عصر نو
www.asre-nou.net

گفت‌وگو با تاریخ‌نگار اسرائیلی، موشه زیمرمان درباره نتانیاهو و مرزهایی که او برای اسرائیل در نظر می‌گیرد.

چشم‌انداز دینی یا ایدئولوژی خشن: چه چیزی پشت مفهوم اسرائیل بزرگ نهفته است؟

گفت‌وگو: پائولا هازه (دی سایت)
Thu 2 04 2026



اندکی پیش از انجام این مصاحبه، موشه زیمرمان، تاریخ‌نگار و استاد بازنشسته دانشگاه عبری اورشلیم، هنوز در پناهگاه نشسته بود تا از موشک‌های ایرانی در امان بماند. وضعیت اضطراری در اسرائیل همچنان ادامه دارد. اکنون خورشید در دفتر زیمرمان می‌تابد و بیرون پرندگان آواز می‌خوانند. ما از این دقایق آرام استفاده می‌کنیم تا درباره مفهومی صحبت کنیم که در هفته‌های اخیر بارها تیتر خبرها شده است: «اسرائیل بزرگ».

دی سایت:
آقای زیمرمان، مفهومی در بحث‌های بین‌المللی بارها جنجال‌برانگیز شده است. برای مثال، مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل، اخیراً در مصاحبه‌ای از «Greater Israel» یا همان «اسرائیل بزرگ» سخن گفت. او اظهار داشت که اسرائیل حق دارد بر تمام سرزمین‌هایی که به گفته کتاب مقدس خدا به ابراهیم وعده داده است، یعنی کل منطقه از فرات تا نیل، حاکم باشد. آیا منظور از این سخن، منطقه‌ای عظیم است که روزی قرار است اسرائیل بزرگ را تشکیل دهد؟

موشه زیمرمان:
اینجا با یک سوءتفاهم روبه‌رو هستیم. در زبان عبری فقط اصطلاح «اسرائیل کامل» وجود دارد، نه «اسرائیل بزرگ». غیر اسرائیلی‌هایی مانند هاکبی از اصطلاح اسرائیل بزرگ استفاده می‌کنند، چون یا اصطلاح «اسرائیل کامل» را نمی‌شناسند یا ترجمه آن برایشان دشوار است. من نمی‌توانم هاکبی را از استفاده از این اصطلاح منع کنم. اما مایلم وقتی از اسرائیلی‌ها نقل قول می‌شود، از اصطلاح «اسرائیل کامل» یعنی ترجمه دقیق واژه عبری استفاده شود.

دی سایت:
پس «اسرائیل کامل» دقیقاً به چه معناست و چه نسبتی با مفهوم «اسرائیل بزرگ» دارد؟

زیمرمان:
در عبری گفته می‌شود اِرِتس اسرائیل هشِلِما، یعنی اسرائیل کامل یا به‌طور تحت‌اللفظی «سرزمین کامل یا تمام اسرائیل». اما تفاوت دارد که آن را اسرائیل بزرگ ترجمه کنیم یا اسرائیل کامل. اسرائیل بزرگ تداعی‌های دیگری ایجاد می‌کند؛ مثلاً یادآور «آلمان بزرگ» یا «مجارستان بزرگ» است. در حالی که این اصطلاح لزوماً برای همه معنای سیاسی ندارد. این مفهوم می‌تواند هم به یک وعده دینی و هم به تصورات سیاسی اشاره داشته باشد.

دی سایت:
به چه معنا؟

زیمرمان:
اِرِتس اسرائیل هشِلِما به نگاه ناظر بستگی دارد. دقیقاً همین امر جذابیت آن را تشکیل می‌دهد و به همین دلیل است که امروز دوباره بیشتر مطرح می‌شود: چشم‌انداز یک اسرائیل کامل، گروه‌های اجتماعی متفاوتی را کنار هم نگه می‌دارد.

دی سایت:
هاکبی در آن مصاحبه مشخصاً از منطقه میان فرات و نیل سخن گفت، یعنی محدوده‌ای که امروز شامل اسرائیل، اردن، سوریه و لبنان می‌شود. آیا این همان تصور سیاسی از اسرائیل کامل یا اسرائیل بزرگ است؟

زیمرمان:
هاکبی این مفهوم را بسیار گسترده تفسیر می‌کند. در برداشت اسرائیلی، تفسیر دیگری رایج‌تر است: اسرائیل کامل یعنی سرزمین میان دریای مدیترانه و رود اردن؛ همان منطقه‌ای که در دوران قیمومت بریتانیا بین سال‌های ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۸ فلسطین نامیده می‌شد. در جناح راست سیاست اسرائیل برداشت دیگری هم از اسرائیل کامل وجود دارد؛ یعنی اینکه سرزمین اسرائیل در دو سوی رود اردن قرار دارد، از دریای مدیترانه تا بیابان‌های آن سوی اردن. این دیدگاه دلایل تاریخی دارد.

