عصر نو
www.asre-nou.net

آزادی نوشتن و جایزه شجاعت روزنامه‌نگاری


Mon 18 05 2026

محسن حسام

Mohsen-hesam02.jpg
مخاطب من، آن‌گاه که  به دو  روزنامه نگار متعهد، «الهه محمدی و الناز محمدی» جایزه جهانی « شجاعت روزنامه‌نگاری » تعلق گرفت، شادی زایدالوصفی به ما دست داد. به‌یاد آوردیم روزها و ماه‌های سختی را که این دو روزنامه‌نگار در سلول‌های انفرادی گذرانده بودند. آ‌ن‌گاه که زنان شجاع میهنمان به‌خاطر آزادی بیان و برابری جنسیتی و حقوق کارگران و زحمتکشان جان  فدای آزادی کرده بودند، ما نیز به کف خیابان آمدیم و با آن‌ها هم‌آوا شدیم. آن‌گاه که جایزه بین‌المللی هنر و ادبیات  از طرف « انجمن قلم آمریکا» به دو هنرمند زندانی «گلرخ ایرایی و  علی اسدالهی» تعلق گرفت، دسته‌های گل رز را پای الهه شعر افشاندیم. مخاطب من، اگر هنوز یادت باشد، گلرخ ایرایی طی یادداشتی یک روز بعد از آن‌که جایزه جهانی انجمن قلم آمریکا «آزادی نوشتن» به وی تعلق گرفت، از بند زنان  زندان «اوین» خطاب به مردمان آزاده وطن چنین نوشت: «می‌نویسیم حتی اگر آزادی  به بند کشیده شود، حتی اگر مورد تهدید و تحدید قرار بگیریم. و وادار به تبعید و فدای جان شویم.»


«الهه محمدی و الناز محمدی»

  به‌راستی گلرخ ایرایی کیست؟ زنی از تبار نسل جوان، زندانی سیاسی که در زندان انفرادی اوین، گوهر یگانه شعر با مقدم مبارکش به او روی آورد. آزاده‌ای که در قیام «مهسا» دستگیر و زندانی شد و از طرف دادگاه انقلاب به اتهام شورش و فعالیت و اقدام علیه امنیت ملی به پنج سال حبس تعزیری و محکومیت‌های دیگر محکوم گردید.                     

  علی  اسدالهی عضو کانون نویسندگان ایران که جایزه «آزادی نوشتن» به او  نیز تعلق گرفته‌است. او شاعر و فعال مدنی است. .وی در دوران بازداشت، بازجویی‌های طولانی پس داده و  پیش از آزادی، تحت فشار های جسمی و روحی مجبور به اعتراف اجباری شده‌است . 

 مخاطب من‌، همان‌طور که  می‌دانی نمونه‌های از این دست زیاد است. پیش از این ما «سپیده قلیان» را داشته‌ایم، نویسنده و فعال مدنی - کارگری که هم اکنون در بازداشت به‌سر می‌برد .«هستی امیری» عنصر مقاومت در زندان که آخرین بار با سپیده قلیان بازداشت شده است، شریفه، وریشه، پخشان، دختران کرد. ‌لیلا حسین‌زاده، از مفاخر صنفی دانشجویی و محمد نوری‌زاد، هنرمند آزاده معترض، فاطمه سپهری، بانوی مقاوم معترض، دکتر فرهاد میثمی، که برای آزادی دکتر جلالی و بهاره هدایت و به‌ویژه اعدام جوانان وطن دست به اعتصاب غذای طولانی زده بود. پنجاه و دو روز. دست آخر، وقتی که آزادش می‌کردند، چیزی از او باقی نمانده بود جز پوستی بر استخوان. به‌یاد بیاوریم «فرهاد» زمانی که از در تنگ عبور می کرد، حاضر نشده بود تعهدنامه‌ای را امضاء کند.               


«گلرخ ایرایی و  علی اسدالهی»

  از آن زمان و بعد از آن، در محاکمات و اتهامات واهی پشت درهای بسته دادگاه‌های فرمایشی، به‌دستور مقامات قوه قضائیه، چه بسیار جوانان وطن محاکمه شده‌اند و به حبس طولانی مدت محکوم گردیده‌اند. 

