میریام برگمن نماینده چپهای آرژانتین(Foto: Mariano Gabriel Sanchez)
کلمبیا: سه راه، یک کشور
در ۳۱ مه، ۴۱ میلیون شهروند کلمبیا تصمیم خواهند گرفت که چه کسی در آینده کشورشان را اداره کند. از میان ۱۳ نامزد، سه نفر بیشترین شانس را دارند. بر اساس آخرین نظرسنجیهای منتشرشده، همچنان ایوان سپدا، سناتور چپگرای ائتلاف حاکم «پاکتو ایستوریکو» (پیمان تاریخی)، در صدر قرار دارد؛ هرچند فاصله او با رقبایش در نظرسنجیهای مختلف متفاوت است و در هفتههای اخیر کاهش یافته است. (توضیح: در انتخابات روز یکشنبه هیچ نامزدی برنده نشد و انتخابات به دور دوم کشیده شد. در این میان آبلاردو د لا اسپریا حدود ۴۳٫۷ درصد آرا را کسب کرد و در جایگاه نخست قرار گرفت. ایوان سپدا حدود ۴۰٫۹ درصد آرا را به دست آورد و دوم شد.)
پس از سپدا، در همه نظرسنجیها دو نامزد راست افراطی قرار دارند: آبلاردو د لا اسپریا، نامزد مستقل و فوقمحافظهکار حزب «مدافعان میهن»، و پالوما والنسیا از حزب «مرکز دموکراتیک». با این حال فاصله میان این دو نیز بسته به نظرسنجیها بهطور قابل توجهی متفاوت است.
سپدای ۶۳ ساله قصد دارد سیاستهای «پاکتو ایستوریکو» و رئیسجمهور کنونی، گوستاوو پترو، را ادامه دهد. پترو در سال ۲۰۲۲ بهعنوان نخستین رئیسجمهور چپگرای کلمبیا به قدرت رسید و سیاستی را با عنوان «صلح کامل» دنبال کرد. در کشوری که دههها از جنگ داخلی رنج برده است، دولت او برای تحقق این هدف بهطور همزمان با همه گروههای مسلح باقیمانده وارد مذاکره شد. اما این گروهها از آشفتگی روند مذاکرات بهره بردند تا نفوذ و شمار نیروهای خود را در مناطق مختلف کشور گسترش دهند.
گرچه امروزه این راهبرد صلحِ «پاکتو ایستوریکو» عمدتاً شکستخورده تلقی میشود، سپدا میخواهد آن را ادامه دهد. او همچنین خواهان اصلاحات اجتماعی است، زیرا فقر و نابرابری را مهمترین دلایل تداوم خشونت در کشور میداند. افزون بر این، او قصد دارد با فساد مبارزه کند، اصلاحات ارضی را پیش ببرد و گذار به انرژیهای پاک را تسریع کند.
سپدا فعال حقوق بشر و فیلسوف است و دهههاست که بهعنوان سیاستمدار برای صلح، روشنشدن حقیقت جنایتهای دولتی و دفاع از قربانیان آنها مبارزه میکند. به همین دلیل، آلوارو اوریبه، رئیسجمهور پیشین و حامی اصلی پالوما والنسیا، سالهاست که سرسختترین دشمن سیاسی او محسوب میشود.
در دوران حکومت اوریبه، نیروهای امنیتی دولتی مرتکب موارد متعدد نقض حقوق بشر شدند و در برخی موارد با گروههای شبهنظامی همکاری داشتند. پدر ایوان سپدا، مانوئل سپدا، سناتور کمونیست، در دهه ۱۹۹۰ به قتل رسید. حزب او، «اتحادیه میهنی» (اونیون پاتریوتیکا)، و هوادارانش بهطور سیستماتیک توسط دولت و همدستان شبهنظامی آن نابود شدند. این نتیجهگیری دادگاه بینآمریکایی حقوق بشر بود. بیش از شش هزار نفر قربانی این سرکوب شدند.
