|
عصر نو
www.asre-nou.net |
ایران، جامعه ای گرفتار، میان استبداد داخلی و خشونت خارجی است. استبداد داخلی نظام حاکم، از آغاز تشکیل جمهوری اسلامی، با سیاست یک بعدی و بی توجهی به قواعد و روابط بین کشورها، از جمله اشغال سفارت و گروگان گیری دیپلمات های آمریکا، ایران را کشوری سرکش و ایرانی را یاغی معرفی کرد و با تحریم آمریکا و انزوای بین المللی روبرو نمود! یعنی تحریم های شکننده که اقتصاد کشور را بمرور زمان، ورشکسته و اوضاع مالی مردم را بحرانی و غیرقابل تحمل کرد، نتیجه ندانم کاری رژیم بود. دست اندرکاران جمهوری اسلامی، با باور به پدیده "تقدیر و سرنوشت"، با رابطه "کنش و واکنش" بیگانه بودند. کم دانی سیاسی و یک بعدی نگری رهبری، (آخوندی)، باعث انزوا و تحریم و تضاد و تخاصم شد تا در پایان، به جنگ رسید. بنابراین، مسئول تخریب ایران، در درجه نخست، جمهوری اسلامی است. خشونت خارجی، بنیامین نتانیاهو، سگ هار منطقه، پس از شروع بمباران ایران گفت، "به رویای ۴۰ سالهاش، "نابودی ایران"، جامه عمل پوشانده است. هاآرتص "اقتصاد ایران، مدتها قبل از شروع بمباران، نابسامان و در وضعیت بحرانی بود. تحریم های ایالات متحده، سال ها پیش منابع دولتی را به شدت کاهش داد، تجارت را محدود کرد، و سقوط ارزش پول ملی را رقم زد. در ضمنی که کم دانی، مدیریت واکنشی و فساد گسترده دست اندرکاران حکومت، تورم ۵۰ درصدی را به وجود آورد. "با این حال، جنگ، ضربه بزرگی وارد کرده است. بمباران شدید ایالات متحده و اسرائیل، کارخانه های پتروشیمی، کارخانه های تولید فولاد، کارخانه های داروسازی، دانشگاه ها، مدارس، بیمارستان ها، بانک ها، بنادر، فرودگاه ها، بخش هایی از شبکه برق، پل ها، راهآهن، محل کار و زندگی مردم و موارد دیگر را تخریب کرده و آسیب رسانده است. تخمین های اولیه خسارات زیرساختی و اقتصادی بیش از ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد شده است. نیویورک تایمز گزارشهای دیگر، با تمرکز بر بخشهای خاص مانند مسکن، بهداشت و انرژی، نشان میدهند که هزینه *بازسازی احتمالاً بین ۹۳۰ میلیارد دلار تا ۱.۳ تریلیون دلار متغیر است، از جمله تخریب قابل توجه زیرساختهای دریایی و غیرنظامی. *هزینه خسارت با بازسازی متفاوت هستند. شطرنج سیاست و قدرت روسیه و بندر انزلی حمله اسرائیل در ماه گذشته به بندر انزلی، یکی از بنادر اصلی ایران در دریای خزر، مسیر لجستیکی حیاتی انتقال سلاح به روسیه را به شدت مختل نمود، و دارایی های کلیدی نیروی دریایی ایران را نابود کرد. این حملات به یک ناوچه، قایق های موشک انداز و تأسیسات تعمیرگاهی برخورد کرد و آسیب پذیری های امنیتی قابل توجهی را رقم زد و خطوط تدارکاتی ایران و روسیه را آشفته کرد. پیامدهای این حمله، علاوه بر تخریب زیرساختهای دریایی ایران، اختلال در مسیر تدارکاتی و ارسال تسلیحات، بین روسیه و ایران است. این تهاجم، درگیری را به حوزه نفوذ روسیه نزدیک کرد و به طور قابل توجهی یک شریان لجستیکی حیاتی برای روسیه را مختل ساخت. انزلی که یک کریدور دریایی کلیدی، برای دور زدن تحریم های غرب و انتقال سلاح، پهپاد و سایر تدارکات برای جنگ جاری در اوکراین بود، هدف قرار گرفت. اختلال در لجستیک نظامی: این حمله به شدت بر "خط مخفی تأمین تسلیحات" بین ایران و روسیه که برای ارسال پهپادهای شاهد ساخت ایران، مهمات و سایر سلاح ها از طریق دریای خزر استفاده میشود، تأثیر گذاشت. وال استریت ژورنال چین و نفت ایران گزارشها نشان میدهند که چین با خرید بیش از ۹۰ درصد از کل نفت خام صادراتی ایران، خریدار