عصر نو
www.asre-nou.net

جیسون رینولدز نویسنده در گفت‌وگو با تاتس

«می‌توانی رازهایت را در کتاب‌ها زمزمه کنی»

گفت‌وگو از: سوزان مِسِمر
Tue 28 04 2026



جیسون رینولدز، نویسنده آمریکایی، رمان‌هایی برای کودک و نوجوان درباره‌ی خشونت و نژادپرستی می‌نویسد. با این حال، او مطمئن است که انسان‌ها به‌طور ذاتی خوب‌اند.

دیدار با جیسون رینولدز در اواسط مارس در یک کتابخانه در محله‌ی رنگارنگ و پرهیاهوی «وِدینگ» برلین انجام می‌شود. این مکان با او هماهنگ است. رینولدز درباره‌ی نوجوانانی می‌نویسد که خودش نیز زمانی یکی از آن‌ها بوده است: بزرگ‌شده در شرایطی ناپایدار که معمولاً در مرکز توجه ادبیات قرار نمی‌گیرند.

او در آلمان نیز به‌عنوان صدایی مهم در ادبیات کودک و نوجوان شناخته می‌شود. با طنز فراوان و زبانی روزمره و اصیل، به خوانندگان جوان، نژادپرستی ساختاری و تبعیض را نزدیک می‌کند. رینولدز در حال تور کتاب‌خوانی است و پس از این مصاحبه از رمان تازه‌اش «۲۴ ثانیه از حالا» خواهد خواند. او زیاد درباره‌ی جت‌لگ خود و سختی پیدا کردن قهوه‌ی خوب در آلمان صحبت می‌کند، اما با این حال به‌طرز شگفت‌آوری سرحال و صمیمی است.

«اگر کودکی فکر کند کتاب به دردش نمی‌خورد چه می‌بینید؟»

جیسون رینولدز:
خودم را می‌بینم، و با او صبور و همراه هستم. عصبانی‌اش نمی‌شوم. می‌فهمم. سخت است. من کتاب‌هایی را که نیاز داشتم نداشتم. امروز کودکان کتاب‌های بیشتری دارند، اما حواس‌پرتی هم خیلی زیاد شده است.

«کودکی شما چطور بود؟»

من حساس بودم، اما به شکلی پایدار و زمینی—و اصلاً نمی‌دانستم این مرا به کجا خواهد برد. برای همین هم کمی ساده‌لوح بودم. دانش‌آموز خوبی نبودم. از آن بچه‌های محله بودم، بچه‌ی خیابان.

او در یک محله‌ی عمدتاً سیاه‌پوست در حومه‌ی واشنگتن دی.سی. بزرگ شده، در خانه‌ای بدون کتاب—همان‌طور که خودش تأکید می‌کند.

«زندگی بدون کتاب چگونه بود؟»

کتاب نبود، اما عشق زیاد بود. مادرم به ما فرزندانش آزادی زیادی می‌داد تا بفهمیم چه کسی هستیم و کنجکاو باشیم—نه فقط درباره‌ی جهان بیرون، بلکه درباره‌ی درون خودمان.

«او به شما یاد داد از عقلتان استفاده کنید؟»

بله. و از قلبمان. و به حس درونی‌مان اعتماد کنیم.

پیش از آن‌که کتاب‌ها برایش مهم شوند، بیشتر رپ گوش می‌داد و متن‌های رپ می‌خواند.

«چرا رپ؟»

چون دنیای من بود. من صدای خودم را جای دیگری نمی‌شنیدم. رپرها به زبان محله‌ی من حرف می‌زدند، با خشونت و تیزی خاصی. آن‌ها مثل برادران بزرگ‌تر من لباس می‌پوشیدند. ما همدیگر را می‌فهمیدیم. رپ نوعی شورش بود و هنوز هم هست. من شروع کردم به نوشتن شعر.

«اولین کتاب را چه زمانی خواندید؟»

در ۱۷ سالگی. کتاب عالی بود. و فکر کردم: وای، چه کتاب خوبی. اما مهم‌تر از آن حس پایان دادن به یک کتاب بود. به خواندن معتاد شدم.

«اولین کتاب چه بود؟»

«Black Boy» اثر ریچارد رایت، یکی از مهم‌ترین آثار ادبیات آفریقایی-آمریکایی قرن بیستم.

«چه کسی آن را به شما داد؟»

معلمم در کالج. بعد از اینکه در کلاس با هم بحث تندی کردیم چون من خوابم برده بود. گفت: این کتاب را بگیر، دو صفحه اولش را بخوان. اگر دوست داشتی ادامه بده، اگر نه ببندش. در صفحه دوم، شخصیت اصلی پرده‌ها را آتش می‌زند. با او همذات‌پنداری کردم.

