جنگ ویرانگرعلیه کارگران و خانوادهها یشان
هماهنگی زن و برابری
Thu 2 04 2026
در پنجمین هفته جنگ میان اسرائیل، آمریکا و ایران، شاهد بمباران مراکزصنعتی و تخریب زیرساختهای اقتصادی کشورهستیم. از جمله مراکزی که تاکنون هدف حمله قرار گرفتهاند میتوان به پارس جنوبی عسلویه، شهرک صنعتی خیرآباد اراک، کارخانه سیمان فیروزآباد (که حمله به معدن آن دست کم دو کشته و دو مجروح بر جای گذاشت)، صنایع صدر شیمی شیراز، کارخانجات احیا، مگامدول زمزم ۳، مجتمع صنعتی پتروشیمی، نیروگاه بوشهر و واحدهای فولاد سازی اشاره کرد. همچنین سه مجموعه اصلی تولید فولاد کشور، یعنی فولاد مبارکه، ذوبآهن اصفهان و فولاد خوزستان، هدف بمباران قرار گرفتهاند؛ مجموعههایی که در مجموع حدود۷۰ درصد فولاد ایران را تأمین میکنند.
به دلیل محدودیت در ارتباطات، آمارواقعی کارگران کشته و زخمیشده از زمان آغاز جنگ، که بهمراتب بیش از ارقام اعلام شده است، در دسترس نیست. براساس گزارشهای موجود، بیش از ۱۵ کارگر در حمله موشکی به شهرک صنعتی جی اصفهان جان باختهاند. همچنین ۴ کارگر در پالایشگاه شهرری کشته شدهاند. در حمله به شهرک صنعتی حیدرآباد سولدوز نیز۱۰ کارگر شیفت شب یک کارخانه تولید آرد و نشاسته جان خود را از دست دادهاند. علاوه بر این، در حمله به کارخانه فولاد مبارکه یک نفر کشته و ۱۶ نفر مجروح شدند؛ این حمله در حالی صورت گرفت که کارگران در حال کار بودند. در حمله به شرکت فولاد خوزستان نیز۱۶ نفر دچار موج انفجار و جراحات سطحی شدند.
در دو هفته اخیر، آمریکا و اسرائیل، پس از آنکه دریافتند حمله به مراکزنظامی اهداف مورد نظرشان را تأمین نمیکند، بهطور آگاهانه و هدفمند، مراکزصنعتی، زیرساختها و نیروی کار ایران را هدف قرار دادهاند. این حملات به تخریب ستون فقرات اقتصاد و اشتغال کشورانجامیده است؛ بخشهایی که میلیونها کارگر از طریق آن امرار معاش میکنند. اهمیت این مسئله به ویژه در مورد صنایع فولاد آشکار است؛ جایی که ایران در سال ۲۰۲۴، باتولیدی بیش از ۳۱ میلیون تن، دهمین تولید کننده بزرگ فولاد جهان به شمارمیرفت. این سطح از تولید، نه تنها حاصل استثمار شدید کارگران با دستمزدهایی بسیارپایینتر از خط فقر است، بلکه نشان دهنده نقش حیاتی آنان در تداوم صنعت و اقتصاد کشور نیز میباشد.
طبقه کارگر و مزدبگیران، که پیشترنیزهزینه این جنگ تحمیلی را از طریق استثمار شدید پرداختهاند، امروزبا از دست دادن جان و کار خود بار دیگربهای آن را میپردازند. همانگونه که آشکار است، جنگ تنها به تخریب زیرساختها محدود نمیشود، بلکه مناسبات معیشتی را نیز از هم میگسلد. کارگران در چنین شرایطی با دو نوع خشونت مواجه اند: خشونت مستقیم جنگ و خشونت ساختاری ناشی از بیپناهیا قتصادی. در نتیجه، محیط کار دیگر صرفاً محل تولید نیست، بلکه به نقطهای از تلاقی ناامنی، فقر و مرگ تبدیل شده است.
پیش از این نیز، حدود ۹۰ درصد از کارگران ایران با قراردادهای موقت و سفید و حداقل دستمزدهایی که حتی هزینههای یک هفته زندگی را تأمین نمیکرد، در شرایطی دشوار به سرمی بردند. اکنون با تشدید حملات ویرانگر، افزون بر آنکه جانشان بهطورمستقیم در معرض خطر قرار گرفته، در پی اختلال یا توقف تولید، امنیت شغلی آنان بیش از پیش تضعیف شده است. هر توقف تولید، بهمعنای تعویق دستمزدها، افزایش ناامنی شغلی و کاهش درآمد هزاران کارگر است.
این در حالی است که کارگران ایران بیش از چهار دهه برای دستیابی به حقوق و مطالبات خود از طریق اعتصاب و اعتراض مبارزه کرده و همواره با سرکوب مواجه شدهاند. اکنون همین طبقه، بدون هیچ گونه حمایت و امنیت، در برابر بمبارانها و پیامدهای اقتصادی آن قرار گرفته است. آنان نه در شکلگیری این وضعیت نقشی داشتهاند و نه ابزار دفاع از خود را در اختیاردارند، اما بیشترین هزینه را متحمل میشوند. هم زمان، شرایط جنگی عملاً هرگونه اعتراض و مطالبه گری را نیز به حاشیه رانده است.
بر این اساس، در شرایط خطیرکنونی، ایجاد نهادهایی در درون و بیرون طبقه کارگرکه بتواند زمینه سازشکل گیری تشکلهای تودهای و طبقاتی باشد، ضرورتی انکارناپذیر است. امروزه هرکارگرنسبتاً آگاهی میداند که نه تنها جنگ، بلکه «مرگ» نیز یکی ازکسب و کارهایی است که بورژوازی را درعرصه جهانی برپا نگه میدارد. بنابراین، یکی از وظایف مهم فعالان سوسیالیست کارگری، افشای ماهیت این جنگ و آگاهسازی درباره منافعی است که تولید و تجارت سلاح برای دولتهای درگیر به همراه دارد. باید نشان داد که چگونه نیروهای بورژوایی، چه در سطح داخلی و چه جهانی، با توسل به شعارهای فریبنده ای چون «دفاع از میهن»، در پی تداوم جنگ، نابودی زیرساختها، کشتار مردم و گسترش آوارگی هستند.
در پایان، «زن و برابری» با ابراز همدردی با خانوادههای کارگران جانباخته، خود را در غم آنان شریک دانسته و خواستار پایان فوری این جنگ است.
۱۰ فروردین ۱۴۰۵
هماهنگی زن و برابری