عصر نو
www.asre-nou.net

آرابلا وینترمایر

فیلم سینمایی «نورنبرگ» در سینما
در برابر چهره شر


Sun 10 05 2026



فیلم «نورنبرگ» ساخته James Vanderbilt (جیمز وندربیلت)، در فاصله‌ای میان پاتوس هالیوودی و میل به شناخت، به دادگاه‌های نورنبرگ در سال‌های ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶ می‌پردازد و در نهایت نیرویی غافلگیرکننده پیدا می‌کند.

کسی که در آلمان رشد کرده باشد، تقریباً به‌صورت غریزی دچار تردید می‌شود وقتی هالیوود به سراغ تاریخ آلمان می‌رود — به‌ویژه وقتی موضوع دوران نازی‌ها باشد. بارها ثابت شده که همان‌طور که نام «کارخانه رؤیا» نشان می‌دهد، منطق هالیوود چندان با سنگینی و وقاری که تاریخ طلب می‌کند سازگار نیست.

بی‌اختیار فیلم‌هایی به ذهن می‌آیند مانند نسخه آمریکایی Jakob the Liar («یاکوب دروغگو») با بازی Robin Williams (رابین ویلیامز) که ژرفای فاجعه هولوکاست را به روایتی تقریباً افسانه‌ای و امیدبخش تبدیل می‌کند؛ یا Valkyrie («عملیات والکری») که در آن مقاومت نظامی علیه هیتلر، با بازی Tom Cruise (تام کروز)، به حماسه‌ای هیجان‌انگیز و قهرمان‌محور تقلیل می‌یابد.

همچنین The Book Thief («دزد کتاب») نیز خشونت تاریخی را در قالب احساساتی کنترل‌شده و هدایت‌شده ترجمه می‌کند — گویی می‌توان زخم‌های تاریخ را مهار و «قابل‌مصرف‌تر» کرد. انگار که هدف باید همین باشد!

شاید اما دقیقاً همین پیش‌زمینه سینمایی لازم است تا بتوان از Nuremberg («نورنبرگ») غافلگیر شد. باید از ابتدا گفت: این فیلم نیز، که به دادگاه جنایتکاران اصلی جنگ در سال ۱۹۴۵ می‌پردازد، با آرمان‌های فرهنگ یادآوری تاریخیِ دقیق و سخت‌گیرانه فاصله دارد. و James Vanderbilt (جیمز وندربیلت) نیز از تصاویر تصنعی و اغراق‌آمیز بی‌نیاز نیست. لایه‌ای از فیلتر آبی ـ بژ سراسر فیلم را پوشانده و به‌ویژه نماهای بیرونی را غیرواقعی جلوه می‌دهد — هرچند بخشی از فیلم واقعاً در شهر نورنبرگ فیلم‌برداری شده است.

نه شرورهای کمیک‌بوکی

همچنین موسیقی ساخته Brian Tyler (برایان تایلر) بارها به دام پاتوس می‌افتد و بیش از اندازه تلاش می‌کند احساسات تماشاگر را هدایت کند. اما در سطح روایی، جیمز وندربیلت به چیزی دست می‌یابد که اغلب تولیدات جریان اصلی درباره وحشت ناسیونال‌سوسیالیسم از آن عاجزند.

در حالی که در بسیاری از این آثار، جنایتکاران نازی به دشمنانی اغراق‌شده و شبه‌کمیک‌بوکی تبدیل می‌شوند — گویی مستقیماً از فیلمی مارولی بیرون آمده‌اند — فیلم «نورنبرگ» واقعاً به اندیشه‌ای نزدیک می‌شود که هانا آرنت در جریان محاکمه آیشمن مطرح کرده بود: این‌که شر اغلب به شکلی هولناک عادی و پیش‌پاافتاده ظاهر می‌شود و نه از هیولاها، بلکه از انسان‌های معمولی سرچشمه می‌گیرد.

موفقیت فیلم تا حد زیادی به زاویه دید آن وابسته است: «نورنبرگ» در طول نزدیک به ۱۵۰ دقیقه عمدتاً دکتر Douglas Kelley (داگلاس کلی)، روان‌پزشک ارتش آمریکا، را دنبال می‌کند که مأمور می‌شود وضعیت روانی Hermann Göring (هرمان گورینگ) و ۲۱ نازی بلندپایه دیگر را بررسی کند.

