توبیاس مولر
ائتلاف جدید چپ در هلند
ماهعسل سبز ـ سرخ
Mon 15 06 2026

در هلند، سوسیالدموکراتها و حزب «چپ سبز» (GroenLinks) در حال ادغام و تشکیل حزبی جدید هستند. با این حال، همه در حزب جدید، «هلند مترقی» (Progressief Nederland) نسبت به این پروژه احساس خوبی ندارند.
بعدازظهر شنبه تازه آغاز شده است که در مرکز همایش «برابانتهالن» (Brabanthallen) برگ دیگری از تاریخ ورق میخورد. اعضای حاضر حزب کار (Partij van de Arbeid یا PvdA) برای آخرین بار از جا برمیخیزند تا سرود «انترناسیونال» را بخوانند. پس از هشتاد سال، سوسیالدموکراتها ـ که بسیاری از آنان دیگر جوان نیستند ـ حزب خود را با همان سرود قدیمی مبارزاتی به خاک میسپارند. صداها، آنگونه که معمولاً در PvdA مرسوم است، بیشتر محتاط و آراماند تا پرطنین و کوبنده، و متن سرود بر روی نمایشگرها پخش میشود؛ اما تأثر و هیجان در چهرههای بسیاری آشکار است. اینجا و آنجا، حتی کسی مشت چپ خود را در تالار عظیم و نیمهتاریک بالا میبرد.
اما در این سیزدهم ژوئن، تنها رفقای حزب کار نیستند که آخرین کنگره خود را برگزار میکنند. همزمان، در همان سالن و بر همان صحنه، حزب «چپ سبز» (GroenLinks) نیز همین کار را انجام میدهد. این دو حزب از سال ۲۰۲۱ همکاری خود را هرچه بیشتر گسترش دادهاند: برنامههای انتخاباتی و فهرستهای مشترک تدوین کردهاند، نمایندگانشان در پارلمان فراکسیونهای مشترک سرخ ـ سبز تشکیل دادهاند و اعضای پایه نیز امکان عضویت دوگانه یافتهاند. یک سال پیش، اعضای هر دو حزب به ادغام رأی مثبت دادند و اکنون این هدف بیش از هر زمان دیگری در دسترس است. قرار است آخرین کنگرههای جداگانه PvdA و GroenLinks طی چند ساعت آینده به نخستین کنگره مشترک «هلند مترقی» (Progressief Nederland) که به اختصار «پرو» (Pro) نامیده میشود، منتهی شود.
در چارچوب جستوجوی مداوم احزاب چپ اروپا برای یافتن راهبردهای تازه، این رویکرد توجهها را جلب میکند. سبزها میان مواضع بنیادگرایانه و واقعگرایانه در نوساناند و سوسیالدموکراتها نیز میان امتیاز دادن به سیاستهای نولیبرالی و بازگشت به مضامین سنتی خود سرگرداناند. نزدیکترین نمونه به چنین همگراییای، ائتلاف انتخاباتی «جبهه مردمی نو» (Nouveau Front populaire) در فرانسه بود که البته پس از موفقیت غافلگیرکنندهاش در انتخابات پارلمانی ۲۰۲۴، خیلی زود گرفتار اختلافات داخلی شد. در هلند، ادغام سرخ و سبز از دو سرچشمه نیرو میگیرد: نخست، سرخوردگی از نتایج انتخاباتی عمدتاً ناامیدکننده و دوم، تصمیم به مقابله متحدانه با چرخش روزافزون جامعه به سمت راست.
در غرفه محصولات تبلیغاتی: جوراب ورزشی، پیشبند آشپزی و لیوان آبجو
سرسرای برابانتهالن در دن بوش حال و هوای کندوی زنبور را دارد. گروههای حامی درآمد پایه همگانی یا اکوسوسیالیستها اعلامیه پخش میکنند. بازار کتابی برپاست، صحنهای برای موسیقی و حتی یک چرخوفلک بزرگ وجود دارد. غرفههای غذا و محصولات تبلیغاتی نیز دایرند: پیراهن فوتبال را میتوان با ۲۵ یورو خرید، جوراب ورزشی ۱۳ یورو قیمت دارد، پیشبند آشپزی ۱۷ یورو و لیوان آبجو ۷٫۵۰ یورو.
