عصر نو
www.asre-nou.net

گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم
مراحل گذر تاریخی سرمایه داری:۶

ح: مرحلۀ انتقالی
Sun 19 04 2026

اسماعیل رضایی

در مقالۀ مرحلۀ«تعادلی» با بحران ها و عوامل تشدید کننده آن ها و چگونگی خروج از این بحران ها و همچنین عصر دیجیتال و تاثیرات آن در روند تکامل تاریخی بحث و بررسی شد.در مقالۀ مرحلۀ انتقالی تلاش بر آن است تا با جنبه های نوینی از دستاوردهای تکامل تاریخی و ورود به مرحلۀ نوین ساختی جامعه و انسان آشنا شویم. در حقیقت در مرحلۀ تعادلی جامعه و انسان با شرایط فرسودگی ساختار مسلط آگاهانه برخورد کرده؛ و به این درک و فهم نائل می شوند که قادرند بدون فروغلتیدن به خشونت یا نوستالژی ارتجاعی، زمینه های نهادی، اخلاقی و شناختی گذار به نظمی انسانی تر را تدارک ببینند. در مرحلۀ انتقالی سرمایه داری برای یک باز تنظیمی نوین بایستی برای رفع نابرابری شدید کنونی، بحران مشروعیت، بحران زیست محیطی، بحران معنا و بحران های سیاسی اقدامات موثری انجام دهد؛ تا بتواند به حیات خود تداوم ببخشد. عواملی که به بسیاری از روندهای کنونی خشونت بار و سلطه گرانه خط بطلان می کشد. این دگرگونی با سوسیال دموکراسی تکامل تاریخی امکان حصول دارد تا بتواند؛ شکاف طبقاتی را پر کرده و با توزیع مجدد منابع و امکانات به کاهش خشونت ساختاری و افزایش مشارکت عمومی روی آورد.

اگر تاریخ حافظه یادگیری جمعی باشد؛ خطاها و کجروی های گذشته می توانند به سرمایۀ شناخت آینده مبدل شوند.در مرحلۀ انتقالی انسان ها با تکیه بر تجربه زیسته گذشته، قطعا روندهای کنونی دستکاری ها در داده ها و اطلاعات، نظارت های فراگیر، مهندسی افکار و قطبی سازی های تحمیلی کنونی را نفی و در خود آگاهی جمعی انسان ها تحلیل خواهند برد. با ایجاد بحران های متکثر کنونی توسط قدرت های سلطه گر جهانی، جهان به ماهیت پلید و سازوکارهای دروغین آنها پی برده؛ و با حساسیت و مصونیت شناختی لازم به آن ها پاسخ خواهند داد. بر این اساس جامعه و انسان بسوی یک حرکت نهادین در برابر هرگونه فریب کاری و دستکاری های سیستماتیک اطلاعات و داده ها حساس، و از خود در برابر تک صدایی و روایت های تک بعدی کنونی دفاع خواهند کرد. زیرا با شناخت سازوکارهای فریب و اوهام، انسان ها به ریشه های بحران ها پی برده؛ و تناقضات آشکارا خود را به نمایش می گذارند. روندی که مشروعیت نظم کهن را تضعیف و جامعه و انسان وارد مرحلۀ شناختی دوران بیداری تاریخی خود می شوند. مرحله ای که سازوکارهای سلطه، کارایی خود را از دست داده؛ و نظارت کنترلی مسلط کنونی از سوی سردمداران ثروت و قدرت در برابر مقاومت و بدیل سازی روایت از سوی جامعه، توانمندی های خود را از دست می دهند. با تداوم روند آگاهی های جمعی تدریجا اعتماد اجتماعی بازسازی شده؛ و با کاهش دامنه خشونت، گفتگو و تبادل نظر جای آن را گرفته؛ و تعاون و همکاری در جامعه ریشه می دواند. مرحلۀ انتقالی مقطعی از تحول تاریخی را در خود داده که در آن قدرت های سلطه گر توان تخریب حافظه تاریخی برای تکرار خطا ها را از دست داده؛ و با حفظ روایت های مستقل، جامعه با آموزه های انتقادی بسوی تغییرات ساختی مورد لزوم گام بر می دارد.