دی سایت:
این دلایل چه هستند؟

زیمرمان:
جریان رویزیونیست‌ها، که یک گرایش رادیکال در درون صهیونیسم بود، این ادعا را از دهه ۱۹۲۰ مطرح کرد. آنها می‌گفتند: «اردن دو ساحل دارد؛ ساحل نخست همان‌قدر به ما تعلق دارد که ساحل دوم.» وارثان این جریان امروز در حزب لیکود دیده می‌شوند، یعنی حزب نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو.

دی سایت:
صهیونیست‌های رویزیونیست این تصور از قلمرو اسرائیل در دو سوی اردن را از کجا آوردند؟

زیمرمان:
این تصور بر پایه تفسیری از کتاب مقدس و تاریخ اسرائیل در دوران باستان شکل گرفته است. قبایل اسرائیل در شرق رود اردن نیز قلمروهایی داشتند. اما حتی در کتاب پیدایش هم مرزها به‌طور دقیق مشخص نشده‌اند. در آنجا آمده است که چه چیزی مرکز سرزمین را مشخص می‌کند: رود اردن. اما اینکه مرزها در شرق، شمال و جنوب دقیقاً کجا قرار می‌گیرند، باز گذاشته شده است. و همین ابهام از گذشته تاکنون همواره جنبه‌ای سیاسی پیدا کرده است.

دی سایت:
چه زمانی این تفسیر باز به پروژه سیاسی گسترش اسرائیل کنونی تبدیل شد؛ پروژه‌ای که امروز نتانیاهو دنبال می‌کند؟

زیمرمان:
این موضوع به‌ویژه پس از سال ۱۹۲۲ حاد شد؛ زمانی که بریتانیا به‌عنوان قدرت قیم، بخش شرقی رود اردن را از فلسطین جدا کرد و آن را به ملک عبدالله اول، پادشاه ‌اردن، «بخشید». جنبش صهیونیستی این موضوع را پذیرفت، اما اقلیتی که خود را «رویزیونیست‌ها» می‌نامیدند، آن را نپذیرفتند. رویزیونیست‌ها انتظار داشتند که در هر دو سوی رود اردن یک دولت اسرائیلی شکل بگیرد و از همین‌رو می‌گفتند: بریتانیایی‌ها بخشی از سرزمین ما را گرفته‌اند.

پس از تأسیس دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ و جنگ استقلال، این رؤیای «اسرائیل کامل» بی‌اهمیت شد: در سال ۱۹۴۸ دولت اسرائیل فقط در منطقه غرب رود اردن شکل گرفت. بنابراین چشم‌انداز اسرائیل کامل به بخش غربی رود اردن محدود شد.

دی سایت:
به نظر می‌رسد اکنون این وضعیت دوباره در حال تغییر است. امروز راست‌گرایان اسرائیل آشکارا رؤیای اسکان کل منطقه غرب رود اردن را در سر می‌پرورانند.

زیمرمان:
این موضوع فقط در حد رؤیا باقی نمانده است. در حال حاضر، واقعیت‌هایی در محل ایجاد می‌شود. در سیاست داخلی اسرائیل دیگر فقط بحث بر سر ایجاد شهرک‌های جدید یا گسترش شهرک‌های موجود نیست. در اینجا سیاستی تهاجمی از سوی شهرک‌نشینان دنبال می‌شود که هدف آن کنار زدن و بیرون راندن فلسطینی‌هاست. به همین دلیل مفهوم «اسرائیل کامل» یا «اسرائیل بزرگ» دوباره برجسته شده است، زیرا چارچوبی برای یک عمل معاصر فراهم می‌کند که در آن انگیزه‌های سیاسی و مذهبی به هم می‌رسند.

«نتانیاهو طرفدار ایدئولوژی اسرائیل کامل است»

دی سایت:
وقتی استدلال‌های مذهبی به نقطه آغاز اقدامات دولتی تبدیل می‌شوند، چه اتفاقی می‌افتد؟

زیمرمان:
در آن صورت با یک مشکل بنیادین روبه‌رو می‌شویم. امروزه اصطلاح اسرائیل کامل عمدتاً معنایی سیاسی دارد: یعنی حاکمیت اسرائیل از دریای مدیترانه تا دره اردن. اما نتانیاهو آن را با استدلال‌های مذهبی درمی‌آمیزد. او تابستان گذشته در مصاحبه‌ای در رابطه با اسرائیل کامل گفت که در یک «مأموریت تاریخی و معنوی» قرار دارد. در چنین اظهاراتی، حقوق بین‌الملل دست‌کم به مسئله‌ای حاشیه‌ای تبدیل می‌شود.