اصلی نفت ایران است. از سال ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶، چین به عنوان یک شریان حیاتی اقتصادی عمل میکند و بیشتر نفت تحریم شده ایران را اغلب با قیمت های تخفیف دار (از ضرر های تحریم) خریداری میکند. اهمیت استراتژیک این همکاری، انرژی ارزان تری را برای چین و در عین حال پشتیبانی از ایران در برابر فشارهای اقتصادی به رهبری ایالات متحده است. از اینرو، محاصره نظامی تنگه هرمز، که گلوگاه حیاتی برای تقریباً 20٪ از نفت جهانی است، خطری جدی برای چین محسوب میشود که بخش قابل توجهی از انرژی خود را از منطقه وارد میکند. چنین محاصره ای باعث افزایش شدید قیمت نفت، ایجاد بحران عظیم تأمین انرژی برای صنایع چین و بدتر شدن بحران اقتصادی جاری خواهد شد. پیامد این حرکات، ورود روسیه و چین به این بازی است! روسیه با ارائه تصاویر ماهوارهای بلادرنگ، اطلاعات مربوط به جا بجایی نیروهای آمریکایی، و تخصص فنی برای حملات پهپادی/موشکی، در این درگیری ها در حال کمک به ایران است. مسکو در هدف قرار دادن مواضع آمریکا و متحدانش، با به اشتراک گذاشتن اطلاعات برای تسهیل حملات و مشارکت در همکاری های سایبری کمک میکند. رویترز الجزیره می نویسد: "اطلاعات هدف گیری، پشتیبانی عملیاتی، فناوری نظامی، و همکاری سایبری: ماهواره های روسی بررسی های تصویری دقیقی از تأسیسات نظامی و اماکن حیاتی در سراسر خاورمیانه انجام داده اند که داده های آن در دهها مورد، ۱۱ کشور را پوشش میدهد. اطلاعات ارائه شده توسط روسیه برای هدف قرار دادن پایگاه های نظامی، کشتی ها و پرسنل ایالات متحده مورد استفاده قرار میگیرد. روسیه، تخصص فنی و قطعات و احتمالاً پهپادهایی را برای افزایش قابلیت های عملیاتی ایران در اختیار این کشور قرار داده است. گزارش ها حاکی از همکاری در حوزه سایبری بین هکرهای روسی و ایرانی است. الجزیره چین، بر اساس گزارش های اطلاعاتی آمریکا، نقش فعالی در جنگ با ایران، ایفا میکند. مقامات آمریکایی میگویند، چین ممکن است موشکهایی را به ایران ارسال کرده باشد و پکن به برخی شرکتها اجازه میدهد تا تجهیزاتی را که میتوانند در تولیدات نظامی استفاده شوند، به تهران بفروشند. سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، اطلاعاتی به دست آوردهاند مبنی بر اینکه چین در هفته های اخیر احتمالاً محمولهای از موشک های دوش پرتاب را برای ایران جهت استفاده در درگیری با ایالات متحده و اسرائیل ارسال کرده است. واشنگتن پست ”اما حتی بحث در پکن بر سر ارسال موشک به ایران، نشان میدهد که چین تا چه حد خود را در این درگیری ذینفع میداند. سازمان های اطلاعاتی ارزیابی کرده اند که چین مخفیانه در حال اتخاذ موضع فعال در جنگ است و به برخی شرکتها اجازه میدهد مواد شیمیایی، سوخت و قطعاتی را که میتوانند در تولیدات نظامی مورد استفاده قرار گیرند، برای جنگ به ایران ارسال کنند. سی ان ان تا امروز، هدف اصلی چین از ارسال تجهیزات و تسلیحات، در راستای تضعیف اقتصادی، و نفوذ نظامی آمریکا در منطقه بوده است. ولی "محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا، منابع انرژی پکن را هدف قرار داده و چین را وادار به شرکت در بازی میکند. شی جین پینگ، رهبر چین، روز سه شنبه در صریح ترین اظهارنظر عمومی خود در مورد جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، با انتقاد تلویحی از ایالات متحده، گفت که "جهان نمیتواند ریسک بازگشت به قانون جنگل را بپذیرد." خود سری های نتنیاهو و تهدیدهای احمقانه ترامپ، باعث موضع گیری سران چند کشور، از جمله اسپانیا و ایرلند شده بود، تا بالاخره امروز صدای رهبر چین را نیز درآورد. با تمام این تفاصیل، انتخاب ما، "بین ایران ویران، یا ایران گرفتار" نیست. بل که ما باید بر اساس ارجحیت های مورد نیاز میهن مان، برنامه ریزی و حرکت کنیم. باید پرسید، در حال حاضر، نخستین ارجحیت برای ایران چیست؟ پاسخ به این پرسش، هیچ ارتباطی با اینکه آیا از دیدگاه یک اقتصاددان، جامعهشناس یا سیاستمدار به آن نگاه کنیم، ندارد! زیرا زمانی که ایران با بمباران روزانه اسرائیل و آمریکا، برای نابودی زیرساخت ها، داده ها و تولیدات کشور، روبرو است، نخستین ارجحیت، آتش بس و پایان جنگ است. مانند مجروحی که در حال خون ریزی است، ارجحیت و گام نخست، جلوکیری و متوقف کردن خون ریزی است. چه باید کرد؟ ترومن، رئیس جمهور آمریکا، 70 سال پیش در سازمان ملل، خطاب به نمایندگان کشورهای جهان جنگ زده، آسیب دیده، و امیدوار به آینده ای روشن تر گفت: چنانچه صلح و آرامش می خواهید، میهن تان را دوست بدارید؛ چنانچه مردمسالاری می خواهید، از امنیت تان نگهداری کنید؛ و چنانچه آزادی می خواهید، دنبال سربلندی کشور تان باشید. غیر از عده معدودی کم دان و گمراه؛ ایرانیان، میهن دوست، خواستار امنیت، و دنبال سربلندی ایران هستند. از اینرو، ارجحیت بعدی مان، مبارزه با "استبداد داخلی" یعنی رهائی "ایران گرفتار" است. این مبارزه برای براندازی نظام کنونی و جایگزینی آن با یک حکومت مردمسالار ملی است. تجربیات گذشته مان، نمایانگر آن هستند که براندازی به تنهائی کافی نیست و می تواند اوضاع را آسیب پذیر تر و وخیم تر نماید. براندازی، باید همراه با برنامه جایگزینی مشخص و شفاف باشد. برنامه پیشنهادی اندیشکده آگاهی و شناخت، جمهوری مردمسالار ملی است. برنامه مان، بر این باور استوار است که ایران، متعلق به ملت ایران است؛ یعنی مردم، صاحبان اصلی این سرزمین و آب و خاک هستند و در اوج هرم قرار دارند، بنابراین، "همه چیز باید برای مردم و در خدمت مردم باشد". اداره هدفمند یک کشور نیز، بر اساس باور و اهداف و ارجحیت های دولت قرار دارند. راه و روش دستیابی به آنها نیز، سیاست کشور را مشخص میکند. "جمهوری مردمسالار ملی ایران"، آلترناتیو و جایگزین سلطنت و مذهب می باشد. سیاست کشور، بر اساس اصل و ارجح بودن مردم است، نه شاه و نه شیخ؛ مردمسالار و شایسته سالار است. دیباچه اندیشکده مسئولیت این حکومت، تأمین امنیت اجتماعی، رفاه، و آسایش همه شهروندان در سراسر کشور است. تأمین رفاه و آسایش، شعار نیست و بخودی خود به وجود نمیاید؛ نیاز به برنامه های مشخص و هدفمند دارد. برنامه ی پیشنهادی ما، در سه حرکت (به ترتیب ارجحیت) خلاصه می شود: امداد، بهبود و اصلاح امداد، (یاری رسانی) به نیازمندان و بیکاران و بازنشستگان و اسیب دیدگان جنگ، گام نخست و یک حرکت فوری و حیاتی است. بهبود، (فرصت های برابر اقتصادی)، تولید کار با درآمد کافی (در شان انسان)، در سراسر کشور، برای ایجاد زمینه و فرصت های برابر مالی برای همه شهروندان است. اصلاح، ( نیک ساختن و پیراستن) *سیستم مالی کشور برای نگهبانی از شهروندان در برابر مشکلات. *سیستم مالی، غیر از گام های امداد و بهبود، در گروی عدالت اجتماعی است، یعنی: - برقراری تعادل نسبی در جامعه دو قطبی (ثروتمند و فقیر) میهن مان، - بالا بردن سطح زندگی کارگران، کارمندان و کشاورزان؛ و - مبارزه برای کاهش دادن شکاف مالی و طبقاتی، در جهت - برقراری عدالت اجتماعی و برابری فرصت های اقتصادی است. امیرحسین لادن چهار شنبه 26 فروردین 1405 ahladan@outlook.com |