از بارزه های عصر انتقالی بحران های متوالی و انباشت تناقضات، آگاهی تعمیمی بر بستر رشد و دگرگونی ابزارهای ارتباطی و رسانه ای مدرن، تعمیم آگاهی و نیازهای نوین برآمد آن ها، مشروعیت نهادهای کلاسیک را تضعیف نموده؛ و به شکل گیری نهادهای موازی شبکه ای و مشارکتی روی می آورند. در این مرحله از تکامل تاریخی، انسان ها با بهره گیری از ابزارهای پیشرفته ارتباطی و ادراکی به سطحی از همدلی و درک متقابل دست می یابند که مشروعیت و کارایی ساختی خشونت را از دایره تعاملات و تبادلات اقتصادی و اجتماعی خویش حذف می کنند. چرا که آگاهی جمعی جای ساختار کنونی را که بر زور و قلدری صاحبان ثروت و قدرت بنا شده را می گیرد. مقطعی از تحولات تاریخی که سرمایه داری بر بستر رشد پیوندهای جهانی، قدرت خود ترمیمی خود را ازدست داده و نیاز به بارزه های ساختی نوین دارد که با اجتماعی سازی داده ها و زیرساخت های دیجیتالی، دموکراسی مشارکتی و تضمین نیازهای اولیه انسان ها به عنوان یک حق نه امتیاز و همچنین مهار الیگارشی خود را نشان می دهد. این فرایند با تغییر ساختی و استقرار سازه های سوسیال دموکراسی و سوسیال دموکراسی رادیکال رقم می خورد. مقطعی از تکامل تاریخی که با رشد و توسعه ابعاد نوین تکنولوژی، بسیاری از ضعف و خلجان های عصر دیجیتالی را پوشش داده؛ و روند پیوندها و صلح و دوستی را تسهیل و تقویت می کنند.زیرا تکنولوژی آینده قطعا از ابزار محوری و فاصله گرفتن از منطق انباشت و کنترل کنونی، به ابزار زیست بسترهای اجتماعی و تنظیم روابط و مناسبات انسانی روی می آورد. فرایندی که انسان ها، از اتصال صرف عصر دیجیتالی گذر کرده؛ و به سوی فهم عاطفی، ادراک متقابل و درک عمیق فرهنگی ونه صرفا زبانی به هم گره می خورند.

سوسیال دموکراسی بر بستر بحران های فزاینده و تناقضات حل نشده و ساختار معیوب و ناتوان از پاسخگویی به نیازهای برآمده از تحول و تکامل ظهور می کند؛ تا با کاهش فاصله طبقاتی، امنیت اجتماعی و گسترش دامنه مشارکت سیاسی، به نوعی نظام سرمایه داری را وادار به سازگاری با ویژگی های نوین نماید. مرحله ای که بیانگر نیاز جامعه به تعادل برای خروج از بحران ها و حل تناقضات مانع رشد و بالندگی جامعه و انسان می باشد. سوسیال دموکراسی در مرحله تعادلی با اتکای به دولت رفاه،مالیات باز توزیعی و حقوق واقع کار بسوی اصلاح ساختاری، رفاه عمومی و مهار بحران ها گام بر می دارد. و در روند پویش های اجتماعی و خودآگاهی عمومی و رادیکالیزه شدن؛ با تکیه بر اقتصاد مشارکتی، غنای دموکراسی و مالکیت جمعی، جامعه بسوی تغییر تدریجی منطق مالکیت و قدرت، دموکراسی اقتصادی و تصمیم گیری های جمعی گام برمی دارد. در حقیقت با سوسیال دموکراسی کلاسیک تعادل شکل می گیرد و با سوسیال دموکراسی رادیکال مرحله گذار آغاز می گردد. با رشد و توسعه ابعاد نوین دامنه بنیان های مادی، افزایش آگاهی اجتماعی و پیچیدگی مطالبات انسانی و پایداری تعادل خدشه پذیرفته؛ جامعه وارد مرحله انتقالی برای شکل گیری ساختار نوین می گردد. در مرحله انتقالی برای باز تعریف مالکیت، مشارکت شهروندان در تصمیم گیری های اقتصادی و کاهش انحصار داده ها و سرمایه آغاز شده؛ و داده ها و اطلاعات، دانش و فناوری و... از انحصار بسوی مالکیت اجتماعی سوق می یابند.

