عصر نو
www.asre-nou.net

ساواک بیشتر از یک مرکز شکنجه در حکومت پهلوی دوم بود


Mon 15 06 2026

نسرین آزاد

این روزها، صحبت های زیادی از ساواک در میان است ، تعدادی ملبس به بلوزهای سفید با آرم ساواک در خیابانهای اروپا رژه میروند، گروه های دیگری با لباسهای مشکی و سلام فاشیستی و یا با لباسهای نظامی در خیابانهای شهرهای اروپا مشغول دادن شعارهای خشونت آمیز به ایرانیانی که قول بیعت با رضا پهلوی نداده اند، می‌باشند. بر‌افراختن پرچم‌هایی با آرم ساواک و مقدس سازی آن و حمایت افراد وابسته به ساواک از رضا پهلوی از چندین سال قبل شروع شده بود. این دستجات، بدون ارائه برنامه ای مشخص برای برانداختن رژیم کنونی، رضا پهلوی را ناجی و تنها رهبر بی بدیل برای حکومت آینده ایران معرفی میکنند. وظیفه خیلی شاخص این افراد ، ایجاد محیط وحشت و ترور برای سایر ایرانیان چه در داخل و چه در خارج از ایران است.

سؤال این است چرا و چگونه تشکیلات پهلوی که مدعی است « کشور ایران را بزودی آزاد کند» و «حکومتی دموکراتیک» بر پا نماید، اجازه میدهد که طرفدارانش با حرکات و الفاظ فاشیستی و مستهجن در مدیا و درخیابان‌های اروپا و حتی ایران در افشانی نمایند.

گوا ینکه این تظاهرات کافی نبود، تعدادی گل به درگاه سفارتخانه های امریکا و اسراییل و حتی در قبرستان های پیر سربازان امریکایی در اروپا میگذارند. آنها از ترامپ و نتانیاهو برای حمله، کشتار غیرنظامیان حتی کودکان ایرانی، تخریب بناهای تاریخی، بیمارستانها، مراکز درمانی، علمی و زیر بناهای صنعتی، جاده ها و غیره تشکر میکنند و خواهان حملات و تخریب بیشتر در ایران هستند.

این شعارها و تظاهرات خیابانی در دنباله: سفر رضا پهلوی به اسرائیل به دعوت خانم گیلاد گاملین ، وزیر اطلاعات دولت نتانیاهو در فروردین ۱۴۰۲، برگزاری همایش مونیخ و تهیه دفترچه دوران اضطرار، در تابستان ۱۴۰۴ توسط تشکیلات تقریبا جدید رضا پهلوی ( به مدیریت دکتر سعید قاسمی)، و به کمک موسسه اتحاد ملی برای دموکراسی در ایران( (NUFDI- با داشتن مشاورینی چون پرویز ثابتی -، برگزاری مصاحبه های متعدد مطبوعاتی، و دیدارهایی با نمایندگان جناح راست دنیا ، کاملا سئوال برانگیز است.

نزدیکی رضا پهلوی با جناح راستگرای آمریکا مثل لندزی گراهام – یک سناتور دست راستی امریکا که سالها تقاضای بمباران ایران را دارد ـ ، مریم ادلسون ( زن بیلیونر با تفکر راست گرایی افراطی، طرفدار برتری قوم یهود و عضو موثر APAC) هم فوق العاده سؤال برانگیز است.برای کسب اطلاعات بیشتر خوانندگان را به لوموند سیاسی (۱) ارجاع میکنم.

آیا وابستگی ساواک به اسرائیل و موساد تا به امروز ادامه یافته است؟

در این نوشتار، از چگونگی تاسیس ساواک، رل موساد درساواک، برنامه کوتاه مدت و دراز مدت اسرائیل در باره آینده ایران صحبت میکنیم . همچنین، سئوالاتم را درباره ادامه فعالیت عناصر وابسته به موساد دوره پهلوی در حکومت جمهوری اسلامی، ارتباط فعالیت های جناح رضا پهلوی و خود ایشان با ساواک، اسرائیل (موساد) را مطرح خواهم نمود.

تاسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور ( ساواک)

دولت هر کشوری برای حفظ امنیت کشور و پیشرفت شهروندانش نیاز به سازمانهای دفاعی و امنیتی دارد. طبق نظریه کانت : «دولتی که دارای حقانیت است، اجازه ندارد اصل حقوق بشر را خدشه‌دار کند، چرا که اين اصل، شرط امکان وجود خود دولت است. بر این پایه می‌توان گفت، اين دولت نيست که بايد آزادی و حقوق شهروندی را رعايت کند، بلکه بر عکس، آزادی و حفظ حقوق آحاد جامعه و همه‌شهروندان است که اساسا پايه‌ حقانيت هرگونه دولت قانونی و برحقی را می‌سازد.» آیا ساواک، بر این مبنا تاسیس شده بود؟

قبل از تاسیس ساواک مدرن، دولت های وقت برای سرکوب عشایرواحزاب و عناصر آزادی خواه، از سازمانهای مختلفی مثل ادارات شهربانی، ژاندارمری وارتش،- رکن های ۲ و۸ ارتش،ـ استفاده می نمودند. سرتیپ منوچهرهاشمی، دبیر کل رکن ۸ ارتش (اداره ضد جاسوسی) که بعدا سمتهای مهمی هم در ساواک داشت، در خاطرات خویش « تاریخ شفاهی ایران دردانشگاه هاروارد» (۲) میگوید: «وظیفه این ادارات، درآغاز، بیشتردررابطه با پیش بینی و پیشگیری حرکتهای ضد حکومتی ازجانب خوانین بود، همچنین شامل مبارزه با عناصر جبهه ملی، نهضت آزادی وروحانیون ضد رژیم پهلوی هم میشد. اما به تتدریج ابعاد سرکوب تشکیلات امنیتی با شدت گرفتن نارضایتی های سیاسی و مدنی وسعت وشدت بیشتری پیدا کرد.»

اومیگوید، در اوایل، این ادارات دولتی ، منجمله رکن ۸ ارتش، فاقد دانش استفاده ازروشهای شکنجه سیستماتیک و نحوه بازجویی مدرن برای ترخیص اطلاعات بودند، بنابراین، کارمندان محلی برای گرفتن اطلاعات ازبی خوابی یا کم غذای استفاده میکردند. اواضافه میکند، این ادارات به تتدریج به کمک نظامیان امریکایی واسرائیلی وغیره به روش سیستماتیک بازجویی نوین آشنا شدند. او با عناصر امنیتی امریکایی واسرائیلی، درایران، که مامورتعلیم فنون باز جویی نوین به همکاران ایرانی بودند ملاقات های ماهانه داشت. او، همچنین، به عنوان دبیرکل رکن ۸ ارتش درسفرهای متعددی به امریکا ، مستقیما با عناصر ضد جاسوسی امریکا و طرزکارشان اشنایی پیدا کرد وبا مسئول خاورمیانه CIA دیدار میکرد. او اضافه میکند، به دستور محمد رضا شاه، بطور منظم،‌ رونوشتی ازگزارشات امنیتی داخل ایران به چند نظامی امریکایی که دراداره هشتم مستقر بودند، داده میشد.

بتدریج ناکارآمدی این ادارات در نحوه برخورد به مسایل امنیتی زیاد تر شد:۱) مراکزامنیتی پراکنده و متعدد ؛ ۲) نداشتن علم جدید کسب اطلاعات وانجام عملیات امنیتی؛ ۳) نداشتن شیوه درست بایگانی؛ ۴) عدم آگاهی درست در چگونی استفاده از اطلاعات حاصله.

شاه دستور تاسیس یک سازمان متمرکز، مسلح به تکنولوژی و سیستم بازجویی سیاسی/امنیتی مدرن، که تحت نظرمستقیم او اداره شود، داد. ازین رو، او توانست تشکیلات امنیتی وجاسوسی متعددی که درادارات شهربانی، ژاندارمری، وارتش را دریک سازمان با تعلیمات ووسایل الکترونیک پیشرفته جاسوسی و بازجویی مدرن متمرکز نماید (۳-۷). تشکیلات جدید ساواک، درظاهر بخشی ازدفتر نخست وزیری بود، اما هیچگونه ارتباط اداری با نخست وزیر نداشت، ودر رابطه مستیقم با محمدرضاشاه پهلوی بود.

