تقریباً هیچ چیز به اندازه صبر و زمانبندی درست اهمیت ندارد؛ حتی برای نامهای بزرگ و تثبیتشدهای مانند دیوید هاکنی، هنرمند بریتانیایی. هاکنی که اخیراً در ۸۸ سالگی درگذشت، یکی از پرفروشترین نقاشان معاصر به شمار میرفت. رکورد فروش آثار او در حراجها از ۹۰ میلیون دلار فراتر رفته است.
در اواسط نوامبر، مؤسسه عظیم حراج کریستیز تابلوی دوچهرهای از اواخر دهه ۱۹۶۰ را با برآورد قیمتی بین ۴۰ تا ۶۰ میلیون دلار عرضه کرد؛ اثری که زوج هنرمند بریتانیایی-آمریکایی، کریستوفر ایشروود (درگذشته ۱۹۸۶) و دان باچارْدی ۹۲ ساله را به تصویر میکشید. تابلو با رنگهای ملایم پاستلی اجرا شده بود، گویی برای کاتالوگ یک فروشگاه مبلمان بسیار مجلل سفارش داده شده باشد.
تنها میوههای درون کاسهای که در مقابل این دو قرار داشت، برخی بینندگان را به یاد اندام جنسی مردانه میانداخت و در زمان خلق اثر موجب نوعی سردرگمی و ناراحتی در میان تماشاگران شده بود. تنها چند ماه از جرمزدایی روابط همجنسگرایانه در بریتانیا میگذشت. در آلمان نیز ماده ۱۷۵ قانون جزا که روابط همجنسگرایانه را برای بزرگسالان جرم تلقی میکرد، تازه در سال ۱۹۶۹ لغو شده بود.
در اواسط دهه ۱۹۸۰، این بوم عظیم دو در سه متری برای آخرین بار در حراج ساتبیز روی میز فروش قرار گرفت. قیمت پایه آن ۶۲۵ هزار دلار تعیین شده بود؛ رقمی که بیش از دو برابر بالاترین مبلغی بود که تا آن زمان برای اثری از هاکنی پرداخت شده بود. اما آن شب به یک شکست تمامعیار تبدیل شد. هیچ خریداری حتی جرئت نزدیک شدن به قیمت پایه را نداشت. روز بعد، روزنامه واشنگتن پست از آن شب با عنوان «شب بدون فروش ساتبیز» یاد کرد.
۹ میلیارد دلار گردش مالی، اما هنوز ظرفیت رشد فراوان
چند روز بعد، این تابلو سرانجام در یک انبار در بخش غربی منهتن صاحب جدیدی پیدا کرد. ژاکلین دو بوتون، که بعدها همسر معاون وزیر امور خارجه آمریکا در حوزه سیاست مالی بینالمللی در دوران رونالد ریگان شد، با تخفیفی ده درصدی آن را خرید.
او در چهار دهه بعد، اثر هاکنی خود را از یک نمایشگاه معتبر موزهای به نمایشگاهی دیگر فرستاد، در مقطعی تلاش کرد آن را به قیمت ۸۰ میلیون دلار بفروشد و سرانجام در نوامبر گذشته، پاداش صبر و شکیبایی خود را با دریافت ۴۴ میلیون دلار گرفت.
این معامله به معنای افزایشی حدود ۷۸۰۰ درصدی نسبت به قیمت اولیه خرید بود؛ یا به بیان دیگر، رشدی سالانه معادل بیش از ۱۱ درصد در طول حدود چهل سال.
زمانبندی فروش این شاهکار هاکنی بهخوبی انتخاب شده بود؛ درست در میانه موجی از بهبود که پس از سه سال رکود، بار دیگر شادی و خوشبینی را به بازار هنر بازگرداند. گردش مالی بازار جهانی حراجها در سال گذشته با رشدی ۱۲٫۷ درصدی، از ۸٫۲ میلیارد دلار به نزدیک ۹٫۳ میلیارد دلار رسید.
