یک شاهزاده، مجموعهای از شبکهها و یک ایدئولوژی برتریجویانه:
نگاهی به درون هیاهوی پر زرق و برق پهلوی
«لوموند دیپلماتیک»
Fri 10 04 2026

نویسنده QUENTIN MULLER
برگردان آسیا تهرانی
در ماههای اخیر، رضا پهلوی، پسر آخرین شاه ایران، به طور فزایندهای به یک چهرهی رسانهای برجسته تبدیل شده است. اما در پشت اظهارات به ظاهر معتدل او، هوادارانش در حال پیشبردن یک خط مشی سیاسی رادیکال هستند در راستای اتحاد با راست افراطی، همراه با اظهارات آشکارا نژادپرستانه و هویتمحور، و همچنین با ارعاب و تهدید [دگراندیشان]. در فرانسه و در سطح بینالمللی، جنبش سلطنتطلب بر شبکههای اعمال نفوذ و حامیان بحثبرانگیزی متکی است. امری که سوالاتی را در مورد ماهیت واقعی پروژهی سیاسی ولیعهد برمیانگیزد.
در ۱۳ فوریه، در مونیخ، رضا پهلوی در یک تجمع علیه رژیم ایران، سخنرانی کرد. در حالی که توجه رسانهها عمدتا بر حضور گستردهی تظاهرکنندگان متمرکز شده بود و حتی این تجمع را «نمایش قدرت» نامیدند، این رویداد، بهویژه، گرایشهای سیاسی هواداران او را آشکار کرد. زیرا اگرچه پسر آخرین شاه ایران، بهطور مکانیکی برنامهی خود را تکرار کرد، یعنی بازگشت به کشور به عنوان رهبر یک دولت گذار و آماده کردن یک رفراندوم و دادن حق انتخاب به مردم بین سلطنت، که او وارث طبیعی آن خواهد بود، و جمهوری، اما هواداران او، تصویر بسیار متفاوتی را ارائه دادند، با احتیاط بسیار کمتر و وحدتجویی بسیار کمتر.
در این گردهمآیی، شعارهایی مانند «یک میهن، یک پرچم، یک رهبر: شاهزاده رضا پهلوی» سرداده شد که یادآور شعار معروف «یک ملت، یک رایش، یک رهبر» نازیها در زمان رایش سوم است. برخی از هواداران، کلاههایی با شعار «ایران را دوباره بزرگ خواهیم کرد» بر سر داشتند که از شعار ترامپ الهام گرفته شده بود. شعار «مرگ بر سه فاسد: ملا، چپی، مجاهد» نیز سر داده شد که ساختهی یاسمین پهلوی، همسر رضا است که در این تظاهرات حضور داشت. در تجمعات پاریس، ژنو و بروکسل نیز هواداران پهلوی شعارهای مشابهی سر دادند و به چپهای ایرانی و اروپایی حمله کردند. اینها همه نشانههای روشنی از همسویی رو به رشد این جریان با راست افراطی بینالمللی است.
همکاری با راست افراطی
در فرانسه، انجمن «فم آزادی» (Femme Azadi) هوادار پهلوی که در اواخر سال ۲۰۲۲ توسط مونا جعفریان، طراح داخلی و اینفلوئنسر سبک زندگی، تأسیس شد، عملا با راست افراطی فرانسه، بهویژه گروه نمسیس (Némésis) (۱)، همسو شده است. آلیس کوردیه (Alice Cordier)، مدیر گروه نمسیس، چندین عکس از خود در کنار «فم آزادی» در تجمعات طرفداران سلطنت منتشر کرده است، مانند تجمع ۱۱ ژانویه که او در کنار دریا صفایی، نمایندهی راست افراطی پارلمان وابسته به حزب ملیگرای فلاندری «اتحاد جدید-ولامسه» (Nieuw-Vlaamse Alliantie) دیده میشود.
انجمن سلطنتطلب «هما» نیز در آن روز حضور داشت. معاون رئیس این انجمن، ساموئل داوود، پناهندهی ایرانی، تا کنون چندین مصاحبه با رسانهی تبلیغاتی اسرائیلی i24News و همچنین با رسانهی راست افراطی فرونتیر (Frontières) انجام داده است. داوود به خاطر مصاحبه با اریک زمور (Eric Zemmour) (۲) در رسانهی فرونتیر، که در آن زمان لیور نوآر (Livre noir) نامیده میشد، مشهور شد و از طریق همین رسانه نیز تظاهرات ۱۱ ژانویه ۲۰۲۶ را اعلام کرد. چند ماه پیش، او توسط گروه لابیگر دیپلواکت فرانس (DiploAct France) به اسرائیل دعوت شده بود، گروهی که ادعا میکند هدفش «مبارزه با یهودستیزی، تبلیغات ضد صهیونیسم و اطلاعات نادرست در مورد اسرائیل در فرانسه میباشد».