پالوما والنسیا در بسیاری از پوسترهای انتخاباتی خود را صرفاً «دختر اوریبه» معرفی میکند. او به دنبال احیای مدرنشده سیاستهای مراد سیاسی خود است: نه مذاکره با گروههای مسلح، بلکه اعمال قدرت قاطع. او با توافق تاریخی صلح میان دولت و چریکهای فارک مخالف است و همچنین با دادگاه ویژه صلح که نهتنها چریکها، بلکه نیروهای امنیتی دولتی را نیز محاکمه میکند، مبارزه میکند.
والنسیا میخواهد مبارزه با مواد مخدر را با حمایت ایالات متحده دوباره فعال کند. او همچنین، با وجود آنکه ممکن است نخستین رئیسجمهور زن کلمبیا شود، آشکارا تأکید میکند که فمینیست نیست. او مخالف سقط جنین است و در مجموع دیدگاههایی محافظهکارانه و کاتولیکی دارد.
در سمت راستتر از والنسیا، آبلاردو د لا اسپریا قرار دارد. این کارآفرین و وکیل با اظهارات جنسیتزده و حملات مداوم به رسانهها شناخته میشود. او که خود را «ببر» مینامد، میخواهد نسخهای کلمبیایی از نایب بوکله، دیکتاتور السالوادور، خاویر میلی، سیاستمدار راستپوپولیست و لیبرتارین آرژانتین، و دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، باشد.
او بر ترکیبی از میهنپرستی و شخصیتپرستی مذهبی تکیه دارد و به رأیدهندگان وعده امنیت، زندانهای عظیم و نظامیسازی گسترده را میدهد.
دور دوم انتخابات در ۲۱ ژوئن تقریباً اجتنابناپذیر به نظر میرسد، زیرا احتمالاً هیچ نامزدی به ۵۰ درصد آرای لازم دست نخواهد یافت. کلمبیا اکنون در برابر یک انتخاب سرنوشتساز قرار گرفته است: ادامه پروژه مترقی کنونی، بازگشت به سیاست مشت آهنین راست سنتی، یا روی آوردن به یک پوپولیست نوظهور از راست افراطی.
(کاتارینا وویتسنکو)
پرو: میان دختر دیکتاتور و میراث کاستیو
در ۷ ژوئن، مردم پرو تصمیم خواهند گرفت که آیا کِیکو فوجیموری یا روبرتو سانچس کشورشان را اداره کند. این انتخابات در واقع تکرار رقابت سال ۲۰۲۱ است. در آن زمان، پدرو کاستیو، معلم روستایی چپگرا، در برابر کِیکو فوجیموری، دختر دیکتاتور پیشین، قرار گرفت.
کاستیو با اختلافی اندک پیروز شد و حدود یک سال و نیم حکومتی پرآشوب و ناکارآمد داشت تا اینکه پس از تلاش برای کودتا، از سوی کنگره برکنار شد. او از آن زمان در زندان به سر میبرد.
روبرتو سانچس در دوران ریاستجمهوری کاستیو نماینده مجلس و وزیر تجارت خارجی بود. او با حمایت کاستیو و با استفاده از نماد مشهور کلاه روستایی او توانست ــ با وجود اینکه خود اهل مناطق شهری ساحلی است ــ آرای جنوب پرو را که عمدتاً جمعیتی بومی دارند و پایگاه اصلی کاستیو محسوب میشوند، به دست آورد.
پایگاه اصلی رأیدهندگان فوجیموری در مناطق شهری ساحلی و نیز در ناحیه آمازون پرو قرار دارد. او خود را در سنت سیاسی پدرش، آلبرتو فوجیموری، تعریف میکند؛ کسی که در سال ۱۹۹۳ اصول نولیبرالی را در قانون اساسی پرو نهادینه کرد.
سانچس میخواهد کنترل دولتی بر منابع طبیعی ــ که مهمترین منبع درآمد پرو هستند ــ را دوباره برقرار کند، مالیات شرکتها را افزایش دهد و تدوین قانون اساسی جدیدی را به جریان اندازد. با این حال، نخستین اقدام او در صورت رسیدن به قدرت، تبرئه پدرو کاستیو خواهد بود.