بهویژه بخش آثار بسیار گرانقیمت رونق گرفت؛ رونقی که با عرضه مجموعهای از آثار ممتاز و کمنظیر همراه بود. تنها چند اثر با قیمتهای بسیار بالا آغازگر این چرخش شدند. طی چند روز، سه خانه حراج مسلط جهان ــ ساتبیز، کریستیز و فیلیپس ــ مجموعاً به فروشی معادل ۲٫۲ میلیارد دلار دست یافتند. از میان ده اثر گرانقیمت سال، چکش فروش نُه اثر در همان هفته رکوردشکن اواسط نوامبر فرود آمد.
این جهش در بخش آثار ممتاز، در صدر شاخص هنری Manager Magazin نیز انعکاس یافته است؛ شاخصی که این مجله از سال ۲۰۱۵ برای رصد پنجاه هنرمند زن و مرد با بیشترین حجم فروش در جهان منتشر میکند. در صدر این فهرست، گوستاو کلیمت، هنرمند مکتب جداییطلب وین، قرار دارد؛ سه پرفروشترین اثر حراجی سال گذشته نیز از میان آثار او بودند. این سه تابلو در مجموع نزدیک به ۳۹۰ میلیون دلار فروش داشتند و همگی متعلق به لئونارد لودر، وارث امپراتوری لوازم آرایشی و مجموعهدار بزرگ، بودند که تابستان گذشته درگذشت. مجموعه شخصی او به تنهایی ۵۳۰ میلیون دلار فروش به همراه آورد.
بازگشت به کلاسیکها
در حالی که هنرمندان مدرنیسم کلاسیک و امپرسیونیستها آثار پرفروش و رکوردشکن را عرضه میکنند، اهمیت نسل هنرمندان پس از جنگ جهانی دوم رو به کاهش گذاشته است.
افزایش فروش نشان میدهد که بازار هنر به الگوهایی بازگشته است که پس از سقوطهای ناشی از بحران مالی جهانی و همهگیری کرونا بر آن حاکم بود. در هر دو مورد، دو سال دوره نااطمینانی و کاهش قیمتها ادامه داشت و سپس مرحلهای چندساله از احیا آغاز شد.
سنگها اخیراً باارزشتر از بومهای نقاشی بودهاند
اما از آنجا که رکود سه سال گذشته بدون علت آشکاری آغاز شد، روند کنونی بهبود همچنان شکننده به نظر میرسد. ارقام اگرچه حاکی از تغییر فضای بازار هستند، اما نشان میدهند که بسیاری از مجموعهداران هنوز به بازگشت روند پایدار افزایش قیمتها اعتماد کامل ندارند. گزارشهای نمایشگاهها و بازارهای بزرگ فروش، احتیاط و گریزش شدید از ریسک را در میان خریداران نشان میدهند.
برخلاف سالهای گذشته، نمایندگان امپرسیونیسم و مدرنیسم کلاسیک بر شاخص مسلط شدهاند. بازار به دنبال آثار آشنا و امتحانپسداده است. هنر پس از جنگ و آثار معاصر در حال عقبنشینیاند. هیچیک از ده هنرمند نخست این فهرست در قید حیات نیستند. و با وجود این جهش، فروش پنجاه نقاش و مجسمهساز پرفروش جهان تنها اندکی از مرز ۴ میلیارد دلار فراتر رفته و بیش از یکسوم پایینتر از سطح ۶٫۳ میلیارد دلاری سال ۲۰۲۳ قرار دارد؛ زمانی که بازار آثار ممتاز هنوز در اوج بود.
از آن زمان تاکنون، نرخ افزایش ارزش پانصد هنرمند پرفروش بازار هنر از رشد بخش املاک و مستغلات عقب مانده است. برای نمونه، اندی وارهول، استاد بزرگ هنر پس از جنگ، طی سه سال نزدیک به ۷۵ درصد از درآمد حراجی خود را از دست داد و فروش آثارش از ۵۵۰ میلیون دلار به کمتر از ۱۵۰ میلیون دلار سقوط کرد.
