«ملت کورد؛ قربانیِ تاریخیِ قدرتها، نه مزدورِ تاریخیِ آنان»
Tue 12 05 2026
بهروز ملکشاە
سخنان اخیر ترامپ علیه کوردها و احزاب کوردستان، صرفاً یک لغزش زبانی یا عصبانیت لحظهای یک سیاستمدار جنجالی نیست؛ این سخنان بازتابِ عریانِ همان ذهنیت استعماری و تحقیرآمیزی است که بیش از یک قرن، ملت کورد را نه بهعنوان یک ملتِ دارای حق تاریخی و حق تعیین سرنوشت، بلکه صرفاً بهعنوان ابزاری موقت در بازی قدرتهای منطقهای و جهانی نگریسته است. ترامپ اخیرا و برای دومین بار در اظهاراتی بیارتباط با موضوع نشست، با لحنی تحقیرآمیز مدعی شد:
«ایرانیها میخواهند قیام کنند اما سلاح ندارند. تصور میکردم کوردها به آنها سلاح میدهند اما ما را ناامید کردند… کوردها سلاحها را برای خودشان بردند و جز در برابر دستمزد نمیجنگند.»
این جملات، تنها توهین به احزاب کوردستان نیست؛ توهین به تاریخ مبارزاتی ملتی است که دههها زیر بمباران، اعدام، انفال، کوچ اجباری، سرکوب فرهنگی و اشغال نظاممند ایستاده است.
اینکه رئیسجمهور آمریکا، مبارزات یک ملت را تا سطح «دستمزد» تنزل میدهد، بیش از هر چیز نشاندهندهٔ ماهیت نگاه قدرتهای جهانی به کوردستان است. برای آنان، مبارزهٔ ملتها تا زمانی «ارزشمند» است که در خدمت منافع ژئوپلیتیکیشان باشد. اما همان لحظه که یک ملت حاضر نشود نقش سرباز نیابتی پروژههای دیگران را بازی کند، ناگهان به «ناامیدی»، «بیوفایی» و «مشکل امنیتی» تبدیل میشود. این همان منطقی است که دههها کوردها را قربانی معاملههای پشت پرده کرده است؛ از تقسیم کوردستان میان چهار دولت تا خیانتهای مکرر قدرتهای جهانی در حساسترین لحظات تاریخ معاصر.
ملت کورد اما هرگز برای «دستمزد» نجنگیده است. این ملت برای بقا جنگیده است. برای زبانش، برای هویتش، برای حافظهٔ تاریخیاش، برای جلوگیری از محو شدن از جغرافیا و تاریخ. اگر مبارزات کوردستان در هر چهار بخش ادامه یافته، دلیلش نه پول و نه پروژههای خارجی، بلکه انکار سیستماتیک ابتداییترین حقوق یک ملت بوده است. در بخش شرقی کوردستان، از دوران رضا شاه و پروژهٔ یکسانسازی قومی تا جمهوری اسلامی، سیاست رسمی حکومتها همواره بر پایهٔ انکار هویت ملیت کورد، سرکوب خواستههای سیاسی و امنیتیکردن هر مطالبهٔ دموکراتیک بنا شده است. جمهوری مهاباد را سرکوب کردند، قاضی محمد را اعدام کردند، هزاران پیشمرگه و فعال سیاسی را کشتند، شهرها را بمباران کردند، اما نتوانستند مسئلەی کورد را از میان ببرند. زیرا مسئلەی کورد، مسئلەی چند حزب یا چند گروه مسلح نیست؛ مسئلەی یک ملتِ محروم از حق طبیعی و تاریخی خویش است.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز، کوردستان نخستین جغرافیایی بود که ماهیت واقعی جمهوری اسلامی را شناخت. در حالی که بسیاری هنوز در توهم آزادی و عدالت انقلابی بودند، کوردستان زیر آتش توپخانه و فتوای مذهبی قرار گرفت. جمهوری اسلامی از همان آغاز، خواست سیاسی ملت کورد را نه یک مطالبهٔ دموکراتیک، بلکه «تهدید امنیتی» تعریف کرد. هزاران قربانی، دهها شهر و روستای ویرانشده و نسلهایی که در فضای نظامی و امنیتی رشد کردند، بهای ایستادگی ملتی بود که حاضر نشد هویت خود را تسلیم کند.
احزاب کوردستان، با همهٔ ضعفها، اختلافات و خطاهایشان، بخشی از تاریخ مقاومت این ملتاند. پیشمرگههای کوردستان نه ارتش یک دولت رسمی بودند، نه از حمایت پایدار جهانی برخوردار شدند. آنان در شرایطی جنگیدند که چهار دولت منطقه، با وجود همهٔ اختلافاتشان، در سرکوب ملت کورد اشتراک منافع داشتند. در چنین شرایطی، اینکه امروز سیاستمداری مانند ترامپ، مبارزات این ملت را به «جنگیدن در برابر دستمزد» تقلیل دهد، چیزی جز وقاحت سیاسی و تحریف عامدانهٔ تاریخ نیست.
واقعیت این است که سخنان ترامپ، بیش از آنکه بیانگر ضعف کوردها باشد، اعترافی غیرمستقیم به شکست پروژههای مداخلهگرایانه در منطقه است. وقتی سیاست فشار، تحریم، جنگ روانی و عملیات نیابتی به بنبست میرسد، قدرتها به دنبال قربانی میگردند تا شکست خود را بر گردن او بیندازند. و در خاورمیانه، کوردها همواره آسانترین هدف برای این انتقال تقصیر بودهاند؛ ملتی بدون دولت رسمی، بدون کرسی در سازمان ملل، اما با تاریخی انباشته از خیانتهایی که از سوی همان قدرتهای مدعی «دموکراسی» بر آنان تحمیل شده است.
اما تاریخ یک حقیقت را بارها ثابت کرده است: ملت کورد نه با خیانت از میان رفته، نه با انفال، نه با اعدام، نه با بمباران شیمیایی، نه با لشکرکشی دولتهای اشغالگر و نه با معاملههای قدرتهای جهانی. آنچه باقی مانده، ارادهٔ ملتی است که هنوز پس از یک قرن تقسیم، سرکوب و انکار، خود را صاحب حقی تاریخی بر سرزمین خویش میداند.
ترامپ میتواند با زبان تحقیر از «دستمزد» سخن بگوید، اما ملت کورد هرگز برای دستمزد نجنگیده است. ملت کورد برای حق تاریخی خویش جنگیده است؛ برای حق تعیین سرنوشت سیاسی خود، برای حق داشتن سرزمینی که متعلق به اوست و در طول تاریخ با زور جنگ، توافقهای استعماری و اشغال نظامی از داشتن آن محروم شده است. کوردها برای آن جنگیدهاند که در سرزمین خود، بیگانه و متهم تلقی نشوند؛ برای آنکه زبان و هویتشان جرم نباشد؛ برای آنکه فرزندانشان زیر پرچم دولتهای انکارگر، هویت خویش را پنهان نکنند. این مبارزه، مبارزهٔ مزدوران نیست؛ مبارزهٔ ملتی است که یک قرن است ابتداییترین حق انسانی و سیاسیاش، یعنی حق داشتن سرزمینی آزاد و حاکمیتی برخاسته از ارادهٔ خود، از او دریغ شده است. و دقیقاً به همین دلیل است که کوردستان، با وجود تمام خیانتها، سرکوبها و محاصرهها، هنوز زنده است؛ زیرا مسئلەی کورد، مسئلەی پول و پروژه نیست، مسئلەی حق، تاریخ، هویت و آزادی است.