شرکتکنندگان از سراسر کشور آمدهاند. «آنه دِ بروین»، معلم بازنشستهای از مدمبلیک در شمال هلند، و «فوکه ایپما»، معمار پیشین فضای سبز از بردا در جنوب کشور، تنها در مسیر کوتاه میان ایستگاه راهآهن و محل برگزاری نمایشگاه با یکدیگر آشنا شدهاند.
هر دوی آنها از ادغام حمایت میکنند. آنه دِ بروین، که به مناسبت این روز ویژه دامن قرمز، کت و کفش سبز و پاپیون قرمز به تن کرده است، بیش از سیوپنج سال است که از زمان تأسیس حزب، عضو «چپ سبز» بوده است. او میگوید:
«در بلندمدت، ما به بازار آزاد ـ که برای جامعه فاجعهبار است ـ نیازی نداریم، بلکه به سوسیالدموکراسی نیازمندیم. و اگر همچنان با سیارهمان همینگونه رفتار کنیم، همه ما بهایش را خواهیم پرداخت.»
او با اشاره به «عدالت اجتماعی» و «محیط زیست»، دقیقاً همان دو ستونی را نام میبرد که رهبران دو حزب، پروژه مشترک خود را بر پایه آنها بنا کردهاند.
«فوکه ایپما» که او نیز بازنشسته است، در هجدهسالگی به حزب کار (PvdA) پیوست و در دهه ۱۹۷۰ دوران نخستوزیری افسانهای «یوپ دن اویل» را تجربه کرد؛ دورانی که از آن زمان تاکنون در هلند بهعنوان معیار یک سوسیالدموکراسی مصمم و آشکارا چپ شناخته میشود. ایپما که بعدها به حزب «چپ سبز» (GroenLinks) پیوست، تأکید میکند: «هنوز هم احترام بسیار زیادی برای او قائلم.» او نیز به سلطه روزافزون بازار اعتراض دارد: «این سلطه، ویرانیهای هولناکی به بار آورده است»، و از نابسامانیهایی که در نتیجه تضعیف دولت رفاه پدید آمدهاند، انتقاد میکند. همزمان، او نگران «نیروهای ضددموکراتیک راست افراطی» است که از آنچه «بحران پناهجویان» نامیده میشود، بهعنوان یک مدل کسبوکار سیاسی بهره میبرند.
فرمان زمانه
هر دو معتقدند که در چنین شرایطی، تجمیع نیروها ضرورتی اجتنابناپذیر است. و با وجود آنکه سهم آرای احزاب چپ در هلند از آغاز هزاره جدید بهشدت کاهش یافته و در مقابل، راست بهطور قابلتوجهی تقویت شده است، ایپما با نگاهی شیطنتآمیز به حزب جدید توصیه میکند رویکردی تهاجمی در پیش گیرد:
«دیگر بس است از این شرم و خجالت! ما باید بیهیچ شرمی چپ باشیم!»
آنِه دِ بروین مخالفتی با این سخن ندارد، اما یادآور میشود:
«باید از آرمانهای خود آغاز کنیم و گامبهگام پیش برویم، نه اینکه فوراً فریاد بزنیم که میخواهیم نخستوزیر شویم.»
دقیقاً با چنین مطالبهای بود که پروژه سرخ ـ سبز سه سال پیش شتاب گرفت. در ژوئیه ۲۰۲۳، آخرین کابینه مارک روته ـ که اکنون دبیرکل ناتو است ـ بر سر اختلافی درباره الحاق خانوادههای مهاجران فروپاشید؛ اختلافی که خود روته آغازگر آن بود. انتخابات زودهنگام پیشرو پویاییای ایجاد کرد که دامنه آن حتی به بروکسل نیز رسید. اندکی بعد، «فرانس تیمرمانس»، معاون بسیار معتبر کمیسیون اروپا و چهره اصلی «توافق سبز» (Green Deal) که هدف آن دستیابی اروپا به بیطرفی اقلیمی تا سال ۲۰۵۰ بود، اعلام کرد که از سمت خود کنارهگیری میکند تا به لاهه بازگردد؛ آن هم بهعنوان نامزد اصلی نخستین فهرست مشترک حزب کار و چپ سبز. این فهرست مشترک، در واقع نخستین آزمون افکار عمومی برای ادغامی بود که سه سال بعد به تحقق پیوست.