اکنون با رشد دامنه دانش و فناوری، نیروهای مولده از چارچوب نظام ساختی موجود فراتر رفته است. بدین مضمون که با اقتصاد دیجیتال، اتوماسیون و هوش مصنوعی، تغییر در اشکال کارمزدی کلاسیک و تولید بر اساس داده ها و شبکه، دیگر سرمایه داری صنعتی قدرت بهینه سازماندهی نیروهای مولده را به سبک و سیاق گذشته نخواهد داشت. زیرا تولید در کنار داده های جمعی و همکاری های علمی و زیرساختی ماهیتا گرایش جمعی یافته است؛ اگرچه مالکیت همچنان خصوصی و انحصاری عمل می کند. مرحله انتقالی به عنوان مرحلۀ گذار تاریخی سرمایه داری، با رشد تعاونی ها، نمود هایی از مالکیت اجتماعی و مشارکت کارگران در اداره امور تولیدی همراه بوده؛ و خدمات اجتماعی و کاهش نابرابری های ساختاری فراگیر می شوند. مرحله ای که جامعه با بازتنظیم مالی، باز تنظیم مالیات از سرمایه و انحصار و همچنین کنترل دموکراتیک زیر ساخت ها روبرو می باشد.در مجموع در مرحلۀ انتقالی جامعه مقطعی از تاریخ تحولات اقتصادی و اجتماعی را می آغازد که رشد بنیان های مادی و ارتقای آگاهی های عمومی، سرمایه داری کلاسیک را پشت سر گذاشته؛ و امکان نظم اجتماعی جدید را فراهم می سازد.چرا که با سیالیت سرمایه و ناتوانی دولت ها در مهار آن، و جدا شدن سود از تولید و روی آوردن به بازار بورس و سفته بازی مالی و به تبع آن کوچک شدن طبقه کارگر، بنیان های روند کلاسیک سرمایه داری به چالش کشیده شده است.

با آغاز پسا دیجیتال در مرحلۀ انتقالی، مرز بین انسان، ماشین، اقتصاد و آگاهی کمرنگ شده و دیجیتال بودن با ویژگی های خاص کنونی به شرط بدیهی وجود اجتماعی مبدل می شود. همانطوری که بسیاری از پدیده ها همچون برقی بودن همه چیز، امروز برق دیگر پدیده ای ویژه ای محسوب نمی شود. مقطعی از تاریخ تکامل اجتماعی که هیچ محصولی نتیجه کار فردی نبوده؛ و اگر چه هنوز مالکیت فردی نمود دارد؛ ولی تولید ماهیتا بسوی اجتماعی شدن گرایش پیدا می کند. این فرایند در یک روند تدریجی، مالکیت را از حق انحصاری بودن بسوی حق دسترسی و مشارکت همگانی سوق می دهد. چرا که انسان پسا دیجیتال ضمن تولید دانش و داده ها، هم تولید کننده و هم مصرف کننده بوده؛ و با شبکه جهانی پیوندی تنگاتنگ دارد. این ویژگی مرز بین کار و سرمایه را مخدوش و انسان را به فاعل اجتماعی شبکه ای مبدل می سازد. در این مرحله نقطه مرکزی گذار یعنی تغییر تدریجی مالکیت آغاز و از داشتن و تعلقات فردی بسوی سهیم بودن همگان هدایت می شود. این فرایند در دنیای پسا دیجیتال با رشد دامنه دانش و فناوری و زمان آزاد برای انسان ها همراه بوده ؛ و تلاش برای بازپس گیری زمان انسانی با حذف کمبود زمان در نظام اقتصادی کلاسیک آغاز می شود. پس در مرحلۀ انتقالی به دلیل رشد بنیان های مادی نوین، مطالبات انسانی پیچیده تر شده؛ و مالکیت و مناسبات اجتماعی با تغییر تدریجی خود، گذار آرام از انباشت کلاسیک بسوی جامعه ای آگاه و مسئولیت پذیر را ممکن می سازد.

