جمیلیا پرانگه د اولیویرا
«اسرائیل بزرگ»: راستگرایان اسرائیل و رؤیای پادشاهی کتاب مقدس
Sun 12 04 2026

اسرائیل هرگز بهطور رسمی مرزهای خود را تعیین نکرده است، اما شهرکنشینان و برخی وزیران این کشور مدتهاست که با ایده گسترش قلمرو آن بازی میکنند. مفهوم «اسرائیل بزرگ» دقیقاً به چه معناست؟
دانیلا وایس یک نقشه خاورمیانه که با لایه پلاستیکی محافظ پوشانده شده، از خاورمیانه را که روی آن عبارت «سرزمین موعود» نوشته شده، مقابل دوربین میگیرد و میگوید: «این وعده خداوند به نیاکان ملت یهود است.»
این نقشه دولتی یهودی را نشان میدهد که نهتنها سرزمینهای فلسطینیِ اشغالشده توسط اسرائیل و بلندیهای جولانِ الحاقشده را در بر میگیرد، بلکه بخشهایی از اردن، لبنان، مصر، عراق، سوریه و عربستان سعودی را نیز شامل میشود؛ منطقهای که بسیار فراتر از «خط سبز» است—خطی که از سال ۱۹۴۹ مرزهای اسرائیل را در حقوق بینالملل تعریف کرده است.
وایس میگوید: «این منطقه ۳۰۰۰ کیلومتر وسعت دارد، تقریباً به بزرگی صحرای آفریقا.»
وایس—که برخی او را «مادرخوانده جنبش شهرکسازی اسرائیل» مینامند—از «اسرائیل بزرگ» سخن میگوید؛ مفهومی که در عبری «اِرتص اسرائیل هاشلِما» (Eretz Israel HaShlema) نام دارد. ترجمه دقیق آن نه «اسرائیل بزرگ» بلکه «اسرائیل کامل» یا «تمام اسرائیل» است. این یک مفهوم توسعهطلبانه با ریشههای کتاب مقدسی است که بهویژه در میان جریانهای راستگرای اسرائیل طرفدار دارد.
گیل شوحات، تاریخدان، در گفتوگو با دویچهوله توضیح میدهد:
«برای طرفداران سیاست شهرکسازی مانند بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی، یا ایتامار بنگویر، وزیر امنیت، مسئله این نیست که اسرائیل را بزرگتر کنند، بلکه میخواهند پروژه را کامل کنند.»
او که ریاست بنیاد روزا لوکزامبورگ نزدیک به حزب چپ آلمان در تلآویو را بر عهده دارد، میافزاید:
«برای آنان، ادعای مالکیت بر کل فلسطین تاریخی—یا آنچه خودشان "اِرتص اسرائیل" مینامند—یک وعده الهی است.»
«اسرائیل بزرگ» به چه معناست؟
بسته به تفسیر، این مفهوم مناطق متفاوتی را در بر میگیرد. برخی آن را شامل سرزمینهای کنونی اسرائیل در چارچوب مرزهای بهرسمیتشناختهشده بینالمللی (خط آتشبس ۱۹۴۹ یا همان خط سبز) بهعلاوه سرزمینهای اشغالشده از سال ۱۹۶۷—یعنی کرانه باختری، اورشلیم شرقی و غزه—و همچنین بلندیهای جولان و شبهجزیره سینا (که بعدها به مصر بازگردانده شد) میدانند.
دیگران حتی فراتر رفته و خواهان کل سرزمینی هستند که در کتاب مقدس وعده داده شده: از رود نیل در مصر تا رود فرات که از ترکیه، سوریه و عراق میگذرد.
سخنان وایس تازه نیست و به مصاحبهای با شبکه استرالیایی ABC News در سال ۲۰۱۴ بازمیگردد. با این حال، از آن زمان تاکنون، بهویژه در زمینه جنگی که از اکتبر ۲۰۲۳ در خاورمیانه جریان دارد، این ایدهها در سیاست اسرائیل نفوذ بیشتری یافتهاند.

