سِیدا نورتش
علویهای ترکیه: میان خودپایداری و خودیابی
Sun 7 06 2026

با حدود ۸۰۰ هزار پیرو، علویان چهارمین جامعهٔ بزرگ دینی در آلمان را تشکیل میدهند. آنان که در ترکیه اغلب با دشمنی و تبعیض روبهرو بودهاند، اکنون در آلمان میکوشند دین و فرهنگ خود را با شرایط جهان امروز سازگار کنند.
علویان حدود ۱۳ درصد مسلمانان ساکن ترکیه را تشکیل میدهند. اعضای این جامعهٔ دینی در اصل در اجتماعات روستایی آناتولی زندگی میکردند. آنان باورها و آیینهای خود را عمدتاً بهصورت شفاهی منتقل میکردند. اما با مهاجرت روستاییان به شهرها در ترکیه از دههٔ ۱۹۵۰، روند شهرنشینی و همچنین مهاجرت به اروپا، بسیاری از اجتماعات روستایی علوی از هم پاشید. در نتیجه، دانش مربوط به آیین علوی در بسیاری از مناطق از میان رفت.
علویگری از سدهٔ سیزدهم میلادی شکل گرفت و امروزه پس از اسلام سنی، دومین جامعهٔ بزرگ دینی ترکیه به شمار میرود. در میان علویان، ترکها، کردها و نیز اعضای دیگر اقلیتهای قومی مانند زازا حضور دارند. باورهای آنان از آمیزهای از شمنیسم آسیای مرکزی، اندیشههای شیعی و عرفان اسلامی پدید آمده است.
در مرکز این آیین ــ افزون بر احترام به پیامبر اسلام، محمد ــ اعتقاد به امام علی، پسرعمو و داماد پیامبر، و نیز دوازدهامامیگری قرار دارد؛ همراه با عناصر اخلاقی و عرفانی.
علویان آیینهای خود را در مکانهایی به نام «جَمخانه» برگزار میکنند. در کانون تعالیم آنان ارزشهایی چون انسانگرایی، برابری و مدارا قرار دارد؛ ارزشهایی که سنتاً از طریق حکایتها، داستانها و آوازها در میان جامعه بهصورت شفاهی منتقل میشد.
علویگری در آیینهای خود ــ مانند «مراسم جَم»، که زنان و مردان در کنار هم در آن شرکت میکنند، یا «مراسم سماع»، که مؤمنان با نوای ساز باغلاما بهصورت حلقهوار میچرخند ــ تفاوت آشکاری با اسلام سنی دارد. به همین دلیل، علویان در دوران امپراتوری عثمانی (۱۲۹۹ تا ۱۹۲۲)، که دولت پیشین ترکیهٔ کنونی بود، اغلب بهعنوان بدعتگذار تحت تعقیب و آزار قرار میگرفتند.
بیاعتمادی نسبت به علویان و تبعیض علیه آنان از سوی اکثریت سنی، در ترکیهٔ مدرن نیز ادامه یافت. این وضعیت شامل بکتاشیان نیز میشد؛ پیروان یکی از بزرگترین طریقتهای درویشی علوی ـ اسلامی در آناتولی که فلسفهاش عمیقاً از ارادت به امام علی تأثیر گرفته است.
در جریان کشتار درسیم در سالهای ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸، ارتش ترکیه دهها هزار علوی را کشت و روستاهای بسیاری را ویران کرد.
نقطهٔ عطف در سازمانیابی علویان
برنامهها و حملات گسترده علیه علویان در دههٔ ۱۹۹۰ ــ بهویژه آتشسوزی عمدی در سیواس در سال ۱۹۹۳ که ۳۵ کشته بر جای گذاشت ــ نقطهٔ عطفی در خودسازماندهی علویان بود.
در استانبول و نیز در شهرهای آلمان مانند هامبورگ، کلن و برلین ــ که بسیاری از کارگران مهاجر ترک در آنها زندگی میکنند ــ انجمنهای متعددی با گرایشهای کموبیش سیاسی شکل گرفتند.
امروزه در آلمان حدود ۲۰۰ سازمان محلی علوی وجود دارد. بخش بزرگی از آنها عضو نهاد مرکزی «جامعهٔ علویان آلمان» هستند که در ایالت نوردراین-وستفالن و برلین بهعنوان نهاد رسمی حقوق عمومی به رسمیت شناخته شده است.
«مؤسسهٔ فرهنگی علوی ـ بکتاشی» در هاوزن-وید، که یک سازمان غیردولتی است، میکوشد دانش علمی و سنت فرهنگی را در یک مکان گرد هم آورد.