نزدیک به چهار سال است که تجمعات سلطنتطلبان در فرانسه، تحت پوشش حمایت از آزادی زنان ایرانی، که خواستههایشان در اواخر سال ۲۰۲۲ و اخیرا در اوایل ژانویه ۲۰۲۶، توسط رژیم به طرز وحشیانهای سرکوب شد، گسترش یافته است. جنبش سلطنتطلب، علاوه بر نمسیس، حامیان دیگری نیز پیدا کرده است مانند نمایندگان حزب اجتماع ملی (Rassemblement National) (۳)، حزب فتح مجدد (Reconquête) (۴)، جنبش نسل حویتمحور (Génération Identitaire)، گروه همنژادگرای اروس (Collectif Eros) و یا گروه «ما زنده خواهیم ماند» (Nous vivrons) که آشکارا از اسرائیل طرفداری میکند. سمیه رستمپور، جامعهشناس کرد و نویسندهی کتاب زنان مسلح، دانش شورشی، از مبارزهی سیاسی کرد تا ژنئولوژی و همچنین محقق مرکز تحقیقات جامعهشناسی و سیاسی در پاریس (CRESPPA) میگوید: «اینها رویدادهای جداگانهای نیستند، بلکه نمایانگر یک همسویی گفتمانی و ساختاری میباشند.»
مونا جعفریان بارها در حساب اینستاگرام خود شعار «ما آریایی هستیم، عرب نمیپرستیم» را، که در این تجمعات نیز سر داده میشد، به اشتراک گذاشته است.این چهرهی کلیدی در تبلیغ سلسلهی پهلوی در فرانسه، که یکی از بنیانگذاران جنبش «فم آزادی» نیز میباشد، در مصاحبهای با شبکهی خبری سه نیوز (CNews)، برای توجیه این شعار گفت منظور اساسا این است که «اسلام دین ما نیست» و «ریشهی ما زرتشتی است» یعنی به پیش از اسلام برمیگردد. این اینفلوئنسر سلطنتطلب حتی آشکارا اسلامهراسی خود را با هشتگ #jesuisislamophobe (#من اسلامهراس هستم) اعلام کرده است. سمیه رستمپور تحلیل میکند: «سنت ملیگرایی پهلوی را میتوان به عنوان دیدگاهی توصیف کرد که ایران پیش از اسلام را یک عصر طلایی میپندارد، دیدگاهی که اسلام را به عنوان یک دین خارجی بازطراحی میکند که در آن، اعراب به مثابه “آنهایی که از ما نیستند” هویتی واحد و غیرقابلتفکیک تشکیل میدهند.»
با این حال، رضا پهلوی هرگز چنین دیدگاه برتریجویانهای را، برای ایرانی که قصد حکومت بر آن را دارد، علنا به اشتراک نگذاشته و به تمایل خود برای ساختن یک دولت سکولار که در آن دین به حوزهی خصوصی باز خواهد گشت، اشاره کرده است. درنتیجه معلوم نیست آیا این حاکم احتمالی، با دیدگاههای برخی از پرشورترین هواداران خود موافق است یا نه. رامین پرهام، که از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۰ مشاور پسر شاه بود، دربارهی چرخش ایدئولوژیک ولیعهد میگوید: «رضا پهلوی، در طول دهههای ۲۰۰۰ و حتی چندین بار پس از این سالها تعریف کرده بود که شاگرد جین شارپ است [دانشمند آمریکایی در علوم سیاسی که به خاطر نوشتههایش در مورد عدم خشونت «عملی» شناخته شده است]. او همچنین خود را شاگرد مارتین لوتر کینگ میدانست. دو الگوی کاملا متضاد با ترامپ یا با مراسم مونیخ که میتوان آن را به عنوان یک تجمع فاشیستی خلاصه کرد». پرهام ادامه میدهد: «مانند شاهزادهی ماکیاول، پهلوی به مردی بدون اصول تبدیل شده است. او هوش خارقالعادهای ندارد اما ضریب هوشیاش به اندازهی یک حلزون که نیست، بنابراین باید بتواند تفاوت بین جین شارپ و ترامپیسم را متوجه شود. در آن زمان، من و دیگر مشاورانش میخواستیم که او جایگاهی پادشاهانه داشته باشد، یعنی جدا و فراتر از جریانها و تعلقات سیاسی و حزبی قرار بگیرد. قرار بود نقش او به عنوان یک شاهزاده این باشد که امورات مربوط به منافع عالی ملی را داوری کند نه اینکه به یک فعال سیاسی تبدیل شود.» میبینیم که امیدهای این همکار نزدیک سابق پهلوی نقش برآب شده است.
چرخش سیاسی اطرافیان پهلوی
در طول دههی گذشته، نسل جدیدی از مشاوران – متعلق به راست افراطی - جایگزین روشنفکران قدیمی ایرانی، مانند فیلسوف داریوش شایگان و پدر رامین، باقر پرهام، شدهاند. قابل توجه است که باقر پرهام در سال ۱۹۷۹، در سفر میشل فوکو به ایران درست قبل از انقلاب اسلامی، نقش مترجم و راهنمای او را ایفا کرده بود. بسیاری از مشاورین سابق، آخرین شاه را میشناختند و طرفداری آنها از سلطنت، نه برای بازگشت به دوران قبل از انقلاب، بلکه به معنی ادامهی جنبش مشروطهخواه ایران بود که در اوایل قرن بیستم آغاز شده بود. این جنبش روشنفکری منجر به تدوین اولین قانون اساسی منطقه شد و از یک حکومت سلطنتی مشروطه، محدود به قانون و ایجاد یک مجلس منتخب با قدرت قانونگذاری حمایت میکرد. اما مداخلات روسیه، آمریکا و انگلیس، و همچنین به روی کار آمدن سلسلهی پهلوی، این جنبش را درهم شکست.