فروش آثار پابلو پیکاسو، نابغه کمنظیر قرن بیستم، اگرچه اخیراً بیش از ۱۰۰ میلیون دلار افزایش یافته است، اما رقم ۳۲۰ میلیون دلاری کنونی هنوز فاصله زیادی با سال رکوردشکن او در ۲۰۲۱ دارد؛ سالی که آثارش ۶۲۵ میلیون دلار فروش داشتند.
از میان ده هنرمند زنده و معاصر آمریکایی که بیشترین حجم فروش را دارند، تنها سه نفر در شاخص هنری حضور دارند: اد روشا (۸۸ ساله، رتبه ۳۵)، کریستوفر وول (۷۰ ساله، رتبه ۴۶) و ریچارد پرینس (۷۶ ساله، رتبه ۴۷).
خبر خوب آن است که مجموعهداران و مدیران میراث هنری، پاییز گذشته از احتیاط خود دست کشیدند و تالارهای حراج را با مجموعهای از آثار استثنایی پر کردند. و به نظر میرسد این جریان عرضه فعلاً متوقف نخواهد شد. ساتبیز و کریستیز در کاتالوگهای حراجهای بهاری خود، آثار گرانبهایی از مجموعههای ساموئل ایروینگ نیوهاوس، ناشر پیشین «کنده ناست» (درگذشته ۲۰۱۷)، و نیز رابرت منوچین و ماریان گودمن، دو دلال افسانهای هنر که در حوالی آغاز سال میلادی درگذشتند، عرضه کردهاند.
کلیمت همه را پشت سر گذاشت
آثار شاخص این دوره با برآوردهایی در حدود ۱۰۰ میلیون دلار عرضه شده بودند. از جمله تابلوی عظیم قطرهنگاری جکسون پولاک با عنوان «شماره ۷A»(۱۹۴۸) که با قیمت ۱۸۱ میلیون دلار به فروش رسید؛ مجسمه برنزی پوشیده از ورق طلا، اثر مجسمهساز رومانیایی کنستانتین برانکوشی با عنوان «دانائیده» (۱۹۱۳) ــ که آثار او هماکنون در نگارخانه ملی جدید برلین به نمایش درآمدهاند ــ سرانجام ۱۰۷ میلیون دلار فروخت؛ و یک ترکیب انتزاعی مارک روتکو با رنگهای سرخ تیره، «قهوهای و سیاه در سرخها» (۱۹۵۷)، ۸۶ میلیون دلار نصیب فروشندگانش کرد.
همچنین اثر «دختر مضطرب» از روی لیختنشتاین، نفر سوم شاخص هنری Manager Magazin، که از آثار نمادین آغاز دهه ۱۹۶۰ او به شمار میرود، با برآورد قیمتی ۶۰ میلیون دلار برای فروش عرضه شده است. این در حالی است که گرانترین اثر او در سال گذشته تنها ۵٫۵ میلیون دلار فروش داشت.

با این همه، معاملهگران و مجموعهداران همچنان جانب احتیاط را نگه داشتهاند و از ریسک دوری میکنند. در اغلب موارد، فروش آثار مهم از پیش تضمین شده است؛ یا از طریق تضمینهای مالی خانههای حراج و یا به واسطه پیشنهادهای حداقلی ثابت از سوی مجموعهداران نامدار. آنان به هیچ وجه نمیخواهند شوکهای بهار گذشته تکرار شود. در آن زمان، ساتبیز سردیس آلبرتو جاکومتی را بدون هیچ تضمین مالی به بازار آورد و پیشنهادها بسیار پایینتر از قیمت پایه ۷۰ میلیون دلاری باقی ماند.