گلزار چنگیز، رئیس این مؤسسه و در عین حال عضو طریقت بکتاشی، میگوید: «شعار راهنمای ما سخن عارف مسلمان حاجی بکتاش است: "پایان هر راهی تاریکی است، اگر راهِ دانش نباشد."»
او میگوید که متأسفانه طی قرنها بخش بزرگی از دانش مربوط به این فلسفهٔ دینی و فرهنگ علوی از میان رفته است:«ما با برگزاری جشنها و گردهماییهای آیینی میخواهیم در برابر این روند مقاومت کنیم.»
از زمان افتتاح مؤسسه در آغاز سال ۲۰۲۶، یکی از مهمترین بخشهای فعالیت آن ایجاد آرشیوی روبهرشد از نسخههای خطی تاریخی، ویدئوها و فایلهای صوتی آیینها و گردهماییهای مذهبی بوده است.
چنگیز توضیح میدهد: «جامعهای که تاریخ و خاطرهای از گذشتهٔ خود نداشته باشد، در معرض نابودی قرار میگیرد.»
او یادآور میشود که بسیاری از علویان، بهدلیل ترس از دشمنیها و حملات، اسناد دستنویس، نامهها و دفترهای خاطرات خود را سوزانده یا پنهان کردهاند.
«نیاز شدیدی به اطمینان دانشی وجود دارد»
امروزه پژوهش علمی دربارهٔ علویگری در میان علویان آلمان با استقبال و علاقهٔ فراوان روبهرو شده است.
جِم کارا، استاد الهیات علوی در دانشگاه هامبورگ، نیز این موضوع را تأیید میکند: «نیاز بزرگی به اطمینان و قطعیت دانشی وجود دارد. در این میان، پژوهشگران نقش ویژهای برعهده دارند.»
مؤسسهٔ الهیات علوی که او در سال ۲۰۲۴ بنیان گذاشت، یکی از نخستین مؤسسات دانشگاهی جهان با چنین تمرکز الهیاتی به شمار میرود. این مؤسسه معلمان مورد نیاز «الگوی ویژهٔ آموزش دینی میانمذهبی» در هامبورگ و نیز آموزش دینی مبتنی بر وابستگی مذهبی را که در دیگر مناطق ارائه میشود تربیت میکند؛ و احتمالاً از سال ۲۰۲۷ دانشجویان رشتهٔ الهیات در مقطع فرعی نیز در آن آموزش خواهند دید.
«چشمانداز بلندمدت، روایتهای تثبیتشده را واسازی میکند»
بهطور کلی، علویگری هنوز حوزهای است که پژوهش کافی دربارهٔ آن انجام نشده است.
مارکوس درسلر، استاد مطالعات ترکیهٔ مدرن در مؤسسهٔ مطالعات ادیانِ دانشگاه لایپزیگ، میگوید: «تا کنون عمدتاً پژوهشهایی پراکنده وجود داشته که بیشتر در چارچوب تاریخ عثمانی و ترکیه انجام شدهاند.»
او مدیریت پروژهٔ بلندمدتی را برعهده دارد که از آغاز سال ۲۰۲۶ آغاز شده و برای ۲۴ سال برنامهریزی شده است: «آرشیو علوی: قومتاریخِ جوامع علوی در آناتولی از سدهٔ شانزدهم تا بیستم.»
او روش کار این پروژهٔ میانرشتهای را چنین توضیح میدهد: «ما تلاش میکنیم دادههایی را از منابع مختلف گردآوری، تلفیق و قابلخواندن کنیم. این دادهها شامل اطلاعات تاریخی از ثبتهای عثمانی، نسخههای خطی و اسناد علوی، فرهنگ مادی مانند کتیبههای آرامگاهها و سنگقبرها، و نیز دادههای قومنگارانه است؛ یعنی آنچه به تاریخ شفاهی مربوط میشود.»
او توضیح میدهد که بر پایهٔ بانکهای اطلاعاتیای که از این طریق ساخته میشوند، و با استفاده از چشمانداز بلندمدتی که در آن روستاهای آناتولی ــ خاستگاه اصلی سکونت علویان ــ و کنشگران آن مناطق بررسی میشوند، میتوان روایتهای کلان و تثبیتشده را نیز واسازی کرد؛ از جمله روایت «سرکوب و تبعیض مداوم و بیوقفه».
دِرسلر میگوید: «البته تبعیض و سرکوب علویان در امپراتوری عثمانی وجود داشت و تا امروز هم ادامه دارد. اما این وضعیت نه همواره بیوقفه بوده و نه شامل همهٔ گروههایی میشده که امروزه خود را علوی مینامند. باید زمینهٔ تاریخی مشخص، منطقه و گروههای خاص را بهطور دقیق بررسی کرد.»
به نقل از دویچهوله به زبان آلمانی
۲۷ مه ۲۰۲۶
|
|