از آنجا که در دور نخست انتخابات ۳۶ نامزد حضور داشتند، فوجیموری و سانچس رویهم تنها با کسب ۲۹ درصد آرا توانستند به دور دوم راه یابند. بنابراین ۷۱ درصد دیگر رأیدهندگان پرو اکنون باید میان دو نامزدی یکی را انتخاب کنند که در شرایطی دیگر احتمالاً به او رأی نمیدادند.
فوجیموری گرچه هوادارانی سرسخت دارد ــ حتی در محلههای فقیرنشین شهری ــ اما مخالفانی آشتیناپذیر نیز در سراسر طیف سیاسی، از جمله در میان اقشار میانه و بورژوا، دارد؛ کسانی که هنوز نقض حقوق بشر، فساد و سلطهگری بر نهادهای حکومتی در دوران آلبرتو فوجیموری را فراموش نکردهاند.
سانچس نیز برخلاف کاستیو در سال ۲۰۲۱، بیرون از پایگاه سنتی رأیدهندگان خود شور و اشتیاق چندانی برنمیانگیزد. دولت کوتاهمدت کاستیو بیش از حد آشفته و غیرقابل پیشبینی بود و چهار سال اخیر تحت حکومت جانشینان او نیز برای جامعه پرو تجربهای تلخ و آسیبزا به شمار میرود: کشتار ۵۰ معترض به دست پلیس و ارتش، گسترش جرایم سازمانیافته، سه بار تغییر رئیسجمهور همراه با جابهجاییهای گسترده در وزارتخانهها، و ویرانی بخشهای وسیعی از کشور به دست استخراجکنندگان غیرقانونی طلا و قاچاقچیان چوب.
با وجود رشد اقتصادی ناشی از رونق صادرات مواد خام، آمار فقر در پرو در سالهای اخیر همچنان افزایش یافته است. آنچه هنوز کشور را سرپا نگه داشته، عملکرد نسبتاً باثبات اقتصاد کلان است. در حالی که پرو طی ده سال گذشته هشت رئیسجمهور به خود دیده، رئیس بانک مرکزی این کشور طی بیست سال گذشته تغییر نکرده و توانسته ثبات نرخ دلار، تورم پایین و انباشت ذخایر ارزی را حفظ کند.
ترکیب نیروها در کنگره و سنای تازهمنتخب بازتابدهنده دوپارگی عمیق جامعه پرو است. هیچ فراکسیونی اکثریت مطلق ندارد، اما فوجیموری بیشترین تعداد نمایندگان را در اختیار دارد و میتواند هر طرح اصلاحی را متوقف کند. در دو دوره اخیر قانونگذاری، جناح او ــ با وجود آنکه رئیسجمهور از میان آنان نبود ــ از طریق ائتلافهای متغیر، رؤسای جمهور را به دلخواه خود برکنار یا منصوب کرده و دستگاه قضایی و نهادهای دولتی را با افراد نزدیک به خود پر کرده است.
احتمالاً سرنوشتی مشابه، یعنی انسداد سیاسی یا حتی برکناری از سوی کنگره و سنا، در انتظار رئیسجمهوری به نام سانچس نیز خواهد بود؛ بهویژه اگر بخواهد اصلاحات چپگرایانه را به اجرا بگذارد.
بنابراین، هم فوجیموری و هم سانچس اکنون باید اکثریت مردم پرو را که به آنان رأی ندادهاند، متقاعد کنند که در صورت پیروزی، دقیقاً همان سیاستهایی را اجرا نخواهند کرد که پایگاههای سنتیشان به خاطر آن به آنان رأی دادهاند.
