جاهلیسم (تاگیسم، لمپنیسم) در امریکا و ...*
Fri 17 04 2026
مسعود نقره کار
درزبان انگلیسی و زبانهای دیگر، واژههائی هستند که شاید بتوان آنها را با تسامح معادل واژگان جاهل و لات به کار برد اما هیچکدام را نمیتوان به طور کامل یکسان و همسنگ با مفهوم و پدیده "جاهل و لات" در نظر گرفت. لمپن Lumpen یکی از آنهاست که به تفاوتهایاش با جاهل و لات در فصل دوم همین کتاب اشاره شد. واژههای دیگر اینها هستند: Thug یا "بچهی بد" که برای بزن بهادرهای اخلالگر، دزدان، جنایتکاران، متجاوزان جنسی و جانیان خطرناک بهکار برده شده است.Hooligan خشن، ضد قانون، ماجراجو که بیشتر گروه سنی جوانان و "طرفداران خشن ورزش فوتبال در برخی کشورها به ویژه انگلیس" را در برمیگیرد. destitute تهیدست و بی چیز و آس وپاس ولات معنا شده است. Gangster عضو باند و دستهای ست تبهکارکه رفتار "بچههای بد" را دارد با این تفاوت که اینان سازمان یافتهاند و "به لحاظ عاطفی به نزدیکانشان وابستهاند". biker gangs دستههای موتور سوار یا باندها و گانگسترهای موتوری معنا شدهاند. گانگسترها در امریکا گروههای مختلفی شکل دادهاند، گانگسترهای زندان، موتور سوار، مجرمان سازمان یافته، جوانان و اسپانیائی زبانها برخی از این گروهها هستند. "کوکلوکس کلآنها"( kkk) و گروههای نژاد پرست و نئوفاشیست در آمریکاو سایر نقاط جهان، تشابههائی با گروههای چماقدار و گروههای فشار و کشتار در ایران به ویژه در حکومت اسلامی دارند. جاهلیسم در معنائی که در جامعه ما وجود داشته است، در برخی از کشورهائی که با کشور ما دارای مشابهات فرهنگی و مذهبی هستند، دیده شده است: عراق، افغانستان، ترکیه، پاکستان، همسایگان شمالی ایران و کشورهای شمال آفریقا در این زمرهاند. در هندوستان (تاگ ها)، ژاپن (سامورائی ها) و در چین و دیگر کشورهای آسیای جنوب شرقی نیز گروهها و دستههای مشابه وجود دارد. در اروپا (به ویژه ایتالیا) و امریکای شمالی و مرکزی و جنوبی (گانگسترها، گروههای مافیائی) متفاوتترند و وجوه اشتراک کمتری دارند. در آمریکا برخی دستهجات گانگستری یا نژادپرست ویژگیهائی دارند که به گروه جاهلها و لاتها نزدیکتر میشوند، اما به دلیل حضور و قدرت نهادهای مدنی و سیاسی، قانونیت و عملکرد قانونی، رسانههای آزاد، وجود آزادی بیان و قلم، و جدائی نسبی ِ دین از دولت، گروههای فشار ویژگیهای دیگری به خود گرفتهاند. ویژگیهای گفتاری و رفتاری جاهلی و لاتی را برخی از چهرههای سیاسی در جهان از خود بروز دادهاند. "دونالدترامپ" از حزب جمهوریخواه آمریکا وکاندید ریاست جمهوری این حزب در سال 2016، نمونهای از "جاهلیسم سیاسی" در امریکاست.
دستههائی از جاهلها و لاتها، چماقداران و گروههای فشار و کشتارایرانی با گروههائی که به ویژه در کشورهای غربی فعالیت دارند، تشابههائی دارند. در اروپا و امریکا و کانادا، قدرتهای سازمان دهنده، نحوه سازماندهی و عملکرد اجتماعی چنین گروههائی با گروههای موجود در ایران تفاوت دارند. در این کشورها به طور عمده دولت و کلیسا در سازماندهی گروههای فشار به شکل سنتیاش نقش ایفا نمی کنند. در شرایط کنونی گروههای فشار درامریکا بیشتر ازطریق فشارهای سیاسی، دینی و مالی مقاصد خود را پیش می برند که وجود انواع و اقسام "لابی ها" نمونه هائی از آنان هستند.