تاسیس ساواک

لایحه تشکیل ساواک بعد از چندین سال بحث و گفتگوهای مفصل در بین دولتیان و ارتش و غیره، در بهمن ۱۳۳۵ شمسی، در زمان نخست وزیری حسین علاء، به مجلسین (شورای ملی و سنا) ارائه ودر۲۳ اسفند ۱۳۳۵ (۱۹۵۶) یعنی سه سال پس از کودتا ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ (۱۹۵۳)، به تصویب نهائی رسید. ساواک فورا تحت سرپرستی تیمور بختیار شروع بکار نمود. دلیل ظاهری و صوری تاسیس این سازمان به قول دولت وقت (حسین علاء) «...هدف سازمان، تامین امنیت سیاسی کشور و وظیفه آن مبارزه با عناصر مخرب و جاسوس های خارجی... » ذکر شد (۸)، اما ، «قانون ۱۳۱۰»ـ قانون بر علیه بزه کاران دارای مرام اشتراکی ـ به آن ملحق شد و وظیفه عمده ساواک به سوی ایرانیان معطوف گشت. این همزمان با تشدید جنگ سرد در دنیا بود.

گازیورسکی ، در کتابش (۳) میگوید مقدمات اولیه تشکیلات ساواک بصورت جدید در سال ۱۳۳۲ (۱۹۵۳) ، به سرپرستی تیمور بختیار وبه کمک یک کلنل امریکایی وابسته به سازمان سیا بنا نهاده شد. این کلنل تا مارس سال ۱۳۳۴(۱۹۵۵) درایران مشغول تشکیل این سازمان واستخدام وتعلیم بازجویی به نحوه سیستماتیک سیاسی/امنیتی به افراد مستعد دراین حرفه بود.

ساواک به تدریج به تشکیلاتی بزرگ و مقتدر تبدیل شد وبه علت سری بودن وظایف این سازمان، اطلاعات وارقام معتبری از بودجه و تعداد کارمندان آن در دست نیست. اداره کل ساواک دارای ۱۱شعبه تقریبا مجزا از هم بود که نظارت و دخالت کامل و بی قید و شرط به همه امور مملکت داشتند .

فرد هالیدی، متفکر در سیاست بین المللی و خاورمیانه ،‌ در کتابش، ایران: دیکتاتوری و توسعه(۴)، می‌نویسد که شاه ایران خواهان داشتن قدرت مطلق در دو بخش، ارتش و ساواک، بود و توانست این دورا بدون تردید و به طور کامل بدست آورد. او میگوید که وظیفه اصلی ساواک دخالت در تمام شئون مملکت و ایجاد رعب و وحشت درمردم واز بین بردن منتقدین شاه بود. همچنین از قول یکی از کارمندان سفارت امریکا میگوید که ساواک با سیا و موساد رابطه خیلی نزدیک داشتند.

تیمور بختیار، طبق گزارشات متعدد بین المللی، در مدت انجام وظیفه اش در ساواک در ارتباط مستقیم و مرتب با CIA و FBI آمریکا بود. طبق نوشته های گازیورسکی، گروه های اولیه مربیان سیا تا سالهای ۱۹۶۰یا ۱۹۶۱ در ایران ماندند، این هیئت شامل رئیس و معاون ومتخصصین در رشته های مختلف امنیتی بودند. عناصر این گروه دارای وظایف ویژه ای در ایران بودند (۴).

تعلیمات کارمندان ساواک شبیه تعلیماتی بود که به عناصر سیا و در پایگاه نظامی درایالت ویرجینا امریکا داده میشد، فرد هالیدی اضافه میکند که تعدادی از بازجویان ساواک در آلمان غربی، فرانسه، انگلیس و اسرائیل هم دوره می دیدند (۴). گازیورسکی در نوشته هایش از کارآمدی بالای بازجویان و ماموران امنیتی ساواک میگوید که تعدادی از عناصر تعلیم دیده ایرانی ساواک توسط CIA با تجربیات یاد گرفته درایران وخاورمیانه به سازمانهای امنیت کشورهای دیگر پیوستند (۴). تعلیمات اعضای ساواک شامل مهارتهای مختلف امنیتی/ پلیسی/بازجویی نظیر تشخیص و بازرسی خانه های امن، بازجویی، ترخیص و تخلیه اطلاعات امنیتی و سیاسی میشد . آنها یاد می‌گرفتند که چگونه اطلاعات ترخیص شده در بازجوئی را تجزیه و تحلیل و پروفایل سیاسی و روانی برای دستگیرشدگان تهیه نمایند. اطلاعات حاصله، برای برنامه ریزی های طولانی تعقیب آن فرد یا گروه سیاسی در آینده استفاده میشد. او اضافه می نماید که ساواک دستگیرشدگان را شکنجه میکرد.