(هیلدگارد ویلر)
شیلی: ماه عسل کوتاه
دو ماه از آغاز ریاستجمهوری خوزه آنتونیو کاست، رئیسجمهور راست افراطی شیلی، میگذرد و او از همان ابتدا روشن کرده است که دولتش از منافع چه کسانی دفاع میکند: نخبگان اقتصادی. او مالیات شرکتها را کاهش داده و هزینههای اجتماعی را محدود کرده است. بودجههای فرهنگ، علم و بهداشت ــ حوزههایی که همین حالا نیز از کمبود منابع عمومی رنج میبرند ــ قرار است کاهش یابند.
حتی برنامههایی مانند تأمین غذای ظهر برای دانشآموزان ــ که برای بسیاری از کودکان تنها وعده غذای گرم روزانه محسوب میشود ــ نیز در معرض تهدید قرار گرفتهاند. کاست نهتنها میکوشد چرخه اعتراضات اجتماعی سالهای اخیر را متوقف کند، بلکه پروژهای برای بازسازی نظم نولیبرالی را نیز پیش میبرد.
اینکه او اساساً توانست به قدرت برسد، تا حدی نتیجه اشتباهات نیروهای چپ و مترقی نیز هست. گابریل بوریچ، رئیسجمهور پیشین و رهبر سابق جنبش دانشجویی، امیدهای بزرگی برای تغییر برانگیخته بود، اما نتوانست اعتراضات گسترده سال ۲۰۱۹ را به پروژهای سیاسی تبدیل کند که اکثریت جامعه را متقاعد سازد. با رد پیشنویس قانون اساسی جدید در سال ۲۰۲۲، اصلاحات عمیق ساختاری نیز متوقف شدند.
با این حال، اشتباه خواهد بود که سالهای گذشته را صرفاً شکست بدانیم. در حوزه اجتماعی، تغییراتی مانند افزایش حداقل دستمزد و کاهش ساعات کار هفتگی به دستاوردهای نهادمند تبدیل شدهاند. افزون بر این، تهاجم شدید راستگرایان خود واکنشی به پیشرفتهای جنبش فمینیستی در سالهای اخیر است. خشونت مردسالارانه، آزار جنسی و کار مراقبتی اکنون به موضوعاتی محوری در جامعه شیلی تبدیل شدهاند.
جامعه شیلی از بیاعتمادی عمیق نسبت به سیاست و سیاستمداران تأثیر پذیرفته است. اگر مردم احساس کنند که دولت به آنان خیانت کرده یا وعدههایش را زیر پا گذاشته است، خیلی سریع از آن رویگردان میشوند. کاست با وعده برقراری امنیت و رونق اقتصادی به قدرت رسید، اما به جای افزایش دستمزدها، هزینههای زندگی همچنان رو به افزایش است.
دولت شیلی اخیراً افزایش بهای بنزین ناشی از جنگ ایران را بهطور کامل به مصرفکنندگان منتقل کرد. افزون بر این، وزیر امنیت در یک حضور عمومی اعتراف کرد که هیچ برنامه مشخصی برای مقابله با جرم و جنایت در کشور ندارد؛ خوزه آنتونیو کاست نیز اندکی بعد او را از مقامش برکنار کرد.
دوره موسوم به «ماه عسل» دولت ــ یعنی مرحلهای که معمولاً پس از آغاز به کار هر دولت با حمایت گسترده افکار عمومی همراه است ــ اکنون به پایان رسیده است. بر اساس نظرسنجی «پولسو سیودادانو»، میزان محبوبیت کاست به کمتر از ۳۰ درصد کاهش یافته؛ رقمی تقریباً مشابه آنچه گابریل بوریچ در پایان دوران ریاستجمهوری خود داشت.
در شیلی این تصور بهطور گسترده رواج دارد که ثروت از بالا به پایین «نشت» میکند؛ همان ایده نولیبرالی که میگوید اگر بار مالی شرکتها و ثروتمندان کاهش یابد، در نهایت همه مردم بهرهمند خواهند شد. اما اکنون بیش از هر زمان دیگری روشن میشود که این نظریه تا چه اندازه با واقعیت فاصله دارد. همین مسئله یکی از نقاط ضعف دولت کاست را آشکار میکند. او اگرچه در انتخابات پیروز شد، اما هنوز فاقد یک پروژه اجتماعی پایدار و فراگیر است.
