عصر نو
www.asre-nou.net

آندریاس انگلیش، ایولین فینگر و اشتفان فون کمپیس

آیا پاپ در دنیای مدرن جایی دارد؟


Tue 16 06 2026



پاپ لئو در سفر خود به اسپانیا موفق می‌شود تقریباً همه را با خود همراه کند: خانواده سلطنتی و جوانان چپ‌گرا، کاتالان‌ها و پارلمان.

دو پادشاه با هم دیدار می‌کنند—اما چه کسی در برابر چه کسی تعظیم می‌کند؟ وقتی رابرت پرووست، فرزند یک زوج معلم از شیکاگو، اکنون در مادرید فرود آمد، پادشاه فیلیپه اسپانیا و ملکه لتیزیا با احترام در انتظار او بودند، بدون آنکه روی فرش قرمز قدم بگذارند تا پاپ خود به سوی آنان بیاید.

فیلیپه ششم اگرچه وارث کارل پنجم، یکی از قدرتمندترین فرمانروایان تاریخ است، اما لئو چهاردهم آخرین پادشاه مطلقِ انتخابی جهان است و به هیچ پارلمانی پاسخ‌گو نیست. بنابراین پادشاه به سوی او نرفت، بلکه اجازه داد مهمان به سمتش بیاید.

پاپ آمریکایی نقش جدید خود را کاملاً طبیعی ایفا می‌کند. برخلاف انتظار بسیاری در واتیکان، او در نخستین مصاحبه‌اش حتی گفته بود: دموکراسی امروز الزاماً بهترین راه‌حل برای همه چیز نیست.

هرچند برای بسیاری از اسقف‌های لیبرال خوشایند نباشد، اما دیدار پاپ از یک کشور پادشاهی همچنان نوعی جشن سلطنت نیز هست—به‌ویژه در اسپانیا.

فیلیپه و همسرش آشکارا از این فرصت خوشحال بودند. ملکه لتیزیا، که پیش‌تر روزنامه‌نگار بود و زندگی غیرسلطنتی داشت، با این حال لباس سفید توری بر تن کرد. تنها هفت زن در میان خاندان‌های کاتولیک اجازه دارند هنگام دیدار با پاپ لباس سفید بپوشند؛ دیگران باید سیاه بپوشند.

در کاخ سلطنتی مادرید، استقبال افسانه‌ای از پاپ صورت گرفت. در حیاط بزرگ، شلیک‌های تشریفاتی طنین انداخت و سپس پادشاه و ملکه به همراه دخترانشان لئونور (۲۰) و سوفیا (۱۹) پاپ را در کاخ گرداندند.

حضور دو شاهزاده در گفت‌وگوهای غیررسمی کنار میز قهوه نیز غیرمعمول بود. چنین دیدارهای خصوصی به‌ندرت از سوی پاپ‌ها انجام می‌شود.

پادشاهان اسپانیا عنوان «پادشاهان کاتولیک» را نیز دارند؛ لقبی که نخستین‌بار توسط پاپ الکساندر ششم به آن‌ها داده شد—پاپی اسپانیایی که به روابط عاشقانه و توطئه‌هایش مشهور بود.

در اسناد امروزی واتیکان معمولاً اشاره نمی‌شود که ریشه رابطه نزدیک واتیکان و تاج اسپانیا، در جنگ مشترک علیه مسلمانان در سال ۱۴۹۲ و سقوط گرانادا است. امروز اما واتیکان تلاش می‌کند روابط بهتری با اسلام داشته باشد.

با این حال، در زبان روزمره رم هنوز اصطلاحی باقی مانده: اگر کسی بخواهد بگوید «تو دیگر چه فکر می‌کنی؟» می‌گوید: «فکر می‌کنی پادشاه اسپانیایی هستی؟»

بحران و تنش‌های تاریخی

در سال ۲۰۰۵ میان پاپ و خاندان سلطنتی اسپانیا بحران ایجاد شد، زمانی که ازدواج همجنس‌گرایان در این کشور تصویب شد. پاپ بندیکت شانزدهم این قانون را به‌شدت محکوم کرد.

در مقابل، پادشاه پیشین خوان کارلوس تأکید کرد که برخلاف پاپ، پادشاه در اسپانیا دیگر حاکم مطلق نیست و کشور دارای پارلمان است.

پاپی که در سیاست هم اثر می‌گذارد

پادشاهان مدرن همچنان رابطه نزدیکی با پاپ‌ها دارند. به‌عنوان مثال، پادشاه اردن در دیدارهای پاپی، هنگام ورود پاپ به آسمان کشور، جنگنده‌ها را به عنوان اسکورت اعزام می‌کرد.

