گزارش از: فلیکس ولیش از شهر غزه و خانیونس
پیامدهای جنگ خاورمیانه
غزه در کفشهای کودکی
Thu 4 06 2026

محمد خانوادهاش را از دست داده است، احمد هدف گلوله قرار گرفته و تُقی ربوده شده است. کودکان در نوار غزه چگونه حملات اسرائیل و اشغالگری را تجربه میکنند؟
راه مدرسه محمد ابومحسن در شهر غزه از کنار یک گلوله خالی توپخانه آغاز میشود. این پوکه که تقریباً به اندازه بازوی اوست، کنار دیوار ورودی خانه قرار دارد. ساعت ۹ صبح، این پسر ۱۲ ساله کولهپشتیاش را که تصویر یک توپ فوتبال روی آن چاپ شده برمیدارد. عموی بزرگش، رامی ابومحسن، او را همراهی میکند. در برابر ساختمان، مسیری خاکی که زمانی خیابان بوده است، از میان اردوگاههای فشرده چادری، تودههای آوار و بقایای چند برج بلند میگذرد. مرد ۴۳ ساله که سراپا سیاه پوشیده، هنگام راه رفتن دستش را بر شانه برادرزادهاش میگذارد.
محمد حدود پنج ماه است که دوباره به مدرسه میرود؛ در آغاز با ویلچر. پس از آنکه پزشکان صفحات فلزی را از استخوان رانش خارج کردند، توانست دوباره راه برود. اما جنگ ردّ خود را بر چهره و دستان او حک کرده است. لکههای ریز فراوانی که در نگاه اول شبیه ککومک به نظر میرسند، در واقع جای زخمهای ناشی از یک حمله هوایی اسرائیل هستند.
از زمان حمله تروریستی حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و عملیات نظامی متعاقب اسرائیل در نوار غزه، ارتش اسرائیل اجازه ورود رسانههای بینالمللی به این منطقه را نداده است؛ آن هم با وجود اعتراضهای مکرر نهادهای مطبوعاتی در سراسر جهان. به همین دلیل، روزنامه تاتس (taz) با همکارانی همکاری میکند که در غزه زندگی میکنند و به نمایندگی از این روزنامه در محل تحقیق کرده و با مردم گفتوگو میکنند.
محمد در اواسط ماه مه در شهر غزه به تاتس میگوید:
«ما وسایلمان را جمع کرده بودیم. ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۵ بود. قرار بود صبح روز بعد به المواصی در جنوب نوار غزه فرار کنیم.»
اسرائیل بار دیگر این منطقه شهری را میدان نبرد اعلام کرده بود. جنوب غزه نیز در آن زمان از جمعیت آوارگان اشباع شده بود. با این حال، طی دو سال پس از حمله حماس، ارتش اسرائیل بارها دستور تخلیه فوری صادر کرده بود، اما اغلب بدون توجه به وضعیت غیرنظامیان، به مناطق مورد نظر پیشروی میکرد.
محمد میگوید تأخیر در فرار خانواده به این دلیل بود که پدرش، اشرف، که پزشک بیمارستان الشفا در نزدیکی محل سکونتشان بود، نمیخواست بیمارانش را رها کند.
«وقتی بمب به ساختمان مسکونی ما در محله الصبره اصابت کرد، من در طبقه پنجم خواب بودم. زیر آوار بیدار شدم و آنقدر فریاد زدم تا بیهوش شدم.»
«صدایم را شناخت و مرا در آغوش گرفت»
محمد میگوید وقتی دوباره در بیمارستان به هوش آمد، پدر، مادر و دو خواهر خردسالش جان باخته بودند.
سازمانهای امدادرسان برای کودکانی مانند او از اختصار WCNSF استفاده میکنند؛ یعنی: «کودک مجروح بدون هیچ عضو بازمانده خانواده».
ارتش اسرائیل در پاسخ به پرسشهای مکرر روزنامه تاتس اعلام کرده است که از حوادث توصیفشده اطلاعی ندارد.
سه روز بعد، عموی بزرگش رامی ابومحسن او را در بیمارستان ناصر در خانیونس، در جنوب غزه، پیدا میکند.
