
۲ آوریل ۲۰۲۶
برگردان: آزاد
برای یک دهه، دونالد ترامپ وعده داده است که با دورنگه داشتن کشوراز هرگونه «جنگ دایمی» و پرهزینه ، آمریکا را در اولویت قرارخواهد دهد—پیامی که او را دو بار به ریاست جمهوری آمریکا رسانده است. در حالیکه، اکنون مردی که حتی به تازگی، خواهان جایزه صلح نوبل بود، به عنوان یک جنگ طلب درجه یک جهانی ظاهر شده است.
برلین—ده سال پیش، دونالد ترامپ هیلاری کلینتون را شکست داد و ریاست جمهوری آمریکا را عمدتا به دلیل انتقاد محکمش از شروع جنگی عاری از هیچگونه مسئولیت درعراق و نهادهای سیاسی مسئول آن جنگ به دست آورد. او میگفت: نئومحافظه کاران تحت ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش کشور را به باتلاق جنگ کشاندند و خون و ثروت آمریکایی ها را هدر دادند و کلینتون، که در آن زمان سناتور بود هم ازآن جنگ حمایت کرد. ترامپ وعده داد که با دور نگه داشتن کشور از «جنگ های دايمی» و پرهزینه، آمریکا را در اولویت قرار خواهد دهد.
سپس، پس از بازگشت به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۵، ترامپ اولین سیاستمداری در دنیا بود که شخصا خواستار جایزه صلح نوبل گشت. در پاییز، او ادعا کرد که شخصا «هشت جنگ را به مدت هشت ماه به پایان رسانده است.» اما جایزه به ماریا کورینا ماچادو، رهبر اپوزیسیون ونزوئلا رسید. ترامپ از این بی اعتنایی، به یک جنگ طلب تبدیل شد، او در ژانویه ۲۰۲۶ وارد ونزوئلا شد و رئیس جمهور آن کشور را ربود وهمچنین همراه با اسرائیل وارد جنگ علیه ایران شد.
ترامپ تصور می کرد که، همانند ونزوئلا، با حذف رهبران ارشد سیاسی و نظامی درایران—به ویژه رهبر معظم علی خامنه ای و چهره هایی مانند علی لاریجانی—در یک شب رژیم جمهوری اسلامی را سرنگون یا خنثی خواهد کرد. اما، وقتی حکومت ایران به جای سرنگون شدن، با بستن تنگه هرمز و حمله به زیرساخت های حیاتی در سراسر خاورمیانه واکنش نشان داد، ترامپ ناگهان خود را در باتلاق جنگی یافت، درحالیکه او نه دارای اهداف مشخص و نه استراتژی جنگی بیش از آرزوها یش است.
بار دیگر، رئیس جمهور دیگری با داشتن توهم «قدرت مطلق آمریکا» به جنگ رفت ودرگیر واقعیت های سخت و بی رحم خاورمیانه شد. رژیم ایران نه تنها ثابت کرد که با ثبات است، بلکه موفق شده جنگ را به کل منطقه («پمپ بنزین اقتصاد جهانی») گسترش دهد و در عین حال از درآمدهای بادآورده از صادرات نفت خود بهره مند گردد- این صادرات از معدود محموله هایی است که هنوز از تنگه هرمزعبور می کنند. در نتیجه، «سفر تفریحی» ( excursion) آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی به بحران اقتصادی جهانی تبدیل شده وحال و هوای سیاسی رأی دهندگان آمریکایی را قبل از انتخابات میان دوره ای امسال خراب کرد.
رژیم ایران همچنان محکم در قدرت باقی مانده وبه هیچوجه قصد تسلیم شدن را ندارد. زنده ماندن در برابر حمله تمام عیار ابرقدرت نظامی جهان و قدرت غالب منطقه ای، بعلاوه حفظ ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم بسیار غنی شده و قابلیت های موشکی و پهپادی خود، پیروزی بی سابقه ای برای حکومت ایران خواهد بود.
همچنین، ناتوانی آمریکا در بازگشایی تنگه هرمز و تضمین عبور امن کشتی های نفت و گاز، شکستی بسیار آشکار خواهد بود که دارای پیامدهای گسترده منطقه ای و جهانی است. آن شواهد خوبی از افول هژمون برای رقبای و دشمنان آمریکا خواهد بود—به آن ها چراغ سبز می دهد تا «سفرهای تفریحی» ( excursions)خود را در سراسر جهان دنبال کنند.
مانند جنگ اوکراین، جنگ با ایران نیز اهمیت رل انقلاب مداوم فناوری ها و تاکتیک های میدان نبرد را برجسته می کند. تولید انبوه پهپادهای ارزان قیمت که با کمک هوش مصنوعی ساخته و به کار گرفته می شوند، اکنون به قدرت های ضعیف تر اجازه می دهند که در برابر پیشرفته ترین و گران ترین فناوری های نظامی غربی و روسی مقاومت نمایند. اصل جنگ نامتقارن که باعث شکست آمریکا در عراق و افغانستان شد، اکنون بیش از هر زمان دیگری صدق می کند: «ممکن است شما ساعت داشته باشید، اما ما وقت داریم.»
فرض کنید آمریکا در نهایت در خلیج فارس شکست بخورد و رژیم ایران همچنان درکنترل برنامه هسته ای و در قدرت خود باقی بماند. نفوذ جمهوری اسلامی در خلیج فارس به طور قاطع تقویت شده و همچنین کنترل آن بر اقتصاد جهانی حتی محکم تر خواهد شد. با ادامه برنامه های هسته ای و موشکی خود، حذف نیروهای نیابتی منطقه ای اسرائیل به تدریج اهمیت خود را از دست خواهد داد.
اروپا، از جانب خود، هنوز اصرار دارد که جنگ ترامپ، جنگ خودش نیست. اما خارج از خاورمیانه، این اروپا است که در معرض بیشترین پیامدها ی این جنگ قرار خواهد گرفت. مانند جنگ در اوکراین، این جنگ نیز در آستانه اروپا در حال وقوع است. چه اروپایی ها بخواهند چه نخواهند، تحت تاثیر آن قرار خواهند گرفت. بی ثباتی طولانی مدت خاورمیانه بیش از هرجای دیگری بر امنیت اروپا تأثیر خواهد گذاشت. برخلاف چین و آمریکا، اروپا و شرق مدیترانه در دسترس موشک های بالستیک ایران قرار دارند.
دولت ترامپ این جنگ را با بی توجهی کامل به درس هایی که آمریکا در عراق و افغانستان به سختی آموخته بود، و بدون کوچک ترین تلاشی برای هماهنگی با متحدان اروپایی خود آغاز کرد. همچنین، غیر ممکن است که نشانه های قطع حمایت آمریکا از اوکراین نادیده گرفته شود.
با وقوع یک بحران ژئوپلیتیکی خطرناک دیگر در آستانه آن، اروپا خود را کاملا تنها می یابد. اروپایی ها نیز نباید درس های دهه گذشته را نادیده بگیرند. امنیت واقعی اروپا نیازمند انجام آنچه لازمست برای تبدیل اروپا به یک قدرت مستقل که حقش است، میباشد.
یوشکا فیشر
یوشکا فیشر، وزیر امور خارجه آلمان و معاون صدراعظم آلمان از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵، نزدیک به ۲۰ سال رهبر حزب سبز آلمان بود.
https://www.project-syndicate.org/commentary/donald-trump-from-america-first-to-warmonger-by-joschka-fischer-2026-04?referral=529cb1