درخشش راسل کرو

فیلم که اقتباسی آزاد از کتاب غیرداستانی The Nazi and the Psychiatrist («نازی و روان‌پزشک») نوشته Jack El-Hai (جک ال-های) است، تقریباً تمام تمرکز خود را بر گفت‌وگوهای میان کلی و گورینگ می‌گذارد و از نزدیک نشان می‌دهد که چگونه ممکن است کسی مجذوب جذابیت او شود.

روان‌پزشک جوان ابتدا با خونسردی می‌خواهد از این گفت‌وگوها بهره‌برداری کند، کتابی بنویسد و جایگاهی به‌عنوان متخصص روان‌شناسی نازی‌ها برای خود بسازد. او در آغاز، تلاش‌های گورینگ برای دستکاری را به‌خوبی تشخیص می‌دهد؛ همان «رایشس‌مارشال»ی که عنوانش برایش اهمیت حیاتی دارد و کلی خیلی زود او را خودشیفته‌ای درمان‌ناپذیر می‌داند.

اما به‌تدریج، او تحت تأثیر رفتار صمیمانه و خوش‌مشرب گورینگ قرار می‌گیرد؛ شوخی‌های خلع‌سلاح‌کننده‌اش و شیوه ظاهراً بی‌تکلفی که با آن واقعیت‌ها را تحریف، نسبی و انکار می‌کند.

این‌که این اغواگری در فیلم باورپذیر از کار درآمده، تا حد زیادی مدیون بازی درخشان Russell Crowe (راسل کرو) است. او با سهولتی ظاهراً effortless میان صمیمیت دوستانه و اقتدار تهدیدآمیز حرکت می‌کند، با حرکاتی ظریف حس برتری شخصیتش را آشکار می‌سازد و با صدایی عمیق و پرطنین حضوری طبیعی و نافذ به گورینگ می‌بخشد.

بحث‌برانگیز، اما مؤثر

درست زمانی که تماشاگر می‌پرسد این مسیر قرار است به کجا برسد، «نورنبرگ» جسورانه‌ترین — و شاید بحث‌برانگیزترین — گام خود را برمی‌دارد. همان‌طور که می‌دانیم، در جریان دادگاه‌ها تصاویر واقعی اردوگاه‌های کار اجباری و نابودی به نمایش درآمدند — و جیمز وندربیلت همین تصاویر را به تماشاگر سینما نیز نشان می‌دهد: نزدیک به پنج دقیقه کامل، بدون موسیقی و تقریباً در سکوت مطلق.

می‌توان درباره این موضوع اختلاف‌نظر داشت که آیا اساساً فیلم داستانی می‌تواند ظرف مناسبی برای چنین تصاویری باشد یا نه. اما این صحنه تأثیر خود را از دست نمی‌دهد. ناگهان فیلم بر زمین واقعیت فرود می‌آید. اگر تا پیش از آن شاید کسی از بازی گاه اغراق‌آمیز Rami Malek (رامی مالک) یا لهجه‌های عجیب آلمانی سرگرم شده بود، همه‌چیز محو می‌شود؛ جدیت موضوع دوباره در ذهن زنده می‌شود، همان‌طور که تاریخی که هیچ فاصله‌ای را مجاز نمی‌داند.

یک فیلم درباره نورنبرگ چه دستاورد بزرگ‌تری می‌تواند داشته باشد جز همین؟

چه حیف که فیلمی که توانایی ایجاد چنین تأثیری را دارد، در پایان به آن اعتماد نمی‌کند و در پیچش‌های آخر دوباره به اوج‌های پاتوس‌آلود پناه می‌برد. با این حال، «نورنبرگ» در پایان بار دیگر به دریافت‌های جاودانه هانا آرنت بازمی‌گردد: کلی کتابش را می‌نویسد و در آن این تز را مطرح می‌کند که توتالیتاریسم می‌تواند در هر زمان و هر مکان دوباره پدیدار شود.

اما هیچ‌کس نمی‌خواهد این را بشنود؛ زیرا در آن صورت، هرکسی ممکن است خود را بخشی از همین معادله ببیند.

به نقل از سایت نشریه تاتس در آلمان

۶ مه ۲۰۲۶