براهما چلانی
هزینه بالای دیپلماسی رفاقتی ترامپ
برگردان: آزاد
Wed 6 05 2026

پراژکت سندیکیت
۴ مه ۲۰۲۶
یک دیپلماسی مؤثر با اعتبار، ثبات و همسویی آشکار با منافع ملی آن کشور پیوسته است. دیپلماسی شخصی (خصوصی)، نا روشن و فاسد دولت آمریکا هیچ کدام از این خصوصیات را ندارد، بنابراین، دیپلماسی ترامپ سبب کم شدن احترام و اعتماد به آمریکا شده و همچنین، از موثر بودن رل آمریکا در صحنه جهانی می کاهد.
ژنو—در بیشتر دموکراسی ها، رهبری که دیپلماسی پرمخاطره را به اعضای خانواده و شرکای تجاری خود واگذار کند، موجب برانگیختن خشم عمومی خواهد شد. اما رئیس جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، به انجام این عمل با عکس العمل اندکی مواجه شده و بسیاری دیپلماسی رفاقتی او را صرفا «هترودوکسی» (انجام عملی برخلاف جریان رایج) می دانند. پیامدهای بلند مدت این دیپلماسی ترامپ در آینده شدید خواهد بود.
به جای تکیه بر وزیر امور خارجه واستفاده از هیئت دیپلماتیک حرفه ای، ترامپ دیپلماسی محوری کشور امریکا را عمدتا به عهده دامادش، جرد کوشنر، و شریک تجاری اش، سرمایه دار املاک منطقه منهاتن شهر نیویورک، استیو ویتکاف، قرار داده است. کوشنر مشاور ارشد در دولت اول ترامپ بود که مسئول میانجی گری توافق نامه ابراهیم بین اسرائیل و چهار کشور عربی شد و اکنون مانند ویتکاف، فرستاده ویژه صلح است.
کوشنر و ویتکاف با هم رهبری مذاکرات درباره اوکراین، غزه و ایران را بر عهده داشته اند. درحالیکه ، هیچ یک از آن ها، قبل از آنکه ترامپ آن ها را مامور حل چندین مسئله ایکه از پیچیده ترین و پرمخاطره ترین چالش های سیاست خارجی زمان ما به حساب می آیند، نماید ، هیچ تجربه و علم دیپلماتیک نداشتند و به علاوه هر دو دارای تضاد منافع آشکاری هم در این مسائل بودند.
با ویتکاف شروع کنید.
در سال گذشته، پاکستان قرارداد سرمایه گذاری جنجالی با شرکت World Liberty Financial)WLF) امضا کرد؛ یک شرکت رمز ارز که مدیرعامل آن پسر ویتکاف، زاک ویتکاف، است و خانواده های ترامپ و ویتکاف از سهامداران عمده ای این شرکت هستند. در ژانویه گذشته، یکی از وابستگان WLF به توافق دیگری با پاکستان رسید—این بار برای معرفی شرکت «استیبل کوین» (Stable Coin) برای استفاده در معاملات فرامرزی.
البته ، کشور پاکستان هم از نظر محل و تا حدی میانجی بین ایالات متحده و ایران نیز در این مذاکرات شرکت داشت. وقتی که بازیگران حاضر در مذاکره هم درباره نتایج ژئوپلیتیکی ان مذاکره و همچنین در دنبال کردن فرصت های تجاری در همان عرصه هم شرکت داشته باشند، دیپلماسی بصورت تجارت در بازار شبیه شدن به بازار می شود: یعنی در موقعیتی که دسترسی، نفوذ و سود به شدت در هم تنیده میشوند.
در مورد کوشنر.
کوشنر پس از ترک دولت اول ترامپ، یک شرکت سرمایه گذاری خصوصی به نام افینیتی پارتنرز (Affinity Parteners) تأسیس کرد و میلیاردها دلار از پادشاهی های خلیج فارس دریافت نمود، از جمله حدود ۲ میلیارد دلار از صندوق ثروت ملی عربستان سعودی. به عبارت دیگر، کوشنر به سرمایه سعودی وابسته است. با این حال، اکنون انتظار می رود که او برای تنش زدایی با ایران مذاکره کند، حتی در حالی که ولیعهد سعودی، محمد بن سلمان، بطوریکه گزارش شده است ، ترامپ را به ادامه جنگ تشویق می کند.