در پایان اوت ۲۰۲۳، اعضای دو حزب در یک رأیگیری، تیمرمانس را رسماً بهعنوان نامزد اصلی انتخاب کردند. همان شب، او در کارخانهای قدیمی تولید سیگار در لاهه به هواداران معرفی شد. شور و اشتیاق موجود تقریباً ملموس بود. مدتها بود که چپ پارلمانی هلند شاهد چنین فضای امیدبخشی نبود، هرچند سالها در آرزوی آن به سر میبرد. بارها از «بهار چپ» سخن گفته شده بود، اما این بهار هرگز از راه نرسیده بود. هر بحرانی که در قرن بیستویکم هلند را تکان میداد، واکنش رأیدهندگان غالباً گرایش پیوسته بیشتر به سوی راست بود.
و اکنون تیمرمانس ظهور کرده بود؛ مردی سرخ با اعتباری عظیم در عرصه محیط زیست. مردی بدون مویی بر سر با ریش خاکستری یخی، که در آن زمان ۶۲ سال داشت و افزایش وزنش در دوران حضور در بروکسل، دستاویز تمسخر گزنده بخش راستگرای و منتقد اتحادیه اروپا در افکار عمومی هلند شده بود.
او در اوت ۲۰۲۳ فریاد زد:
«قدرت واژهای کثیف نیست، بلکه ابزاری است برای انجام آنچه مردمی که به ما نیاز دارند، به آن احتیاج دارند.»
و حاضران همچون منجیای به او هلهله کردند. هنگامی که خودروی او بعداً محل مراسم را ترک میکرد، خورشید گرم شامگاهی بر آن صحنه میتابید؛ اما با این همه، در آن فضا چیزی از حال و هوای «به سوی سپیدهدم سبز ـ سرخ» وجود داشت.
سکوت در سالن مقابل تیمرمانس
بیش از دو سال بعد، در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۵، فرانس تیمرمانس بار دیگر بر صحنهای در برابر هوادارانش میایستد. وزن کم کرده، ریش انبوهش را تراشیده است، اما سالن روبهرویش در سکوت فرو رفته. شاید موسیقی مناسبی برای این لحظه، ترانه «هیجان از میان رفته است» (The Thrill Is Gone) از بی.بی. کینگ بود. پشت سر نامزد اصلی، شعار انتخاباتی «با هم به پیش» خودنمایی میکند، اما در واقع حرکت به عقب است: ۲۰ کرسی، یعنی پنج کرسی کمتر از انتخابات ۲۰۲۳ که نخستین بار با فهرست مشترک برگزار شده بود. این تعداد برای پیروزی کافی نبود. ائتلاف سرخ ـ سبز با ۱۲٫۸ درصد آرا، پس از حزب لیبرال D66، حزب راستپوپولیست PVV و حزب لیبرال محافظهکار VVD، تنها در جایگاه چهارم قرار گرفت.
تیمرمانس با حالتی اندوهگین، میکروفون را در دست چپ گرفته است و میگوید:
«روشن است که به هر دلیلی نتوانستهام مردم را متقاعد کنم که به ما رأی دهند. بنابراین وقت آن رسیده است که یک گام به عقب بردارم و رهبری جنبشمان را به نسل بعدی بسپارم. امشب با قلبی آکنده از درد، بهعنوان رهبر حزب از شما خداحافظی میکنم.»
اندکی بعد، «یِسه کلافر» (Jesse Klaver)، که پیشتر رهبر حزب چپ سبز و معاون تیمرمانس بود، جانشین او میشود.