از حاشیه به مرکز دولت
برای نمونه، بزالل اسموتریچ در مارس ۲۰۲۳ در پاریس جنجال دیپلماتیکی بهپا کرد، زمانی که پشت تریبونی سخنرانی کرد که نقشهای از «اسرائیل بزرگ» روی آن چسبانده شده بود. این نقشه نهتنها مناطق اشغالشده کنونی، بلکه کشور همسایه، اردن، را نیز بخشی از اسرائیل نشان میداد.
یک سال بعد، او در گفتوگو با شبکه ARTE اعلام کرد که «آینده اورشلیم» آن است که «تا دمشق گسترش یابد.»
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نیز بارها به این مفهوم پرداخته است. او در سپتامبر ۲۰۲۴ هنگام ارائه طرحهای خود برای «روز پس از جنگ غزه»، نقشهای نشان داد که در آن کرانه باختری بهطور کامل به اسرائیل الحاق شده بود.
در اوت ۲۰۲۵ نیز در گفتوگو با شبکه i24NEWS اظهار داشت که «ارتباط بسیار نزدیکی» با چشمانداز «اسرائیل بزرگ» احساس میکند؛ اظهاراتی که موجب شد مصر و اردن خواستار توضیح رسمی شوند.
از سوی آمریکا نیز حمایتهایی صورت گرفت. در فوریه همان سال، مایک هاکبی، سفیر ایالات متحده در اسرائیل، در گفتوگو با تاکر کارلسون اظهار داشت که اگر اسرائیل کل خاورمیانه را مطابق وعده کتاب مقدس در اختیار بگیرد، «مشکلی نخواهد داشت.»
پیشینه تاریخی «اسرائیل بزرگ»
در کتاب پیدایش (۱۵:۱۸–۲۱)، خداوند به ابراهیم و فرزندانش سرزمینی از نیل تا فرات وعده میدهد. اندیشمندان صهیونیست مانند تئودور هرتسل و زئیو ژابوتینسکی بعدها این مرزهای کتاب مقدسی را در نوشتههای خود بازتاب دادند. هرتسل در دفترهای روزانهاش این ایده را «عالی» توصیف کرده است.
ژابوتینسکی نیز هم در عرصه سیاسی و هم فرهنگی به این ایده پرداخت. در ترانه مشهور او «سمول هایاردن» («ساحل شرقی اردن») که بعدها سرود جنبش جوانان «بتار» شد، هر بند با این جمله پایان مییابد:
«اردن دو ساحل دارد—این یکی از آنِ ماست و آن یکی هم.»
جنبش بتار به صهیونیسم تجدیدنظرطلب تعلق دارد؛ جریانی توسعهطلب که پیشدرآمد احزاب راستگرایی مانند حزب لیکود نتانیاهو به شمار میرود. بنزیون نتانیاهو، پدر بنیامین نتانیاهو، نیز در همین جریان فعال بود و مدتی پیش از مرگ ژابوتینسکی، بهعنوان دبیر او کار میکرد.
حتی داوید بنگوریون، نخستوزیر نخست اسرائیل، نیز با ایده اسرائیلِ مبتنی بر مرزهای کتاب مقدس همدلی داشت، اما در نهایت رویکردی عملگرایانه برگزید: ابتدا تشکیل یک دولت یهودی مستقل و سپس گسترش آن. او در اعلامیه استقلال ۱۹۴۸ عمداً مرزهای کشور را باز گذاشت—گویی راهی برای توسعههای احتمالی آینده.
او در سخنرانی سال ۱۹۳۷ چنین گفت:
«پذیرش طرح تقسیم ما را ملزم نمیکند که از ترانساردن صرفنظر کنیم. هیچکس نمیتواند از ما بخواهد از چشمانداز خود دست بکشیم. ما دولتی را در مرزهای کنونی میپذیریم، اما مرزهای آرمان صهیونیستی به مردم یهود تعلق دارد و هیچ عامل خارجی نمیتواند آن را محدود کند.»
