احزاب کرد باید جوابگو باشند
Sun 7 06 2026
بایز افروزی
سکوت احزاب و گروه های سیاسی کرد درباره ی مشارکت در پروژه ی آمریکایی اسرائیلی' همچنان ادامه دارد و این احزاب و گروه ها با عدم روشنگری و شفاف سازی در این باره سعی می کنند از پذیرش مسئولیت شانه خالی کنند.
این در حالی است که اگر چنین پروژه ای در همان مراحل نخست با شکست مواجه نمی گردید و به مرحله ی اجرا درمی آمد، چنان فاجعه ی انسانی هولناکی به مردم کرد ایران و حتی کردسنان عراق تحمیل می گردید که حتی فکر کردن به ابعاد آن وحشت انگیز است.
بعد از حمله ی نخست آمریکا و اسرائیل به ایران (موسوم به جنگ ۱۲ روزه) هیچ کسی تردید نداشت که آتش بس اعلام شده فقط و فقط ایجاد فرصت برای تدارکات نظامی بیشتر و فراهم نمودن زمینه های لازم برای انجام یک حمله ی نظامی گسترده تربه ایران است.
همه ی شواهد نشان می دهند که از جمله ی این 'تدارکات' تماس با برخی احزاب و گروه های سیاسی کرد ایرانی بوده تا به عنوان بخشی از 'پروژه' آمریکایی اسرائیلی وارد عمل شوند و با به اصطلاح 'آزاد کردن کردستان' از زیر سلطه ی جمهوری اسلامی در پروسه ی سرنگونی رژیم ولایت فقیه توسط امریکا و اسرائیل مشارکت فعال داشته باشند.
ژیار گل گزارشگر تلویزیون بی بی سی فارسی اندکی بعد از حمله ی نظامی اول به ایران، از طرف این شبکه تلویزیونی به مناطق استقرار احزاب کرد ایرانی در کردستان عراق فرستاده شد و او با تهیه ی گزارشی که همان زمان از بی بی سی پخش شد، از آمادگی احزاب و سازمان های کرد ایرانی برای 'حمله' و ورود به کردستان ایران خبر داده بود.
گزارشگر بی بی سی همچنین از 'بازگشت صدها تن' از اعضا و پیشمرگ های این احزاب از اروپا به کردستان عراق و آماده شدن آنها خبر داده بود.
بنابراین نمی توان پذیرفت که احزاب و گروه های کرد ایران از 'پروژه ی آمریکایی اسرائیلی' بی اطلاع بوده و بخشی از این پروژه نبوده اند.
در همان روزها شبکه های تلویزیونی این احزاب و گروه ها به طور مداوم از آمادگی پیشمرگ های خود گزارش می دادند و رهبران این احزاب از کردهای وفادار به رژیم می خواستند که اسلحه های خود را زمین بگذارند و به مردم ملحق شوند.
بعد از تماس تلفنی ترامپ با مسعود بارزانی و بافل طالبانی (دو رهبر عمده ی کردستان عراق) به نظر می رسید پروژه ی آمریکا و اسرائیل وارد مرحله ی اجرایی شده است، بنابر این ۵ و سپس ۶ حزب و گروه کرد ایرانی با وجود (همه ی اختلافات) به سرعت با هم ائتلاف کردند و آماده ی 'دریافت تسلیحاتی' شدند که از طرف آمریکا به کردستان عراق رسیده بود.
این احزاب و گروه ها عبارت بودند از پژاک، حزب دموکرات کردستان ایران، حزب کومله کردستان ایران، کومله زحمتکشان کردستان ایران، حزب پاک و سازمان خبات.
لازم به یادآوری است که کومله موسوم به (تشکیلات کردستان حزب کمونیست ایران) یعنی تنها گروه سیاسی چپ و کمونیست کردستان، حاضر نشد در این پروژه ی آمریکایی اسرائیلی مشارکت کند و با هوشیاری سیاسی از تبدیل شدن به پیاده نظام آمریکا و اسرائیل خودداری کرد و اجرای چنین پروژه ای را به زیان جنبش ملی کردستان و منافع کارگران و زحمتکشان کردستان و ایران اعلام کرد.
بعد از تماس تلفنی ترامپ با مسعود بارزانی و بافل طالبانی، هیچکدام از آنها از ترس انتقامجویی جمهوری اسلامی و درکیر شدن کردسنان عراق در جنگی ناخواسته، گرچه صراحتا خواسته ی ترامپ مبنی بر تحویل تسلیحات ارسالی آمریکا به احزاب کرد ایرانی و اجازه ی عبور آنها از مرزو ورود به خاک ایران را رد نکردند، اما پذیرش آن را موکول به تحقق پیش شرط هایی دانستند که برما معلوم نیستنند.
ورود ترکیه به موضوع و مخالفت نهادهای امنیتی آن کشور با تحویل تسلیحات آمریکایی به پژاک (که ترکیه آن را شاخه ی ایرانی پ ک ک می داند) اجرای پروژه را با چالش های بیشتری مواجه کرد.
همچنین نشانه هایی از مخالفت تشکلات کارکری، زنان، معلمان و طرفداران محیط زیست کردستان ایران مشاهده گردید که بیانگر عدم مشروعیت مردمی مشارکت در پروژه آمریکا اسرائیل بودند.