برای نیروهای چپ، این وضعیت فرصتی تازه فراهم کرده است. اما آنان نیز با این چالش روبهرو هستند که پروژهای اجتماعی ارائه دهند که بتواند بهطور ملموس زندگی طبقات کارگر و زحمتکش را بهبود بخشد.
(سوفیا بودنبرگ)
برزیل: ارواح خفته را بیدار نکنید
در اواسط ماه مه، لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا، رئیسجمهور برزیل، در برابر خبرنگاران حاضر شد. او برنامهای عملیاتی همراه با سرمایهگذاریهایی چند میلیارد دلاری برای مبارزه با جرایم سازمانیافته معرفی کرد. این رهبر پیشین اتحادیههای کارگری وعده داد: «بهزودی دیگر بر هیچ منطقهای سلطه نخواهند داشت.»
این سخن هم پیامی برای رؤسای باندهای تبهکار بود و هم برای رأیدهندگانی که قرار است در ماه اکتبر پای صندوقهای رأی الکترونیکی بروند. طبق نظرسنجیها، وضعیت امنیتی اکنون به مهمترین نگرانی شهروندان برزیل تبدیل شده است.
تا مدتها لولا میتوانست با اطمینان به انتخابات ریاستجمهوری اکتبر امسال نگاه کند. شاخصهای اقتصادی نسبتاً مطلوباند و این رئیسجمهور بسیار کاریزماتیک توانسته است برزیل را بار دیگر به صحنه بینالمللی بازگرداند. اما واقعیت سیاسی همچنان پیچیده است: دولت او اکثریت پارلمانی ندارد و ناچار به مصالحههای فراوان است. در نتیجه، تغییرات بزرگ در حوزه سیاستهای اجتماعی تاکنون تحقق نیافتهاند.
به همین دلیل لولا نیز در کارزار انتخاباتی به تاکتیکهای سیاسی روی آورده است. او به موضوعاتی توجه نشان میدهد که بهطور سنتی در انحصار جناح راست بودهاند. اخیراً حتی تلاش کرد یک قاضی انجیلی (اوانجلیکال) را به دیوان عالی کشور منصوب کند؛ اقدامی که قرار بود پیامی به رأیدهندگان محافظهکار و بهسرعت در حال رشد انجیلی باشد. اما این تلاش ناکام ماند.
چپ اجتماعی از دولت لولا انتظار بیشتری داشت. با این حال، جنبشهای اجتماعی و اتحادیههای کارگری در حال حاضر بهطرز چشمگیری منفعل عمل میکنند و هیچ اعتراض گستردهای سازمان نمیدهند. دلیل اصلی این احتیاط، ترس از تکرار سناریوی سال ۲۰۱۳ است. در آن زمان اعتراضات چپگرایانه علیه افزایش بهای حملونقل آغاز شد، اما خیلی زود توسط گروههای راستگرا مصادره گردید. در نهایت این روند به بسیجهای گستردهای انجامید که سرانجام به برکناری دیلما روسف، رئیسجمهور سوسیالدموکرات، منتهی شد.
از این رو، شعار نانوشته بسیاری از نیروهای چپ چنین است: «ارواح خفته را بیدار نکنید.»
پس از حوادث ۸ ژانویه ۲۰۲۳، راست برزیل عملاً در موضع ضعف قرار گرفته بود. در آن روز هزاران تن از هواداران ژائیر بولسونارو به ساختمانهای دولتی یورش بردند. دولت واکنش سختی نشان داد و بولسوناریسم تا حد زیادی نیروی محرکه خود را از دست داد؛ بهویژه از آن رو که ژائیر بولسونارو به اتهام تلاش برای کودتا محکوم شد. او که مدتی را در زندان گذرانده بود، اکنون به دلیل وضعیت جسمانی نامناسب تحت حبس خانگی قرار دارد.