در سال ۲۰۲۰، رامین پرهام یک کتاب و یک پادکست ۵۳ قسمتی در مورد جنبش مشروطه منتشر کرد که منجر به تماس رضا پهلوی با او شد که در آن زمان ادعا کرده بود با دیدگاههای رامین پرهام موافق است. سپس به پرهام پیشنهاد داد که در مورد این مسائل، یک مناظرهی فیلمبرداری شده تهیه کند. این مصاحبه بیش از سه ساعت طول کشید. پرهام میگوید: «این مسئله میتوانست در داخل و خارج از ایران سروصدای زیادی بر پا کند. تصورش را بکنید، شاهزادهای که از جنبش مشروطه حمایت میکند!». پرهام در آن زمان قصد داشت ولیعهد را به مثابه رهبر بالقوهی یک مدل سیاسی جمهوریوار معرفی کند، که در آن پادشاه فقط نقشی نمادین خواهد داشت. او فیلم این مصاحبه را برای تیم پهلوی ارسال کرد و آنها به او قول دادند این فیلم را در شش قسمت تدوین کرده و پخش کنند. پرهام میگوید: «سرانجام این مصاحبه هیچوقت پخش نشد، و آنها به تدریج به سمت یک ایدئولوژی برتریجویانه تغییر جهت دادند.» در ایالات متحده، در میان کسانی که این چشمانداز را ترویج میدهند میتوان عمدتا از افراد زیر نام برد: سعید قاسمینژاد، یک راهبرد سیاسی محافظهکار عضو بنیاد دفاع از دموکراسیها (the Foundation for Defence of Democracies)، ، علیرضا کیانی، عضو اتحادیهی ملی دموکراسی در ایران (National Union for Democracy in Iran)، از طرفداران سلطنت در خارج از کشور، و امیر اعتمادی، فعال سابق دانشجویی که به ایالات متحده کوچ کرده است.
امیر اعتمادی، کسی است که بهویژه در سال ۲۰۲۲ در توییتر از حق دادن شعار «مرگ بر فلسطین» دفاع کرد با این توجیه که: «اگر با شعار “مرگ بر فلسطین” مشکل دارید، یعنی حداقل به یکی از این دو ویروس آلوده شدهاید: چپگرایی و اسلامگرایی.»
به گفته سمیه رستمپور، «امیر اعتمادی از زمان اقامت خود در ایالات متحده، به یکی از فعالترین سازماندهندگان سلطنتطلبی رادیکال تبدیل شده است. او، به همراه سعید قاسمینژاد، از بنیانگذاران و تأثیرگذارترین اعضای سازمان فرشگرد است. سازمانی نژادپرست و فارسمحور که به نام دفاع از تمدن ایران، به طور مداوم سخنان نفرتپراکنانه، به ویژه علیه اعراب، را منتشر میکند.»
این سه نفر بر تدوین پیشنویس معروف «دفترچهی دوران اضطرار» که ولیعهد آن را ارائه کرد نظارت داشتند، که هدف آن ارائهی «طرح عملیاتی برای ۱۸۰ روز اول پس از سقوط جمهوری اسلامی» بود. طبق این سند که اولین نسخهی آن در سال ۲۰۲۴ منتشر شد، قرار بود که این دورهی گذار برای آمادهسازی یک رفراندوم باشد. برای آنکه مردم «بتوانند نظام حکومتی خود را انتخاب کنند: سلطنت پارلمانی یا جمهوری».
آزاده کیان، استاد بازنشستهی جامعهشناسی از دانشگاه پاریس سیته، میگوید: «وقتی این کتابچه را میخوانید، یاد دیکتاتوری خامنهای میافتید. آقای پهلوی به خود این قدرت را میدهد که همه را منصوب کند. علاوه بر این، معلوم نیست که دورهی گذار چقدر طول خواهد کشید. این یک دیکتاتوری است. تمام این ماجرا، مسخرهبازیای بیش نیست.»
در واقع، طبق «دفترچهی دوران اضطرار»، اعضای قوهی مقننه، مجریه و قضائیهی دوران گذار فقط توسط «رهبر قیام ملی»، یعنی شاهزاده رضا پهلوی، منصوب خواهند شد. علاوه بر این، مدت دوران گذار نیز مبهم است، زیرا این دفترچه، صحبت از اولین «مرحلهی اضطراری» میکند که شامل «شش ماه اول دورهی گذار» است، سپس «مرحلهی دوم» یا مرحلهی «تثبیت» را مطرح میکند که «از ماه هفتم تا پایان دورهی گذار» ادامه خواهد داشت، اما مدت آن مشخص نشده است. سرانجام، «مرحله سوم» فرا میرسد که به عنوان «مرحلهی اصلاحات بلندمدت پس از گذار» ارائه شده است که «با تشکیل اولین دولت منتخب آغاز میشود». هیچ زمانبندیای برای اینکه دولت گذار، رفراندوم مورد نظر و سپس انتخابات پارلمان را سازماندهی کند، مطرح نشده است.