این مسائل فقط در مذاکرات کشور ایران اتفاق نیافتاد. پیشنهاد «غزه جدید» کوشنر که ژانویه گذشته در داووس رونمایی شد، به طور گسترده ای به عنوان «دیپلماسی خرید و فروش املاک» مورد انتقاد قرار گرفت، زیرا عملا این پروژه بازسازی ، به عنوان یک سرمایه گذاری تجاری بازتعریف میشود و در حالیکه ، مسائل مربوط به حاکمیت و حقوق مردم فلسطین را نادیده می گیرد.
تضاد منافع کوشنر و ویتکاف، همراه با نداشتن مدارک سیاست خارجی شان، توضیح می دهد چرا ترامپ تلاش نکرده آن ها را به سمت های دیپلماتیک رسمی منصوب نماید. زیرا، فرستادگان ویژه رئیس جمهوری، از نظر قانون، احتیاج ندارند از جلسات تأیید مجلس سنا و همچنین الزامات افشا، قوانین اخلاقی و نظارت کنگره ـ که دیپلمات های حرفه ای را ملزم می کندـ بگذرند . بنابراین کوشنر و ویتکاف قادرند بدون داشتن شفافیت اوضاع اقتصادی و غیره خود و بدون پاسخگویی به نمایندگی از آمریکا مذاکره نموده و در حل این مسائل مهم جهانی نفوذ موثری داشته باشند.
البته، کوشنر و ویتکوف تنها افرادی نیستند که از نزدیکی شان به ترامپ بهره می برند. متحدان و اهداکنندگان برجسته، مانند لری الیسون از اوراکل، ) ( won big از سرمایه گذاری خود در پروژه تیک تاک منفعت زیادی برد. این شرکت که عمدتا متعلق به امریکا بود و ترامپ البته، بطور ظاهر این عمل را به «دلایل امنیت ملی » ، اما، عملا شرکت مادر چینی آن را مجبور به ایجاد آن کرد ه بود؛ صورت گرفت.
منافع پسران ترامپ
علاوه بر این، پسران ترامپ، اریک و دونالد جونیور، اخیرا به یک شرکت پهپادی به نام پاورس (Powerus) پیوسته اند و در تلاشند تا رهگیرهای پهپادی به کشورهای خلیج فارس بفروشند تا حملات ایران را که در پاسخ به جنگ پدرشان ( آقای ترامپ) است، دفع کنند. Foundation Future Industries، یک استارتاپ رباتیک که اریک ترامپ مشاور ارشد استراتژی آن است، اخیرا قراردادی ۲۴ میلیون دلاری با پنتاگون دریافت کرده است.
همچنین، اخیرا گزارش هایی از احتمال معاملات داخلی پیرامون جنگ ایران منتشر شده است، که نشان میدهد شاید شرط بندی های بزرگی درست پیش از اظهارات عمومی تاثیرگذار هر روزه ترامپ در بازار سهام ، عده صاحب منافع بزرگی در بازار سهام شدند.
با این حال، مردم آمریکا، چه نسبت به شدت شکستن هنجارها توسط ترامپ بی حس شده باشند و چه صرفا نتوانسته اند با سرعت و گستردگی نقض ها همگام شوند، به ندرت به چنین اخباری واکنش نشان می دهند. رسوایی هایی که می توانستند هر دولت قبلی آمریکا را سرنگون کنند—یا دست کم موجب تحقیقات فوری شوند—در دوران ترامپ به امری عادی تبدیل شده اند.
