گشتوگذری در فیسبوک
از جنجالهای پوپولیسم راست تا نامه تاجزاده
Mon 13 04 2026
علی محجوبی
انقلابیون یکشبه
افرادى كه تا چند ماه پيش حوصله صحبت و گفتگو در مورد مسائل سياسى ايران و يا رژيم سياه انديش و تبهكار جمهورى اسلامى را نداشتند و يا هرگونه بحث و تبادل نظر بر پايهء تحليل و ارزيابى هاى متفاوت را در محافل دوستانه و يا خانوادگى خسته كننده مى يافتند، بيكباره و در پرتوى كنش ها و واكنش هاى بى ماليات و مفتِ اينستاگرامى بيكباره انقلابيونى پرشور و شيفتگان رضا پهلوى شدند. افرادى كه تا همين چند ماه پيش مرتب به ايران سفر مى كردند و پُز اش را هم به ايرانيان داخل و هم به ايرانيان خارج مى دادند كه اِله و بِله!
در روزها و هفته هاى هجوم امريكا و اسرائيل به رژيم و كارگزارانش و همچنين به زيرساخت هاى اقتصادى، فرهنگى، علمى و غيرنظامى ايران بخشى قابل توجه از همين افراد فقط مشغول حمايت از حمله و جنگ، هوراكشى براى تخريب و كشتار و طعنه زدن به مبارزان و مخالفان رژيم جمهورى اسلامى با اين مضمون بودند كه كار شما تا حالا بى ثمر بوده، بياييد و از رضا پهلوى و گماشتگانش بياموزيد.
پس از اين باصطلاح آتش بس و تلاش براى مذاكرات با رژيم جانى و دزد حاكم بر ايران، همين افراد گناه شكستِ پروژهء نتانياهو براى نشاندن سريع رضا پهلوى بر مسند قدرت را به گردن مخالفان جنگ و حمله به ايران مى اندازند و غير از طعنه هاى دو سطرى و بى معنا چيزى براى گفتن ندارند.
اين افراد نشان دادند كه تفاهمى براى استقلال فكرى، تحليل و ارزيابى دانشمدار و همچنين دركى از پيچيدگى هاى سياسى و از منطق جنگ ندارند. اينها فكر مى كنند كه با بازنشر و بازپخش كردن پست هاى اينستاگرامى و يا با "توفان هاى توئيترى" مى توان فاكت ها و واقعيت هاى زمينى و مادى را بكنار زد. و اين هم يكى از بخش هاى غم آور آشنايى با اين افراد است.
ناصر کاخساز
سیری در اعماق یک وضعیت،
ج اسلامی پس از جنگ در وضعیت بهتری قرار گرفته است. به یُمن این وضعیت بهتر، امکان سرکوب بیرحمانه را به راحتی بیشتر و با خیال جمع تر اجرا می کند. بزرگترین موفقیت اش هم در شکست این تز بود که با جنگ می توان نه تنها این وضعیت را تغییر داد بلکه می توان ساقط اش کرد.
اکنون در صورتیکه دارندگان چنین تزی، از خود انتقاد کنند و آنرا مقدمه ی تحکیم اتحاد درونن همگرایانه بر بنیان باور به تنوع و تکثر آراء کنند شاید روزنه ای در مسیر دستیابی به حنبش ملی برای همه ی ایرانیها گشوده شود.
درس اینست که با احساسات گرایی و خشم و نفرت بی مرز و سانتیمانتالیسم روشنفکرانه نمی توان یک جامعه ی نود میلیونی را با آنهمه گونه گونی و تنوع عینی با جنگ به سوی یک تمایل واحد به میدان آورد و به کار گرفت.. آنهم با تهاحم نظامی توسط بیگانگان که با نفی هویت و شخصیت ملی ایرانیان در نهایتِ حساسیت اش همراه است . شخصیت ملی همان چیزی است که در انبوهیِ فیزیکی و در انبوهیِ ژرف سکوتشان در اعماق غیرسیاسیِ وجود اجتماعی شان نیز مستتر است و روانشناسی ملی آنها را در کلیت کاملن پیچیده اش شکل می دهد. این یک پدیده ی سطحی نیست . این، بزرگ ترین عامل بردن یا باختن یک نیروی سیاسی است اشتباهی که همواره سبب شکست های اجتناب ناپذیر شده است. خودِ شکست اخلاقیِ ج اسلامی دقیقن پای گذاشتن بر این دگمه ی هویتی بود..