در مرحلۀ انتقالی، جامعه با بازتعریف مالکیت، دموکراسی اقتصادی و کاهش انحصار داده ها و سرمایه همراه می گردد.سوسیال دموکراسی رادیکال در این مرحله برای اقتصاد مشارکتی، غنای دموکراسی و مالکیت تدریجی جمعی گام بر می دارد. با باز تعریف مالکیت، دموکراسی وارد عرصه تولید می گردد. بدین مضمون که دموکراسی های سیاسی سرمایه داری کلاسیک که با انتخابات، پارلمان و حقوق مدنی تعیّن می یافت و اقتصاد همچنان طبقاتی و سلسله مراتبی بود؛ در مرحلۀ انتقالی با مشارکت کارکنان در تصمیم گیری های اقتصادی، مالکیت تعاونی، شفافیت مالی و الگوریتمی، کنترل اجتماعی زیرساخت های حیاتی و حق دسترسی همگانی به مفهوم واقع به دانش و فناوری تعیّن خواهد یافت. یعنی در مرحلۀ انتقالی با شکسته شدن چرخۀ تمرکز و انحصار، مالکیت داده ها به کاربران و جامعه تعلق گرفته؛ و شکل گیری قوانین ضد انحصار، زیرساخت های دیجیتال عمومی شده و دسترسی باز به دانش ممکن می گردد. بدینسان با گذار تدریجی جامعه بسوی بنیان های نوین اقتصادی و اجتماعی، تعاونی های دیجیتال، مالکیت کارکنان و همچنین تولید مشترک دانش و خدمات عمومیت یافته؛ و اقتصاد از جنبه رقابتی صرف بسوی همکاری سازمان یافته هدایت می شود. مقطعی که دموکراسی با حفظ سطح سیاسی خود، بسوی دموکراسی اقتصادی و فناوری گام برمی دارد. فرایندی که فرهنگ همکاری و تعاون را عمق بخشیده؛ و حرکت تدریجی مالکیت جمعی را از طریق صندوق های اجتماعی سرمایه، مالکیت عمومی زیرساخت های اجتماعی و بهره مندی جمعی از سودهای فناوری را تدارک می بیند. مجموعه این رویکردهای جمعی با انسان های طراز نوین و ارزش های نوین جدید بروز یافته که همکاری به جای رقابت، زمان آزاد به جای ثروت، هویت یابی نوین مشارکت و یادگیری دائمی در جامعه عمومیت می یابد.

در مرحلۀ انتقالی دولت صرفا حافظ مالکیت سرمایه و منافع طبقاتی نیست؛ بلکه به عنوان مدیریت گذار اجتماعی عمل کرده؛ و از اقتدار حکومتی به دولت ظرفیت ساز نوین با گرایش به اقتصاد مشارکتی، جلوگیری از انحصار داده ها و سرمایه و همچنین تکیه بر سرمایه گذاری های اجتماعی بلند مدت مبدل می گردد. باز تعریف بازار از طریق رقابت های تنظیم شده و ارزش های اجتماعی نوین و نفی انحصاز، در خدمت جامعه قرار می گیرد. دولت در مرحلۀ انتقالی با دموکراسی در سطح سیاسی«انتخابات، حقوق مدنی و آزادی ها»و در سطح اقتصادی«مشارکت عمومی در تصمیمات تولید و توزیع کالا و خدمات» و همچنین در سطح دانش و فناوری با«کنترل اجتماعی فناوری،داده و الگوریتم ها» همراه می گردد. در این مرحلۀ گذر تاریخی بزرگترین تغییر رابطه انسان با کار می باشد. چرا که کار دیگر مرکز هویت انسانی نبوده؛ و جامعه با کاهش کار اجباری و افزایش زمان آزاد و فعالیت های خلاقانه و اجتماعی، اقتصاد را برای زیستن بکار می گیرد و نه برعکس.این بارزه های نوین و ارزش های نوین مبتنی بر درک و آگاهی عمومی، بسوی رفاه انسانی، بهبود کیفیت زندگی و پایداری محیط زیست هدایت می شوند. چرا که انسان مرحلۀ انتقالی، کمتر دچار اضطراب های زیستی بوده و بیشتر مشارکتی و خلاق تر عمل نموده؛ و آزادتر از اجبارهای معیشتی می باشد.

