عصر نو
www.asre-nou.net

اطلاعيه سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران

اول ماه مه روز همبستگی کارگران جهان خجسته باد!

به مناسبت اول ماه مه، روز جهانی کارگر
Thu 30 04 2026

new/Logo-etehde-fadaeian-new.jpg
اول ماه مه، روز همبستگی جهانی کارگران، یادآور تاریخی طولانی از مبارزه کارگران برای نان، کرامت انسانی، امنیت و عدالت اجتماعی است. این روز در ایرانِ امروز، در شرایطی فرا می‌رسد که کارگران زیر فشار هم‌زمانِ فقر، بیکاری، بی‌حقوقی، ناامنی شغلی، سرکوب تشکل‌یابی، و پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم وضعیت جنگی و بحران‌های مزمن اقتصادی قرار دارند.

در سطح جهانی نیز طبقهٔ کارگر با شرایطی کمابیش مشابه روبه‌روست. گسترش سیاست‌های نولیبرالی، خصوصی‌سازی، انعطاف‌پذیرسازی بازار کار، تضعیف اتحادیه‌ها، و انتقال بحران‌های اقتصادی به دوش زحمتکشان، زندگی میلیون‌ها کارگر را در سراسر جهان ناامن کرده است. جنگ‌ها، تخریب محیط زیست، مهاجرت‌های اجباری، و شکاف فزایندهٔ طبقاتی، نشان می‌دهد که نظام مسلط جهانی، سود و انباشت سرمایه را بر جان و کرامت انسان‌ها ترجیح می‌دهد. با این‌حال، مبارزات کارگری در کشورهای مختلف گواه آن است که همبستگی بین‌المللی و مقاومت جمعی، همچنان نیرویی زنده و تعیین‌کننده در برابر بی‌عدالتی و استثمار جهانی است.

کارگران ایرانی در وضعیتی به سر می‌برند که دستمزدهایشان بسيار پائين‌تر از خط فقر است، قراردادهای موقت و سفیدامضا به قاعده بدل شده، اخراج‌های بی‌ضابطه امنیت معیشت را از میان برده، و حق تشکل‌یابی مستقل و اعتراض صنفی به ‌شدت سرکوب می‌شود. هر تلاش برای دستیابی به عدالت و برابری، با تهدید، بازداشت، اخراج و زندان پاسخ داده می‌شود. این وضعیت نه تصادفی، بلکه نتیجه ساختارهایی ناعادلانه است که سود را بر انسان و قدرت را بر زندگی ترجیح می‌دهند. سال‌ها سیاست‌های اقتصادی ناعادلانه، خصوصی‌سازی‌های گسترده، حذف حمایت‌های اجتماعی، و واگذاری معیشت مردم به منطق سود، زندگی میلیون‌ها کارگر و زحمتکش را به مرز فروپاشی کشانده است. تورم افسارگسیخته و افزایش بی‌وقفهٔ هزینه‌های زندگی، در کنار دستمزدهایی که حتی کفاف حداقل معیشت را نمی‌دهد، فشار سنگینی بر خانواده‌های کارگری وارد کرده و پدیده‌هایی چون کار کودکان، حاشیه‌نشینی و گسترش فقر ساختاری را تشدید کرده است. نبود امنیت شغلی، ساعات کار طولانی، محیط‌های ناایمن کاری، و فقدان بیمه و خدمات درمانی مناسب، جان و سلامت کارگران را به‌طور مستقیم تهدید می‌کند. حوادث کاری مرگبار و آسیب‌های جسمی و روانی ناشی از شرایط غیرانسانی کار، هر روز قربانی می‌گیرد، بی‌آنکه مسئولان پاسخ‌گو باشند یا تغییری واقعی در این وضعیت ایجاد شود.

در ادامه «جنگ ١٢ روزه»، در خرداد-تیر سال گذشته، با تهاجم نظامی دوباره و گسترده‌تر آمریکا و اسرائیل علیه حکومت اسلامی ایران، در اسفند گذشته، باری دیگر هیولای جنگ بر سرزمین ما مستولی شد. در این جنگ چهل روزه، هزاران نفر از مردم غیرنظامی، از جمله کودکان، جانباخته و ده‌ها هزار نفر مجروح شده‌اند، بیش از صد هزار واحد مسکونی تخریب گردیده و اغلب ساکنان آنها آواره شده‌اند. به واسطه شدت و دامنه گسترده حملات و بمباران‌ها، هزاران واحد تولیدی و خدماتی و زیرساخت‌های اقتصادی و اجتماعی، شامل بیمارستان، مدرسه و دانشگاه، پل‌ها، خطوط آهن، بنادر و فرودگاه‌ها و...، آسیب دیده و یا ویران گشته‌اند و تعداد زیادی از بزرگترین کارخانه‌ها و مراکز تولیدی، از جمله واحدهای فولادسازی، پتروشیمی، پالایشگاه، نیروگاه و...، آماج حمله قرار گرفته و تخریب و یا تعطیل شده‌ا‌ند. این جنگ ضربات بسیار سنگینی بر شالوده تولیدی و اقتصادی کشور وارد کرده، که حتی پس از پایان احتمالی درگیری نظامی و محاصره دریایی بنادر و سواحل ایران، عواقب فاجعه بار آن به تدریج آشکارتر خواهد شد.