ادامه دارد.
فواد تابان
جنجال های پوپوليسم راست
من هم مثل ديگران اين روزها شاهد جنجالی هستم که پيرامون يک سخنرانی رضا پهلوی به راه افتاده است، گاه با حيرت، گاه با تاسف.
ارزيابی من در مورد اين جنجال در اين سه نکته است:
اول. اين جنجال مساله ی خارج از کشور است. کارگران، معلمان، بازنشستگان، جنبش های اجتماعی در ايران همچنان مشغول کار خود هستند و نيروی واقعی مبارزه عليه حکومت در کشور را تشکيل می دهند. اين سخنرانی هيچ «اتفاقی» در مبارزه ی جاری آن ها نيست.
دوم. کسانی که پشت سر رضا پهلوی به صف شده اند، يک «شبه جنبش» پوپوليستی راست گرا هستند، مثل خود او که يک پوپوليست راست گرا است. من در اين مدت نقدهای خوبی از سوی متفکرين و صاحب نظران از جمله داخل ايران در نقد اين شبه جنبش پوپوليستی راست گرا خوانده ام، اما در اين سو حتی يک نوشته ی قابل اعتنا نديده ام. هر چه هست، هيجان، عصبيت، تمسخر، تهديد و تحقير مخالفان است. يعنی همه ی عناصر يک پوپوليسم راست را داراست.
سوم و حرف اصلی. در اين لحظه برای من مهم نيست که رضا پهلوی کيست، چه کار کرده و چه کار نکرده است. زيرا مساله اصلا او نيست. اکثريت قريب به اتفاق کسانی که پشت سر او صف کشيده اند، انقلاب 57 را محکوم می کنند، يکی از عمده ترين دلايل آن ها اين است که شاه را «خارجی»ها بردند و خمينی را به جای او آوردند. همه ی اين طيف چشم خود را بر اين واقعيت بسته اند که رضا پهلوی را همين خارجی ها به عنوان «رهبر» دارند در حلق مردم ايران فرو می کنند. مساله ی اصلی همينجاست. رضا پهلوی مطلقا به دلايل توانايی های خودش به چنين جايی نرسيده است. او از طرف همان «خارجی» ها شارژ می شود و به جلوی صحنه فرستاده می شود، امکانات در اختيآرش قرار می دهند تا نقشی را که قرار است، بازی کند. مخالفت با «رهبر» شدن رضا پهلوی مخالفت با دخالت بيگانگان در سرنوشت مردم ايران است، مخالفت با اين است که ديگران برای ما ببرند و بدوزند و آن چه خواستند بر تن ما کنند.
من به روزی هم فکر می کنم که کشتی بان را سياستی ديگر آيد و بنا به هر دليلی تصميمات ديگری در مورد آينده ی کشور ايران بگيرند - صرف نظر از اين که تا چقدر موفق شوند و يا نشوند - آن وقت ديگر دوربين های تلويزیونی به سراغ پخش مستقيم سخنرانی های رضا پهلوی نخواهند رفت. و در آن زمان چه بر سر اين «شبه جنبش» پوپوليسم راست خواهد آمد؟ هر حرکتی که ديگران برای آن تصميم بگيرند و خود به دست خود سرنوشت خود را نسازد، می تواند پايان بسيار تلخی داشته باشد. اين بارها و بارها در تاريخ بشر ديده شده است.
سیروس مددی
از نابودی یک تمدن دست بردارید
صلح خواهی و توقف جنگها، شعار دائمی ماست. اکنون نیز خواهان توقف سریع این جنگ و آغاز مذاکرات برای صلح هستیم!
این شعارهای زیبا هرچند همواره و بالکل درست اند، ولی درعالم واقع و در مختصات کنونی، اولین گام برای قطع این جنگ ویرانگر، توقف حملات و بمبارانهای اسرائیل و امریکاست، تا به دنبال آن، حملات واکنشی تلافی جویانه ایران نیز قطع شود، آتش بس شود و راه گفتگو و صلح هموار گردد!
در اثنای تداوم تهدیدها و بمبارانها، کشتار مردم، تخریب موسسات غیرنظامی و نابودی زیرساختهای حیاتی ایران از سوی امریکا و اسرائیل، انتظار بی پاسخ ماندن آنها از سوی ایران و امید مذاکره، آتش بس و صلح، انتظار و امیدی غیر واقع بینانه است! و هرچه این بمبارانها و ویرانی ها بیشتر شوند، جنگ خواهان نیز نیرومندتر خواهند شد!
