بیماریِ« ترامپیسم»
Fri 10 04 2026
مسعود نقره کار
۱
در آینده ای نه چندان دور بیماری روانی" ترامپیسم"، شاید به عنوان نوعی سادیسم، به کاتگوری بیماری های روانی خطرناک و غیرقابل درمان افزوده خواهد شد، خطرناک تر از آنچه انجمن های روانشناسی و روانپزشکی آمریکایی، و کشورهای دیگر اعلام کرده اند، و همکاران و افراد خانواده اش شهادت داده اند. گفتار و رفتار، هذیان ها و توهم های آشکار ترامپ اگر چه پوشیده نمانده با این حال کافی ست درجستجوگرِ گوگل و آمازون بنویسید " در باره اختلال روانی دونالد ترامپ" تا دریابید اوضاع چگونه است!
پیش تر، به هنگام مبارزه انتخاباتی ریاست جمهوری امریکا در سال ۲۰۱۶ از برآمدن موجودی خودشیفته و دگر آزار به نام "دونالد ترامپ"، به عنوانِ سخنگو و نمایندۀ نوع جدیدی از عوامفریبی و برتری طلبی نوشتم. انتخاباتی که کاندیداهای حزب جمهوری خواه با هرزه گوئی، تمسخر و تحقیر یکدیگر، دروغگوئی، اتهام زنی و عوامفریبی برگ تازه ای در مبارزه انتخاباتی به نمایش گذاشتند. خودشیفتگی بدخیم، سکس، رابطه اندازه دست ترامپ با اندازۀ آلت تناسلی وی (مارکو روبیو)، موضوع باسن و پستان همسر و دختر ترامپ، قد و قواره کاندیداها، زیبائی و زشتی همسران( تد کروز)، نوع آرایش موی سر، کچلی و پُرموئی یکدیگر و... در کنار تحقیر زنان، ترویج و تبلیغ خشونت، برتری طلبیهای نژادی و قومی، بیگانه ستیزی و به رُخ کشیدن توان مالی از موضوع های کلیدی و بحثهای داغ انتخاباتی بودند. این انتخابات نشان داد برای سق زدن به نوالهای از قدرت، مدعیان سیاستمداری و سیاست ورزی برای حرفها وادعاها و وعدههای خود سرِسوزنی ارزش قائل نیستند. بسیاری از سیاستمداران امریکائیِ جمهوریخواه دونالد ترامپ را دروغگو، عوامفریب، شارلاتان، کلاهبردار، بیمار روانی، نژادپرست، ضد زن، بیمار جنسی و... خواندند، اما بعد از انتخاب شدن ترامپ به ریاست جمهوری، برای به دست گرفتن پست و مقام در دولت وی، زن و مرد دستمال به دست به آستان بوسی و دریوزه گی وی شتافتند، که تد کروز، مارکو روبیو، لنزی گراهام،مت مت رامنی و... نمونه هایی شرم آوری بودند که نشان دادن چیزی به نام اخلاق و پرنسیپ وجود ندارد و آنچه مهم است رسیدن به مقام و پست و قدرت، به هرقیمت است.

ترامپ چه در مبارزات انتخاباتی و چه در مقام ریاست جمهوری علاوه بر نشان دادن نشانه های اختلال روانی و شخصیتی، پیشتاز نمایش ادبیات سیاسی ویژهای نیز شده است، ادبیاتی که بازتاب زبان و رفتار "تاگ"ها ( لات ها و لمپن ها) است. وی نشان داد شرط برخورداری از خُرده فرهنگ "تاگیسم" و "جاهلیسم سیاسی" برای پیروزی سیاست بازان در میدانِ سیاست پُراهمیت است. چهره ی “آل کاپون”ی، منش و رفتار “پدرخوانده گی”، از طریق اهرمهای فشار رسانهای، مالی، سیاسی، دینی، و به یاری انواع و اقسام “لابیها” و “کَنگ”ها و “دهان گشادان” راه دستیابی به خواستهای جاه طلبانه و تاگیستی شد. اگر سابقه خشونت زبانی و رفتاری و جنسی، و باج گیریهای ترامپ نادیده گرفته شده اند، زبانِ چرک وسخیف، ترغیب و تهدید به اعمال خشونت علیه مخالفان و مهاجران، فقدان همدلی و رواداری نسبت به دگراندیشان، نگاه ورفتار ارتجاعی و مخرب نسبت به مسایل آموزشی، جنسیتی، محیط زیستی، بهداشتی و درمانی، صلح و قانونمداری نادیده گرفته نشده اند.
