میهمان
Sun 3 05 2026
شهریار حاتمی
بادِ سرگردانم و صحرا به صحرا میروم
آمدم از ناکجا اینجا و، زینجا میروم
ارمغان با خویش آوردم، غبارِ راه را
چون خَسی بر کاکُلِ رودم، به دریا میروم
اختیارِ راه از کف رفت و من، دیوانهوار
همچو مجنون، از پیِ محبوب، لیلا میروم
در گذار از قلهها و دشتها و درّهها
گه نسیمی خامُشام، بیشور و غوغا میروم
کس نمی بیند مرا، هرگز نمی اُفتم به دام
دام با خود میبَرَم، وقتی چو عنقا میروم
همرهی میبود اگر، هموارتر میگشت راه
جستوجو کردم رفیقی، لیک تنها میروم
میهمانم کن، مران از در مرا، ای میزبان
امشبی آسودهام بگذار، فردا میروم.
شهریار حاتمی
استکهلم ۱۳ اردیبهشت
|
|