کلافر بعدها خواهد گفت که این شکست ضربه سختی به او وارد کرده بود، اما هرگز نسبت به پروژه ادغام تردید نداشت. روزنامه چپگرای «فولکسکرانت» روز شنبه از او نقل میکند:
«ما جنبشی خواهیم ساخت که از هر زمان دیگری بزرگتر خواهد بود.»
اما تنها نتایج ناامیدکننده انتخابات با فهرست مشترک نیست که باعث بروز ناهماهنگی در این پروژه شده است. محیطهای اجتماعی و فرهنگیای که قرار است حزب فراگیر مترقی جدید از دل آنها ساخته شود، هنوز با یکدیگر احساس بیگانگی میکنند؛ حتی با وجود رأی موافق اعضا به ادغام در سال ۲۰۲۵.
نگرانی سوسیالدموکراتها از «رقیق شدن» سیاستهایشان
بهویژه در میان اعضای حزب کار، نگرانیهایی درباره کمرنگ شدن محور اصلی سیاستهای اجتماعی و اقتصادی وجود دارد. «ماتیس رودوین»، دانشمند علوم سیاسی، اندکی پیش از کنگره ادغام در روزنامه راستگرای «تلگراف» از اصطلاح «سبزشدن حزب کار» (GroenLinksifizierung) سخن میگوید و توضیح میدهد که منظورش شکلگیری «یک پایگاه اجتماعی جهانوطن و مترقی است که شباهت زیادی به رأیدهندگان سنتی چپ سبز دارد.»
چندین چهره شناختهشده حزب کار، از جمله «آد ملکرت»، رهبر پیشین حزب، و «هانس اسپکمان»، رئیس سابق آن، نسبت به شتابزدگی در ادغام هشدار دادهاند.
شکاف میان فرهنگ سنتی سوسیالدموکرات و فرهنگ فعالگرایانهتر ـ که بهویژه در میان اعضای جوان چپ سبز دیده میشود ـ در تابستان ۲۰۲۵ بهوضوح آشکار شد؛ زمانی که فراکسیون مشترک دو حزب در پارلمان خواستار تحریم کامل تسلیحاتی علیه اسرائیل شد. این موضع موجب خشم برخی چهرههای شناختهشده حزب کار و خروج آنان از حزب شد. «روب اودکرک»، سیاستمدار سرشناس محلی آمستردام و نماینده سابق پارلمان، حتی قصد دارد در گام بعدی حزبی جدید با گرایش سوسیالدموکرات تأسیس کند.
«از نظر تاکتیکی، اشتباهی احمقانه»
«ادی ترستال»، کارگردان سینمای آمستردام، نیز از منتقدان ادغام است. او در گفتوگو با روزنامه «تاتس» دو روز پیش از کنگره سرنوشتساز میگوید:
«از نظر نوع نگاه به انسان، این دو جریان با هم ناسازگارند و از نظر تاکتیکی هم این ادغام یک اشتباه احمقانه است.»
او به مدت ۲۵ سال عضو حزب کار بود و میگوید:
«حتی یک نشان افتخار عضویت هم به من داده بودند.»
اما اکنون خود را «رأیدهندهای سرگردان» مینامد که خانه سیاسیاش را از دست داده است.
او ناراحتی موجود در برخی محافل سوسیالدموکرات را چنین توضیح میدهد:
«چپ سبز تا حدی حال و هوای روشنفکرانه و مد روز دارد. پایگاه اجتماعی آن بیشتر در محلههای مرفه سفیدپوستان است. نوعی چپِ "نه در حیاط خلوت من" است و این به اعتبار سوسیالدموکراسی کمکی نمیکند.»
ترستال، مانند بسیاری از چهرههای سنتی حزب کار، از نظر خانوادگی نیز ریشههای سیاسی مشخصی دارد: ناپدریاش آلمانی و «یک سوسیالدموکرات متعهدِ حزب SPD» بود و مادرش از محلهای کارگری با گرایش کمونیستی میآمد.