گسترشطلبی؛ واقعیتی موجود
اسرائیل پس از جنگ استقلال ۱۹۴۸، کنترل مناطقی بسیار فراتر از آنچه در طرح تقسیم سازمان ملل پیشبینی شده بود به دست آورد: بهجای ۵۶ درصد، حدود ۷۷ درصد از سرزمین قیمومت سابق بریتانیا را در اختیار گرفت.
پس از جنگ ششروزه ۱۹۶۷ نیز اورشلیم شرقی، کرانه باختری، نوار غزه، بلندیهای جولان و شبهجزیره سینا به آن افزوده شد. بهجز سینا که در چارچوب توافق صلح به مصر بازگردانده شد، سایر این مناطق همچنان در اشغال باقی ماندهاند.
حقوق بینالملل این مناطق را بخشی از قلمرو رسمی اسرائیل نمیداند. اما به گفته شوحات، اکثریت جامعه اسرائیل چنین نگاهی دارند:
«نزدیک به شصت سال از اشغال این مناطق میگذرد. حتی در کتابهای درسی مدارس لیبرال در تلآویو نیز کرانه باختری و غزه جزو قلمرو اسرائیل محسوب میشوند.»
بر اساس آمار سازمان ملل، امروز بیش از ۷۰۰ هزار شهرکنشین اسرائیلی در کرانه باختری اشغالشده و اورشلیم شرقی زندگی میکنند. در بلندیهای جولان، برآوردها بین ۲۳ هزار تا ۳۱ هزار نفر در نوسان است. حدود ۲۰ هزار دروزی نیز پس از الحاق این منطقه به اسرائیل در آنجا باقی ماندهاند.
شورای امنیت سازمان ملل تمامی شهرکهای اسرائیلی در آن سوی «خط سبز» را نقض حقوق بینالملل میداند؛ همچنین دیوان بینالمللی دادگستری در سال ۲۰۲۴ در یک نظر مشورتی، این اشغال را غیرقانونی اعلام کرد.
هنوز جریان غالب نیست، اما در حال پیشروی است
با وجود افزایش حمایتها، ایده «اسرائیل بزرگ» هنوز به جریان اصلی در اسرائیل تبدیل نشده است. شوحات در اینباره میگوید:
«اشغال فلسطین تاریخی—یعنی اسرائیل، کرانه باختری و غزه—به امری عادی تبدیل شده است. اما هنوز عادیسازی شهرکهای دائمی در جنوب لبنان یا بخشهایی از سوریه را شاهد نیستم. با این حال، اگر مخالفت جدیای وجود نداشته باشد، این وضعیت میتواند تغییر کند.»
مخالفتها هم در داخل و هم در خارج از اسرائیل وجود دارد؛ با این حال، ایده گسترش قلمرو دولتی مدتهاست که در درون دولت اسرائیل جای خود را باز کرده است. بهعنوان نمونه، در مارس ۲۰۲۶، اسموتریچ، وزیر دارایی، خواستار الحاق جنوب لبنان شد.
در کنفرانس سال ۲۰۲۴ سازمان شهرکسازی «نحالا» به رهبری وایس، اسموتریچ، بنگویر و خود وایس آشکارا از «مهاجرت داوطلبانه» فلسطینیان از غزه حمایت کردند.
بنگویر در این کنفرانس گفت:
«اگر نمیخواهیم هفتم اکتبر دیگری رخ دهد، باید به خانه بازگردیم و غزه را کنترل کنیم. ما باید راهی قانونی برای مهاجرت داوطلبانه پیدا کنیم و مجازات اعدام برای تروریستها را برقرار کنیم.»
دو سال بعد، به نظر میرسد او یک گام به هدف خود نزدیکتر شده است: در ۳۰ مارس، پارلمان اسرائیل قانونی را تصویب کرد که مجازات اعدام را برای فلسطینیانی که توسط دادگاههای نظامی اسرائیل در مناطق اشغالی به دلیل «تروریسم منجر به مرگ» محکوم میشوند، پیشبینی میکند.
*جمیلیا پرانگه د اولیویرا
خبرنگار با تمرکز ویژه بر حقوق زنان، فرهنگ، سیاست اجتماعی و برزیل.
به نقل از دویچهوله به زبان آلمانی دهم آوریل 2026
|
|