بحران چندلایه دیابت در ایران؛ از کمبود انسولین تا نابرابری درمان
Wed 22 04 2026
شهناز قراگزلو
بیماران مبتلا به دیابت در ایران این روزها، در حالی که بیش از یک ماه از حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران میگذرد، با شرایطی پیچیده و نگرانکننده مواجهاند؛ وضعیتی که حاصل همزمانی چند بحران در حوزه دارو، تجهیزات درمانی، اقتصاد سلامت و پوشش بیمهای است. اگرچه مسئولان حوزه سلامت از پایداری ذخایر دارویی سخن میگویند، اما روایتهای میدانی بیماران و فعالان حوزه دارو نشان میدهد دسترسی به اقلام حیاتی، بهویژه انسولین، با دشواریهای جدی همراه شده است.
گزارشها از شهرهای مختلف، از تهران تا بیجار، میانه، اصفهان و بندر انزلی، نشان میدهد این مشکل محدود به یک منطقه خاص نیست. بسیاری از بیماران برای تأمین سهمیه ماهانه خود ناچارند به چندین داروخانه مراجعه کنند و در نهایت نیز یا داروی مورد نیاز را کامل تهیه نمیکنند یا آن را با هزینهای بالاتر از گذشته به دست میآورند.
این چالشها در شرایطی رخ میدهد که استرس ناشی از بحرانهای بزرگ، از جنگ تا بیثباتیهای اجتماعی، خود عاملی برای نوسانات قند خون است. در چنین وضعیتی، بیماران بیش از هر زمان دیگری به پایش دقیق نیاز دارند، اما ترس از کمبود دارو و نوار تست، آنها را به کاهش مصرف یا محدود کردن اندازهگیری قند خون وادار میکند. این تصمیمهای اجباری شاید در کوتاهمدت به حفظ ذخیره کمک کند، اما در بلندمدت خطر بروز عوارض جدی مانند آسیب کلیوی، اختلال بینایی و بیماری قلبی را افزایش میدهد و مسیر درمان را مختل میکند.
در کنار انسولین، تجهیزات مدیریت دیابت نیز به چالشی جدی تبدیل شدهاند. نوارهای تست قند خون که مصرفی روزانه و چندباره دارند، با افزایش قیمت چشمگیری مواجه شدهاند، در حالی که پوشش بیمهای تنها بخش محدودی از نیاز بیماران را تأمین میکند و پاسخگوی مصرف واقعی نیست.
وضعیت برای استفادهکنندگان از سنسورهای پایش مداوم قند خون حتی دشوارتر است. این ابزارها که امکان کنترل دقیقتر بیماری و پیشگیری از نوسانات خطرناک را فراهم میکنند، اکنون با هزینههای چند میلیون تومانی و دوره مصرف کوتاه عرضه میشوند و عملاً از دسترس بسیاری از بیماران خارج شدهاند. این در حالی است که استفاده از چنین فناوریهایی میتواند از بروز عوارض عوارض دیررس و پرهزینه جلوگیری کرده و بار مالی بلندمدت نظام سلامت را کاهش دهد.
از سوی دیگر، تغییر در سیاستهای بیمهای نیز فشار مضاعفی بر بیماران وارد کرده است. کاهش پوشش بیمه برای داروهای وارداتی و افزایش مداوم قیمتها باعث شده سهم پرداخت از جیب بیماران بهطور چشمگیری بالا برود؛ موضوعی که برای افرادی که به انواع خاصی از انسولین نیاز دارند، بهمراتب چالشبرانگیزتر است
در چنین شرایطی، برخی بیماران ناچار به استفاده از انسولینهای تولید داخل شدهاند؛ انسولینهایی که اگرچه برای بسیاری قابل استفاده و مؤثر هستند، اما برای همه بیماران پاسخگو نیستند. تفاوت در کیفیت، نحوه اثرگذاری و نیاز به آموزش مجدد برای مصرف، از جمله مسائلی است که میتواند روند کنترل بیماری را مختل کند. برای بیمارانی که سالها با یک نوع خاص از انسولین سازگار بودهاند، تغییر ناگهانی دارو میتواند به کاهش کیفیت کنترل قند خون و بروز عوارض جانبی منجر شود
در کنار همه این موارد، نابرابری در دسترسی به خدمات درمانی نیز به چشم میخورد. در حالی که کلانشهرها وضعیت نسبتاً بهتری دارند، مناطق محرومتر مانند سیستان و بلوچستان، کردستان یا خوزستان با محدودیتهای بیشتری مواجهاند؛ مسئلهای که میتواند شکاف سلامت را عمیقتر کند
مجموع این عوامل نشان میدهد بیماران دیابتی با نوعی «نااطمینانی درمانی» روبهرو هستند؛ وضعیتی که در آن دسترسی پایدار به دارو و تجهیزات، هزینههای قابل پیشبینی و ثبات در روند درمان تضمینشده نیست. ادامه این روند میتواند در آینده به افزایش عوارض بیماری و تحمیل بار بیشتر بر نظام سلامت منجر شود.
از این رو، بازنگری در سیاستهای تأمین و توزیع دارو، تقویت پوششهای بیمهای، حمایت از تأمین پایدار اقلام باکیفیت و توجه ویژه به مناطق محروم، بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر میرسد. مدیریت دیابت، تنها به تأمین یک دارو محدود نمیشود، بلکه نیازمند نظامی هماهنگ، پایدار و پاسخگو است که بتواند امنیت درمانی بیماران را در هر شرایطی تضمین کند.
بیماران دیابتی در مخمصه دارو؛ گرانی، دسترسی دشوار و پوشش ناکافی بیمهای
|
|