کلید توقف جنگ، در لحظه فعلی، در دستان متجاوزین آغازگر این جنگ و ویرانیست!
برای گشودن راه آتش بس و صلح،
بمبارانهای بی وقفه ویرانگر ایران را قطع کنید!از تهدید و عزم تبهکارانه برای «نابودی یک تمدن» دست بردارید! صلح به سود مردم کشور خودتان نیز هست. همه مردمان جهان صلح می خواهند! بمبارانها را قطع کنید!
س. م.
نامه سرگشاده مصطفی تاج زاده تلاشگر سیاسی زندانی به دونالد ترامپ:
به جهانیان و بهویژه دو ملت ایران و آمریکا پاسخ دهید چرا در حین مذاکرات دستور حمله به ایران را صادر کردید؟
جناب آقای دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا
با سلام
این نامه را یک زندانی سیاسی دموکراسیخواه و صلحطلب که یازدهمین سال محکومیت خود را در اوین سپری میکند و هر روز و هر شب صدای مهیب و مخرب بمبها و موشکها را از درون زندان میشنود، خطاب به جنابعالی مینویسد که دستور آغاز این جنگ را بهعنوان رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا صادر کردید. این نامه را مینویسم تا مخالفت قاطع خود را با جنگی اعلام کنم که تا هماکنون خسارات و تلفات زیادی بر جای گذاشته است و در صورت تداوم و تشدید احتمالی آن، میتواند به یک تراژدی تمامعیار منجر شود و رنج اجتنابپذیر بزرگی را به مردمی تحمیل کند که نقشی در این آتشافروزی ندارند و با آن مخالفند.
یادآور میشوم، شما همواره خود را مخالف جنگ و شایسته دریافت نوبل صلح میخوانید و به روسای جمهور پیشین خود میتازید که چرا آمریکا را درگیر دو جنگ پرهزینه و شکستخورده در افغانستان و عراق کردند. همچنین با افتخار از پایان دادن به ۸ جنگ در یکسال گذشته سخن میگویید.
با این وجود جنگی را آغاز کردهاید که نهفقط فاقد مصوبه شورای امنیت سازمان ملل است بلکه حتی متحدان سنتی شما در اروپا که همگی عضو ناتو هستند از پیوستن به آن خودداری ورزیدهاند. زیرا آن را فاقد وجاهت حقوقی و سیاسی میدانند.
جناب آقای رئیسجمهور!
طبق اعلام وزیر امور خارجه عمان - میانجی مذاکرات - پیشنهادهای ایران در آخرین دور مذاکرات در ژنو، توافق را کاملا در دسترس قرار داده بود و میتوانست نگرانیهای هستهای واشنگتن را برطرف کند. بنابراین لازم است به جهانیان و بهویژه دو ملت ایران و آمریکا پاسخ دهید چرا در حین مذاکرات دستور حمله به ایران را صادر کردید؟ و چرا در ادامه با وجود تاکید چند باره بر دستیابی به اهداف تعیینشده و نیز بازهی زمانی چهار تا شش هفتگی جنگ، از تصمیم جدید خود برای بمباران اهداف غیر نظامی شامل نیروگاههای برق، تاسیسات آبشیرینکن، پلها، پالایشگاهها و دیگر زیرساختهای ایران خبر میدهید؟ جنابعالی به خوبی میدانید چنین راهبردی مغایر حقوق بینالملل است، قوانین ایالات متحده را نقض میکند و اعلان جنگی غیر انسانی با ملت دلیر و رشید ایران به شمار می رود. بعلاوه حتما توجه دارید که تلاش برای ویران ساختن و جهنم کردن ایران، جنگ غیر قانونی اخیر را به جنگی کاملا کثیف و فاجعهبار تبدیل میکند، منطقهای را به آتش میکشد و بار دیگر به احساسات ضد آمریکایی در ایران و بسیاری از کشورهای دنیا دامن میزند.
حتما میدانید اغلب ایرانیان تا قبل از مداخلهی غیر قانونی کاخ سفید در عزل نخستوزیر محبوب خود در سال ۱۳۳۲ خورشیدی (۱۹۵۳ میلادی) نگاه مثبتی به ایالاتمتحده داشتند، اما پس از آن عموم مردم، آمریکا را تکیهگاه وحامی استبداد حاکم و نابسامانیها و فسادها در ایران دانستند.