اما به باور او، امروز شمار رأیدهندگان چپ بسیار اندک شده است:
«مجموعاً آنها تنها یکچهارم آرا را در اختیار دارند؛ این میزان برای اعمال هرگونه نفوذ سیاسی کافی نیست.»
انتخابات پارلمانی ۲۰۲۵ این روند را بهروشنی نشان داد: تنها ۲۶ کرسی از مجموع ۱۵۰ کرسی پارلمان به احزاب چپ و مترقی رسید، در حالی که احزاب راست میانه و راست افراطی ۴۹ کرسی به دست آوردند. اگر حزب حاکم VVD را نیز به این مجموعه اضافه کنیم، تعداد کرسیهای اردوگاه راست به ۷۱ کرسی میرسد.
ترستال از این عملکرد ضعیف نتیجهگیری خود را کرده است:
«آنها میگویند یک به علاوه یک میشود دو و نیم، اما من میگویم میشود یک و نیم.»
یعنی تجمیع نیروها به جای ایجاد ارزش افزوده، حاصلش کاهش قدرت خواهد بود؟ ترستال پاسخ میدهد: بله. به اعتقاد او، «دلیلش این است که بخش میانه جامعه نسبت به چپ سبز احساس بیزاری دارد. چنین احساسی نسبت به حزب کار وجود ندارد.»
آخرین اعتراض
در کنگره دن بوش نیز برای آخرین بار صدای اعتراض بلند میشود. نشست اعضا که ظهر با سرود انترناسیونال آغاز شده بود، با اختصاص میکروفون آزاد به سخنرانیهای کوتاه پایان مییابد. هنگام پخش سخنان چند سوسیالیست جوان محیط زیستی که متنهای خود را از روی تلفن همراه میخوانند، برخی اعضای سالخورده سالن را ترک میکنند. سپس مردی با تیشرتی که یادآور یوپ دن اویل، چهره برجسته حزب کار و نخستوزیر پیشین هلند است، فریاد میزند:
«به ادغام رأی منفی بدهید!»
مرد دیگری که خود را «پیت یویکن» از شهر هلموند معرفی میکند، لحن آشتیجویانهتری دارد:
«امروز، پس از ۵۳ سال، با حزب کار خداحافظی میکنم. این کار را با تمام اعتقاد قلبی انجام میدهم، اما مهم است که مردم عادی همچنان بتوانند ما را بشناسند.»
رویای جنبش فراگیر
در زمان استراحت ظهر، آن جنبش گستردهای که نه فقط یسه کلافر، بلکه بسیاری دیگر آرزویش را دارند، در صحن حیاطی که با حصیرهای بامبویی محصور شده، به شکلی زنده خود را نشان میدهد. اعضای سرخ و سبز، با فنجانهای قهوه و ظرفهای سیبزمینی سرخکرده، در حالی که باد سرد و نامتناسب با تابستان را تحمل میکنند، با روحیهای شاد در کنار هم ایستادهاند.
«لیوا فرانکن»، دانشجوی ۲۴ سالهای که تیشرت بنفش سازمان جوانان چپ سبز، «دوارس» (DWARS)، را بر تن دارد، با اشتیاق منتظر لحظه اوج روز است:
«حالا دیگر باید اتفاق بیفتد! وقت ادغام فرا رسیده است. ما برای آن خیلی تلاش کردهایم.»
قرار است نیم ساعت بعد رأیگیری آغاز شود.
فرانکن نیز میپذیرد که همکاری با سوسیالدموکراتها در ابتدا برایش ناآشنا بود.
«چون چندان همدیگر را نمیشناختیم. در ابتدا تردید داشتم، اما خیلی زود این تردیدها برطرف شدو»
او شش سال در شاخه گرونینگن سازمان جوانان DWARS فعالیت کرده و اکنون دبیر آن است. سفر از شمال هلند طولانی بوده و قرار است شب همراه گروهش در دن بوش ادغام را جشن بگیرد.
تنها آرزوی او این است:
«امیدوارم سبز باقی بمانیم.»