«چه زمانی شروع به نوشتن کردید؟»

از ۱۸ سالگی. کتاب‌هایم را خودم چاپ می‌کردم و از صندوق عقب ماشین مادرم می‌فروختم. بعد از دانشگاه در ۲۰۰۵ به نیویورک رفتم و اولین قرارداد واقعی‌ام را گرفتم. فکر می‌کردم ثروتمند و مشهور می‌شوم—و واقعاً هم برای دو هفته ثروتمند بودم.

«فقط دو هفته؟»

همه پول را خرج کفش و خرچنگ کردم. تا آن زمان شغل واقعی نداشتم. بعد از آن برای ده سال شلوار جین فروختم. حتی نوشتن را هم برای مدتی کنار گذاشتم. اما دوستی به من گفت: یک بار دیگر امتحان کن. و این‌گونه اولین رمان نوجوانم را نوشتم: When I was the Greatest.

«موضوع کتاب جدیدتان چیست؟»

درباره‌ی شکنندگی است. درباره‌ی پسری که برای اولین تجربه‌ی جنسی‌اش آن‌قدر مضطرب است که حالش به هم می‌خورد. می‌خواستم نشان دهم پسرها هم به داستان‌های عاشقانه نیاز دارند—از زاویه‌ی خودشان.

«آیا واقعاً برای همه این تجربه ترسناک است؟»

بله. هیچ‌کس خونسرد نیست. پسرها تظاهر می‌کنند، اما همه مضطرب‌اند. می‌خواستم این فشار را از دوششان بردارم.

«چرا درباره‌ی مردان این‌قدر تصویر کلیشه‌ای وجود دارد؟»

در جامعه‌ی من، پسرها خیلی زود باید بزرگ می‌شدند. در ۱۴ یا ۱۵ سالگی به‌عنوان بزرگسال با ما رفتار می‌شد. این همیشه سالم نبود.

«مردان واقعاً این‌گونه‌اند؟»

بله. همه می‌دانند که مردها در واقع نرم‌تر از آن چیزی هستند که نشان می‌دهند. آن‌ها فقط تظاهر می‌کنند. حتی همان مردهایی که بیرون نقش خشن بازی می‌کنند، در واقع آدم‌های لطیفی هستند.

تاتس: شما درباره‌ی کودکانی می‌نویسید که تجربه‌های وحشتناکی داشته‌اند. در کتاب «Ghost» مثلاً درباره‌ی پسری است که پدر مستش تقریباً به او شلیک می‌کند. در «Sunny» درباره‌ی پسری است که مادرش هنگام زایمان می‌میرد و پدرش هم نمی‌تواند از سوگ بیرون بیاید. چطور می‌توانید با چنین سبکی و سادگی درباره‌ی تروما بنویسید؟

جیسون رینولدز:
فکر می‌کنم این همان شیوه‌ای است که خودم هم با آن کنار آمده‌ام. من خودم تجربه‌های آسیب‌زا داشته‌ام. وقتی ۱۹ ساله بودم، دوستی بسیار نزدیکم به قتل رسید. به احترام او و خانواده‌اش نمی‌توانم بگویم دقیقاً چه اتفاقی افتاد. اما می‌توانم بگویم که این تجربه هنوز با من است. آن را به پس‌زمینه رانده‌ام، فاصله‌ای با آن گرفته‌ام. فقط با این کار توانستم به زندگی ادامه بدهم. فکر می‌کنم این را از خانواده‌ام یاد گرفته‌ام.

تاتس: دقیقاً چه چیزی؟

در خانواده‌ی من همه می‌دانند که درد بخشی از زندگی است. مادرم همیشه می‌گفت: اگر انسانی را ببینی که فقط گریه می‌کند و هرگز نمی‌خندد، به او اعتماد نکن، چون این دروغ است.

تاتس: آیا نوشتن درباره‌ی تروما کمک می‌کند بهتر با آن کنار بیاییم؟

من همه‌ی کتاب‌ها—چه آن‌ها را بنویسی چه بخوانی—را مثل کمدهایی برای رازها می‌بینم. می‌توانی رازهایت را در کتاب‌ها پنهان کنی. می‌توانی در آن‌ها زمزمه‌شان کنی. و بعد کتاب را ببندی. این بسیار ارزشمند است.

تاتس: بسیاری از چیزها، حتی تروماها، بدون گفت‌وگو از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند. شما در کارتان با این مسئله چگونه برخورد می‌کنید؟

مادرم با من همان‌طور رفتار می‌کند که با او رفتار شده بود. اگر سخت‌گیر است، به‌خاطر شیوه‌ای است که مادر خودش با او سخت‌گیر بوده. اما آن نسل در زمان و شرایط دیگری بوده است. به همین دلیل، این سخت‌گیری گاهی کاملاً ناعادلانه به نظر می‌رسد.

تاتس: یعنی زمانه تغییر کرده است؟

هم بله، هم نه. انگار در عمق، قوانینی وجود دارد که ما خودمان نساخته‌ایم. آن‌ها از والدین به ما منتقل شده‌اند. و این حتی در ساده‌ترین چیزها مثل تمیز کردن کفش هم دیده می‌شود.