دی سایت:
اسرائیل خود را یک دولت یهودی می‌نامد. از همین‌جا هم مرز میان دین و دولت تا حدی محو می‌شود. آیا طبیعی نیست که نتانیاهو نیز از روایت‌های مذهبی استفاده کند؟

زیمرمان:
صهیونیست‌های اولیه از «دولت یهودی» سخن نمی‌گفتند، بلکه از «دولت یهودیان» صحبت می‌کردند؛ یعنی دولتی برای یهودیان که در آن بتوانند حق تعیین سرنوشت ملی خود را تحقق بخشند. برای صهیونیست‌های اولیه، «یهودی» بیشتر به سنت، زبان و تاریخ اشاره داشت. دین یک امر خصوصی تلقی می‌شد. اما با گذشت زمان، صهیونیسم مذهبی‌تر شد. برای نیروهای ارتدوکسی که اهمیت بیشتری پیدا کردند، صفت «یهودی» در این زمینه به این معناست که دولت باید بر اساس درک آنان از دین یهود سازمان یابد. این امر درک قانون اساسی و سیاست را تغییر می‌دهد.

می‌توان این مسئله را به‌خوبی در «پروژه اسرائیل کامل» مشاهده کرد. از نظر مذهبی، این تصور مربوط به سرزمینی است که خدا به ما وعده داده است. از نظر سیاسی، این تصور مذهبی به ادعاهای واقعی ارضی تبدیل می‌شود و برای دولت راست‌گرای ملی‌گرا به پروژه‌ای بدل می‌شود که باید گام‌به‌گام اجرا شود.

دی سایت:
چگونه شد که این ادعاهای ارضی در جامعه اسرائیل پذیرفته شد؟

زیمرمان:
این یک روند تدریجی بود. جنگ شش‌روزه سال ۱۹۶۷ میان اسرائیل و کشورهای عربی مصر، اردن و سوریه یک نقطه عطف محسوب می‌شود. در عرض شش روز، اسرائیل کرانه باختری، غزه، شبه‌جزیره سینا، بلندی‌های جولان و اورشلیم شرقی را تصرف کرد. اسرائیل این مناطق را به دست آورد و این پرسش مطرح شد که چه باید با آنها کرد؟ آیا باید به اسرائیل ملحق شوند یا بازگردانده شوند؟

از سال ۱۹۶۹ شهرک‌های یهودی در کرانه باختری وجود داشته‌اند. همچنین همواره ابتکارهایی با انگیزه‌های ملی–مذهبی برای تصرف سرزمینی که «اسرائیل کامل» تلقی می‌شد وجود داشت. شهرک‌نشینان مرزها را آزمایش می‌کردند و می‌دیدند آیا دولت این اقدامات را تحمل می‌کند یا نه.

دی سایت:
و سپس این آزمایش مرزها به یک دکترین تبدیل شد؟

زیمرمان:
در سال ۱۹۷۷ یک چرخش در سیاست اسرائیل رخ داد. برای نخستین بار یک حزب راست‌گرای ملی‌گرا به قدرت رسید. با این اتفاق، ایدئولوژی راست‌ملی وارد سیاست رسمی شد. این طرز فکر به‌تدریج به ساختار حاکم، ارتش، نهادها و پارلمان نفوذ کرد. امروز اکثریت قابل‌توجهی از یهودیان اسرائیل از این ایدئولوژی و این سیاست حمایت می‌کنند.

دی سایت:
آیا دولت نتانیاهو واقعاً در پی گسترش قلمرو اسرائیل است؟

زیمرمان:
نتانیاهو طرفدار ایدئولوژی اسرائیل کامل است و پسر بنزیون نتانیاهو، یکی از رویزیونیست‌های سرسخت نسل اول، محسوب می‌شود. برای پدر او، وجود اسرائیل در هر دو سوی رود اردن امری بدیهی بود. نتانیاهو از کودکی با این دیدگاه پرورش یافته است. و او می‌داند که با استفاده از این مفهوم می‌تواند رأی جمع کند.

دی سایت:
از چه نظر؟

زیمرمان:
نتانیاهو می‌گوید: من، به‌عنوان نماینده لیکود، هدف اسرائیل کامل را نمایندگی می‌کنم. از این طریق او رأی‌دهندگان راست‌گرا، مثلاً سنت‌گرایان محافظه‌کار ارزشی را جذب می‌کند؛ کسانی که در غیر این صورت ممکن بود به احزاب ملی–مذهبی رأی بدهند.