اداره سوم ساواک و برخورد آن با عناصر منتقد حاکمیت:

از میان ۱۱اداره کل ساواک، اداره سوم ساواک در سال ۱۳۵۰ از ادغام بخشی ازادارات شهربانی، ژاندارمری و دادرسی ارتش بوجود آمده بود و صاحب قدرت فوق العاده زیادی بود. تاسیس کمیته مشترک شهربانی و ساواک در تهران نشان دهنده کامل این قدرت قهار و دیکتاتوری بود. وظیفه اولیه اداره سوم ساواک، بقول خودشان، تامین امنیت داخلی کشوربود.

ساواک تحت پوشش لایحه مصوبه ۲۲ خرداد سال ۱۳۱۰ قدرت بالقوه وبالفعل برای تعقیب، بازداشت، بازجویی، شکنجه و ترخیص اطلاعات از دستگیر شدگان داشت. ساواک ، همچنین قدرت نهانی در تصمیم گیری جهت ارجاع دستگیر شدگان به دادرسی ارتش و اعلام جرم ودادن حکم نهایی محکومیت آنها را هم در اختیار داشت.

تاسیس گروه های به ظاهر انقلابی اما نفوذی (تفتیش عقاید) یکی دیگر از وظایف اداره سوم ساواک بود. سیروس نهاوندی با دوستانش در آذر ماه سال ۱۳۵۰ به جرم توطئه برای ربودن سفیر آمریکا در ایران دستگیر شد و خبر فرارش در آبان۱۳۵۱ منتشر شد. او مدتی بعد درایران خود را به عنوان یک انقلابی متفکر و پرشور که با زیرکی انقلابی از زندان ساواک فرار کرد، معرفی و اقدام به تاسیس یک سازمان مستقل به «نام سازمان آزادیبخش خلق ایران» نمود. سیروس نهاوندی در این بار دست به ایجاد یک شبکه سیاسی وسیعی بین جوانان آزادیخواه و پرسشگر در سراسر مملکت: دانشگاه ، مدارس، ادارات و غیره نمود. او کلیه اعضا و هواداران سازمان را مکلف به تهیه پروفایل کامل از خود و دوستان شان که شامل اطلاعات شخصی ـ اسم و آدرس و خصوصیات اخلاقی و فعالیت های اجتماعی/سیاسی و حتی تمایلات ساده سیاسی و اجتماعی خویش وسمپاتها با جزئیات کامل ـ کرده بود. در حوادث شب یلدا معلوم شد که تمام این اطلاعات بایگانی شده مستقیما توسط سیروس نهاوندی به ساواک منتقل می‌شد. سیروس نهاوندی با توطئه و همکاری ساواک نه تنها صدها تن از بهترین جوانهای این مملکت را به زندان و شکنجه ساواک سپرد بلکه موجب قتل عامدانه تعدادی از بهترین عناصر آزادی‌خواه و مبارز ایران هم شد (۹،۱۰).

وظایف و عملیات دیگر ساواک جهت کسب اطلاعات سیاسی و عقیدتی:

ساواک بصورت سیستماتیک در مراکز علمی ایران نظیر دانشگاه ها ومدارس و همچنین در ادارات و وزارت خانه های مختلف جاسوس داشت که به طور مداوم کارمندان را تحت نظر داشتند و در استخدام و ارتقای آت‌ها صاحب نظر بودند. ساواک اختیارات زیادی در برگزیدن نامزدهای انتخاباتی برای مجلس شورای ملی و سنا هم داشت. مدارک معتبر نشان میدهد که ساواک درفعالیاتهای هنری ، انتشاراتی، مطبوعات، نویسندگان، شعرا، و غیره هم دخالت مستقیم داشت. ساواک دارای بایگانی کاملی از مشخصات خصوصی افراد با استفاده از درخواست شغل در اداره ات و کارخانه ها و یا اخذ پاسپورت تهیه نموده و از آن برای شناسايي وضعیت اجتماعی /سیاسی آن افراد در آینده استفاده می کرد (۳،۴،۶).