اما پاپ قبلی فرانسیسکوس از چنین تشریفاتی خوشش نمی‌آمد. پاپ لئو اما این مراسم پرزرق‌وبرق را با آرامش می‌پذیرد.

او پیش از سفرش نیز اعلام کرده بود که نسبت به اپوس دئی، جریان بسیار محافظه‌کار و بانفوذ کاتولیک در اسپانیا، دیدی انتقادی دارد.

استقبال غیرمنتظره در پارلمان

در پارلمان اسپانیا، جایی که فضای سیاسی به‌شدت قطبی و پرتنش است، پاپ لئو سخنرانی کرد. فضای مجلس معمولاً پر از توهین و درگیری است، اما این بار متفاوت بود.

او درباره کرامت انسانی، ضرورت گفت‌وگوی مدنی و «خلع سلاح زبان» در سیاست سخن گفت.

نمایندگان هر دو جناح راست و چپ با شور و برای حدود هفت دقیقه برای او کف زدند. روزنامه «ال پائیس» این لحظه را «معجزه پاپی در کنگره» نامید.

برخی نمایندگان چپ اعتراض کرده بودند و شش نماینده در مراسم حضور نیافتند، اما اکثریت مجلس به‌طرزی غیرمنتظره با سخنان او همراه شدند.

این لحظه‌ای نادر از اجماع سیاسی بود—در فضایی که معمولاً با خصومت و شکاف تعریف می‌شود.

او در پارلمان به میزبانانش هیچ امتیازی نداد. گفت: «تکثر سیاسی نباید به تحقیر دائمی طرف مقابل تبدیل شود.» کسانی که مسئولیت دارند، «وظیفه‌ای ویژه دارند که در استفاده از واژه‌ها با دقت رفتار کنند». این‌ها صرفاً جملات کلیشه‌ای نبود.

در این پارلمان معمولاً سخنان بسیار تند رد و بدل می‌شود؛ مثلاً نخست‌وزیر سوسیالیست، سانچز، از سوی مخالفانش با عباراتی مانند «حرامزاده» و «دیکتاتور» خطاب می‌شود. و حالا چه شده است؟ گویی پاپ برای اسپانیایی‌هایی که از درگیری‌های سیاسی خسته‌اند، لحظه‌ای کوتاه اما گران‌بها از کرامت انسانی فراهم کرده باشد.

جمله محوری سخنرانی او این بود:
«هر جامعه واقعاً عادلانه بر شناسایی کرامت خدشه‌ناپذیر انسان بنا شده است.»

لئو البته توضیح داد که کرامت انسانی از منظر کلیسایی چه معنایی دارد: از یک سو حفاظت از زندگی (از جمله زندگی جنین)، حمایت از خانواده‌ها و آموزش غیرایدئولوژیک—که بیشتر به یک دستورکار محافظه‌کارانه نزدیک است. از سوی دیگر، رفتار انسانی با مهاجران، خلع سلاح، چندجانبه‌گرایی و حقوق بین‌الملل—مواردی که کاملاً مورد پسند سانچز هستند. او از مصادره حزبی و سیاسی فاصله گرفت.

نه فقط از زمان پاپ فرانسیس، بلکه در کل، واتیکان در مسائل ارزشی معمولاً محافظه‌کار و در مسائل اجتماعی متمایل به پیشرو بودن ظاهر می‌شود. با این حال، این مرد سفیدپوش یک نوع اعتراف (Mea culpa) هم در متن خود گنجاند: اینکه قصد ندارد در کار قانون‌گذاران دخالت کند، به‌ویژه چون خود کلیسا بارها از معیارها و آموزه‌هایش فاصله گرفته است.

چنین خودانتقادی در پارلمان اسپانیا تقریباً هرگز شنیده نمی‌شود. همین هم این سخنرانی را خاص‌تر کرد.

پیش‌تر، در روز یکشنبه، لئو در مرکز مادرید بیش از یک میلیون نفر را در مراسم عشای ربانی گرد هم آورده بود. با این حال، تلاش می‌کرد که خودنمایی نکند. هدف او تأکید صرف بر کاتولیک بودن نبود—در کشوری که بیش از ۹۰ درصد جمعیت آن تعمید یافته‌اند اما دینداری رو به کاهش است و به‌دلیل رسوایی‌های سوءاستفاده، اعتبار کلیسا سقوط کرده است.

به همین دلیل، سفر پاپ برای بسیاری از اسپانیایی‌ها خوشایند است: یک وقفه از رسوایی‌ها، فقط جشن گرفتن. حتی سیاستمداران هم نفس راحتی کشیدند—هرچند می‌دانند که لحن تند سیاست به‌زودی بازمی‌گردد.

