عصر نو
www.asre-nou.net

حق مسلمی که به گروگان گرفته شد!
​نگاهی به تاریکی دیجیتال و سرکوب خونین در ایران


Thu 28 05 2026

فاطمه رضائی



​پس از نزدیک به سه ماه قطع ارتباط کامل و اختلال گسترده در شبکه اینترنت ایران، اخبار حاکی از اتصال تدریجی و قطره‌چکانی مردم به جهان دیجیتال است. موجی از خوشحالی توأم با آسودگی و خشم و اندوه، فضای شبکه‌های اجتماعی را میان ایرانیان داخل و خارج از کشور فراگرفته است؛ خوشحالی تلخی که بیش از آنکه نشان‌دهنده یک پیروزی باشد، راوی یک تراژدی عمیق انسانی، اقتصادی و اجتماعی است. اینکه ملتی برای بازپس‌گیری حق بدیهی و مسلم خود، یعنی دسترسی به جریان آزاد اطلاعات، باید به شادمانی بپردازد، بزرگ‌ترین سند محکومیت حکومتی است که ابزار توسعه قرن بیست و یکم را به سلاحی برای سرکوب و پنهان‌کاری تبدیل کرده است. در دنیای امروز، اتصال به شبکه جهانی یک امتیاز نیست، بلکه همانند حق تنفس و آب آشامیدنی، بخشی تفکیک‌پذیر از زیست انسانی است که اکنون توسط یک ساختار تمامیت‌خواه به گروگان گرفته شده است.

​تجربه نشان داده است که قطع اینترنت در ایران، هیچ‌گاه یک تصمیم صرفاً فنی یا امنیتی ساده نبوده، بلکه همواره مقدمه و پوششی برای خشونت‌بارترین سرکوب‌هاست. در جریان این دوره از قطع ارتباط، رژیم ایران بار دیگر از تاریکی مطلق اطلاعاتی استفاده کرد تا در طی یک کشتار وحشیانه دو روزه در دی‌ماه ۱۴۰۴، صدای انسان‌های آزادی‌خواه را در گلو خفه کند و هزاران تن از معترضان را به خاک و خون بکشد. هنگامی که تمام راه‌های ارتباطی با جهان خارج مسدود شد، ماشین سرکوب بدون واهمه از ثبت تصاویر، انتشار اسناد یا نظارت افکار عمومی بین‌المللی، به خیابان‌ها گسیل شد. قطع اینترنت در واقع حکم «شلیک در تاریکی» را داشت؛ اقدامی عامدانه برای اینکه فریاد آزادی‌خواهی مردم به جایی نرسد و ابعاد واقعی جنایات، شکنجه‌ها و تعداد دقیق کشته‌شدگان و مجروحان در ابهام و سکوت مطلق باقی بماند تا جنایتکاران بتوانند در آرامشِ حاصل از سانسور، بر روی خون‌های ریخته‌شده سرپوش بگذارند.

​این قطع ارتباط طولانی‌مدت و ایزوله کردن یک جامعه، چیزی جز «حبس خانگی دسته‌جمعی» یک ملت در قرنطینه اطلاعاتی نبود؛ اقدامی که نقض آشکار ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر و پایمال کردن شریان حیاتی تحقق حقوق بشر در دنیای امروز به شمار می‌رود. حکومت اسلامی ایران باری دیگر با این کار ثابت کرد که برای حفظ بقای خود، حق انتخاب، آگاهی و حتی حق حیات شهروندان را به راحتی قربانی می‌کند.

​هم‌زمان با این فاجعه انسانی، اقتصاد و معیشت مردم نیز هدف شلیک مستقیم قرار گرفت. در دنیای مدرن که اقتصاد دیجیتال ستون فقرات زندگی میلیون‌ها انسان است، این انزوای اجباری هزاران کسب‌وکار کوچک و خانگی را به مرز نابودی کشاند و توده‌های وسیعی از مردم را که پیش از این نیز زیر بار تورم و بحران‌های مالی کمر خم کرده بودند، در وضعیت فروپاشی کامل اقتصادی قرار داد. سفره‌های مردم که به مویی بند بود، با این قطع ارتباط پاره شد و سیستم حتی به قیمت گرسنگی دادن به ملت، ترجیح داد ویترین جنایات خود را تاریک نگه دارد.

​ابعاد این فاجعه به مرزهای جغرافیایی ایران محدود نماند و ترومای روانی عمیقی را به جامعه تزریق کرد. میلیون‌ها ایرانی در خارج از کشور، هفته‌ها در بیم و امید، اضطراب و بی‌خبری مطلق از وضعیت سلامت و جان خانواده‌های خود در داخل کشور به سر بردند، آن هم درست در روزهایی که اخبار مبهم و هولناک از کشتار و سرکوب و جنگ در جریان بود. هر بوق ممتد تلفن و هر پیام بی‌پاسخ، خنجری بر روان خانواده‌ها بود. تبدیل کردن نیاز عاطفی برقراری تماس با عزیزان و شنیدن صدای مادران و فرزندان به یک امتیاز امنیتی و ابزار شکنجه روانی، اوج بی‌رحمی ساختاری یک حکومت علیه شهروندانش است؛ جنایتی خاموش که فراتر از خیابان‌ها، خانه‌ها و قلب‌های میلیون‌ها انسان را در سراسر جهان جراحت زد.

​در نهایت، خوشحالی امروز مردم ایران در داخل و خارج از کشور، هرگز نباید جنایات رخ‌داده در سایه قطع اینترنت را از یادها ببرد یا صورت‌مسئله را پاک کند. اینترنت یک «امتیاز حکومتی» یا «پاداش برای حسن رفتار شهروندان» نیست که هرگاه اراده شود قطع و هرگاه صلاح دانسته شود وصل گردد. قطع گسترده اینترنت در ایران به عنوان پوششی برای کشتار آزادی‌خواهان، یک اقدام ضدبشری، جنایتکارانه و محکوم است. جامعه بین‌المللی، نهادهای حقوق بشری و افکار عمومی جهان نباید به سادگی از کنار این «تاریکی مطلق» و خون‌های ریخته‌شده در آن بگذرند و اجازه دهند این رفتار جنون‌آمیز به یک رویه عادی تبدیل شود.

یادآوری این فاجعه، ثبت اسناد این جنایات و ایستادگی در برابر «عادی‌سازی» سلب حقوق شهروندی، وظیفه‌ای است که بر دوش تک‌تک ماست؛ به‌ویژه امروز که با باز شدن نسبی اینترنت، ویدئوهای هولناک از کشتار و جنایات عریان در خیابان‌ها بیشتر سر از تاریکی بیرون می‌آورند و گواهی بر این مدعا می‌شوند. این وظیفه تاریخی ماست تا روزی که عاملان این سرکوب خونین و آمران این سانسور سیستماتیک پای میز محاکمه و عدالت کشیده شوند و پاسخگوی نقض حقوق بنیادین شهروندان و تمام این فجایع گردند.

​نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم!
فاطمه رضایی