هیچ هنرمندی به اندازه گوستاو کلیمت نشان نمیدهد که عرضه چند اثر درجهیک تا چه اندازه میتواند ارزش بازار یک هنرمند را متحول کند. کلیمت که اکنون در صدر شاخص قرار دارد، در پنج سال از ده سال گذشته حتی نتوانسته بود به جمع پنجاه هنرمند نخست راه یابد. تقاضا برای آثار او به هیچوجه به استحکام بازار پیکاسو یا رنه ماگریت، استاد سوررئالیسم و نفر اول سال گذشته، نیست. آثار کلیمت بیشتر از طریق معاملات خصوصی دست به دست میشوند تا در تالارهای حراج.
برای مثال، هنگامی که دومین پرتره آدل بلوخ-باوئر حدود بیست سال پیش توسط کریستیز عرضه شد، تنها دو خریدار در رقابت حضور داشتند. اپرا وینفری، که آن زمان دوران اوج خود را به عنوان مجری و ستاره برنامههای گفتوگومحور تلویزیون آمریکا میگذراند، این اثر را با قیمت ۸۸ میلیون دلار خرید. ده سال بعد، او از طریق فروش خصوصی، با سودی بیش از ۶۰ میلیون دلار از این گنجینه هنری جدا شد.
هنوز در سال ۲۰۲۴، فروش آثار کلیمت اندکی بیش از ۴ میلیون دلار بود، اما تنها یک سال بعد، آثار او بیش از صد برابر این رقم درآمد ایجاد کردند.
بیش از نیمی از این مبلغ از فروش پرتره الیزابت لدرر، دختر آگوست لدرر، حامی مادامالعمر کلیمت، به دست آمد. خانواده لدرر پس از مرگ هنرمند نیز مسئولیت میراث هنری او را برعهده گرفتند. در دوران نازیها، این تابلو توسط مقامات اتریشی مصادره شد. اندکی پیش از پایان جنگ جهانی دوم، این اثر از آتشسوزی انبار آثار هنری غارتشده جان سالم به در برد؛ حادثهای که طی آن بسیاری از آثار دیگر کلیمت نابود شدند. بعدها تابلو به صاحبان اصلی بازگردانده شد و تا دهه ۱۹۸۰ در اختیار خانواده باقی ماند. سپس لئونارد لودر آن را خرید و به صورت امانت بلندمدت در گالری ملی کانادا و نیز گالری برادرش رونالد در نیویورک به نمایش گذاشت.

غنیمتی برای شیخ
رقابت میان شش شیفته آثار کلیمت بیست دقیقه به طول انجامید. آخرین خریدار با پیشنهاد اولیه ۱۷۰ میلیون دلار وارد شد؛ رقمی که ۲۰ میلیون دلار بالاتر از حداقل قیمت تعیینشده بود و احتمالاً یکی از بالاترین پیشنهادهای آغازین تاریخ بازار هنر محسوب میشود. سرانجام چکش حراج روی رقم ۲۰۵ میلیون دلار فرود آمد؛ دومین قیمت بالایی که تاکنون برای یک اثر هنری پرداخت شده است.
به نظر میرسد برنده آن شب شیخ محمد بن زاید آل نهیان، حاکم امارات متحده عربی، بوده باشد؛ صندوق سرمایهگذاری دولتی او پیشتر ضمانتی ۱۵۰ میلیون دلاری ارائه کرده بود. ساتبیز اما در مورد هویت خریدار سکوت اختیار کرده است.
دو روز بعد، رکورد گرانترین اثر خلقشده توسط یک زن نیز شکسته شد؛ یک خودنگاره از فریدا کالو، قهرمان ملی مکزیک. این تابلو از اوایل دهه ۱۹۸۰ در اختیار نسوحی ارتگون، یکی از بنیانگذاران شرکت آتلانتیک رکوردز، بود که آن را در آن زمان تنها با حدود ۵۰ هزار دلار خریده بود.