رامی به تاتس میگوید:
«او هیچ چیز نمیدید. صورتش سوخته بود، دست و پایش شکسته بود؛ اما صدای مرا شناخت و مرا در آغوش گرفت.»
این مرد که خود نیز در آن زمان بهعنوان آواره در چادری در جنوب غزه زندگی میکرد، سرپرستی محمد را بر عهده میگیرد.
پس از یک ماه، به دلیل ازدحام بیش از حد بیماران، محمد ناچار میشود بیمارستان را ترک کند و نزد عمویش زندگی کند. در یک بیمارستان صحرایی متعلق به سازمان پزشکان بدون مرز، پانسمانهای او مرتب تعویض میشود.
رامی میگوید: «با وجود این، زخمهایش چندین بار عفونت کرد.»
تکهای ارزشمند از زندگی عادی
فاصله خانه تا مدرسه حدود بیست دقیقه پیادهروی است. محمد به دلیل آسیبدیدگی پا ناچار است چندین بار در مسیر استراحت کند.
او میگوید: «هفتهای دو بار فیزیوتراپی میروم. پایم بهتر شده، اما هنوز نمیتوانم مثل قبل آن را حرکت بدهم.»
در مقابل مدرسه، همکلاسیهایش در صفی پشت حصاری از ورقهای فلزی موجدار منتظر ایستادهاند. درون محوطه، ده کلاس درس چوبی و یک دفتر اداری قرار دارد. چمن مصنوعی و مسیرهای سنگفرششده حیاط، زمین خاکآلود را پوشاندهاند.
این مدرسه توسط وزارت آموزشوپرورش وابسته به تشکیلات خودگردان فلسطین در رامالله اداره میشود. با این حال، در عمل، با وجود عملیات گسترده نظامی اسرائیل از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و بنا بر آمار فلسطینیها که از بیش از ۷۰ هزار کشته سخن میگویند، حماس همچنان در غزه نفوذ و کنترل دارد؛ دستکم در آن ۴۰ درصد از نوار ساحلی که تحت کنترل مستقیم ارتش اسرائیل نیست.
لوگوی سازمان امدادرسان ترکیهای IHH بر دیوارهای مدرسه نقش بسته است. در این مدرسه از ساعت ۱۰ تا ۱۳ درسهایی چون زبان انگلیسی، عربی، علوم و ریاضیات تدریس میشود.
برای محمد، این مدرسه بخشی ارزشمند از زندگی عادی است؛ چیزی که بسیاری از کودکان غزه از آن محروم ماندهاند.
بر اساس گزارش صندوق کودکان سازمان ملل (یونیسف)، حدود ۷۰۰ هزار کودک چهار تا هفده ساله در غزه طی سه سال گذشته به مدرسه نرفتهاند. همچنین چهار مدرسه از هر پنج مدرسه در این منطقه مستقیماً هدف حملات اسرائیل قرار گرفتهاند. به گفته یونیسف، ۹۳ درصد مدارس نیازمند بازسازی اساسی یا ساخت دوباره هستند و بسیاری از آنها همچنان به عنوان پناهگاه اضطراری مورد استفاده قرار میگیرند.
محمد در کلاس درس دو بار دست بلند میکند و کارتهایی را که واژههای انگلیسی روی آنها نوشته شده، از روی تخته میخواند. معلم زبان انگلیسیاش میگوید او باهوش است، اما از همکلاسیهایش کمحرفتر است.
محمد در راه بازگشت به خانه میگوید: «اغلب کابوس شبی را میبینم که خانه روی سرم فروریخت.»
اما آرزو دارد خوابهای دیگری ببیند: «همیشه امیدوارم پدر و مادرم را در خواب ببینم.»
رامی ابومحسن میگوید: «من و همسرم او را بین خودمان میخوابانیم.»
به گفته او، این کار تا حدی به کاهش ترس محمد کمک میکند. خودش نیز چندین بار به مراکز مشاوره مراجعه کرده تا یاد بگیرد چگونه میتواند از این پسر حمایت کند.
او میگوید: «او قوی است، با علاقه به مدرسه میرود و با همسایهها فوتبال بازی میکند. اما برایش آسان نیست وقتی میبیند دخترم جلوی چشمانش مرا در آغوش میگیرد.»