در این شرایط، فلاویو بولسونارو، پسر بزرگ او، بهعنوان نامزد احتمالی جایگزین مطرح شد. مدتها تصور میشد که او از کاریزمای سیاسی چندانی برخوردار نیست و علاوه بر آن در چندین رسوایی نیز درگیر بوده است. با این حال، دو هفته پیش نظرسنجیها نشان میدادند که او و لولا از حمایت تقریباً برابری برخوردارند.
اما هفته گذشته رسانه تحقیقی «دِ اینترنِت برزیل» فاش کرد که فلاویو بولسونارو تلاش کرده است از یک بانکدار سابق ــ که اکنون در زندان به سر میبرد ــ برای ساخت فیلمی سینمایی درباره پدرش پول دریافت کند. پس از انتشار این گزارش، نظرسنجی جدید مؤسسه «داتافولیا» نشان داد که در صورت برگزاری دور دوم انتخابات، لولا با ۴۷ درصد آرا از فلاویو بولسونارو با ۴۳ درصد پیشی گرفته است.
دقیقاً به همین دلیل، بولسوناریستها حملات خود را در شبکههای اجتماعی بهشدت افزایش دادهاند. امنیت داخلی همچنان مهمترین محور تبلیغات آنان است. شعار «مشت آهنین» هنوز در میان بخش بزرگی از رأیدهندگان جذابیت دارد.
فلاویو بولسونارو اخیراً با تمسخر گفت: «برزیل دیگر طاقت یک پاورپوینت دیگر درباره جرایم سازمانیافته را ندارد.» او که پدرش به سبک نظامی او را با شماره «۰۱» خطاب میکند، در عوض از زندانیکردن گسترده مجرمان بر اساس الگوی نایب بوکله، رئیسجمهور اقتدارگرای السالوادور، دفاع میکند.
تا انتخابات اکتبر هنوز اتفاقات زیادی ممکن است رخ دهد. بهطور سنتی، مبارزات انتخاباتی در برزیل از ماه اوت به بعد شتاب واقعی میگیرد. در آن زمان لولا نیز خواهد توانست از همه مزایای مقام ریاستجمهوری بهره ببرد: حضور دائمی در تلویزیون، اجرای برنامههای دولتی در آستانه انتخابات و شهرت عظیم شخصی خود.
در برزیل مردم بیش از آنکه به برنامههای حزبی رأی دهند، به شخصیتها رأی میدهند. از این رو، لولای ۸۰ ساله که با انتشار منظم ویدئوهای تمرین در باشگاه بدنسازی تلاش میکند سرزندگی خود را به نمایش بگذارد، ممکن است بار دیگر موفق شود. اما آینده پس از او همچنان نامشخص است؛ زیرا تاکنون شخصیتی که بتواند در درازمدت جایگزین لولا شود، پدیدار نشده است.
(نیکلاس فرانزن)
آرژانتین: محبوبترین تروتسکیست کشور
اگر به تازهترین نظرسنجیهای مؤسسه معتبر «اطلس اینتل» اعتماد کنیم، میریام برگمان در حال حاضر محبوبترین سیاستمدار آرژانتین است. برگمان، ۵۴ ساله و وکیل دادگستری، عضو حزب تروتسکیستی «حزب کارگران سوسیالیست» (PTS) است و بهعنوان نماینده ائتلاف چپگرای «جبهه چپ و کارگران» در پارلمان حضور دارد.
او میگوید: «اولین بار این تغییر را در خیابان احساس کردم.» به باور او، اصلاحات قانون کار موجب تغییر فضای سیاسی کشور شده است. در پایان ماه فوریه، کنگره با آرای نمایندگانی از همه جناحهای سیاسی، طرحی گسترده برای انعطافپذیر کردن قانون کار را تصویب کرد. برای تصویب این طرح، چانهزنیهای فراوانی صورت گرفت و برخی نمایندگانی که پیشتر مخالف بودند، ناگهان به آن رأی مثبت دادند.