رفراندوم الزاما دموکراسی نیست
باید در نظر داشت که چنین انتخاب دوگانهای بین سلطنت پارلمانی و جمهوری، خطراتی نیز به همراه دارد. در صورت فروپاشی ناگهانی جمهوری اسلامی، بهویژه اگر فرض کنیم که این جنگها باعث تجزیهی آن شوند، احتمال زیادی دارد که بخش بزرگی از مردم ایران، از جمله کسانی که لزوما طرفدار نظام پادشاهی نیستند، کماکان به این مدل ارث رسیده از گذشته روی آورند و وعدهی یک ثبات فوری را بر دورنمای نامعلوم یک جمهوری دموکراتیک ترجیح دهند. در سال ۱۹۷۹، خمینی نیز از همین روش استفاده کرد و رفراندوم را پیرامون این سوال تشکیل داد: «آیا میخواهید رژیم قبلی تغییر کرده و جایش را به یک جمهوری اسلامی بدهد که قانون اساسی آن توسط ملت تصویب شود؟» و مردم که از استبداد سلطنت به ستوه آمده بودند، با اکثریت قاطع رای «آری» دادند بدون اینکه لزوما با مدل یک جمهوری اسلامی موافق باشند.
از این جنبههای مشکلساز برای یک انتخاب واقعا دموکراتیک که بگذریم، این دفترچهی ۱۷۸ صفحهای «دوران اضطرار»، دیدگاه برتریجویانهی حلقهی نزدیک پهلوی را به نمایش میگذارد. این دفترچه هیچ اشارهای به اقلیتهای کرد، آذری، عرب، لر و بلوچ نمیکند در حالی که این اقلیتها ۵۴٪ از جمعیت ایران را تشکیل میدهند. در عوض، این دفترچه خواستار آن است که آن بخش از قوانین جمهوری اسلامی که با «هویت تاریخی ایران» ناسازگاری دارند فوری لغو شده و بهویژه «با قوانین [...] دوران امپراطوری پهلوی جایگزین شوند.» گفتمان «هویت تاریخی ایران» هفت بار در دفترچه آمده است اما هیچ جا تعریفی از آن ارائه داده نشده است. آیا منظور همان «هویت آریایی پیش از اسلام» است که مونا جعفریان در رسانهی سه نیوز به آن اشاره کرده بود؟ سمیه رستمپور میگوید: «این سند، که آشکارا نژادپرستانه است، جایی برای اقلیتهای غیرفارس و غیرشیعه باقی نمیگذارد. برعکس، هدف آن برقراری مجدد همان سیستم برتری فارس است که در زمان سلطنت پدر پهلوی، قبل از انقلاب اسلامی وجود داشت.»
ایرج مصداقی، نویسنده و فعال حقوق بشر که اکنون به پهلوی پیوسته است، این اتهامات را رد میکند: «در ساختار ایران فردا [که ما میخواهیم]، همهی شهروندان، صرفنظر از دین، مذهب یا قومیت، در برابر قانون برابر خواهند بود. هیچ کس در هیچ زمینهای از امتیاز ویژهای برخوردار نخواهد بود. ما مانند همهی ملتهای متمدن، طرفدار حقوق مدنی برابر هستیم. رضا پهلوی به تمرکززدایی و اعطای خودمختاری به استانها در همهی امور اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اعتقاد دارد.» اما آیا کردار، گفتار را تأیید میکند؟
دیدگاههای هویتمحور زیر لوای دموکراسی
تشخیص بین حرفهای کلیشهای ولیعهد و اعتقادات واقعی او حقیقتا دشوار است. اما یکی از پستهای عجولانهی اخیر او در توییتر، پیامهای مطبوعاتی اطمینانبخش نزدیکانش را نقش بر آب کرد. در ۲۲ فوریه ۲۰۲۶، هنگامی که پنج حزب سیاسی اصلی کردستان ایران تشکیل یک اتحاد سیاسی را اعلام کردند و در یک بیانیهی مشترک متعهد شدند که برای سرنگونی رژیم آخوندی موجود و ایجاد یک سیستم سیاسی دموکراتیک و سکولار در ایران تلاش کنند، رضا پهلوی با بیانیهی بسیار تندی واکنش نشان داد و احزاب کرد را بدون نام بردن از آنها، «تجزیهطلب» خواند و «تمامیت ارضی» ایران را به عنوان «خط قرمز» خود معرفی کرد. او نوشت: «هر کسی که از این خط قرمز عبور کند، یا با کسانی که این کار را میکنند همکاری کند، با پاسخ قاطع مردم ایران روبهرو خواهد شد.» پس وعدهی دموکراسی پهلوی به اقلیتها، در واقع یک «خودگردانی» بسیار نسبی است.
«دفترچهی دوران اضطرار» که با دقت تمام تدوین شده است، نشانههای واضحی از پروژهی پسر شاه و حلقهی نزدیکانش ارائه میدهد. برای مثال، این دفترچه، به عنوان یک اقدام فوری، پیشنهاد میکند که اصطلاحات نهادین عربیِ مورد استفادهی جمهوری اسلامی، مانند «مجلس شورا» برای قوهی مقننه و «قوهی قضاییه» برای سیستم قضائی، با کلمات فارسی جایگزین شوند. دفترچهی دوران اضطرار همچنین پیشنهاد میکند که نام «هلال احمر جمهوری اسلامی ایران» به «جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران» تغییر کند، نمادهایی که تا سقوط سلطنت در سال ۱۹۷۹ روی پرچم ایران ظاهر میشدند. در لابهلای ادعاهای دموکراسی، این فوریتهای هویتمحور وسیعا به چشم میخورند.