به هر جهت خوشبختانه پروژه با شکست مواجه گردید و تسلیحات ارسالی آمریکا در یکی از مکان های متعلق به وزارت داخله ی کردستان عراق انبار شدند.
به باور من این پروژه گرچه در شرایط فعلی با چالش های جدی مواجه شده و از اجرا بازمانده است، اما به طور کلی از دستور کار خارج نشده و ممکن است در شرایط دیگری به احرا درآید.
البته نه با ترکیب فعلی احزاب به اصطلاح متحد شده ی کرد. زیرا ترکیب فعلی نمی تواند مورد قبول برخی کشورهای پرنفوذ در کردستان عراق قرار گیرد.
همچنین شرایط داخلی ایران و توان سرکوب رژیم ولایت فقیه مانع جدی دیگری برسر راه اجرای آن است.
اکنون بایستی از احزاب و گروه های سیاسی کرد ایران پرسید بر اساس کدام ارزیابی هایی به چنان درک ناصحیحی از شرایط داخلی کردستان ایران و توان رژیم ولایت فقیه جاضربه مشارکت در چنین پروژه ی خطرناک و غیر واقعبینانه ای شده بودند که می توانست به یک فاجعه ی انسانی هولناک برای مردم کردستان تبدیل شود؟
این احزاب و گروه ها بایستی با صراحت به مردم کردستان و ایران توضیح دهند که آیا صرفا بر اساس ارزیابی و درک نادرست از شرایط منطقه ای و توان رژیم ولایت فقیه به چنین پروژه ای پیوسته بودند یا خود را بخشی از پیاده نظام آمریکا و اسرائیل به شمار می آورند و بی توجه به منافع ملت کرد و جنبش ملی کردها فقط و فقط در پی سلطه بر کردستان و تبدیل آن به پایگاه ارتش های اشغالگر آمریکا و اسرائیل هستند؟
من نمی خواهم همه ی این احزاب و گروه ها را به وابستگی به آمریکا و اسرائبل متهم کنم، اما نمی توان ارتباط های غیر معمول و مشکوک برخی از آنها با دولت ها و نهادهای امنیتی شماری از کشورها، از جمله آمریکا و...را انکار کرد.
واقعیت این است که برخی از این احزاب و گروه ها که در گذشته خود را ضد امپریالیست معرفی می کردند، سال ها است که به هدف برقراری ارتباط و دریافت کمک از کشورهای امپریالیستی به هر خفتی تن داده و می دهند.
با همه ی اینها، به نظر می رسد آنچه برخی از احزاب و گروه های نسبتا مترقی کرد را به مشارکت در چنین پروژه ی خطرناک و فاجعه باری کشانده باشد ارزیابی نادرست از توان سرکوب رژیم ولایت فقیه از سویی و از سویی دیگر باور به قدرقدرتی ارتش های کشورهای آمریکا و اسرائیل بوده باشد.
آن ها تحت تاثیر تبلیغات رسانه های وابسته به کشورهای امپریالیستی به این ارزیابی غلط رسیده بودند که با حمله ی نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و ترور مقامات ارشد جمهوری اسلامی و بمباران مراکز سپاه پاسداران، رژیم ولایت فقیه به سرعت سرنگون می شود. بنابر این فرصت مناسبی برای ورود آنها به داخل ایران و کنترل مناطق کردنشین فراهم خواهد آمد.
با این حال ائتلاف احزاب کرد از آمریکا و احیانا اسرائیل خواسته بودند علاوه بر تسلیحات ارسالی، از پیشمرگ های انها در هنگام ورود به داخل کردستان ایران پشتیبانی هوایی به عمل آید و کردستان منطقه ی پرواز ممنوع (برای نیروی هوایی ایران) اعلام شود.
هرچند این درخواست از طرف آمریکا رد شد و بعدتر آشکار گردید که آمریکا و اسرائیل حتی توان دفاع از پایگاه های نظامی خود در مقابل موشک های سپاه را ندارند و گنبد آهنین اسرائیل هم در مقابل موشک ها مقاوم نبود.
با این حال اگر آمریکا درخواست احزاب کرد را می پذیرفت و پیشمرگ های این احزاب با پشتیبانی هوایی اسرائیل-آمریکا وارد مناطق کردنشین ایران می شدند تمام شهرها و روستاهای کردنشین زیر حملات موشکی/پهبادی رژیم به خاک و خون کشیده می شدند و یک فاجعه ی انسانی هولناک به مردم کردستان تحمیل می گردید.
خوشبختانه این فاجعه هولناک اتفاق نیفتاد و پروژه ی آمریکایی-اسرائیلی 'آزاد کردن کردستان' با درایت مسعود بارزانی و بافل طالبانی با شکست مواجه گردید.
اما احزاب و گروه های کردی که خود را برای اجرای چنین پروژه ای آماده کرده بودند بایستی با صراحت به نادرستی ارزیابی های خود از شرایط داخلی کردستان، توان سرکوب رژیم ولایت فقیه و هم چنین معادلات منطقه ای اعتراف کرده و از مردم کردستان عذرخواهی کنند.
این احزاب و گروه ها همچنین بایستی به جای آمریکا، اسرائیل و دیگر کشورهای امپریالیستی به مردم کردستان و توان مبارزاتی انها متکی شوند و از تبدیل کردن پیشمرگ های خود به پیاده نظام محلی ارتش های آمریکا و اسرائیل خودداری کنند.
بایز افروزی ۲۹ ماه مه ۲۰۲۶