عبرتآموز آنکه اگر علیه دولت دکتر مصدق کودتا نمیشد، به احتمال بسیار قوی، انقلاب ۵۷- ۱۹۷۹ رخ نمیداد. به باور من، شما ناخودآگاه در حال رقم زدن دوبارهی همان تغییر هستید. بهخصوص اگر تجاوز اخیر را با حمله به تاسیسات زیربنایی ایران و نیز با عملیات زمینی همراه کنید.
مطمئنا شما از پیامدهای کوتاهمدت جنگ مانند افزایش بهای نفت و گاز، بیشتر شدن تورم و رکود در بسیاری کشورها، و نیز خسارات و تلفات زیاد به ایران و امریکا آگاهید، اما مطمئن نیستم که مشاورانتان از پیامدهای درازمدت جنگ، آن هم در منطقهی استراتژیک و در عین حال شکنندهی خاورمیانه گزارش جامعی برای شما تهیه کرده باشند. در هر حال دنیا متوجه است که تلاش برای بازگرداندن ایران به «عصر حجر» صرفنظر از امکان یا امتناع آن، نشانگر موفقیت دولت آمریکا در این جنگ نیست، و مدنیت و اعتماد به نفس مقاماتش را به نمایش نمی گذارد؛ برعکس، استیصال دولت مهاجم و بلکه شکست آن را در تحقق اهدافش به رخ جهانیان میکشد.
با اغتنام فرصت یادآور میشوم که ایران حتی در عصر استعمار نیز از معدود کشورهایی بود که زیر پرچم هیچ دولت خارجی نرفت. ویژگی بارز مبارزات رهاییبخش ملت ما از نهضت مشروطه در ۱۲۰ سال گذشته (۱۹۰۶میلادی) تاکنون نیز نفی توامان استبداد داخلی و سلطه خارجی بوده است.
ایرانیان استقلالطلب و آزادیخواهند و در هر شرایطی از کیان ایران و تمامیت ارضی آن و نیز از عزت و شرف خود دفاع میکنند؛ در عین حال استبداد را برنمیتابند. در آخرین نمونه، در جنبش غرورآفرین «زن زندگی آزادی»، حجاب را آزاد و ثابت کردند که میتوانند با روشهای مدنی و خشونتپرهیز حقوق خود را استیفا کنند، بدون آنکه نیازمند دخالت نظامی خارجی باشند.
دخالتی که تاکنون افزون بر وارد شدن رنج و سختی بر مردم، نتیجهای جز تضعیف جامعه مدنی، بخش خصوصی، توسعه ملی و روند گذار به دموکراسی در ایران را نداشته است.
این جنگ غیرقانونی را نمیبایست آغاز میکردید و اکنون نیز لازم است آن را هر چه سریعتر خاتمه دهید تا از خسارات و تلفات به مراتب بیشتری جلوگیری کنید. البته که روی آوردن به دیپلماسی وظیفهای دوطرفه است و تنها راه عبور از این بحران مصیبتبار، اتخاذ راهبرد برد - برد و تلاش برای دستیابی به توافقی جامع و آتشبسی پایدار است. بر این اساس، طرف ایرانی نیز باید به سهم خود، با پرهیز از صفر و یک دیدن شرایط، مانع ویرانی کشورمان شود. یعنی با تن دادن به مطالبات دموکراتیک اکثریت ملت و با رفع نگرانیهای بینالمللی درباره فعالیتهای هستهای خود، راه برای توافق شرافتمندانه بگشاید. اما سهم و مسئولیت دولت آمریکا و رئیسجمهور آن بهمراتب بیشتر است، چون این جنگ غیر قانونی، پرهزینه و اجتنابپذیر را ارتش آن کشور به دستور شما آغاز کرده است. بنابراین، دوراندیشی، انسانیت و حتی منافع ملی آمریکا حکم میکند که جنابعالی به عنوان آغازگر جنگ، شجاعت به خرج دهید و این جنگ مخرب را همین امروز متوقف کنید. توقف این جنگ به سود همگان و بهویژه دو ملت ایران و آمریکا تمام شده و با اقبال جهانیان روبرو خواهد شد.
با آرزوی صلح عادلانه و با یاد همه جانباختگان جنگ اخیر، بهخصوص دانشآموزان بیگناه میناب.
سید مصطفی تاجزاده - زندان اوین - ۱۵ فروردین ۱۴۰۵