زندانیان سیاسی را از یاد نبریم
Sat 25 04 2026
محسن حسام
گاهی اوقات وقتی میبینم، آدمهایی بدون هیچگونه انعطافی به یک زندانی قدیمی میپردازند، دچار شگفتی میشوم. گویی آن زندانی در بند حق ندارد آرای خودش را از طریق شبکههای اجتماعی بیان کند، جسمش در سلول انفرادی محبوس است، ارتباطش با دنیای خارج قطع، از خدمات درمانی محروم، نه تماس تلفنی، نه ملاقات حضوری، و حتی نه دیدار پنج دقیقهی از توی کابین شیشهای. زندانی سالهاست در بند است بدون اینکه حتی یک روز به او مرخصی استعلاجی دادهباشند. زندانی در سلول انفرادی اوین، قزل الحصار، زنان زندانی زندان لاکان رشت، زنان زندانی زندان قرچک و فشافویه ورامین. زندانی از یاد رفته است، سعید ماسوری، بیست و چهار سال آزگار است که اجازه نیافتهاست حتی یک روز چشمش آفتاب را ببیند. هوای میهنش را استشمام کند. دستان گرم مادر سالخوردهاش را لمس کند. زینب جلالیان، بیش از نوزده سال است که ارتباطش را با دنیای خارج قطع کردهاند. محبوس در چاردیواری زندان، زندانی تبعیدی، زینب حتی نمیتواند مکانها را بهیاد بیاورد، او حس زمان را از دست داده است. سالهاست که با بیماریهای قلبی، عروقی، عفونی دست و پنجه میکند، جوانیاش را در سلولهای انفرادی طی کردهاست. اما، با این همه، بهعنوان عنصر مقاومت در زندان بدون هیچگونه چشمداشتی از مسئولین زندان یک جوری پیش خودش با زمان کنار میآید. امروز میگذرد، فردا نیز خواهد گذشت. گاهی اوقات پیش خودش میگوید این روزها گذرانند.

اما ایکاش میشد پیش خود تصور کرد بعد از سپری شدن زمستان سخت، با آمدن بهار و رویش گیاهان و شکوفه دادن درختان و نور و روشنایی، با فرارسیدن گرمای مطبوع بهار، درهای زندان بهروی او گشوده خواهد شد. نه، برای زینب جلالیان، برای سعید ماسوری آزادی در کار نیست. شاید، کسی چه میداند اگر ما فعالان جنبش زنان، دست در دست فعالان حقوق مدنی بدهیم، بتوانیم روزی درهای زندانها را بهروی زینب جلالیانها و سعید ماسوریها بگشاییم، همچنانکه درهای سلول های انفرادی را بهروی زندانی سیاسی دکتر لطیف حسنی گشودیم. همان دکتر لطیف حسنی که بهخاطر فشار مضاعف بر زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذای طولانی زد. لطیف پنجاه و دو روز اعتصاب غذا کرد. بگونهای که به شهادت همسرش در روزهای آخر به سختی قادر به صحبت کردن بود.
مخاطب من دکتر فرهاد میثمی را به یاد داری، همان فرهاد میثمی ، زندانی سابق که در رابطه با مخالفت حجاب اجباری با رضا خندان، زندانی کنونی، همسر نسرین ستوده، که همین چند روز قبل بیهیچ اعلام جرمی در خانهاش بازداشت شده و به جای نامعلوم برده شده است، حکومت بدون قانون. باری، دکتر فرهاد میثمی بهدلایل مختلف سیاسی و به اعتراض به محکومیت دکتر جلالی، جهت آزادی او همچنین جهت آزادی عنصر مقاومت در زندان، بهاره هدایت دست به اعتصاب غذای طولانی زد. وقتی بعد از پنجاه و چند روز در سلول انفرادی را بهروی فرهاد گشودند، از او به جز پوست و استخوانی چیزی بیشتر باقی نمانده بود.
شریفه ، وریشه، پخشان، دختران کرد، دختران ایران، هنوز گروگان مقامات قوه قضاییه هستند و در زندان بهسر می برند.