از نقطه نظر فوریتهای دیپلماتیک، این دفترچه، از همان هفتهی اول، خواستار به رسمیت شناختن اسرائیل و تقویت روابط استراتژیک با این کشور میباشد. در این دفترچه توضیح داده شده است: «این روابط، از طریق همکاریهای ضد تروریستی و تقویت مشارکتهای فناوری و نوآوری برای برقراری صلح و ثبات، سنگ بنای استراتژی منطقهای ایران را تشکیل خواهد داد.» باز هم یک فوریت عجیب ... اما بسیار گویا!
در فرانسه، مریدان پهلوی از همین ایدئولوژی پیروی میکنند. علاوه بر مونا جعفریان، سهند صابر، وکیل، و گروه وکیلان فرانسوی ایرانی او ، مهمانان مکرر برنامههای تلویزیونی محافظهکار هستند. سهند صابر که از همکاران سابق رضا پهلوی است به همیاری الکساندر فاطمی - سرمایهداری که عمدتاً در خلیج فارس فعالیت داشته است - تهاجم رسانهای در فرانسه را هماهنگ میکند. رامین پرهام، استراتژی شبکهی همکاران جدید رضا پهلوی را اینگونه خلاصه میکند: «آنها فکر میکنند با به دست آوردن حمایت ایالات متحده و اسرائیل، پیروزی آنها قطعا تضمین خواهد شد. آنها توطئهگر هستند.» شاخهی فرانسوی آنها، که حول فاطمی متمرکز است، توانسته است به طور قابل توجهی از ارتباطات رسانهای ژان بتیست دوات (Jean-Baptiste Doat)، یکی از همکاران سابق برونو رتایو (Bruno Retailleau) (۵) و بنیانگذار آژانس ارتباطاتی قطان (Qatane)، بهره ببرد.
اخیراً، این گروه به همراه مونا جعفریان، تصمیم گرفتند رسانهی فرانس انتر (France Inter) را تحریم کنند و این رسانهی رادیویی دولتی را متهم کردند که فقط از نمایندگان «چپ افراطی ایران» دعوت میکند. سهند صابر در پشت صحنه، فرانس انتر را «سه نیوز چپیها» توصیف میکند، اما برای ادامه دادن به برنامهاش در رادیو سود (Radio Sud) (۶) ایرادی نمیبیند، امری که دربارهی گرایشهای سیاسی هواداران پهلوی، دیگر جای زیادی برای شک باقی نمیگذارد.
ردپای کمکهای مالی اسرائیل و عربستان سعودی
همانگونه که رضا پهلوی در ایالات متحده از حمایت لجستیکی و مالی لابیهای طرفدار اسرائیل و عربستان سعودی بهره میبرد، نشانههای متعددی وجود دارد مبنی بر اینکه شبکهی فرانسوی آنها نیز این نوع روابط را با نهادهای تبلیغاتی رژیم اسرائیل برقرار کرده است. گروه اژیر آنسامبل (Agir Ensemble) که پس از وقایع ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تشکیل شد، در فرانسه توسط آریه بنسمهون (Arié Bensemhoun) رهبری میشود. بنسمهون، همچنین رئیس النت فرانس (Elnet France) میباشد، یک لابی طرفدار اسرائیل که در مجلس شورای ملی و سنا بسیار فعال است. به عنوان مثال، این گروه چندین گردهمایی با شرکت چهرههای اجتماعی و سیاستمداران در حمایت از مردم ایران سازماندهی کرده است که شبکههای حامی رضا پهلوی به آنها پیوستهاند. این گردهماییها، اغلب به حملات سیاسی علیه جنبش فرانس انسومیز (La France Insoumise) (۷) تبدیل شدهاند چرا که این جنبش بارها از همسویی با گروههای طرفدار سلطنت خودداری کرده است.
در نهم فوریه، در راهپیمایی مشترک «فم آزادی» و «اژیر آنسامبل»، با حضور شخصیتهایی مانند مانوئل والس (Manuel Valls) (۸)، کارولین یدان (Caroline Yadan) (۹)، ژان میشل بلانکه (Jean-Michel Blanquer) (۱۰)، گابریل اتل (Gabriel Attal) (۱۱)، رافائل انتوون (Raphaël Enthoven) (۱۲)، راشل کن (Rachel Khan) (۱۳)، ژان کترومِر (Jean Quatremer) (۱۴)، آرتور (۱۵) و دیگران، چپهای فرانسه را که از بمبارانهای آمریکا و اسرائیل حمایت نکردند، هو کردند. و تمام اینها در کنار پرچم شیر و خورشید سلسلهی پهلوی. و تقریبا همهی این شخصیتها در مراسم «برای جمهوری، فرانسه علیه اسلامگرایی!» که در ۲۶ مارس ۲۰۲۶ برگزار شد، شرکت کرده بودند. این مراسم نیز توسط «اژیر آنسامبل» سازماندهی شده بود که در آن، مسلمانان و چپها و همچنین فلسطینیها مورد حمله قرار گرفتند. مونا جعفریان نیز در این مراسم سخنرانی کرد. یک همسویی آشکار و پرمفهوم!
