عصر نو
www.asre-nou.net

دریا تورکمن

سیاست اردوغان علیه اپوزیسیون


Sat 30 05 2026



رئیس‌جمهور ترکیه سرکوب علیه مخالفان سیاسی را تشدید کرده است؛ نه صرفاً به این دلیل که توان انجام آن را دارد، بلکه زیرا قدرت او به‌طور فزاینده‌ای در معرض تهدید قرار گرفته است.

روابط اروپا با ترکیه هرگز ساده نبوده است. اما به‌ندرت تناقض میان ضرورت‌های راهبردی و معیارهای دموکراتیک تا این اندازه که امروز دیده می‌شود، آشکار بوده است. در حالی که رهبران کشورهای اروپایی برای نشست بعدی ناتو آماده می‌شوند و آنکارا در سال ۲۰۲۶ خود میزبان این ائتلاف خواهد بود، تقریباً هیچ مسیری وجود ندارد که از ترکیه عبور نکند.
در جنگ اوکراین، ترکیه دسترسی به دریای سیاه را کنترل می‌کند؛ به‌عنوان عضو ناتو، نقش راهبردی کلیدی میان اروپا، روسیه و خاورمیانه دارد؛ و در سیاست مهاجرتی اروپا نیز مدت‌هاست به شریکی غیرقابل‌جایگزین تبدیل شده است. دقیقاً به همین دلیل، اتحادیه اروپا باید با دقت بیشتری به آنچه در داخل این کشور می‌گذرد نگاه کند.

در حالی که اروپا در سیاست‌های امنیتی، مهاجرتی و خارجی به همکاری با آنکارا تکیه دارد، اپوزیسیون دموکراتیک در داخل ترکیه تحت فشار فزاینده قرار می‌گیرد. برکناری قضاییِ «اوزگور اوزل»، رئیس بزرگ‌ترین حزب اپوزیسیون ترکیه یعنی CHP، در ادامه روندی قرار می‌گیرد که سال‌هاست قابل مشاهده است: رقبای سیاسی به‌طور فزاینده‌ای تحت فشار حقوقی و نهادی قرار می‌گیرند. دولت ترکیه این اتهامات را رد می‌کند و بر استقلال قوه قضائیه تأکید دارد. با این حال، این تصمیم یک پرسش بنیادی را مطرح می‌کند: چرا رجب طیب اردوغان در همین مقطع فشار بر اپوزیسیون را تشدید می‌کند؟ پاسخ ساده این است: چون می‌تواند. اما پاسخ عمیق‌تر شاید این باشد: چون ناچار است. زیرا با توجه به انتخابات آینده، فشار برای مهار زودهنگام رقبا افزایش یافته است.

غیرقابل‌مصون نبودن از چالش

انتخابات شهرداری‌های ۲۰۲۴ نشان داد که سلطه حزب عدالت و توسعه (AKP) به هیچ‌وجه غیرقابل‌چالش نیست. حزب جمهوری‌خواه خلق (CHP) توانست دستاوردهای مهمی کسب کند و خود را به‌عنوان یک آلترناتیو جدی سیاسی مطرح سازد. هم‌زمان، ترکیه با بحران اقتصادی مداوم، تورم بالا و افزایش هزینه‌های زندگی روبه‌رو است. «داستان موفقیت اقتصادی» که بخش مهمی از مشروعیت سیاسی اردوغان بر آن استوار بود، دیگر مانند گذشته کارایی ندارد.

با وجود سرکوب‌های طولانی‌مدت، رقابت سیاسی نیز از بین نرفته است. با چهره‌هایی مانند اکرم امام‌اوغلو، شهردار استانبول که در سال ۲۰۲۵ برکنار و زندانی شد، یا اوزگور اوزل، رهبر CHP، اپوزیسیون همچنان سیاستمدارانی در اختیار دارد که می‌توانند فراتر از پایگاه سنتی خود حمایت جلب کنند.

بنابراین اقدامات اخیر بیش از آنکه نشانه ضعف اپوزیسیون باشد، نشان‌دهنده این است که دولت همچنان مخالفان خود را تهدیدی جدی تلقی می‌کند.

اروپا در موضع احتیاط

واکنش اروپا تاکنون محتاطانه بوده است. انتقاد مطرح می‌شود، اما پیامدهای عملی به‌ندرت وجود دارد. نه به این دلیل که تحولات ناشناخته است، بلکه به این دلیل که هزینه‌های سیاسی و ژئوپولیتیکی رویارویی آشکار بسیار بالا تلقی می‌شود.

از زمان توافق مهاجرتی ۲۰۱۶، سیاست اروپا عمدتاً تحت تأثیر یک نگرانی بوده است: نه ترکیه اقتدارگرا، بلکه ترکیه بی‌ثبات. برلین و بروکسل از موج‌های جدید مهاجرت، تنش‌های درون ناتو یا بی‌ثباتی بیشتر در مرزهای خارجی اروپا هراس دارند.

دقیقاً در همین نقطه است که بن‌بست اروپایی شکل می‌گیرد. ترکیه به‌عنوان شریک آن‌قدر مهم شده که نمی‌توان آن را نادیده گرفت، و در عین حال آن‌قدر اقتدارگرا شده که نمی‌توان تحولات داخلی آن را بدون واکنش پذیرفت. حملات اخیر به اپوزیسیون این تناقض را آشکارتر کرده است: عقب‌گردهای دموکراتیک محکوم می‌شوند، اما تا زمانی که پیامد سیاسی نداشته باشند. هرچه اهمیت راهبردی ترکیه بیشتر می‌شود، شکاف میان ادعای دموکراتیک اروپا و واقعیت سیاسی نیز آشکارتر می‌گردد. پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا اروپا توسعه‌های اقتدارگرایانه را تحمل می‌کند یا نه؛ بلکه این است که ترکیه باید تا چه حد عقب‌گرد دموکراتیک داشته باشد تا انتقاد اروپا از حالت روال دیپلماتیک خارج شود.

به نقل از روزنامه تاتس ۲۹ مه ۲۰۲۶