از بهاره هدایت بگویم، همان بهاره که قریب به بیش از ده سال جوانیاش را پشت میلههای زندان گذرانده بود. بدون اینکه حتی یکبار از خود ضعف نشان دهد. از یاد نبریم که بهاره دست آخر از خط اصلاحطلبان عبور کرد و بهعنوان عنصر مقاومت در زندان تا پایان محکومیت حبس کشید.
بدون تردید، مخاطب محمد نوری زاد و فاطمه سپهری را بهیاد دارد، هردو از عناصر مقاومت در برابر مقامات قوه قضاییه و بر سر عقاید خود پای فشاری میکنند. همان محمد که بعد از بازداشت، سالهاست که از زندانی به زندان دیگر تبعید میشود. فاطمه، عنصر مقاومت که همچنان با بیماریهای قلبی و عروقی و ریوی دست به گریبان است.
باری، بگذار برای تو از هستی امیری بگویم، نماد مقاومت که برای چندمین بار بازداشت شدهاست، همان هستی که در برابر چرخه خشونت و علیه ماشین اعدام بسیار فعال بود و هم اکنون با سپیده قلیان فعال کارگری و نرگس محمدی برنده جایزه صلح نوبل در بند است. بگذار برای تو از نرگس محمدی بگویم که برای چندمین بار بازداشت شده است، همان نرگس که خواستار فشار جامعه جهانی بر حکومت ایران برای توقف سرکوب، کشتار و لغو همه احکام اعدام ، وصل کردن اینترنت، ازادی زندانیان سیاسی -عقیدتی و تشکیل کمیته حقیقت یاب بین المللی شدهاست.
مخاطب من ،همانگونه که در آغاز این مقاله گفتهام برخی از افراد که این روزها در یوتیوب در حال تحلیل مسائل سیاسی و چشم اندازهای آینده جنگ خانمان برانداز هستند، بگونهای با عناصر مقاومت در زندان برخورد میکنند که گویی زندانی چون دیدگاهی متفاوت بهزعم او ارائه می دهد، با رد گفتمان زندانی حقوق اولیه را از او سلب می کنند. بهطور مثال میخواهم از مصطفی تاجزاده بگویم، این زندانی سالهاست بهخاطر اعتقادات خود و در اعتراض به عملکرد حاکمیت در زندان بهسر میبرد. اما هر بار که نظری از او در فضای مجازی منتشر میشود، با برخورد غیردموکراتیک رو به رو می شود، گویی تاجزاده چون از یک گرایش متفاوت سخن می گوید، به بهانهای شرایط ناشی از زندانی شدن او را ندیده گرفته و سعی میشود مقاومت او را «کم بها» جلوه دهند. در حالی که او نیز همچون دیگران دارد در زندان بهای مقاومت خود را می پردازد، همچون زندانی قدیمی ابوالفضل قدیانی منتقد حکومت. قدیانی بهرغم بیماریهای قلبی عروقی و ریوی همچنان به مقاومت ادامه داده و یکی از چهرههای برجسته و درخشان زندان است. او سالها الهام بخش زندانیان سیاسی -عقیدتی بوده است.
دیر یا زود روزی فرا خواهد رسید که درهای زندانها بهدست مردمان آزاده میهنمان گشوده خواهد شد. ابراز شادمانی از آزادی ریحانه انصارینژاد و انیشا اسداللهی و مریم اکبری منفرد.
ما به سهم خود آزادی عنصر مقاومت در زندان، ریحانه انصاری نژاد، انیشا اسداللهی و مریم اکبری منفرد را به عموم آزادی خواهان و طرفداران برابری و عدالت اجتماعی تبریک عرض نموده و خود را در شادمانی آنها شریک می دانیم.
ما همچنین خواستار آزادی بدون هیچگونه قید و شرط زنان زندانی گیلانی در زندان لاکان رشت و زنان زندانی در زندان فشافویه کرج و دیگر زندان های کشورمان هستیم.
پاریس، بیست و چهارم ماه آوریل سال ۲۰۲۶. محسن حسام
|
|