رامین پرهام به یاد میآورد که پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، «یک شخص فرانسوی» دو بار به او پیشنهاد داد که به پرچمدار تبلیغات برای پهلوی و اسرائیل در فرانسه تبدیل شود. «او میخواست مرا با اعضای پارلمان فرانسه و اروپا و همچنین با تمام رسانههای فرانسوی و اروپایی در ارتباط قرار دهد»، برای انتشار مقالات، شرکت در کنفرانسها و حضور در رسانهها. «در عوض میبایست از پهلوی و همچنین از عملیات اسرائیل در غزه پشتیبانی میکردم. این یک معاملهی تمام عیار بود.» مشاور سابق ولیعهد توضیح میدهد که آن شخص که برای نهاد تبلیغاتی اسرائیل کار میکرد، پولی به او پیشنهاد نکرد، اما پیشنهاد او «بزرگراه مجللی بود برای دستیابی به خدمات پرسود». به گفتهی پرهام، دستگاه ارتباطی اطرافیان شاهزاده در طول سه سال گذشته به یک کارخانهی واقعی تبدیل شده است. او با شگفتی میگوید: «میتوانم بگویم که چنین ساختاری قبلا هرگز در این سطح وجود نداشته است. آنها اکنون منابع مالی مهم و همچنین شبکههای نفوذ بسیار قدرتمندی در اختیار دارند. سفرهای او به بروکسل، رم، مونیخ، پاریس، لندن و غیره... مخارج همهی این افراد تامین میشود...».
برای اسرائیل، رضا پهلوی فرصت طلاییای است برای تضمین حمایت بیقید و شرط ایران آینده، یعنی ایرانی که از شر سپاه پاسداران رها شده باشد، نهادی که از انقلاب ۱۹۷۹ دشمنی خود را با اسرائیل اعلام کرده است. رامین پرهام با تأیید ارزیابی خود از «شاهزادهای بدون اعتقادات راسخ»، اعلام میکند که در طول همکاریاش با ولیعهد، هرگز از کشور اسرائیل نامی برده نشده بود. با این حال، از سال ۲۰۲۳، پهلوی بارها به اسرائیل سفر کرد و اظهارات تحسینآمیزی در مورد نتانیاهو داشته است، حتی از بمبارانهای او در ایران در ژوئن ۲۰۲۵ و مارس ۲۰۲۶ حمایت کرده است. این مشاور سابق پهلوی که آشکارا سرخورده است، تاکید میکند: «هرگز در تاریخ، پادشاهی برای تصاحب قدرت، خواستار حمله یا مداخلهی یک نیروی خارجی در کشور خود نشده بود.»
نازیلا معروفیان، روزنامهنگار ایرانی، که به دلیل مصاحبه با پدر مهسا امینی دستگیر شد، در اکتبر ۲۰۲۳ به فرانسه کوچ کرد. مهسا امینی، دانشجوی ۲۲ سالهی کرد ایرانی بود که در ۱۶ سپتامبر، سه روز پس از دستگیری و ضرب و شتم توسط پلیس امنیت اخلاقی درگذشت. معروفیان، این زن جوان که در پاریس زندگی میکند، در حساب اینستاگرام خود تعریف کرد که سهند صابر به او پیشنهاد کرد که با پسر شاه ملاقات کرده (و برای او کار کند) در عوض به او کمکهای مادی خواهد کرد. رامین پرهام اظهار داشت: «این پول از ثروت شخصی او نمیآید. به احتمال زیاد پول سعودیها است با کنترل اسرائیل.» آزاده کیان این مسئله را تأیید میکند: «رضا به خسیس بودن معروف است. بنابراین همهی این پول نمیتواند از بودجهی شخصی خودش باشد. کمک مالی از جای دیگری تامین میشود، یا از اسرائیل یا از گروههایی مانند النت.»
یک مرد ایرانی ساکن فرانسه که ترجیح میدهد ناشناس بماند، مدتها برای تلویزیون من و تو کار میکرد که یک کانال ماهوارهای است که تبلیغات سلطنتطلبان را پخش میکند. این شخص، که «حقوق بسیار خوبی دریافت میکرد»، میگوید مدتها فکر میکرد که منابع گستردهی رسانهای مورد استفاده برای «هیپنوتیزم کردن ایرانیان داخل از کشور»، از ثروت شخصی شاهزاده تأمین میشود، اما متوجه شد که قضیه طور دیگری است. او توضیح میدهد که بخش بزرگی از بودجهی آنها در واقع از کمکهای مالی میریام ادلسون (Miriam Adelson) تأمین شده است. ادلسون، این نیکوکار آمریکایی-اسرائیلی و حامی مالی لابیهای طرفدار اسرائیل، ارتش اسرائیل و دونالد ترامپ، معتقد است «مسلمانان رادیکال، فعالان جنبش «جان سیاهپوستان مهم» است و مترقیهای رادیکال [...] باید حذف شوند». عربستان سعودی، که روابطش با ایران از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ به هم خورده است و در جنوب توسط اقمار جمهوری اسلامی یعنی حوثیهای یمن، تهدید میشود، او نیز یکی از حامیان مالی اصلی جنبش سلطنتطلب میباشد. این کشور تا کنون به خاطر همکاری با لابیهای هوادار اسرائیل برای تأمین مالی کارزارهای اطلاعات نادرست در رسانههای اجتماعی برای حمایت از رضا پهلوی، و همچنین به خاطر تأمین مالی دو کانال تلویزیونی تبلیغاتی شاهزاده: من و تو تیوی و ایران اینترنشنال، مورد انتقاد قرار گرفته است.