همچنین، شاخه خارج از کشور ساواک در جمع آوری اطلاعات امنیتی از ایرانیان مقیم خارج (۳،۴) و حتی از خارجیان مخالف محمدرضا شاه، فعالیت های گسترده ای داشت، از نمونه بارز آن، کسب اطلاعات و نفوذ در سازمانهای دانشجویی ایرانی در خارج از کشور نظیر «کنفدراسیون جهانی دانشجویان ایرانی» را میشود نام برد (۴)، همچنین تعدادی از کارمندان وزارت امور خارجه در واقع امر در استخدام ساواک بودند، بطور نمونه، آقای احمد مالک مهدوی سفیر ایران در سوئیس که خود کارمند ساواک بود (۴).

ارتباط رسمی موساد به ساواک

گازیورسکی میگوید که تیم CIA در اوایل سالهای ۱۹۶۰ از ایران خارج شده و توسط عوامل امنیتی اسرائیل جایگزین شدند. رل اسرائیل در ساواک از سال ۱۹۵۰شروع شد، اما در سالهای ۱۹۶۴و۱۹۶۵ کاملا متمرکزتر شد (۳ و ۷). البته، رابطه امنیتی کشور اسرائیل با سازمانهای امنیتی وقت بعد از کودتا ایران ۱۳۳۲ (۱۹۵۳ ) شروع شده بود، در ابتدا، سرتیپ بختیار با یک افسر ارشد اسرائیلی وسپس، با یاکوف کارزوف که ظاهرا کارمند سیاسی سفارت اسرائیل اما در اصل کارمند موساد ، رابطه کاری داشت. طبق روایت ٔاونر یانیو ملاقاتهای اولیه آنها در سفارت اسرائیل در پاریس صورت میگرفت، کارزوف سپس به تهران دعوت شد، دوکشور ایران و اسرائیل اداره ای امنیتی برای کارهای مخفیانه در تهران تاسیس نمودند(۷). آونر میگوید که همکاری مخفیانه ایران و اسرائیل در رابطه با کمک کردن به بارزانی های کرد که در حال جنگ با حکومت عراق بودند، با حمایت سازمان سیا، شروع شده بود. محمد رضا شاه دولت اسرائیل را در سال ۱۹۶۰ به رسمیت شناخت واز آن پس روابط امنیتی بین دو کشور ایران و اسرائیل در ابعاد مختلف پیشرفت نمود و در سال ۱۹۶۴ این روابط به سطح چشمگیری رسید که تا سال۱۹۷۹، ادامه داشت ( ۷).

یونها جرمی باب در نشریه جروزالم پست،۲۶ ژانویه۲۰۲۶ ، (۱۱) میگوید ایران همیشه(۱۹۵۰-۱۹۵۷) یکی از ارزشمندترین کشور برای کسب اطلاعات امنیتی برای موساد بود. او از قول عناصر بالای موساد میگوید، روابط موساد، سیا و ساواک خیلی قوی بود، ایران نقطه اتکای استراتژی اطلاعاتی و دیپلماتیک دولت یهودی برای یافتن هرچه بیشتر اطلاعات محرمانه و بدست آوردن متحدان در منطقه بود. موساد، رل ویژه ای در آموزش نیروهای امنیتی در ایران داشت و همچنین، در بستن قراردادهای گسترده برای خرید اسلحه و شرکت در تلاشهای مشترک فناوری، تبادل اطلاعات و هماهنگی ـ بطور مثال حمایت از کردهای عراق ـ بر علیه دشمنان منطقه ای رل مهمی را اجرا میکرد. ژنرال های اسرائیلی و ایرانی و مقامات ارشد اطلاعاتی به طور مکرر به کشورهای یکدیگر سفر می کردند.

بقول این گزارش، عوامل ارشد موساد به راحتی به مقامات ارشد ایرانی دسترسی داشتند؛ برای مثال، پس از فرار، محمدرضا شاه پهلوی، از ایران در سال ۱۹۷۹، رئیس ایستگاه موساد در ایران، العیزر سفیر، هنوز در مقر ساواک ساکن و با عناصر بالای حکومت وقت در ارتباط بود.