این حراج فرصتی بسیار نادر و در عین حال بسیار پرهزینه بود، زیرا نیروهای آزاد بازار در مورد آثار کالو تنها خارج از مکزیک عمل میکنند؛ تمام آثار نگهداریشده در کشور زادگاهش جزو میراث فرهنگی ملی محسوب میشوند و خروج آنها از کشور ممنوع است.
اثر «رؤیا (تختخواب)» با احتساب کارمزدها، به قیمت ۵۵ میلیون دلار فروخته شد؛ رقمی که دقیقاً حدود ۱۸۰ میلیون دلار کمتر از مبلغ پرداختشده برای اثر کلیمت بود.
شکاف عظیم درآمدی میان زنان و مردان هنرمند
شکاف درآمدی میان هنرمندان زن و مرد همچنان بسیار گسترده است؛ هرچند طی ده سال گذشته، حجم فروش آثار خلقشده توسط زنان با رشدی ۶۷ درصدی به ۴۱۵ میلیون دلار رسیده است. با این حال، تنها شش نفر از پنجاه هنرمند پرفروش جهان زن هستند و بالاترین جایگاه در میان آنان به فریدا کالو تعلق دارد که در رتبه بیستم این فهرست قرار گرفته است.
تقاضا در بازار هنر بیش از هر چیز متوجه آن چیزی است که کمیاب است؛ بهویژه در گوشههای به ظاهر نامتعارف و دورافتاده این بازار. برای نمونه، قیمت آثار نقاش هندی تایب مهتا سالهاست که عمدتاً به یک دلیل رو به افزایش است: کل میراث هنری او که طی پنج دهه شکل گرفته، تنها حدود ۲۰۰ تابلو را در بر میگیرد و بسیاری از آنها در اختیار مجموعهداران هندی و موزههای بزرگ هند قرار دارند. سال گذشته، تنها در فاصله چند هفته، دو اثر شاخص او هر یک با قیمتهایی در حدود ۷ میلیون دلار به فروش رسیدند. مجموعاً آثار او در خانههای حراج ۳۵ میلیون دلار معامله شدند و بدین ترتیب او به یکی از جالبترین تازهواردان شاخص هنری Manager Magazin تبدیل شد.
اما مجموعهداران و سرمایهگذاران چندان علاقهای به روحیه آشوبطلبانه و تحریکآمیز هنرمندان معاصر نشان ندادند. برای مثال، قیمت آثار مائوریتسیو کاتلان (۶۵ ساله) به شدت سقوط کرد. تنها یک سال و نیم پیش، کارآفرین چینی حوزه رمزارزها، جاستین سان (۳۵ ساله)، بیش از ۶ میلیون دلار برای اثر معروف او، یعنی موزی قابل خوردن و قابل تعویض، پرداخت کرده بود و چهار برابر برآورد اولیه پیشنهاد داده بود.
مجسمه طنزآمیز کاتلان با عنوان «آمریکا»، که یک کاسه توالت ساختهشده از طلای ۱۸ عیار است، تنها ۱۲ میلیون دلار به دست آورد؛ رقمی که تقریباً معادل ارزش خود طلا بود. همچنین مجسمه «پینوکیو»ی او با عنوان «بابا، بابا»، که در سال ۲۰۰۸ زینتبخش آتریوم موزه گوگنهایم نیویورک بود و در نخستین حضورش در حراج سال ۲۰۱۲ مبلغ ۲٫۵ میلیون دلار فروش داشت، پاییز گذشته تنها به قیمت ناچیز ۵۸۰ هزار دلار فروخته شد.
فشار بر ارزش بازار بنکسی
حتی بنکسی، هنرمند مرموز و تحریککننده ۵۳ ساله، پس از دومین افشای پر سر و صدای هویت احتمالی او به عنوان رابین گانینگهام از سوی خبرگزاری رویترز، با خطر سقوط دیگری در ارزش بازار خود مواجه است؛ بازاری که از مدتی پیش تحت فشار قرار داشت. آخرین بار سه سال پیش بود که این هنرمند خیابانی در حلقه نخبگان شاخص هنری Manager Magazin حضور داشت.