آزار و اذیت و ارعاب
گذشته از جنبههای ایدئولوژیک، روشهای به کار گرفته شده توسط حلقهی هواداران پهلوی، که ارتباطات او را مدیریت میکنند، نیز سوالبرانگیز است. در ایالات متحده، امیر اعتمادی، مشاور او، به خاطر پیامهای تهدیدآمیزش علیه مهاجران، شناخته شده است. جف گلدبرگ (Goeff Goldberg)، روزنامهنگار آمریکایی، به نوبهی خود فاش کرد که اطرافیان پهلوی، برای ارعاب و بیاعتبار کردن مخالفان سلطنتطلبان، یک ارتش دیجیتالی تشکیل دادهاند. این ارتش شامل حسابهای جعلی آنلاین است که برخی از وزرای اسرائیلی در رسانههای اجتماعی دنبال میکنند.
در فرانسه، رسانهی بلست (Blast)، شهادتهای متعددی از ایرانیان فرانسوی جمعآوری کرده است که توسط مونا جعفریان و همچنین توسط چیزی که به نظر میرسد ارتشی از رباتها باشد، مورد آزار و اذیت و تهدید قرار گرفتهاند. مینا*، یک زن سوئیسی ایرانیتبار، به خاطر انتقاد از حمایت مونا جعفریان از بمبارانهای اخیر آمریکا و اسرائیل، مورد آزار و اذیت گستردهی او قرار گرفت. این اینفلوئنسر سبک زندگی، که مرتباً به رسانههای فرانسوی - از جمله تلویزیون عمومی – دعوت میشود، خطاب به مینا نوشت: «ای کثافت بوگندو ، با کسی در افتادی که نمیتوانی از پسش درآیی! امیدوارم آمادگیاش رو داشته باشی! [...] تازه کارم با تو شروع شده است! سپس جعفریان، حسابهای شخصی و حرفهای مینا را در استوری خود گذاشت و برای آبونههای خود نوشت: «فقط ۲ دقیقه طول میکشد، لطفاً او را گزارش دهید تا حسابهایش مسدود شود […] هر کسی که اطلاعاتی در مورد او، برندهایی که با آنها کار میکند یا والدینش دارد، لطفاً به صورت خصوصی برای من ارسال کند.» جعفریان، یک استوری دیگر گذاشت و تکرار کرد:«باز هم تکرار میکنم، هر کسی که اطلاعاتی در مورد او دارد، خریدارم... لطفاً آن را خصوصی برای من ارسال کنید […]. و البته، از همگان دعوت میکنم که برای همهی پستهای او کامنت بگذارند.» مینا سپس از دوستانش خواست که پستهای مونا جعفریان را گزارش کنند. اینستاگرام حساب کاربری مونا جعفریان را به مدت سه روز مسدود کرد که عکسالعمل او این بود: «اینستا از جواب من به آن احمق طرفدار رژیم خوشش نیامد. بنابراین اگر پیامی ارسال کنید، تا ۳ روز نمیتوانم جواب دهم.»
سمیه رستمپور، جامعهشناس، نیز با پستهای تهاجمی مونا جعفریان مواجه شده است که عمدتا به کرد بودن او حمله کرده و به او تهمتهای سیاسی جعلی زده است. این اینفلوئنسر سلطنتطلب زیر یکی از پستهای اینستاگرام نوشت: «خفه شو سمیه، چپگرای بدبخت»، حملهی لفظیای که با این پست دنبال شد: «او حتی ایرانی هم نیست! هیچ فایدهای ندارد که با او فارسی صحبت کنیم.»
فمینیستهایی که به حمایت بیدریغ مونا جعفریان از اسرائیل و مشارکت او در جشن نیروهای دفاعی دیاسپورای یهودیان در ژوئن ۲۰۲۵ اشاره کردهاند نیز تهدید شدهاند. شرکتکنندگان در این مراسم، برای ارتش اسرائیل، در بحبوحهی نسلکشی، با شور و شوق تمام کف زده بودند. این فعال سلطنتطلب، از طریق رسانهی انجمن خود، فم آزادی نیز، کسانی که به حمایت او از سلطنت انتقاد میکنند را شدیدا مورد حمله قرار داده است آن هم با اظهاراتی کاملا نژادپرستانه، امری که توجهها را به خود جلب کرده است. جعفریان در پاسخ به یکی از منتقدینش با خشونت تمام مینویسد: «باز هم یکی از این ضدفاشیستهای بشردوست هوادار فلسطین که از رژیم خامنهای دفاع میکند. واقعا همهی منحرفین روی زمین آرمان خود را پیدا کردهاند. به مادر و پدرهای اینها بگویید که ازدواج با خواهر و برادرهایشان را متوقف کنند و به آنها یادآوری کنید که توی شیشهی شیر باید شیر ریخت و نه ادرار شتر.»