تاتس: مثل تمیز کردن کفش؟

بله. پدربزرگم به من یاد داد که کفش‌هایت را باید تمیز نگه داری، چون مردم تو را از روی کفش‌هایت قضاوت می‌کنند. هنوز هم در سال ۲۰۲۶ به تمیز بودن کفش‌هایم دقت می‌کنم، چون می‌خواهم «خوب به نظر برسم».

تاتس: نوشتن شما بسیار جسمانی است…

رینولدز: من فکر می‌کنم زبان باید ذهن را تقلید کند. ما گاهی با نوشتن بیش از حد شیک و ادبی به خودمان ظلم می‌کنیم، چون ذهن جای شیک و مرتب و ادیبانه‌ای نیست.

تاتس: یعنی ادبیات بیش از حد نظم می‌دهد؟

بله. در حالی که ذهن پر از افکار و احساسات تکه‌تکه است. آن‌ها مثل تصاویر ناگهانی می‌آیند و می‌روند. زبان باید این آشوب را نشان دهد. باید بتواند شوک یا شادی شدید را بازتاب دهد. باید حتی ساختار جمله را بشکند.

تاتس: درباره‌ی کتاب «Stamped» هم می‌خواستم بپرسم…

اگر ایده‌ی نژادپرستی توسط انسان‌ها ساخته و نوشته شده، پس یعنی می‌توان آن را تغییر داد. اگر انسان‌ها توانسته‌اند نژادپرستی را «تصور» کنند، پس می‌توانند جهانی بدون نژادپرستی هم تصور کنند.

تاتس: یعنی باید آن را «یادنگرفتن» کنیم؟

بله. ما از افسانه‌ها برای توضیح چیزهایی استفاده می‌کنیم که نمی‌خواهیم مستقیم درباره‌شان حرف بزنیم. نژادپرستی هم نوعی افسانه است که می‌گوید: تو انسان نیستی. اما این یک داستان ساخته‌شده است.

تاتس: اما این «داستان‌ها» واقعیت می‌سازند…

بله، اما سؤال این است: دقیقاً چه چیزی در ذهن انسان را هدف می‌گیرند؟ چرا بعضی‌ها فکر می‌کنند امن‌تر است در کنار این روایت‌ها بایستند؟ این سؤال باید پرسیده شود.

تاتس: آیا از سیاست امروز آمریکا می‌ترسید؟

نه آن‌قدر که بسیاری از دوستانم. اما نگران‌کننده است، چون از بالا می‌آید. از رئیس‌جمهور.

تاتس: فقط از او؟

نه. من در سراسر آمریکا سفر کرده‌ام. اما باور دارم که بیشتر انسان‌ها ذاتاً بد نیستند.

تاتس: پس افزایش نفرت‌پراکنی را چگونه توضیح می‌دهید؟

به نظر من بزرگ‌ترین مشکل جهان پس از بحران محیط زیست، بی‌سوادی است. چون کنترل انسان‌های ناآگاه بسیار آسان‌تر است.

تاتس: کتاب‌هایتان در آمریکا ممنوع می‌شوند…

این موضوع از ابتدای کار من وجود داشته و حالا بدتر شده است. این مرا عصبانی و ناراحت می‌کند. این‌که کسی فکر کند من چیزی می‌نویسم که به کودکان آسیب بزند.

تاتس: در پایان، وقتی نوجوانی پس از خواندن یا شنیدن حرف‌های شما ساکت می‌شود، چه امیدی دارید؟

این‌که احساس کند دیده و مراقبت شده است. این‌که فکر کند: «این نویسنده برای من اهمیت قائل است.» همین کافی است.

جیسون رینولدز
، ۴۲ ساله، در حومه‌ی واشنگتن دی.سی. بزرگ شد و در دانشگاه مریلند در رشته‌ی علوم ادبی تحصیل کرد. نخستین کتاب نوجوان او که در آلمان منتشر شد «Coole Nummer» (شماره باحال) نام داشت و در سال ۲۰۱۵ منتشر شد. از آن زمان تاکنون، در آلمان ۱۳ کتاب دیگر برای نوجوانان از او منتشر شده است. در ایالات متحده، رینولدز یک چهره‌ی شناخته‌شده و ستاره‌ی ادبیات است و به‌عنوان هفتمین «سفیر ملی ادبیات نوجوانان» (National Ambassador for Young People’s Literature) انتخاب شده بود.

درباره کتاب

در تازه‌ترین کتاب او با عنوان «۲۴ ثانیه از حالا»، رینولدز داستان نوجوانی را روایت می‌کند که بسیار مضطرب است، زیرا او و دوست‌دخترش پس از دو سال رابطه تصمیم گرفته‌اند برای نخستین‌بار با یکدیگر رابطه‌ی جنسی داشته باشند.