با حزب جمهوری خواه که به هر خواسته ترامپ تن داده و هر جرم او را توجیه می کند—در حالی که کنترل هر دو مجلس کنگره را در دست دارد—نوعی بی تفاوتی عمومی شکل گرفته است. به همان گونه که، خشم فروکش میکند، قدرت محدودکننده هنجارهای سیاسی نیز کاهش خواهد یافت . در نتیجه، سوءاستفاده ها آشکارتر و فاحش تر شده و اعتماد از بین رفته است. حتی اگر همدستان ترامپ موفق به رسیدن به توافق صلح شوند، این موضوع شایسته شک و تردید خواهد بود و برای هر امتیازی، سوالاتی درباره اینکه واقعا چه کسی سود برده و چه کسی به خطر افتاده است، مطرح خواهد شد.
این عمل ترامپ ، نه تنها اهمیت توافقات خاص او را مورد سوال قرار میدهد، بلکه رهبری جهانی آمریکا نیز به طور کلی تضعیف خواهد شد. اکنون، با هدایت سیاست خارجی آمریکا ، بر اساس وفاداری شخصی، شبکه های غیررسمی و منافع خصوصی، هرگونه اعتباری که آمریکا به عنوان شریک قابل اعتماد، مذاکره کننده با حسن نیت و مدافع حاکمیت قانون داشت، نابود شده است. هیچ یک از این ها به راحتی قابل ترمیم نخواهد بود.
در حال حاضر، اگر دولت های خارجی بخواهند سیاست آمریکا را تحت تأثیر قرار دهند یا همکاری ژئوپلیتیکی کشور را تضمین کنند، باید این کار را برای ترامپ ارزشمند کنند. البته، در هیچ مسئله ای این موضوع به اندازه آنچه به «هیئت صلح موسوم» به ترامپ شناخته می شود، مشهود نیست—جایگزینی فرضی برای سازمان ملل که کرسی دائمی در آن قیمت یک میلیارد دلاری دارد. این بیشتر بازی یک شرکت ژئوپلیتیکی برای پرداخت و باز پس گرفتن منفعت است تا یک نهاد چندجانبه سیاسی/اقتصادی، اما برخی کشورها به نظر می اید که حاضرند برای رضای خاطر رئیس جمهور آمریکا پول نقد پرداخت کنند.
دیگرانی هم برای شکل دادن به سیاست آمریکا ، به اقامتگاه مار-ا-لاگو در فلوریدا می روند که ترامپ به طور فزاینده ای از آن برای تعاملات دیپلماتیک رسمی خود استفاده می کند. و البته، کسانی، در این رابطه برای مشارکت در معاملات خودمحور و معامله های تجاری با حلقه داخلی ترامپ به آنجا می روند. در حالیکه، جنگ ها و همچنان پیامدهای انسانی و اقتصادی گسترده آنها ادامه دارند.
مدافعان ترامپ استدلال می کنند که« بازیگران غیرمتعارف» می توانند پیشرفت هایی ایجاد کنند که «فرآیندهای متعارف» شکست خورده اند. اما دیپلماسی صرفا یک معامله نیست؛ بلکه به اعتبار، ثبات و همسویی آشکار با منافع ملی بستگی دارد. دیپلماسی شخصی وخصوصی، نا روشن و فاسد که کوشنر و ویتکاف دنبال می کنند، هیچ یک از این خصوصیات را منتقل نمی کند. بلکه آنچه این افراد واین اعمال خواهند کرد ، مطمئنا احترام آمریکا را میکاهند و در نتیجه آمریکا مورد اعتماد کمتری( کمتر اعتماد) خواهد بود و همچنین تاٍیر کمتری در صحنه جهانی خواهد داشت.
برهما چلانی، استاد بازنشسته مطالعات استراتژیک در مرکز پژوهش سیاست مستقر در دهلی نو و پژوهشگر آکادمی رابرت بوش در برلین، نویسنده نه کتاب از جمله «آب: میدان نبرد جدید آسیا» (انتشارات دانشگاه جورج تاون، ۲۰۱۱) است که برای آن جایزه کتاب برنارد شوارتز انجمن آسیا ۲۰۱۲ را دریافت کرد.
بیشتر بخوانید
|
|