البته هرگونه کاهش احتمالی ارزش آثار او، ظاهراً بیشتر به احتیاط و محافظهکاری مجموعهداران مربوط میشود تا به اهمیت و جایگاه آثارش. رکورد حراجی او ــ ۲۵ میلیون دلار برای اثر «دختر بادکنکی» که در سال ۲۰۱۸ در ساتبیز به شکلی نمایشی خرد شد ــ سیزده سال پس از آن ثبت شد که روزنامه Mail on Sunday برای نخستین بار او را به عنوان رابین گانینگهام معرفی کرده بود. آن زمان نیز بنکسی و اطرافیانش نه این موضوع را تأیید کردند و نه تکذیب.
واکنش بازار چه بود؟ آرامش کامل.
اوایل ماه مه، پلتفرم حراج خصوصی Fair Warning فروش اثری را اعلام کرد که تاکنون هرگز در معرض دید عموم قرار نگرفته بود: «دختر و بادکنک بر منظرهای یافتهشده» (۲۰۱۲). قیمت تخمینی آن بین ۱۳ تا ۱۸ میلیون دلار تعیین شده بود و در نهایت این اثر تقریباً سراسر خاکستری، دقیقاً با همان قیمت بالای برآورد، یعنی ۱۸ میلیون دلار، خریدار پیدا کرد.
بنکسی نیز به شیوه خاص خود واکنش نشان داد. او در پایان آوریل، در قلب لندن، مجسمهای غولپیکر نصب کرد که با گامهای استوار به سوی پرتگاه حرکت میکرد؛ پیکرهای که از هر آنچه در پیش رو داشت نابینا بود و پرچمی برافراشته، چهرهاش را کاملاً پوشانده بود.
تیترهای خبری و انبوه «لایکها» بار دیگر نصیب بنکسی شد و کسی سخنی از گانینگهام به میان نیاورد، زمانی که این هنرمند طبق معمول، اصالت اثرش را از طریق اینستاگرام تأیید کرد.
اهمیت سیاسی؛ رمز موفقیت گلن لیگون
اهمیت سیاسی همچنین کلید فهم آثار هنرمند آمریکایی گلن لیگون (۶۶ ساله) است که یکی از مهمترین چهرههای صعودی سال گذشته به شمار میرود. او از دهه ۱۹۸۰ در صحنه هنر حضور دارد. آثار مبتنی بر متن و اینستالیشنهای او ــ که اغلب شامل نقلقولهایی با حروف سیاه شابلونی و لایهلایه بر زمینه سفید هستند ــ پیشتر در دوکومنتا کاسل (۲۰۰۲) و بینال ونیز (۱۹۹۷ و ۲۰۱۵) به نمایش درآمده بودند. آثار او زندگی روزمره مردان سیاهپوست همجنسگرای آمریکا را ترسیم و نقد میکنند.
با ظهور جنبش «جان سیاهان مهم است»، مضامین آثار او نیز به مخاطبان گستردهتری راه یافتند. بازگشت او به بازار هنر در سال گذشته رخ داد. دو نوشته نئونی و آینهوار او با عنوان «آمریکا»، که نمادی از فروپاشی جامعه آمریکا به دو قطب متضاد است، در نوامبر در ساتبیز با بیش از ۳ میلیون دلار به فروش رسیدند.
به نظر میرسد درباره گلن لیگون همان اصلی صادق است که درباره دیوید هاکنی نیز صدق میکند: هنر، در نهایت، مسئله صبر و زمانبندی است.
این مقاله در شماره ژوئن ۲۰۲۶ مجله Manager Magazin منتشر شده است. رومان کرائوسل، نویسندهٔ مجله Manager Magazin است.
به نقل از اشپیگل آنلاین ۱۵ ژوئن ۲۰۲۶
|
|