سوال مهم مونها در این گزارش:
وظیفه موساد بعد از فروپاشی حکومت جمهوری اسلامی چه خواهد بود؟او میگوید حتی اگر ایران دیگر دسترسی به تکنولوژی هسته ای و موشک های بالیستیک هم نداشته باشد، موساد با همکاری سیا باید در پی جستجوی روش های خطرناک دیگر دولت وقت ایران که در آن صورت ممکن است بر علیه اسرائیل انجام دهد، باشد

در سناریویی گسترده تر،او سپس اضافه میکند، دسترسی دوباره موساد به خاک ایران به عنوان متحدان اطلاعاتی می تواند بازی را تغییر دهد. چون اسرائیل در آن صورت خواهد توانست به خاک های عراق، ترکیه و پاکستان – همه کشورهایی که ایران با آن ها هم مرز است دسترسی اطلاعاتی داشته باشد. اگر موساد به همکاری حکومت ایران، بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی، دسترسی داشته باشد میتواند به راحتی به فعالیتهای گروه هایی مثل حزب الله و حوثی های یمن خاتمه دهد.

در بخش دیگری از این گزارش آمده است که دیوید بارنا، مدیر موساد، در ژوئن ۲۰۲۵ گفت، ماموران ساواک در ایران در جنگ اسرائیل و ایران به شدت درگیر بودند. او اضافه میکند که در زمان ۱۹۷۹ موساد آمادگی کامل نداشت ، بنابراین در حال حاضر موساد میخواهد جایگاه خود را در ایران چنان قوی کند که در صورت استقرار حکومت غیر مطلوبش، آمادگی کامل داشته باشد.

سرنوشت ساواک بعد از انقلاب ۱۳۵۷:

طبق گزارش دولت وقت، ساواک در بهمن ماه سال ۱۳۵۷ منحل شد، درحالیکه گزارشات دیگر نشان میدهد که تعدادی ازادارات ساواک تا سالهای زیادی در جمهوری اسلامی بصور مختلف مشغول انجام وظیفه بودند. بطور مثال اداره هشتم، طبق صحبتهای سرتیپ منوچهر هاشمی، رئیس اداره هشتم، که دارای اطلاعات زیادی در باره شوروی بود ، در دو سال اول انقلاب با دولت وقت همکاری می‌کرد و سپس آزادانه از ایران خارج شد.

بعد از جریانات ۱۳۵۷، گروه های متعددی به ادارات مختلف ساواک منجمله اداره سوم ، کمیته مشترک تهران و مرکز اصلی ساواک در سلطنت آباد معروف به «باغ مهران» یورش برده و تعدادی از پرونده های مهم را به سرقت بردند. بر طبق گزارشات متعدد بر سر تسلط به این تشکیلات وسیع جاسوسی، که گفته می‌شود قوی ترین اداره جاسوسی و امنیت خاورمیانه در آن زمان بود ، بین بخشهای مختلف دولت وقت وگروههای دست اندکار رقابت بزرگی در گرفته بود. گفته میشود که افراد مهمی در حکومت وقت ( دکتر عبدالعلی بازرگان، دکتر ابراهیم یزدی، برادران چمران، صباغیان، حجاریان و غیره) در زمانهای مختلف مسئول مدیریت این سازمان شده بودند. در ظاهر، تکیه اصلی گردانندگان أمور در آن زمان کنترل اداره دوم ( اطلاعات خارجی) و بدست آوردن اطلاعات خارجی بخصوص شوروی ( اداره هشتم) ، متمرکز شده بود. نقل قولی است از آقای عبدالعلی بازرگان « ماموران آن ادراه خیلی پاک و نماز خوان بودندِ جانماز و قرآن در اتاق کارشان بود .» بنابراین، کارمندان ادارات هشتم و دوم تحت نظر حکومت جمهوری اسلامی به کار خود ادامه دادند. اما، اداره سوم ساواک منحل شد، پرونده ها یا به تاراج رفت یا به اداره ای در جمهوری اسلامی منتقل شد. تعدادی از کارمندان اداره دستگیر، تعدادی فراری و بقیه معلوم نیست که به چه سرنوشتی دچار شدند. و همچنین ادارات دیگر ساواک؟؟

با وجود رابطه چنان نزدیک ساواک با موساد و حضور عناصر موساد در ساواک برای مدت طولانی، متاسفانه، در گزارشات متعدد چگونگی انحلال ساواک که در دست است، اشاره ای مشخص وواضحی به حضور و سرنوشت عوامل اسراییلی یا ایرانیان وابسته به موساد در ساواک موجود نیست. حتی در گزارشاتی که ظاهرا بر طبق اسناد موجود در ساواک تهیه شده بود ، ذکری از چگونگی و ارتباط این دو تشکیلات یا اسامی ویا وظایف افراد رابط این دو مرکز جاسوسی خاورمیانه، چه در زمان پهلوی وچه جمهوری اسلامی ، در دست نیست. بدون شک اسرائیل فقط دارای چند مامور در راس این تشکیلات مهم نبود، آیا عوامل وابسته به اسرائیل درادارات مختلف ساواک بطور کامل و روشن شناسایی شده اند؟ اسامی آنها چیست؟ به آنها چه گذشت؟ کجا هستند؟ در دسترس ما که نیست.