در مرحلۀ انتقالی با نظم پسا دیجیتال، فرهنگ، هنر و ادبیات تحت تاثیر گذر تاریخی متحول می شوند. در واقع فرهنگ کالایی و صنعت فرهنگ عصر سرمایه داری کلاسیک، به فرهنگ مشارکتی گذر می کند. بدین مضمون که مخاطب نیز در تولیدات فرهنگی نقش داشته؛ و با رشد خلاقیت جمعی، مرز بین هنرمند و جامعه کمرنگ می شود. هنر نیز متحول شده و با پروژه های جمعی، هنر تعاملی، آثار باز و همکاری انسان و هوش مصنوعی پیوند می خورد. ادبیات نیز تحت تاثیر روندهای دگرگونه زیستی به هویت یابی نوین انسانی، زمان، آگاهی و رابطۀ انسان با فناوری روی می آورد.یکی از مهمترین تغییرات در عرصۀ فرهنگ، هنر و ادبیات در مرحلۀ انتقالی بایستی به گذر فرهنگ از صنعت سرگرمی به زیر ساخت اجتماعی آگاهی اشاره کرد. در این مرحله با تغییر در افق ادراک انسان، تصور و باور به دنیای دیگر و بهتر، گذار از بقا به خود آفرینی جمعی زیستی آغاز می شود.

نتیجه اینکه: بشریت در آستانه ورود به نظم نوینی است که نافی تمامی بارزه های سلطه گرانه کنونی صاحبان ثروت و قدرت می باشد. ولی نظم کهن مقاومت صعب و دشواری را در برابر نظم نوین تثبیت نشده در پیش گرفته است. این دگرگونی که بر رشد نیروهای مولده و فناوری دیجیتال و همچنین گرایشات اجتماعی شدن فرایند تولید استوار است؛ در ضدیت با مناسبات کهن مالکیت، بسوی بحران های تاریخی در حرکت می باشند. این گذار مرحلۀ انتقالی که با بلوغ شرایط مادی جامعه همراه است؛ یک تناقض بنیادینی را موجب می شود که بین هرچه اجتماعی تر شدن تولید و مالکیت و قدرت اقتصادی متمرکز مسلط وجود دارد.این گذر مرحله ای از تکامل تاریخی با مهار قدرت نامحدود کنونی سرمایه و گسترش دموکراسی اقتصادی و همچنین دگرگونی تدریجی مناسبات مالکیت و قدرت بروز می یابد. این تحولات با استقرار سوسیال دموکراسی کلاسیک برای یک تعادل نسبی اقتصادی و اجتماعی و به دنبال آن سوسیال دموکراسی رادیکال که روند حدود بخشی سود و سرمایه،اجتماعی شدن تدریجی ابزار تولید با اتخاذ شیوه های ترکیبی مالکیت و رشد اقتصاد مشارکتی و همچنین اجتماعی شدن دانش و داده ها را در پیش می گیرد. در مرحلۀ انتقالی، دولت و دموکراسی متحول شده و دولت از تنظیم کننده نظم اقتصادی برای صاحبان قدرت و ثروت به نهادی برای هماهنگی اجتماعی، مدیریت گذار و تعمیق مشارکت عمومی مبدل شده؛ و دموکراسی از سطح سیاسی وارد عرصه های اقتصادی و مالکیت می شود. در مرحلۀ انتقالی با رشد بنیان های مادی و به تبع آن رشد آگاهی های عمومی، انسان ها در جستجوی جهانی دیگر و بهتر، بسوی مشارکت بیشتر، احساس مسئولیت نسبت به جامعه و یکدیگر، آگاه به نقش جمعی خود و همچنین رها شدن هرچه بیشتر اجبارهای صرف معیشتی را تجربه می کنند. در حقیقت مرحلۀ انتقالی اگرچه با پایان سرمایه داری همراه نیست؛ ولی بسترهای محدود شدن منطق سرمایه، برجسته شدن اجتماعی تولید و اشکال نظم پسا سرمایه داری با آزمون و خطاها و بازسازی نهادهای نوین اجتماعی فراهم می شوند. در مقاله بعدی به تبیین مرحلۀ دیگری از گذار تاریخی نظام سرمایه داری با عنوان«مرحلۀ انفعالی» خواهم پرداخت.

ادامه دارد

اسماعیل رضایی
19:04:2026