شاید بهلحاظ ویژگیهای رفتاری میان عملکرد برخی از گروههای political boss یا Tammany hall و گروههای مافیائی و گانگستری در شهرهای نیویورک و بوستون و شیکاگو و دیگر شهرهای امریکا بتوان شباهتهائی یافت. برای نمونه از آل کاپون - آلفونس گابریل کاپون - یکی از معروفترین گانگسترهای امریکا که بخشی از در آمدش را در اختیار نیازمندان و بنگاههای خیریه قرار میداد، و او را "رابین هود" عصر مدرن میخواندند میتوان نام برد. فیلم "پدرخوانده" که بر اساس رمانی از"ماریو پوزو" ساخته شد، یک تشکیلات مافیائی را به نمایش گذاشته است.
در خلال جنگهای آمریکا طی سالهای ۱۸۴۰ تا ۱۸۵۲، در شهر نیویورک آمریکائیهای بومی و ایرلندیهای مهاجر گروههائی تشکیل داده بودند که رفتارهائی مشابه جاهلها ولاتها داشتند. این دستهها درجنگها و درگیریها حضوری فعال و گاه تاثیرگذار داشتند. بازتاب چنین حضوری را در آثار هنرمندان محتلف، به ویژه درحوزهی سینما میتوان دید. دار و دستههای نیویورکی (Gangs of New York) نام فیلمی است که در سال ۲۰۰۲ مارتین اسکورسیزی کارگردانی کرد.
"بیل قصاب قلدری با سبیل چخماقی، کاردکِش و کارداندازی ماهر، با رفتاری غیرعادی سردسته آمریکاییها، حریف ایرلندی خود کشیش والن که سردسته گروهی ایرلندی به نام خرگوشهای مرده بود را کشت و آمریکاییها پیروز شدند. بعد از گذشت شانزده سال پسر کشیش، آمستردام به نیویورک باز گشت تا از بیل انتقام بگیرد. آمستردام ابتدا به عنوان دوست وارد محفل او شد، ولی بعد به خاطر خیانت دوستش هویتش آشکار شد. او و جنی با کمک بازماندگانی از جنگ گذشته در حال جمع کردن گروه خرگوشهای مرده برای دومین بار شدند. در پایان جنگ ایرلندیها پیروز شدند و بیل کاتینگ کشته شد و دار و دستههای نیویورکی تسلیم شدند."
در بسیاری از کشورها ارگانهای نظامی و امنیتی و پلیسی از افرادی که ویژگیهای مشابه جاهلیسم دارند، استفاده میکنند. "تومی فرانکس" فرمانده ارتش امریکا در حمله به عراق در نوجوانی و جوانی به شرارت شهره بود. وی میگوید: "من رفتم به ارتش تا مرد شوم و انضباط بیاموزم."
درعرصه جهانی نامها و چهرههائی که شباهتهای ناگزیر با بسیاری از جاهلها و لاتهای متدین در حکومت اسلامی پیدا میکنند، آدمکشان حرفهای بودهاند. قاتلان احمد کسروی، شاپور بختیار، فریدون فرخ زاد، فروهرها، حمید و کارون حاجی زاده، محمد مختاری، محمد جعفر پوینده و دیگران، و بزهکارانی مثل محسن رفیق دوست، اکبر خوش کوش (خوش کوشک) و اسمال تیغ زن مرتکب اعمالی شدهاند که بی شباهت به اعمال مخوفترین گانگسترها و مزدوران اجارهای نیست. اینان اگر برای پول و قدرت دست به جنایت زدهاند در حکومت اسلامی پول و قدرت با اعتقاد به ایدئولوژی مذهبی خشن در آمیخت.
"تامی دسیمون در دوران قدرتش به ادعای خودش حداقل 6 نفر را به قتل رسانده بود، اما گفته میشود که وی قاتل یازده نفر است. دسیمون خیلی زود عصبانی میشد و از کوره در میرفت. او در یک درگیری بین گانگسترها، کشته شد. جسد دسیمون که 28 سال داشت هیچ وقت پیدا نشد. جوزف گالو یکی از اعضای خطرناک مافیای سیسیل که در نیوریورک زندگی میکرد، به فرمان رئیس خود "جوپروفاسی" افراد زیادی را به قتل رساند. او سال 1957 همراه خانوادهاش در یک رستوران مشغول غذا خوردن بود که یک مرد مسلح پنج گلوله به سینهاش شلیک کرد و به زندگیاش پایان داد.