حدود ده کیلومتر آنسوتر در جنوب، عرفات ابومشایخ، رئیس بخش روانپزشکی بیمارستان شهدای الاقصی در خانیونس، تلاش میکند به کودکانی که از تجربههای جنگی دچار آسیب روانی شدهاند کمک کند.
این پزشک که خستگی در چهرهاش آشکار است، میگوید: «اما نیروی انسانی کافی وجود ندارد و برای این تعداد زیاد از موارد، تقریباً هیچ مرکز سلامت روانی باقی نمانده است.»
او میگوید ۱۲ همکار دارد که در حال حاضر باید ماهانه حدود دو هزار پرونده را رسیدگی کنند. ناچار است بسیاری دیگر را نیز نپذیرد.
به گفته او، علائم رایج در میان کودکان و نوجوانان غزه عبارتاند از: انزوای اجتماعی، شبادراری، لکنت زبان، گریه مداوم یا تحریکپذیری. علاوه بر این، کابوسهای شبانه و وابستگی شدید نیز بسیار شایعاند. صدای دائمی وزوز پهپادها و کوادکوپترهای اسرائیلی در برخی کودکان موجب حملات هراس میشود.

اسرائیل مانع ورود داروهای مهم میشود
بر اساس اعلام سازمان جهانی بهداشت (WHO) و وزارت بهداشت فلسطین، در نتیجه محاصره اسرائیل، ۴۶ درصد داروهای ضروری در حال حاضر در دسترس نیستند.
ابومشایخ میگوید داروهای روانپزشکی نیز کمیاب شدهاند: «اغلب مجبور میشویم داروها را در میانه درمان تغییر دهیم؛ چیزی که بسیاری از بیماران به خوبی با آن کنار نمیآیند.»
او میافزاید که هنوز شمار زیادی از کودکان از سوءتغذیه رنج میبرند.
یکی از بیماران او احمد فاید از اردوگاه البریج است. این پسر ۱۱ ساله روی یکی از تختهای بخش بستری است. زخمی بزرگ سراسر شکمش را پوشانده است.
پس از آنکه در نزدیکی «خط زرد» ــ مرزی که منطقه تحت کنترل حماس را از منطقه تحت اشغال اسرائیل جدا میکند ــ هدف گلوله قرار گرفت، پزشکان در یک عمل جراحی اورژانسی ناچار شدند بخش عمدهای از روده او را بردارند.
او بهوضوح لاغر و نحیف شده و دیگر قادر به حرکت دادن پای چپش نیست.
احمد که خانوادهاش در نزدیکی این خط زندگی میکنند، به یاد میآورد: «۳۰ مارس همراه دوستم در راه بازگشت به خانه بودیم که یک سرباز را دیدیم که روی یک تانک ایستاده بود.»
او میگوید دوستش بلافاصله فرار کرد، اما خودش لحظهای درنگ کرد. «وقتی برگشتم تا دور شوم، گلولهای به پشتم خورد.»
ارتش اسرائیل در پاسخ به پرسش روزنامه تاتس اعلام کرد که هیچ اطلاعاتی درباره این حادثه در اختیار ندارد.
اسرائیل میخواهد کنترل خود بر نوار غزه را گسترش دهد
پس از آتشبس اکتبر گذشته، سربازان اسرائیلی مواضع خود را تقریباً با بلوکهای بتنی زردرنگ علامتگذاری کردند. آنها بارها این مواضع را به سمت مناطقی که هنوز مسکونی هستند، پیش بردهاند.
بر اساس گزارش رسانهها، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، قصد دارد کنترل اسرائیل را از ۶۰ درصد کنونی نوار غزه به ۷۰ درصد افزایش دهد.
شرکای راست افراطی او در ائتلاف حاکم آشکارا خواستار تصرف کامل نوار غزه و اخراج ساکنان آن هستند.
در این صورت، تراکم جمعیت در مناطق باقیمانده به حدود ۲۰ هزار نفر در هر کیلومتر مربع خواهد رسید؛ یعنی تقریباً پنج برابر تراکم جمعیت برلین.
زیرساختها تا حد زیادی نابود شدهاند. بارانهای زمستانی فاضلاب تصفیهنشده را به درون اردوگاههای چادری سرازیر میکنند و در تابستان نیز بسیاری از مردم تقریباً هیچ پناهی در برابر گرما ندارند.