این پرسش مطرح می‌شود: یک پاپ امروز هنوز چه چیزی برای مخاطب اروپای غربی دارد—مخاطبی که با فرهنگ ضداقتدارگرایانه، چندفرهنگی و اغلب دین‌گریز یا دین‌ستیز رشد کرده است؟ آیا این کلیسا هنوز با جهان مدرن سازگار است؟

پاسخ لئو را می‌توان در شیوه حضورش دید. حتی در بارسلونا، با جامه رسمی و ردای سرخ ابریشمی، طوری حرکت می‌کند که گویی با پیراهن جین و چهارخانه آمده است. او «ظاهر نمی‌شود»، بلکه «حاضر است». بی‌تکلف، اما با اعتمادبه‌نفس. صمیمی، اما بدون فروتنی تصنعی.

یک آمریکایی که اسپانیایی را چنان صحبت می‌کند که گویی زبان مادری‌اش است، و در بارسلونا دعای ظهر را به کاتالانی آغاز می‌کند. او همدل است، اما توان بیان حماسی نیز دارد: از مسیحیان می‌خواهد پیام‌آوران وحدت، همبستگی و صلح باشند.

آرماند پوئیگ ای تارخ، پژوهشگر کتاب مقدس کاتالان و از مهم‌ترین الهی‌دانان نزدیک به واتیکان می‌گوید:
«پاپ لئو می‌تواند با همه سخن بگوید؛ با قدرتمندان و کارگران، با روشنفکران و جوانان. اینکه او هم جهان جنوب را می‌شناسد و هم غرب را، برایش احترام می‌آورد.»

او در نزدیکی واتیکان در رم دفتر دارد، اما برای مراسم تقدیس برج عیسی در ساگرادا فامیلیا به بارسلونا آمده است. او اهل همان منطقه‌ای است که آنتونی گائودی از آن برخاسته است و از بهترین کارشناسان معنویت او محسوب می‌شود.

به گفته او، گائودی می‌خواست کلیسایی بسازد که مرکز شهر مدرن باشد: باشکوه و در عین حال در دسترس همه. یک فضای مقدس برای کلان‌شهر سکولار.

از همین روست که نه‌تنها حروف اعتقادنامه در نمای کلیسا دیده می‌شود، بلکه معماری آن نیز از نظر الهیاتی بسیار حساب‌شده است: بلندتر و عمیق‌تر از کلیساهای گوتیک، با نوری تازه.

از زمان تقدیس محراب اصلی در سال ۲۰۱۰ توسط پاپ بندیکت، پوئیگ ای تارخ سه کتاب درباره این کلیسا نوشته است. اکنون نیز هنگام تقدیس برج عیسی—بلندترین برج کلیسایی جهان با ۱۷۲٫۵ متر—باید به نوری توجه کرد که از صلیب بر شهر می‌تابد.

او می‌گوید: «گائودی آرزو داشت همه انسان‌ها جذب راز ایمان شوند.»

در زمان تنظیم این گزارش هنوز مشخص نبود پاپ در ساگرادا فامیلیا چه خواهد گفت، اما مشخص بود که خانواده سلطنتی نیز حضور خواهند داشت.

این سفر اما فقط به نهادهای قدرت محدود نمی‌شود. پاپ آخرین مقصد خود را «جزایر قناری» انتخاب کرده است—و این تصمیم معنا دارد.

او قرار است به بندر آرگوینه‌گین در جنوب گرن‌کاناریا برود؛ جایی که در سال ۲۰۲۰ به‌عنوان «محل شرم» شناخته شد، زمانی که تا ۲۰۰۰ پناهجو در شرایطی بحرانی روی اسکله‌ای بتنی تجمع داشتند.

در این سفر، او همچنین با کشیشی دیدار خواهد کرد که او را از پرو می‌شناسد: مونسینیور اکسل ورنر از اسقف‌نشین کلن. او می‌گوید پاپ پیشین در پرو انسانی بسیار نزدیک به مردم بود، چکمه به پا می‌کرد و هنگام سیل کمک می‌کرد.

ورود پاپ به بندر آرگوینه‌گین را نشانه‌ای از همبستگی می‌داند: یادبود بیش از ۱۰۰ هزار مهاجر و کسانی که در مسیر جان باختند، و قدردانی از مردم محلی که به آنان کمک کردند.

او همچنین قصد دارد صلیبی را برکت دهد که از بقایای قایق‌های مهاجران ساخته شده است—یادآور اقدامی مشابه از پاپ فرانسیس در لامپدوسا.

به گفته ورنر، این گویی اجرای «وصیت پاپ پیشین» است—و همین موضوع او را عمیقاً تحت تأثیر قرار داده است.

به نقل از هفته‌نامه دی سایت شماره 26 سال 2026