عصر نو
www.asre-nou.net

امامِ‌غایب؛سلاحی در اختیارِ‌سپاه!


Mon 11 05 2026

بهمن پارسا

new/bahman-parsa05.jpg
دین و مذهب، علی‌العموم یعنی ایمان. ایمان بی‌نیاز از استدلال و منطق است. آنچه در آن حیطه هست، کامل است و کامل‌تر از آن ممکن نیست، و اگر هم باشد، حضرت باریتعالی خودش می‌داند و بس. چنین ایمانی همواره سلاحی بوده است در خدمت زورمندان و سیاست‌ورزان و ارباب ثروت‌ها و سرمایه‌های بزرگ. مذهب شیعه یکی از آن باورهای استوار بر ایمان است که در دوره‌های مختلف تاریخ سیاسی ایران دست بالا داشته است. سخن مستند و محققانه در این زمینه بسیار است. در این کوتاه‌نوشته قصد ِ‌ نگاهی دارم به بهره‌گیری از باورها و علایق شیعیان ایران.

منبری‌ها، اعوان و انصار ایشان و همپالکی‌هایشان، از مداح و روضه‌خوان گرفته تا آیات عظام، عموماً دروغگو، خیال‌پرور، اوهام‌گرا و عوام‌فریب‌اند. این خصیصه امری تازه و اخیر نیست و از همان نخستین روزگار روییدن مذهب شیعه در مزرعه اسلام، ویژگی سردمداران و مروّجان آن بوده و تا امروز نیز هست.

مبلغان و مروجان و سران این مذهبِ من‌درآوردی ید طولایی در حرّافی و بازی با کلمات و آسمان‌وریسمان کردن دارند، تا آنجا که جملات بسیار واضح و ساده عربیِ قرآن را آن‌گونه تفسیر و تأویل می‌کنند که مفید منظور خودشان باشد. مثلاً آیه ۶۷ سوره مائده را، که گویا در جایی به نام غدیر نازل شده و از آن به عنوان آیه «تبلیغ» یاد می‌شود، سند جانشینی علی بعد از محمد قلمداد می‌کنند. جمله عربی آن آیه: «یا أیّها الرسول بلّغ ما أُنزِلَ إلیکَ مِن ربّک...» یعنی: ای رسول، آنچه را که از سوی خدایت بر تو نازل شده ابلاغ کن، و اگر نکنی پیام خدا را نرسانده‌ای ــ نقل به مضمون بسیار نزدیک. غیر از ملایان شیعه، هیچ‌کس دیگری در جهان اسلام، یعنی هیچ دانشمند یا دین‌شناس معتبر عربی‌دان، از جملات این آیه به این نتیجه نرسیده که غرض خدا این بوده که محمد به امت آن روز یا امت آینده اسلام بگوید: «علی جانشین من است» یا «خواهد بود».

شیعیان از این شعبده‌بازی‌ها در مذهب خود بسیار دارند. امامانشان عموماً از خود خدا و پیغمبر «بارزتر،کار بُرتر و واردترند». معجزاتی که به امامان شیعه در هر زمینه نسبت داده شده، می‌تواند فیلم‌های ساینس‌فیکشن هالیوود را به سخره بگیرد. فقط مجسم کنید کسی را که سوار بر اسب، مشکی آب به دوش دارد و می‌جنگد. دست راستش را می‌زنند؛ ضمن دفاع از خویش، مشک را با دست چپ حمل می‌کند و می‌تازد. دست چپش را می‌زنند؛ مشک را به دندان می‌گیرد و باز می‌تازد! در این صحنه‌ها اینکه افسار اسب چه شده بماند. این نیز بماند که چرا از همان ابتدا مشک را حمایل شانه ازچپ به راست و یا برعکس نکرده بود که اساسا نیازی به دست و دندان و این حرفها نباشد! بعد، طرف تا دست داشته دشمن او را می‌زده، حالا که از دو دست ساقط است، پیگیرش نشده و او همچنان می‌تازد!

آن ضرباتی که دستانش را قطع کرده، گیرم به هیچ جای دیگر زخمی نزده باشد؛ آیا سبب خونریزی از رگ‌های بریده نشده؟ و آن خونریزی در حال آن فرد ابداً تأثیری نداشته است؟ از این صحنه‌سازی‌ها فراوان است. مبلغان و منبری‌های شیعه متخصص بافتن این اراجیف‌اند و در زبان‌بازی و حرّافی استاد. روشنفکرشان کتاب می‌نویسد و عنوانش هست: «فاطمه، فاطمه است!» این بازی مسخره با کلمات یعنی چه؟ مثل این است که بگوییم درخت، درخت است؛ یا سیب، هلو نیست. نتیجه چیست؟

همین قوم شعبده‌باز توانسته‌است کسی خیالی را در باور و ایمان مردم، هزار و دویست سال درون چاهی در شهر سامرا زنده نگه دارد و او را از آنجا به سیر آفاق جهان ببرد و بازگرداند؛ او ناظر بر همه اعمال و کردار عالمیان باشد تا در موقع مساعد «ظهور» کند، و تا آن روز «نوّابش» فقط و فقط مشتی شیعه باشند؛ آن هم با استناد به آیات و احادیث و روایاتی ساختگی. این امام غایبِ همیشه حاضر و همواره زنده، نان‌دانیِ پایان‌ناپذیری است برای سردمداران شیعه‌گری.