تنها چهار نماینده ائتلاف «جبهه چپ و کارگران» یکپارچه به مخالفت خود پایبند ماندند. برای بسیاری از آرژانتینیها، تصویب این اصلاحات نقطه عطفی بود که آنان را به جستوجوی بدیلی سیاسی واداشت.
برگمان دهههاست که یکی از چهرههای برجسته مبارزه علیه سرکوب دولتی و در دفاع از حقوق بشر است. او بهعنوان وکیل، از قربانیان دیکتاتوری نظامی دفاع کرده است. با این حال، برای اکثریت جامعه تنها در جریان انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۳ به چهرهای شناختهشده تبدیل شد.
او یکی از پنج نامزدی بود که در مناظره تلویزیونی پیش از دور نخست انتخابات شرکت کردند. با حاضر جوابی، طنز و کنایه، اما همواره با استدلالهای مستحکم، تنها کسی بود که آشکارا از مواضع چپ دفاع میکرد. هرچند در دور نخست با کسب تنها ۲٫۷ درصد آرا حذف شد، اما از نگاه بسیاری از مردم برنده واقعی آن مناظره بود.
انتخابات ریاستجمهوری در آرژانتین، مشابه ایالات متحده، بیش از آنکه رقابتی میان برنامهها باشد، رقابتی میان شخصیتهاست. البته پشت هر شخصیت، ائتلافهایی از احزاب و جناحهای سیاسی قرار دارند.
برگمان از سیاستی «از پایین به بالا» دفاع میکند و هرگونه ائتلاف با نیروهای واقع در سمت راست ائتلاف چپ خود را قاطعانه رد میکند. از این رو، در حال حاضر تقریباً غیرممکن به نظر میرسد که او بتواند در انتخابات ریاستجمهوری اکتبر ۲۰۲۷ آرای لازم برای پیروزی را به دست آورد.
اما درباره خاویر میلی نیز زمانی همین تصور وجود داشت. جالب آنکه مؤسسه اطلس اینتل پیروزی او را نیز پیشبینی کرده بود. البته میلی بهعنوان یک لیبرتارین راستگرا از حمایت گسترده محافل اقتصادی و سرمایهداری برخوردار بود.
چندی پیش از برگمان پرسیده شد: «آیا میتوانید تصور کنید که اکثریت آرژانتینیها به یک تروتسکیست رأی بدهند؟»
او پاسخ داد: «چرا که نه؟ من به منجیان و به فردگرایی اعتقاد ندارم. هیچکس به تنهایی نجات پیدا نمیکند، اما هیچکس هم به تنهایی نمیتواند همه دیگران را نجات دهد.»
به باور او، روایت «منجی آرژانتین» سنتی است که از بالا بر جامعه تحمیل شده است. او میگوید: «آنچه ما نیاز داریم، یک پروژه جمعی است که از پایین به بالا شکل بگیرد و اجرا شود.»
امید برگمان به شکلگیری موجی بزرگ از اعتراضات اجتماعی است؛ مشابه آنچه در جریان بحران عمیق سیاسی و اقتصادی سال ۲۰۰۱ رخ داد. آن جنبش اعتراضی از جمله به لغو قوانین عفو عمومی انجامید؛ قوانینی که نظامیان مسئول جنایتهای دوران دیکتاتوری ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۳ را از پیگرد قضایی مصون میکرد.
برگمان میگوید: «بدون سال ۲۰۰۱ چنین اتفاقی رخ نمیداد. همان سیاستمدارانی که سالها از قوانین عفو دفاع میکردند، بعداً به لغو آنها رأی دادند.»
او معتقد است که امروز نیز کشور به برنامهای برای خروجی متفاوت از بحران نیاز دارد؛ و شاید حتی به تشکیل یک مجلس مؤسسان برای تدوین نظمی سیاسی جدید.
(یورگن فوگت)
به نقل از روزنامه تاتس ۳۱ مه ۲۰۲۶