یکی از پیامدهای ملموس این تهاجمات به محیط‌های کار و تولید، طبعاً کاهش یا توقف فعالیت در بخش‌های عمده اقتصادی است که حجم بی‌سابقه‌ای از اخراج و بیکاری گسترده کارگران و کارمندان را در پی دارد. برپایه برآوردهای مقدماتی، بر اثر جنگ چهل روزه، دست‌کم سه تا چهار میلیون نفر بر شمار بیکاران افزوده می‌شود. قطعی اینترنت طی دو ماه گذشته، به بهانه جنگ و در واقع به دلیل تشدید سانسور و خفقان و سرکوب از جانب رژیم اسلامی، نه تنها مردم را از دسترسی به اطلاعات، خبرگیری و ارتباطات فردی و اجتماعی محروم کرده بلکه موجب تعطیلی بخش دیگری از فعالیت‌های اقتصادی و خدمت رسانی و بیکار شدن صدها هزار نفر دیگر شده است. بیکاری و بلاتکلیفی و آوارگی انبوه خانوارهای کارگری و زحمتکش و تهیدست، که همچنان در نگرانی و اضطراب شرایط جنگی و تشدید سرکوب و اختناق به سر می‌برند، آنها را از حداقل زیست‌مایه نیز محروم می‌کند. در این میان دولت و کارفرمایان نیز به عناوین گوناگون، با صدور برگه «عدم نیاز» و معرفی به بیمه بیکاری یا مرخصی اجباری و یا اخراج فوری، انواع اجحافات را بر کارگران و کارکنان شاغل تحمیل می‌کنند، ضمن آن که، بخش بسیار بزرگی از کارگران هم، از شمول مقررات «قانون کار» موجود خارج بوده و، عملاً، که هیچ حقی ندارند.

شرایط جنگی و تعطیلی واحدهای تولیدی، وضعیت «رکود تورمی» موجود را به طرز بی‌سابقه‌ای شدت بخشیده است که تبعات شوم آن، بیش از پیش متوجه کارگران و زحمتکشان و أصناف خرده‌پا است. در اسفند گذشته، «شورای عالی کار» رژیم میزان حداقل دستمزد ماهانه را برای سال جاری حدود ٦/١٦ میلیون تومان تعیین کرد، در حالی که این مبلغ چند برابر پائین‌تر از «سبد معیشت» یک خانوار کارگری است، و بانک مرکزی رژیم‌ هم نرخ تورم را در همان ماه، نسبت به اسفند سال ١٤٠٣، حدود ٧٢ درصد اعلام کرد. طبق ارقام رسمی، نرخ تورم خوراکی‌ها نیز به حدود ١١٣ در صد رسیده است و پیش‌بینی می‌شود که، در پی صدمات ناشی از جنگ، نرخ تورم در ماه‌های آتی سه رقمی بشود، جدا از این که در صورت تداوم شرایط مشقت بار کنونی، نبود یا کمبود شدید در تامین دارو و ارزاق عمومی هم می‌تواند بروز کند. در این وضعیت کاملا پیداست که پرداخت مبالغی زیر عنوان «یارانه»، یا «کالابرگ» آن چنان ناچیز، محدود و نامطمئن است که، در عمل تاثیری بر کاهش بار سنگین هزینه‌های زندگی بر دوش کارگران و زحمتکشان ندارد و روند مستمر فقر و فلاکت و محرومیت باز هم ابعاد بی‌سابقه‌ای پیدا می‌کند.

جنبش کارگری که در سالیان گذشته رو به گسترش بوده است، در پی جنگ ١٢ روزه و تشدید سرکوبگری‌ها، در ماه‌های خرداد و تیر سال گذشته افت شدیدی یافت ولی متوقف نگردید. چنان که از اواخر مردادماه به تدریج از سر گرفته شده و واحدهای بزرگ صنعتی و خدماتی را هم در بر گرفت. بعد از خیزش اعتراضی گسترده مردم در دی ماه، که با کشتار و سرکوب دهشتناک حکومت اسلامی مواجه شد، حرکت‌های اعتراضی کارگران، زحمتکشان، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان و.... نیز فروکش کرد. این گونه حرکت‌ها، باز هم از اواخر بهمن و اوایل اسفند تدریجا شروع شده بود که آغاز دوباره جنگ، شرائط جنگی را بر کشور حاکم کرد. دور از انتظار نیست که در صورت خاتمه جنگ و شرایط جنگی، جنبش کارگری ایران در کنار سایر جنبش‌های صنفی و اجتماعی از سر گرفته شود.

ما باور داریم که رهایی کارگران بدون عدالت اجتماعی ممکن نیست؛ و عدالت اجتماعی بدون برابری واقعی و پایان ‌دادن به استثمار، دست‌نیافتنی است. راه برون‌رفت از این چرخهٔ نابرابری، در اتحاد، آگاهی و مبارزهٔ جمعی نهفته است. تنها با همبستگی طبقاتی و حرکت به ‌سوی نظمی انسانی و سوسیالیستی می‌توان جامعه‌ای بنا کرد که در آن ثروت اجتماعی به‌طور عادلانه توزیع شود، کار از استثمار رها گردد، و انسان بر سرمایه و رفاه همگانی بر منافع اقلیت حاکم اولویت داشته باشد.

سرنگون باد جمهوری اسلامی
زنده باد همبستگی طبقاتی
زنده باد مبارزهٔ کارگران
نه به جنگ، برقرار باد صلح
زنده باد آزادی، برابری و سوسیالیسم

سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران
١١ ارديبهشت‌ماه ١٤٠٥ / اول ماه مه ٢٠٢٦