«طرح صلح» دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، تشکیل یک دولت تکنوکرات فلسطینی برای غزه را پیشبینی کرده است، اما اسرائیل از ژانویه مانع ورود اعضای این دولت شده است.
دلیل رسمی برای این اقدام اعلام نشده است. دولت نتانیاهو تاکنون تمایل اندکی برای واگذاری کنترل غزه پس از جنگ به یک ساختار اداری فلسطینیِ کارآمد نشان داده است.
بازسازی تقریباً انجام نمیشود. حماس از زمین گذاشتن سلاحهای خود خودداری میکند و اسرائیل نیز هیچ نشانهای از عقبنشینی نظامی بروز نمیدهد.
جنگ ایران و نیز درگیریهای میان اسرائیل و حزباللهِ مورد حمایت ایران در لبنان باعث شده فاجعه انسانی غزه تا حدی از یادها برود.
مادر احمد که برای ملاقات فرزندش به بیمارستان آمده، میگوید: «در روزهای نخست شجاع بود و زیاد لبخند میزد، اما از آن زمان وضعیت روحیاش بدتر شده است.»
او از غذا خوردن خودداری میکند و ساکت شده است.
مادرش میگوید: «چون نمیتواند از تخت بیرون بیاید و تقریباً هیچ اسباببازیای برای خرید وجود ندارد، برایش مدادرنگی و کاغذ آوردهام.»
احمد هفتهای دو بار جلسه درمانی دارد.
او میگوید: «پزشک به من میگوید که بهزودی بهتر خواهم شد. اما هنوز اجازه راه رفتن ندارم و حتی وقتی دراز کشیدهام هم درد دارم.»
رئیس بخش میگوید احمد در واقع به یک ویلچر نیاز دارد، اما در حال حاضر ویلچر دیگری در دسترس نیست.
بر اساس تحقیقی که شبکه CNN منتشر کرده، از آغاز جنگ وسایل کمکحرکتی نیز در فهرست طولانی ــ اما غیرعلنی ــ محدودیتهای وارداتی اسرائیل برای کالاهای موسوم به «دو منظوره» قرار گرفتهاند.
پس از پایان ویزیت، ابومشایخ درِ اتاق احمد را میبندد و با لحنی ناامید میگوید: «صادقانه بگویم، کاری که انجام میدهیم اغلب کافی نیست؛ بهویژه وقتی به پیامدهای بلندمدت فکر میکنیم.»
به گفته او، حال بسیاری از کودکان پس از چند هفته درمان در بیمارستان بهتر میشود. گفتوگو با خانوادهها به پذیرش واقعیت جدید کمک میکند. شبادراری و کابوسها کاهش مییابد و بسیاری دوباره غذا خوردن منظم را آغاز میکنند.
اما برای پاسخگویی به نیاز موجود، گسترش عظیم حمایتهای روانی ـ اجتماعی ضروری است.
او میگوید: «با توجه به آسیب جمعیای که کل جامعه را دربرگرفته است، باید رویکردهای کاملاً جدیدی توسعه دهیم.»
به گفته او، تحریکپذیری و پرخاشگری در سراسر جامعه، در نتیجه سالها زندگی در ناامنی، افزایش یافته است.
تقی میگوید: بعدتر، یک سرباز او را بهتنهایی به زیرزمین برده و به مدت دو ساعت درباره گروگانهای اسرائیلی ربودهشده و گروههای مسلح فلسطینی مورد بازجویی قرار داده است.
تُقی میگوید: «وقتی هیچ چیزی نگفتم، تهدید کرد مرا مورد تجاوز قرار خواهد داد.»
صبح روز بعد، ۹ دسامبر، آنها با کامیونها از مرز عبور داده شدند. پس از آنکه او را از مادربزرگ و خواهرش جدا کردند و تلفن همراه و زیورآلاتش را گرفتند، به اورشلیم منتقل شد. در آنجا مجبور شد چندین ساعت در سرما بایستد، پیش از آنکه به اردوگاه بازداشت «اناتوت» در کرانه باختریِ اشغالی منتقل شود.
او میگوید:
«آنجا کثیف بود و پر از حشرات، و چراغها هیچوقت خاموش نمیشد.»