مینا و دیگر قربانیان ایرانیتبار خارج از کشور، به رسانهی بلست گفتهاند که آنها نیز در معرض تهدید و ارعاب قرار گرفتهاند و به آنها با تهدید گفتهاند که از ایرانیهای خارج از کشوری که با سلطنت موافق نیستند «لیستهایی» درست شده است. در پستهای مونا جعفریان و رباتهای سایبری سلطنتطلبان بارها به این لیستها اشاره شده است. امیر اعتمادی، مشاور ایرانی آمریکایی پهلوی، بارها تهدیدهای مشابهی علیه صداهای منتقد سلطنت منتشر کرده است. در تاریخ ۲۶ ژانویه در توییتر پیامی منتشر شد که هشدار میدهد: «این پیام برای کسانی است که تصمیم گرفتهاند جزو دستگاه سانسور و تحریف صدای ملت باشند: نام شما ثبت شده است.» ، این «لیستها»، چه واقعا وجود داشته باشند چه نباشند، نشان میدهد که ایران تحت حکومت مجدد پهلوی چه حال و هوایی خواهد داشت.
تمام پاورقیها توسط مترجم افزوده شدهاند.
۱-گروه نمسیس یک گروه راست افراطی و هویتگرا است که ادعای فمینیستی دارد. این گروه در اکتبر ۲۰۱۹ در فرانسه تشکیل شد؛ همچنین فعالیت خود را از ژوئن ۲۰۲۲ در سوئیس فرانسوی زبان و از سال ۲۰۲۵ در بلژیک نیز آغاز کرده است. این گروه به خاطر اقدامات و لفاظیهای بیگانهستیزانه، نژادپرستانه، ضد اسلامی، ضد مهاجر و ضد تراجنسیتی خود شناخته شده است.
۲-اریک زمور، سیاستمدار، نویسنده و روزنامهنگار فرانسوی است که از او به عنوان یک راستگرای افراطی نام میبرند. تا کنون به خاطر اظهارات تبعیضنژادانهی خود در دادگاه محاکمه و به پرداخت جریمه محکوم شده است.
۳- حزب اجتماع ملی، بزرگترین حزب راستگرای افراطی فرانسه است.
۴-حزب راستگرای افراطی که توسط اریک زمور در سال ۲۰۲۱ تأسیس شد.
۵- رهبر حزب دست راستی جمهوریخواهان در فرانسه. گرایشات سیاسی چند سالهی اخیر او بر ضد مهاجرین و اسلام، حمایت برخی جناحهای راست افراطی را به خود جلب کرده است.
۶- سود رادیو یک ایستگاه خبری رادیویی خصوصی است. از دههی ۲۰۱۰ تا کنون، بارها به خاطر پخش وسیع و مکرر نظریات راست افراطی به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است.
۷- فرانس انسومیز حزب چپ فرانسه که در سال 201۶ تأسیس شد و برنامهاش تغییر بنیادین نظام است.
۸- مانوئل والس سیاستمدار فرانسوی اسپانیایی است که در جناح راست حزب سوسیالیست قرار داشت. او از سیاستهای دولت نتانیاهو قاطعا حمایت میکند.
۹- کارولین یدان، سیاستمدار فرانسوی و نمایندهی مجلس شورای ملی و عضو گروه رنسانس (وابسته به امانوئل ماکرون) است که با به رسمیت شناختن یک دولت فلسطینی مخالفت خود را آشکارا ابراز کرده است. او اخیرا قانونی برای پیشنهاد به مجلس تدوین کرده است به نام قانون یدان (که به زودی در مجلس به بحث گذاشته خواهد شد). طبق این قانون مخالفت با صهیونیسم، یهودستیزی تلقی خواهد شد.
۱۰- ژان میشل بلانکه، سیاستمدار و از مقامات ارشد دولت فرانسه میباشد. او از سیاستهای دولت نتانیاهو حمایت میکند.
۱۱- گابریل اتل، سیاستمدار فرانسوی و نخستوزیر پیشین فرانسه که اکنون نمایندهی مجلس و عضو گروه وابسته به امانوئل ماکرون میباشد. او در وقایع اکتبر ۲۰۲۳، چپ فرانسه را به خاطر حمایت از مردم فلسطین شدیدا مورد انتقاد قرار داد و معتقد است که این حمایت یک طرفه بوده و حق اسرائیل برای دفاع از خود را نادیده میگیرد.
۱۲- رافائل انتوون، فیلسوف و مجری رادیو و تلویزیون. که قاطعانه و بیچونوچرا از سیاستهای نتانیاهو حمایت میکند.
۱۳- راشل کان، ورزشکار، بازیگر، نویسنده، ستوننویس و مشاور سیاسی فرانسوی است. از آغاز جنگ غزه، او علناً از عملیات نظامی مختلف اسرائیل حمایت کرده است و مواضع صهیونیستی او جنجال برانگیخته است.
۱۴- ژان کترومر، روزنامهنگار فرانسوی است که مواضع اخیر او در حمایت از سیاستهای اسرائیل در فلسطین بحثبرانگیز شده است.
۱۵- آرتور، مجری رادیو و تلویزیون، تهیهکنندهی تلویزیونی، کمدین و تاجر فرانسوی است. او پس از وقایع اکتبر ۲۰۲۳، نگرانی خود را از اوجگیری یهودستیزی در فرانسه وسیعا ابراز میکند و معتقد است که باید غزه را از حماس پاک کرد.
«لوموند دیپلماتیک»
|
|