سالواتوره تستا یکی از خلافکارهای اهل فیلادلفیا بود که از سال 1981 تا 1984 برای خانواده جنایتکار "اسکارفو" به عنوان یک قاتل اجارهای کار میکرد. و سرانجام وقتی اسکارفو از سوی او احساس خطر کرد دستور قتل او را صادر کرد و قاتل اجارهای دیگری او را کشت. ریچارد کوکلینسکی معروف به مرد یخی مشهورترین قاتل اجارهای تاریخ بود که بیش از صد نفر را به قتل رساند. تمامی افرادی که کوکلینسکی آنها را به قتل رساند مرد بودند. وی بین سالهای 1950 تا 1988 در نیویورک و نیوجرسی برای خانوادههای مافیائی آدم میکشت.
جیووانی بروسکا در بازجوییها ادعا کرد که در قتل حداقل دویست نفر دست داشته است. بروسکا بزرگ شده پالرموی ایتالیا بود و از نوجوانی به عضویت یک گروه تبهکار به نام "جوخه مرگ" درآمد که به دستور گانگستری به نام سالواتوره رینا، اقدام به قتل مخالفانش میکردند. بروسکا به اتهام قتل دادستان فالکون دستگیر و به حبس ابد محکوم شد اما از زندان فرار کرد تا اینکه بالاخره پلیس ایتالیا موفق شد وی را در خانه کوچکی در حومه سیسیل دستگیر کند. جوزف باربوزا یکی از هراسآورترین اعضای مافیای سیسیل در دهه 1960 بود. به او لقب باربوزای حیوان داده بودند. گفته میشود که او در دوران سیاه تبهکاریهایش بیش از 26 نفر را به قتل رساند. لقب حیوان را زمانی به باربوزا دادند که او در یک رستوران با مرد دیگری درگیر شد و چون این مرد، حرف باربوزا را قبول نمیکرد، به او حملهور شد و گونه مرد را گاز گرفت، طوری که خون از صورت مرد جاری شد.وی در یکی از روزهای سال 1976 در بیرون از خانه خود توسط افراد ناشناس به ضرب گلوله کشته شد. آبراهام ریلیز به عنوان قاتل اجارهای در یک گروه مخفی در فاصله سالههای 1920 تا 1950 برای مافیا فعالیت میکرد. دهه 1930، اوج جنایتهای ریلیز بود. او خانوادههای نیویورکی زیادی را دراین سالها به قتل رساند. سلاح مورد علاقه ریلیز یخ خرد کن بود و با آن قربانیان خود را به قتل میرساند.
جاناسکالیس یکی از اعضای باند آلکاپون، گانگستری بیست ساله بود که در یک نزاع خیابانی چشم راست خود را از دست داد و پس از این حادثه تصمیم گرفت یک جنایتکار شود واز همه انتقام بگیرد."
درجهان از ویژگیهای شخصیتی و روانی باندها ودستههای مشابه "جاهلها و لاتهای متدین" بهرهبرداریها شده است. بسیاری از گروههای فشار و کشتار و سرکوب آزادیخواهان در سرتاسر جهان از این افراد و دستهها شکل گرفتهاند. دستههای فاشیستی درایتالیا و آلمان، جوخه های مرگ درآمریكای لاتین، درجنگهای داخلی اسپانیا، در حکومت سرهنگان یونان، درحکومت سوهارتو دراندونزی و در حکومت اسلامی ایران، گروههای فشار و کشتار حکومتی بارزترین نشانههای حضور سیاسی و اجتماعی اراذل و اوباش، لمپنیسم و جاهلیسم، و گروهها مشابه بودهاند.
****
برگرفته از کتاب " زنگی های گود قدرت" – انتشارات فروغ، چاپ سوم 1395(2016)
عکس روی جلد کتاب: شعبان جعفری، طیب حاج رضائی، حاج مهدی عراقی، هادی غفاری
عکس جانبی : پیت هگست وزیرِ جنگِ دونالد ترامپ
|
|