او این سخن را در پاسخ به این پرسش میگوید که حزب جدید «پرو» در پارلمان اروپا باید به کدام فراکسیون بپیوندد. قرار است در ماه سپتامبر درباره این موضوع بحث شود؛ تصمیمی که ممکن است فراتر از مرزهای هلند نیز پیامدهای سیاسی داشته باشد.
اتحادیههای کارگری نیز سوار کشتی میشوند
اندکی بعد همه چیز برای لحظه بزرگ آماده است. درست کسی که پیشتر از منتقدان ادغام بود، یعنی «هانس اسپکمان»، با پیراهن قرمز آستینکوتاه روی صحنه ظاهر میشود. او که بهتازگی ریاست کنفدراسیون اتحادیههای کارگری را بر عهده گرفته، طی هفتههای گذشته به یکی از مخالفان اصلی برنامههای کاهش هزینههای اجتماعی دولت میانه ـ راست لاهه تبدیل شده بود.
او اعلام میکند:
«از امروز من هم عضو پرو هستم.»
سپس در برابر سالنی که اکنون کاملاً پر شده است، اعضای جدید حزب را برای «مبارزه عظیمی» که باید با هم پیش ببرند، آماده میکند و خطاب به یسه کلافر میگوید:
«یِسه، با هم پیروز خواهیم شد.»
۹۶ و ۹۷ درصد؛ لحظه تولد حزب جدید
رأیگیری از طریق تلفن همراه و با استفاده از کد ورود انجام میشود و اعضا ده دقیقه فرصت دارند. شمارش معکوس ده ثانیه آخر آغاز میشود و سپس نتیجه روی پرده ظاهر میگردد:
۹۶ درصد اعضای سبز و حتی ۹۷ درصد اعضای سرخ رأی میدهند که مسیر زندگی سیاسی خود را از این پس مشترکاً ادامه دهند.
تمام سالن عظیم از جا برمیخیزد. تشویقهای ایستاده آغاز میشود، مردم یکدیگر را در آغوش میگیرند.
مجری مراسم اعلام میکند:
«و بدین ترتیب، ادغام به واقعیت تبدیل شد.»
رؤسای موقت دو حزبی که اکنون منحل شدهاند، با شور و شوق فریاد میزنند:
«ما در حال نوشتن تاریخ هستیم. آینده از امروز آغاز میشود.»
فیلم کوتاه پرشوری که ویژه این مناسبت تهیه شده است، با صدایی آرام زمزمه میکند:
«به خانه خوش آمدید؛ به هلند مترقی!»
و البته در پایان، نوبت یسه کلافر است. او از روی سکویی باریک به مرکز سالن میرود و با چند جمله تصویری از «هلند مترقی» مورد نظر خود ترسیم میکند:
«کشوری که در آن دیگر کسی مجبور نباشد میان خرید مواد غذایی و رفتن به دندانپزشک یکی را انتخاب کند. کشوری که در آن مسکن مقرونبهصرفه به اندازه کافی وجود داشته باشد و هیچکس شبها به خاطر اجارهخانه خوابش نبرد. کشوری که زنان به اندازه مردان درآمد داشته باشند. کشوری که آبهایش به مواد PFAS آلوده نباشد و راست افراطی حتی یک سانتیمتر فضا به دست نیاورد. در حالی که دیگران از هم جدا میشوند، ما نیروهایمان را متحد کردهایم.»
اینکه آیا این اتحاد کافی خواهد بود یا نه، خیلی زود روشن میشود. در نظرسنجیهای کنونی، حزب «پرو» با اندکی افزایش حمایت، واقعاً در صدر قرار گرفته است. اما تشویقهای ایستاده هواداران در سالنهای برابانتهالن دن بوش هنوز چیزی درباره این واقعیت نمیگویند که آیا حزب جدید خواهد توانست آرایی به دست آورد که بیش از مجموع اجزای تشکیلدهنده آن باشد یا نه.
به نقل سایت تاتس در آلمان ۱۴ ژوئن ۲۰۲۶
|
|