آن‌گاه ماه دی فرا رسید. بدون شک مخاطبان آن دو روز سیاه ۱۸ و۱۹ ماه دی را از یاد نبرده‌اند. جوانان به کف خیابان‌ها آمدند. بدون هیچ‌گونه خشونتی در یک حرکت صلح آمیز مطالبات خود را اعلام کردند. اما ماموران امنیتی با خشونت تمام با آنان برخورد کردند. این بار، آن‌قدر زدند و کشتند و بازداشت کردند که جامعه جهانی به زیر شوک فرو رفت. از فردای آن روز حاکمیت کمر به قتل‌جوانان وطن زد. روزی نیست که در یکی از بازداشتگاه‌ها یک یا دو گروگان را به چوبه دار نیاویزد. حاکمیت از یک سو درگیر جنگ خانمان براندازی است که از طرف آمریکا و اسرائیل به مردم ایران تحمیل گردیده، از سوی دیگر با لجاجت دامنه جنگ را گسترش داده و از این رهگذر خشونت را در خاورمیانه دامن زده‌است. بدون شک، این جنگ، جنگ مردمان میهنمان نیست؛ جنگ  بین دولت‌های ارتجاعی است.‌ هر دو طرف مخاصمه مسئول ضایعات انسانی هستند. جامعه جهانی به نوبه خود شاهد قربانیان نظامی و غیرنظامی است که هم از طریق آمریکا و اسرائیل هم از طریق مقامات ایرانی به خانواده‌های ایرانی، آمریکایی و اسرائیلی تحمیل شده است. 

 به‌علاوه حاکمیت بدون وقفه از درون بندها قربانی انتخاب می کند. در ضمن در خیابان‌ها وقیحانه مردم خودش را تهدید به مرگ می‌کند. گویی مردمان آزاده ایران مسؤل حملات هوایی و بمباران آمریکا و اسرائیل هستند. شاید پیش خودش گمان می‌کند به‌زودی جنگ ویرانگر تمام خواهد شد و حکومت ولایت فقیه یک بار دیگر اهرم‌های قدرت را به دست خواهد گرفت.

مردم ایران خواستار آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی و لغو حاکمیت ج.ا هستند. جدایی دین از حکومت، آزادی احزاب سیاسی و تشکیل سندیکاهای مستقل کارگری، آزادی بیان و اندیشه و قلم.، و بیش از همه حقوق برابر زنان و مردان در همه عرصه‌های اجتماعی. آزادی مذهب با هر آیین و کیش و مرامی. حقوق مساوی برای«من ،شما، او.» تمام آحاد ملت در برابر قانون از حقوق مساوی برخوردار باشند. آزادی بیان و اندیشه و قلم، لغو هر گونه سانسور و ممیزی. 

 آری، مخاطب من، درست در لحظات پایانی حکومت جوانان وطن یکی بعد از دیگری به‌طرز ظالمانه‌ای به دار آویخته می‌شوند و جامعه جهانی در این رابطه سکوت اختیار کرده است. همچنین سازمان ملل متحد ،سازمان‌های حقوق بشری، عفو بین‌الملل، جملگی در برابر چرخه خشونت و ابعاد مرگ آنان سکوت اختیار کرده‌اند. 
                           
سکوت شرم‌آور است. بالاخره روزی می‌باید در مقابل الهه عدالت پاسخ‌گوی سکوت و مماشات خود باشند. ما خواستار سرنگونی رژیم دیکتاتوری ج.ا هستیم. مردم ایران خود می‌باید سرنوشت خود را به‌دست بگیرند. حکومتی بر اساس استقلال و دموکراسی و آزادی و برابری جنسیتی و قومی و مذهبی و عدالت برای همه.     

اما چیزی که در این رابطه عجیب است. نفرت کوری است که حاکمیت نسبت به جوانان وطن دارد. از فردای خیزش انقلابی سراسری «زن، زندگی، آزادی» تا ۱۸و۱۹ دی ماه، رژیم تمام تلاش خود را می‌کند که هر گونه اعتراض جوانان وطن را خنثی و سرکوب نماید. چرا که دریافته است تنها در یک هماهنگی و حرکت سراسری است که پایه‌های قدرتش درهم خواهد ریخت و رژیم سرنگون خواهد شد و یک حکومت سکولار دموکراتیک جایش را خواهد گرفت.                     

  به امید ایرانی آزاد و آباد، و پایان جنگ خانمان برانداز که میهن ما را به ویرانه‌ای تبدیل کرده‌است. 

یاد قربانیان ماه دی را گرامی می‌داریم . 

_______________________________________________

  ۱-   بعضی از شبکه‌های اجتماعی ارقام کشته شده های دی ماه  را حدود  ۳۶ هزار و۵۰۰ نفر اعلام کرده اند.         
۲-   کشتار، کشتار جمعی، اعدام، اعدام‌های جمعی، کشتار فراقانونی .
۳- در هنگامه جنگ، روزی نیست که حکومت ج.ا از مردمان میهنمان قربانی نگیرد.  هر روز در فضای مجازی، اسامی دو تا چهار نفر به  جرم شرکت در تظاهرات مسالمت‌آمیز  ماه دی دیده می‌شود.
 ۴-به‌علاوه، کشتار های فراقانونی، اغلب بعد از اخذ اعترافات اجباری انجام  می‌گیرد .
۵- نگذاریم چرخه خشونت ادامه پیدا کند. به هرحال روزی می‌باید ماشین مرگ را از کار انداخت و متوقف کرد.