گزارشی از چند سازمان حقوق بشری اسرائیلی مانند ACRI و Hamoked در دسامبر ۲۰۲۴ وضعیت مشابهی را توصیف میکند: «شرایط بازداشت در کمپ اناتوت غیرقانونی است و مصداق شکنجه محسوب میشود.»
به گفته تُقی، پس از آن یک دوره ۵۵ روزه از انتقالهای پیدرپی میان یک زندان دیگر در نزدیکی حیفا و اردوگاه بدنام بازداشت «سده تیمان» در صحرای نقب آغاز میشود.
او میگوید:
تُقی، که جوانترین زندانی بوده است، میگوید دختران دیگر ۱۶ یا ۱۷ ساله بودهاند. او از کتکزدن، محرومیت از خواب و کمبود غذا بهعنوان وضعیت روزمره یاد میکند.
هیچ رسیدگی به جنایات جنگی صورت نگرفته است
ارتش اسرائیل اردوگاه سده تیمان را پس از تکرار اتهامات شکنجه تعطیل کرده است. پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، در مقاطعی تا ۴۰۰۰ فلسطینی در آنجا نگهداری میشدند؛ بسیاری بدون هیچ اتهام رسمی.
چندین سرباز اسرائیلی نیز در گفتوگو با رسانههای مختلف این اتهامات را مطرح کردهاند. به گزارش نیویورک تایمز، برخی از آنان از «افتخار کردن به ضربوشتم زندانیان» سخن گفتهاند. همچنین گفته شده چند سرباز ذخیره، یک زندانی را در برابر دوربینهای نظارتی مورد تجاوز قرار دادهاند.
پرونده قضایی علیه این سربازان در ماه مارس به دلیل «مشکلات روند دادرسی» متوقف شد.
بر اساس گزارشی از سازمان حقوق بشری اسرائیلی Physicians for Human Rights در نوامبر گذشته، دستکم ۹۴ زندانی فلسطینی بین اکتبر ۲۰۲۳ تا اوت ۲۰۲۵ در زندانهای اسرائیل جان خود را از دست دادهاند.
در سده تیمان، به گفته تُقی، زنان بازداشتی مجبور بودند ساعتها روی زانو بنشینند، بدون حرکت و بدون اجازه صحبت کردن با یکدیگر. از بخش مردان زندانیان نیز صدای فریادها را میشنیده است.
او میگوید: «اولین فکرم همیشه این بود: شاید این صدای پدرم یا برادرم باشد.»
پس از ۵۵ روز، او همراه مادربزرگ و خواهرش از طریق گذرگاه «کرِم شالوم» آزاد شد.
او میگوید: «امید دیدن دوباره مادرم به من در زندان نیرو میداد، اما بعد مجبور شدم بدون او برگردم.»
به مدت یک سال، بازگشت از جنوب غزه به شمال برای دیدن باقی خانواده بسیار خطرناک بود. تُقی و خواهرش بعدها همراه مادربزرگ خود را به آنجا رساندند.
او میگوید: «برای غذا و آب باید به مراکز توزیع میرفتیم؛ هیچکدام از ما پولی نداشتیم.»
امروز
امروز خانواده دوباره در کنار هم هستند.
تُقی در حیاط خانه جدیدشان ایستاده و از خواهر و برادرهای کوچکترش مراقبت میکند؛ همچنین از یک نهال جوان موز که در میان خرابهها رشد کرده است.
او نگران این است که خواهر و برادرهای بزرگترش مجبور شدهاند تحصیل را رها کنند، چون پدرشان بدون کار دیگر توان پرداخت شهریه دانشگاه را ندارد.
اکثر دانشگاههای غزه فعالیت خود را از سر گرفتهاند و دانشجویان بهصورت آنلاین در کلاسها شرکت میکنند. نرخ بیکاری طبق برآوردها حدود ۸۰ درصد است.
با این حال، تُقی در یک کافه نزدیک، مطالب درسی و ویدئوهای آموزشی را دانلود میکند، هر وقت فرصت داشته باشد میخواند و درس میگیرد.
او میگوید رویای خودش را کنار نگذاشته است: ابتدا تمام کردن مدرسه و سپس تبدیل شدن به یک پرستار.
به نقل از سایت روزنامه تاتس : ۴ ژوئن ۲۰۲۶
|
|