بر بنای ویژگی ها و عملکردهای اشاره شده ترامپیسم نوعی “فاشیسم” امروزین تعریف شده است که عقاید و رفتارِ کلیسائیون افراطی ( مسیحیان ناسیونالیست)، نازیسم و آپارتاید را نیز پشتوانه دارد، پدیده ای که برتری طلبیِ سرزمینی، مذهبی، نژادی، مالی و سیاسی عناصر اصلی آنند، وعلاقه و تمایل به فرادستی، قدرت طلبی، سلطه جوئی و جنگ افروزی از ویژگی های دیگری است که "نابغه سیاسی" ای از در آمیختگی دروغگوئی پاتولوژیک، پوپولیست خودشیفته با ایگوئی حیرت انگیز بوجود آورده است.
۲
نظری هست مبنی بر اینکه اگر جنایت پیشگی و خباثت خودکامگان فقط و فقط به بیماری روانی و رفتاری آن ها مرتبط دانسته شود گمراه کننده است و جا برای اینکه گفتار و رفتار آنان غیرارادی و ناآگانه جلوه داده و به حساب بیماری آن ها گذاشته شود، باز خواهد ماند. در کنار اختلال ها و بیماری های روانی " ارزش ها، به ویژه ارزش های انسانی واخلاقی" مورد قبول مستبدان و دیکتاتورها نیز ویژگی گفتاری ورفتاری آنان را نیز سبب می شود و شخصیت آنان را شکل می دهد.
دونالد ترامپ هم یک بیمار روانی و هم حامل مشکلات" ارزشی" است. ترامپ دارای اختلال شخصیتی خودشیفتگی بدخیم یا نارسیسم است، اختلال و بیماریای که دروغگوئی و خطا ناپذیری از علائم آن است، نوعی اختلال و نابسامانی شخصیتی که علاقه و عشق افراطی به خود، خودپسندی و خودستائی، تکبر و خودبزرگ بینی وعوامفریبی، انتقاد ناپذیری از نشانه های بارز آن هستند. به همین خاطر ترامپ کوچکترین انتقاد و مخالفت را تحمل نمی کند و حتی مخالفان سیاسی اش را " دشمن" خطاب می کند. متوهمانه و مغرورانه دروغ میبافد، دروغ برای ایشان جذاب و دلنشین شده است. وی به دروغهای خود باوردارد و برای اثبات آنها نیز به تئوری توطئه متوسل میشود. ترامپ یک دروغگوی اجباری و مصلحتی نیز است چرا که بسیاری از واقعیتها و حقایق را میداند اما برای عوامفریبی و مردم فریبی و توجیه کارهای خود، واقعیتها و حقایق را وارونه و قلب شده بیان میکند، و در همین راستا گریز از مسئولیت پذیری و بی اعتبار کردن دیگران و مخالفان را نیزآگاهانه پی میگیرد.
ترامپ شخصیتی آزارگر( سادیستیک)، پارانوئید و هیستریک ( نمایشگر) است.
ایگوی قوی او، در معنای مَنّیت و از خود راضی بودن، بازتاب غلبه تمایل ها و انگاشت ها و نیازهای شبه غریزی و غریزی است. او با تصوری غیرواقعی ازخود و واقعیت، علاقه و تمایل به فرادستی ، قدرت طلبی و سلطه جوئی خود را ارضا کرده است.
ترامپ ذره ای حس عاطفی و انساندوستی، همدلی و محبت و کمک به انسان های "غیرخودی" و بیرون از قبیله و گَنگ اش نداشته است و با پدیده ای به نام شرم بیگانه بوده است، بیگانگی ای که از ویژگی های خودشیفتگی بدخیم است.
۳
در بروز وتقویتِ فاجعه ترامپیسم طرفداران وی، به ویژه کلیسائیون ناسیونالیست، تاگ ها و نژادپرستان امریکائی سهم بسزائی داشته اند، این مجموعه و طرفدارانِ ریز و درشت دیگرش درگسترش محیط کشت و رشد و نهادینه کردن شارلاتانیسم، عوامفریبی و دروغگویی و گسترش خشونت و جنگ افروزی در سیاست وجامعه تاثیر بسیار داشته اند. تلقین پذیری و مسخ و ذوب شدگی در” منجیِ دروغگو” فریب خوردن نتیجه داده است. در خوشبینانه ترین ارزیابی می توان گفت: شیفتگی به آوازه گری و هیجان زدگی و برتری طلبی مذهبی و نژادی همراه با عدم اتکا به نفس، شانس انتخاب آگاهانه را از بخش بزرگی از مردم امریکا سلب کرده است.
****
برای مطالعه:
|
|