در همان روز اولی که آمریکا و اسرائیل دست در دست هم دادند و میهن ما را ویران کردند ــ در روزگار کودکی به ما یاد می‌دادند این شعر را از بر کنیم: «دست در دست هم دهیم به مهر / میهن خویش را کنیم آباد(یمینی شریف)» ــ رهبر علیل و مردنی راهی دیار ابد شد و به همراهش بسیاری از سران دیگر حکومت اسلامی ـ شیعی تهران. در آن روزها گفته شد که پسرش مجتبی نیز همراه زن و فرزند در پی بابا شتافته و جهان را از لوث وجود خود پاک کرده است.

حالا چندی است که با توسل به حقه‌بازی‌های خاص منبری‌ها و ملاها و مداحان شیعه‌گری، «آقا» زنده است! مگر نه اینکه عین همین داستان را درباره «مهدی» امام زمان گفته‌اند و ملت شیعه هم به جان پذیرفته‌اند؟ پس دلیلی ندارد همین عشاق آقا امام زمان، داستان بقای رهبر انقلاب، آقا مجتبی، را باور نکنند. چه‌بسا که به جان و دل هم خریده و پذیرفته‌اند.

می‌ماند اینکه حضرتش کجاست که امت همیشه حاضر در صحنه از دیدارش محروم‌اند؟ ایشان به سیاق جد بزرگوارش فعلاً در غیبت «صغری» است و به‌زودی راهی خدمت «کبری» خواهد شد ــ این‌ها همیشه باید کنار یک مؤنث باشند! ــ و در دوران غیبت، تاکنون فقط سپاه فیض ِدرک حضور اوحضرت را داشته است! جلّ‌الخالق.

چند روز قبل که پزشکیان گفت دو ساعتی در حضور رهبر بوده، خیلی طول نکشید که سپاه، غیرمستقیم، به او گفت: «خالی نبند». یعنی آقا یا رهبر فقط «یه‌دونه‌س»، آن هم دربست، ملک طلق و در اختیار خود ماست. لذا آنچه ما ــ یعنی سپاه ــ می‌گوییم، عین فرمان و حکم رهبر است.

آنچه واضح است و به قول ادبیات منبری‌ها «أظهرُ من الشمس» است، اینکه گرداننده و سکاندار اداره کل امور ایران سپاه است. شک در این امر، اگر حماقت نباشد، ساده‌لوحی حتماً هست. سپاه تا روزی که به‌طور کامل در درون خود و کل حکومت، تسویه عناصر نامطلوب و ناباب را به پایان نرساند، نایب امام مجتبای غایب خواهد بود. همین که همه قدرت یک‌کاسه شد و خطرات ناشی از سرنگونی از ناحیه آمریکا، اسرائیل یا مردم رفع گردید، برادران سپاهی به نیابت از آقا ،رهبر غایب، راهی دیدار با مقامات کشورهای دوست و برادر ، و صد البتّه آمریکا خواهند شد و هر دیداری که لازم باشد انجام خواهند داد.

اینک اما، رهبر غایب به مثابه سلاحی برنده و قاطع در دست بخشی از فرماندهان سپاه است که به‌زودی همه قدرت را قبضه خواهند کرد. این بخش از سپاه، منافع مادی و درازمدت خویش و شرکا و حامیان خود را بر هر امر دیگری در ایران ارجح می‌داند. این‌طور به نظر می‌رسد که بخش پرزورتر دنباله‌رو وحیدی و سعید جلیلی است. می‌گویم «به نظر می‌رسد» زیرا از ساخت‌وساز قدرت‌های نامتقارن و ناهمگون درون سپاه هیچ دانشی ندارم. در جهت دیگر احتمالاً قالیباف است و افرادی مثل عراقچی و پاره‌ای از نمایندگان مفت‌خور مجلس که چندان پرزور به نظر نمی‌رسند؛ و پزشکیان نیز برایشان حکم پادویی را دارد و بس.

در اوضاعی چنین،‌چگونه میتوان در چشم آنانی نگریست که عزیزان، جگر گوشه ها، همسران و بستگان خویش را ظرف چند روز کوتاه زمستان گذشته فدای تیر های کینه توزان حکومت اسلامی -شیعی تهران کردند. مسلّما حکومت تهران هیچ شرمی از کاری که کرده ندارد و تازه افتخار نیز میکند که دشمنان و دین و دولت سرکوب کرده و هنوز نیز از اعدام آنان در حبس ایشان باز نایستاده.

ظاهرا این بار نیز اگر ملّت به هر شیوه ی ممکن با اختلاف نظرها ی سیاسی اجتماعی موجود فیمابین کنار نیامده و با طرحی عملی و قابل اجرا سبب از کار باز ماندن ماشین قتل و غارت حکومت اسلامی-شیعی تهران نشود،‌دیدار به قیامت خواهد کشید. امید که اینطور نشود و ملّت ایران در آینه یی بسیار نزدیکتر ازآنچه متصور است بر سرنوشت و آزادیهای حقّه خویش حاکم گردد.

تاهست، ایران و ایرانی سرفرازباد. سرنگون باد حکومت اسلامی-شیعی تهران

------------------------------

یکشنبه ۱۰ مِی ۲۰۲۶