توبیاس بکر
کتاب جدید فرانسیس فوکویاما
عقل محض هرگز پیروز نخواهد شد
Thu 4 06 2026

چه چیزی به پیشروی ظفرمندانه دموکراسی لیبرال پایان داد؟ فرانسیس فوکویاما، دانشمند علوم سیاسی که اغلب به خاطر نظریه «پایان تاریخ» مورد تمسخر قرار گرفته است، اکنون به جمعبندی زندگی خود میپردازد.
فرانسیس فوکویاما، دانشمند علوم سیاسی، به نمادی از خوشبینی سادهلوحانه و حتی غروری تبدیل شده است که در دهه ۱۹۹۰ میلادی جهان غرب را فرا گرفته بود. «پایان تاریخ» ــ عنوان اثر مشهور و جهانی او ــ ظاهراً با فروپاشی اتحاد شوروی فرارسیده بود؛ عصر ایدئولوژیها به پایان رسیده و پیروزی دموکراسی لیبرال و اقتصاد بازار آزاد مهارنشدنی به نظر میرسید.
اکنون همین فوکویاما که امروزه در دانشگاه استنفورد تدریس میکند، خاطرات خود را منتشر کرده است. اگر بتوان این خاطرات و این زندگی پژوهشی سرشار و پربار را در یک جمله خلاصه کرد، آن جمله این است: عقل محض هرگز پیروز نخواهد شد.
پوپولیسم راستگرا از سر ملال
فوکیویاما مینویسد که از سال ۱۹۹۲ تاکنون، چندین بار در هفته از او پرسیدهاند که آیا حاضر است نظریه «پایان تاریخ» خود را پس بگیرد یا نه. اما به گفته او، تقریباً هیچیک از این پرسشگران چیزی فراتر از عنوان کتاب را نمیشناسند، بهویژه پنج فصل پایانی آن را که در آن سناریوهایی را بررسی کرده بود که بر اساس آنها دموکراسی لیبرال ممکن است روزی دوباره فروبپاشد.
یکی از این ایدهها چنین بود: برای بسیاری از انسانها کافی نیست که صرفاً شهروندی با حقوق برابر باشند؛ آنان میخواهند به عنوان افرادی برتر به رسمیت شناخته شوند. اندیشه دیگر این بود که: «یک جامعه لیبرال از ما نمیخواهد جان خود را برای آن به خطر بیندازیم.» اما کسی که دیگر نمیتواند برای یک آرمان عادلانه بجنگد، زیرا آن آرمان از پیش پیروز شده است، اغلب به مبارزه علیه همان آرمان عادلانه روی میآورد. از این منظر، افراطگرایی کنونی به صورت «شورش علیه افقهای تخت و بیرنگ» ظاهر میشود؛ نوعی راستپوپولیسم زاده ملال و بیحوصلگی.
ناشر آلمانی کتاب آن را «شخصیترین اثر» فوکویاما معرفی میکند. در واقع، کتاب بیش از هر چیز پرگویی و پراکندهگویی دارد. فوکویاما از استادان و راهنمایان فکری خود، از جمله فیلسوف آلن بلوم و دانشمند علوم سیاسی ساموئل هانتینگتون، سخن میگوید، اما همچنین به علایق شخصیاش مانند نجاری، برنامهنویسی و جمعآوری دوربینهای تاریخی نیکون میپردازد. خوانندگان ناچارند از میان انبوه حکایتها و خاطرات عبور کنند تا به گوهرهای اندیشه سیاسی موجود در کتاب دست یابند.
گرفتار در دام قوانین و مقررات
فوکیویاما دولت را هیولایی سرد و خطرناک نمیبیند که باید مهار شود. او همچنین از آن نوع «استبداد بوروکراتهای چپگرا» که هواداران دونالد ترامپ معمولاً از آن سخن میگویند، نشانی نمییابد.
او مینویسد: «مشکل بوروکراسی آمریکا این نیست که قدرت بیش از حد دارد، بلکه این است که قدرت بسیار کمی دارد.» بوروکراسی به زنجیر مقررات و الزامات گوناگون بسته شده و در شبکهای پیچیده و نفوذناپذیر از قوانین گرفتار آمده است.
اعتماد به دولت تنها زمانی دچار بحران نمیشود که دولت بیش از حد قدرتمند باشد؛ بلکه هنگامی نیز که ناتوان و عاجز به نظر برسد، این اعتماد فرو میریزد. به باور فوکویاما، بسیاری از دولتهای لیبرال ـ دموکراتیک غرب خود را در چنین موقعیت ناتوانی قرار دادهاند.
او مینویسد: «راهحل این مشکل وضع مقررات بیشتری برای کنترل رفتار کارمندان دولت نیست، بلکه دادن آزادی عمل بیشتر به آنان است.» به اعتقاد او، هرچند سازوکارهای نظارتی میتوانند از سوءاستفاده از قدرت جلوگیری کنند، اما «همزمان مانع وقوع کارهای خوب نیز میشوند.» از این رو، کارگزاران دولتی باید دوباره امکان آن را بیابند که در موارد بیشتری بر اساس تشخیص و صلاحدید خود تصمیم بگیرند.
فوکویاما به شدت به آنچه «وتوکراسی» مدرن مینامد حمله میکند؛ وضعیتی که در آن تقریباً علیه هر چیز و هیچ چیز اعتراض و شکایت مطرح میشود و در نتیجه، در عمل بسیار اندک چیزی به اجرا درمیآید.
اما به باور او، استفاده نکردن از قدرت مشروع به سرخوردگی عمومی میانجامد و بهطور paradoxical (متناقضنما) میل به استفاده از قدرت نامشروع را تقویت میکند؛ پدیدهای که از نظر او سرچشمه حکومتورزی دونالد ترامپ از طریق فرمانهای اجرایی بوده است.
این تشخیصی است که یادآور تازهترین کتاب جامعهشناس آلمانی، Hartmut Rosa، نیز هست. فوکویاما نیز در نهایت بیش از هر چیز آرزوی یک چیز را دارد: فضاهای مانور و آزادی عمل بیشتر.
به نقل از اشپیگل آنلاین ۳ ژوئن ۲۰۲۶
|
|