سئوالاتی که هنوز پاسخ داده نشده است

اطلاعات زیاد موساد از دولت ایران واطلاعات وسیع درمسایل هسته ای ـ ربودن اسناد، ترور دانشمندان ـ و کشتارسران حکومتی چه در زمان جنگ و چه در زمانهای دیگر چگونه به موساد داده میشد؟

دیدار رضا پهلوی از اسرائیل به دعوت مسئول موساد، پدیدار شدن پرویز ثابتی در تظاهرات رضا پهلوی در لوس آنجلس ،در دست گرفتن عکس های رضا پهلوی و ثابتی در تظاهرات رضا پهلوی، برافراختن پرچم ساواک و حضور ماموران قدیمی ساواک در کنفرانس مونیخ ۲۰۲۳ـ که توسط گروه نوفتی تشکیل شده بودـ و دادن سلام نظامی ماموران ساواک به رضا پهلوی و پاسخ وی، برافراشتن پرچم اسرائیل در کنار پرچم شیرو خورشید در تظاهرات رضا پهلوی، سردادن شعار های متوالی و اظهار تشکر هواداران رضا پهلوی از نتانیاهو برای حمله به ایران و تخریب مراکز متعدد ، درخواست ادامه حملات بیشتر به ایران، گذاشتن گل بر درگاه سفارت اسرائیل از جانب طرفداران رضا پهلوی در سرتاسر دنیا، چه میگوید؟

بنظر می آید که عوامل موساد و ساواک هم در دولت جمهوری اسلامی و هم در تشکیلات رضا پهلوی با قدرت کامل حضور دارند و فعال هستند. عوامل موساد و ساواک بعد از انقلاب اسلامی، فقط پوست انداخته بودند و سالهای زیادی به وظیفه کمک رسانی به اسرائیل در حکومت اسلامی مشغول خدمت بودند و اخیرا در رکاب رضا پهلوی به وظیفه دیگرشان عمل میکنند و همچنین در آینده به وظیفه خود در کمک رسانی به اسرائیل ادامه خواهند داد. اگر خواب خرگوشی تعدادی از ما ادامه یابد.
نسرین آزاد
______________________________

Quentin Muller, un princedes Rseaux IdeologieSupermascistPlongee dans laNebuleuse Pahlavi یک) شاهزاده، مجموعه ای از شبکه هاو یک ایدیولوژی برتری جویانه: نگاهی به درون هیاهوی پر زرق وبرق پهلوی) ، LeMond Diplomatique, 10 April 2026.

Harvard’s Iranian Oral History Project. Major General Manootcher Hashemi,1982.

Mark J Gasiorowski. US Foreign Policy and the Shah: Building a Client State in Iran. Cornell University Press. Itacha and London.1991.

Fred Halliday. Iran: Dictatorship and Development. Penguin Book Ltd. Harmondsworth, Middlesex, England.1979.

William H. Sullivan. Mission to Iran.W.W. Norton & company 1981
Nikki R. Keddie. Root of Revolution: An Interpretive History of Modern Iran (with a section by Yann Richard). Yale university

Avner Yaniv. Deterrence without the Bomb: The Politics of Israeli. Lexington Books, Lexington, Mass.1987.

A Brief Review of Formation of SAVAK, Political Studies and Research Institute, Tehran, Iran, 19 Esfand, 1399.

Siamak Lotfolahee. The Drama of Revolutionary of Tudeh Party in Iran, Tchashm Andaz Iran magazine, #86, Teer &Mordad, 1393.

Bagher Mortazavi, The Missing Link, Political Biography of Syrus Nahavandi, Forough Publishing Company, 2015

Yonha Jeremy BOB, What might be there After Them? The Jeruselum Post , January 26,2026.