دی سایت:
وقتی نتانیاهو تابستان گذشته آشکارا از اسرائیل کامل سخن گفت، یعنی اسرائیلی که حتی فراتر از رود اردن و شامل سرزمین‌های کنونی اردن باشد، همسایگان عرب او با خشم واکنش نشان دادند. وزارت خارجه اردن این سخنان را تهدیدی علیه حاکمیت خود دانست و وزارت خارجه مصر از نتانیاهو خواست توضیح بدهد. آیا این موضع‌گیری از سوی نتانیاهو حساب‌شده بود؟

زیمرمان:
نتانیاهو بسیار حسابگرانه حرکت می‌کند. چیزی را که در یک موقعیت می‌گوید، می‌تواند در موقعیتی دیگر انکار کند یا بگوید از بستر خود خارج شده است. در اصل، او می‌داند که فقط تا حد معینی می‌تواند مصر و اردن را تحریک کند. اردن برای اسرائیل نقش یک سپر حفاظتی و منطقه حائل را دارد. این را در جنگ کنونی با ایران هم می‌بینیم. او با چنین اظهاراتی عمداً بخشی از مخاطبان داخلی را هدف قرار می‌دهد که مایل به شنیدن چنین پیام‌هایی هستند. بعدتر هم سخنان خود را تعدیل کرد و دوباره از اسرائیل کامل سخن گفت، که البته آن هم به همان اندازه با حقوق بین‌الملل در تضاد است.

دی سایت:
آیا نتانیاهو نمی‌داند که چنین ادبیاتی در سیاست خارجی چه پیامدهایی دارد؟

زیمرمان:
شما فرض می‌کنید که نتانیاهو عقلانی عمل می‌کند و می‌اندیشد. من مدت‌هاست این تصور را کنار گذاشته‌ام. نتانیاهو مرد سالخورده‌ای است که تحت فشار قرار دارد. تمام محاسبات او فقط حول بقای سیاسی خودش می‌چرخد. برای اسرائیل این یک فاجعه است. نه آمریکایی‌ها، نه روس‌ها، نه چینی‌ها و نه آلمانی‌ها از ادعای او درباره اسرائیل کامل حمایت نخواهند کرد. آنها اسرائیل را به‌خاطر این مواضع مورد انتقاد قرار می‌دهند.

دی سایت:
پس چرا او همچنان به این هدف پایبند است؟

زیمرمان:
مفهوم اسرائیل کامل برای نتانیاهو یک وعده است. این مفهوم به اندازه‌ای گسترده است که تصاویر مذهبی را در خود جای دهد و در عین حال آن‌قدر محدود است که بتواند به‌عنوان یک برنامه سیاسی برای منطقه میان دریای مدیترانه و دره اردن عمل کند. این مفهوم ایدئولوژی و تکنیک قدرت را به هم پیوند می‌دهد. در داخل کشور می‌توان قاطعیت نشان داد و در خارج هر زمان می‌توان آن را انکار کرد. جنگ کنونی با ایران نیز در همین چارچوب قرار می‌گیرد: معرفی ایران به‌عنوان دشمن اصلی، همواره برای او ابزاری برای منحرف کردن توجه‌ها از مسئله فلسطین بوده است.

دی سایت:
آیا فکر می‌کنید نتانیاهو بتواند تصور خود از اسرائیل کامل را عملی کند؟

زیمرمان:
نتانیاهو در مورد اسرائیل کامل جدی است. آنچه ناظران خارجی مانند هاکبی به‌طور مبهم به‌عنوان اسرائیل بزرگ تصور می‌کنند، چندان مهم نیست. اما درباره اسرائیل کامل، پیش‌بینی من تیره است. در حال حاضر چنین به نظر می‌رسد که آمریکایی‌ها، که همیشه تلاش می‌کردند اسرائیلی‌ها را مهار کنند، به نتانیاهو دست باز داده‌اند. علاوه بر این، آنچه در کرانه باختری رخ می‌دهد شبیه غرب وحشی است، البته با پشتیبانی دولت. این نشانه‌ای از آن چیزی است که ممکن است در آینده رخ دهد. اما این وضعیت نمی‌تواند برای همیشه ادامه پیدا کند.

یک جنبش متقابل شکل خواهد گرفت. ناامیدی فلسطینی‌ها هر روز بیشتر می‌شود. در مقطعی جهان عرب دخالت خواهد کرد و آن‌گاه اثر بومرنگی ایجاد می‌شود. آمریکای پس از ترامپ از سیاست‌های اسرائیل فاصله خواهد گرفت. و آن زمان ما بی‌پشتوانه خواهیم شد. همدلی با اسرائیل همین حالا هم کاهش یافته است. و تصوری که نتانیاهو در سال ۲۰۲۵ در یک سخنرانی مطرح کرد—اینکه اسرائیل می‌تواند به‌عنوان یک «ابر اسپارتا»، یعنی یک دولت جنگجوی خودکفا، برای همیشه دوام بیاورد—یک توهم است.

به نقل از سایت دی سایت آنلاین (Die Zeit)

۱ آوریل ۲۰۲۶